مفهوم اطلاعات و ارتباطات و میانکنش بین آنها
فهرست مطالب...
تعریف مفهوم اطلاعات و ارتباطات همیشه محل مناقشه بوده است. چنین اختلاف و گوناگونی در تعاریف تا حد زیادی به پیچیدگی این مفاهیم و زاویه دیدهای گوناگون در حوزه های مختلف علمی و فنی مربوط است. دکتر اسدالله آزاد در اینجا تلاش کرده دیدگاههای متفاوت را کنار هم قرار دهد تا متناسب با رویکرد و اهداف متفاوت بتوان از انها در بحثهای نظری و نیز اهداف کارکردی استفاده داد. این مقاله بخشی از کتاب اطلاعات و ارتباطات: مفاهیم، نظریهها و جغرافیای سیاسی است که نشر کتابدار از دکتر اسدالله آزاد منتشر کرده است.
درباره این پدیده ها، همچون بسیاری از پدیده های بنیانی، تاکنون تعریف دقیق و رسمی ارائه نشده است. بسیاری از متخصصان حوزه های مختلف موضوعی بیشتر کوشیده اند جلوه ها و ویژگیهای آنها را تا آنجا که به حوزۀ تخصصی آنها مربوط می شود تعیین کنند. به همین سبب اطلاعات در قلمروهایی چون ریاضیات، زبانشناسی، اقتصاد، روانشناسی، ارتباطات و جز آن توسط صاحب نظران مورد مطالعه و تحلیل قرارگرفته و خصیصه های متفاوتی برای آن برشمرده اند؛ به طور مثال، از دیدگاه فیزیک و زیست شناسی، اطلاعات ویژگی اصلی عالم معرفی می شود؛ در روان شناسی به منزله متغیری است که با برداشت حسی، ادراک یا دیگر فرآیندهای روانشناختی سروکار دارد؛ و در حوزه های اطلاع رسانی و ارتباطات به طور گسترده ای با پیامها ارتباط می یابد. اطلاعات را نه تنها متضمن پیام، بلکه متأثر از وضعیت، نوع کارکرد، ویژگی مسأله ای خاص و جز آن نیز دانسته اند.
اطلاعات را گاه، به پدیده های نسبتاً آشنای دیگری تشبیه کردهاند که بارزترین آنها تشبیه اطلاعات به ماده و انرژی است. و در این تشبیه گاه حتی فراتر اطلاعات را نوعی انرژی دانسته اند و جای اصطلاح “انرژی” اصطلاح “اطلاعات” را به کار بردهاند. البته اینگونه تشبیه ها در واقع تعبیری استعاری است تا تبیین علمی از ماهیت اطلاعات. بی تردید پژوهشهای فراوانی درباره مفهوم اطلاعات صورت گرفته، امّا تعریفی جامع و مانع که مورد قبول کلیه متخصصان رشته های مختلف علوم باشد، ارائه نشده است.[1]
اطلاعات با مفاهیم دیگری نیز سنجیده شده یا تأثیر و تأثر آنها مطالعه می شود که بعضی از مهمترین آنها را می توان چنین برشمرد:
بنا بر اصل ذخیره انرژی در مکانیک، مقدار معینی حرارت از لحاظ انرژی که در بردارد، برابر مقدار معینی کار است. امّا در موتورهایی که در آنها حرارت به کار مفید تبدیل می شود. این عمل فقط در صورتی انجام میگیرد که حرارت بتواند از منبعی با دمای بالاتر به مخزنی با دمای پایینتر جریان یابد. بنابراین، برای تبدیل حرارت به کار اختلاف دما اجتناب ناپذیر است. هرچه اختلاف دمای دو منبع کمتر باشد، مقدار حرارتی که می تواند تبدیل به کار شود کمتر خواهد بود. هرگاه دمای دو منبع یکسان باشد حرارتی جا به جا نخواهد شد و طبعاً کاری نیز انجام نخواهد گرفت. در چنین حالتی گفته میشود آنتروپی در بالاترین حد است. زیرا آنتروپی، در واقع، در دسترس نبودن انرژی حرارتی برای تبدیل به کار مفید است.
به همین ترتیب، اطلاعات زمانی از منبعی به منبع دیگر جریان می یابد که منبع ارسال کننده در قیاس با منبع دریافت کننده در سطح بالاتری قرار داشته باشد، تا بتواند در ساختار نظام دریافت کننده دگرگونی ایجاد کند. این دگرگونی ممکن است خود قابل تشخیص باشد، ولی رفتاری که از این دگرگونی ناشی می شود دارای جلوه هایی است که می توان آثارش را در آنها بازشناخت. این رفتار ناشی از دریافت اطلاعات به زبان ترمودینامیک، کار مفید و به زبان اطلاع شناسی، تصمیم گیری است. بنابراین، آنتروپی در واقع نبود اطلاعات برای تصمیم گیری است. آنتروپی با این تعبیر دارای اهمیت بسیار است و در اندازه گیری مقدار اطلاعات از آن استفاده های فراوانی کرده اند.
با پیدایش نظریۀ جنبشی ماده، دیدگاههای تازه ای باب شد و بهجای دما و حرارت، سخن از انرژی جنبشی ملکولهای تشکیل دهندۀ نظام به میان آمد، و بدین ترتیب، آنتروپی نیز با مفهوم احتمالـ ساختمان آرایش ملکولها در وضعیتی خاص تبیین گردید. علت آن که وقتی دمای سراسر یک نظام یکسان باشد، آنتروپی در بالاترین حد خواهد بود این است که اینگونه توزیع دما دارای بیشترین احتمال است. بنابراین، آنتروپی و احتمال، دو تعبیر متفاوت برای جریانی واحد است. یعنی هرچه احتمال بیشتری باشد، آنتروپی بیشتر است.
رابطه اطلاعات و احتمال نیزـ نظیر آنتروپیـ بنا بر شیوۀ برخورد نسبت به آن، به دو صورت قابل بررسی است.
الف) هرچه درجه احتمال بالاتر باشد، حضور اطلاعات کمتر است. اگر به ما بگویند خورشید فردا در مغرب غروب خواهد کرد، کمترین اطلاعات را به ما داده اند، چون وقوع چنین رویدادی از بالاترین حد احتمال برخوردار است، رابطه این دو به گونه ای است که وقتی احتمال خبری مساوی یک (صد در صد) باشد، مضمون اطلاعاتی آن صفر است؛
ب) هرچه درجه احتمال بالاتر باشد برای تبیین آن نیاز به اطلاعات بیشتری است. فرض کنید در مسابقه بیست سوألی شرکت کرده ایم، اگر در نخستین پرسش سوأل کنیم ” منقول” است؟
“بلی” یا “نه” پاسخ مجری برنامه، ما را به دو مجموعه احتمال وسیع روبهرو خواهد کرد که برای رسیدن به پاسخ نهاییـ یعنی رساندن درجۀ احتمال به صفر یا نزدیک به صفرـ به اطلاعات فراوانی نیاز است که از طریق پرسش و پاسخ می کوشیم به آن دست یابیم. اگر شرکت کنندۀ زیرکی باشیم، سعی می کنیم از ابتدا، با به “نظم” در آوردن پرسشها، میزان احتمال را سریعتر کاهش دهیم. از همینجا مسأله “نظم” و “بینظمی” در نظریه اطلاعات مطرح می شود.
ج) اطلاعات و بی نظمی. مفهوم “بی نظمی” در نظام نیز با آنتروپی پیوند دارد. در واقع “بی نظمی”، “احتمال”، و “آنتروپی” سه تبیین متفاوت از جریانی واحد است. رابطه دو مفهوم “بی نظمی” و “اطلاعات” را نیز می توان به دوگونه تعبیر کرد.
الف) هرچه بی نظمی کمتر باشد برای توصیف آن نیاز به اطلاعات کمتری است. به طور مثال چراغ راهنمایی چهارراهها در حالت عادی دارای کمترین بینظمی است، بنابراین، پیوسته می دانیم که پس از چراغ سبز، چراغ زرد، سپس چراغ قرمز روشن میشود. اگر زمانی که چراغ سبز روشن است به فردی که در اتومبیل کنا ما نشسته است بگوئیم که بعد از آن، چراغ زرد خواهد شد کمتر اطلاعات را به او داده ایم، زیرا جز آن انتظار ندارد و این مطلب را پیشاپیش میداند؛
ب) هرچه بی نظمی بیشتر باشد حضور اطلاعات در نظام کمتر است. در مثال بالا، هرگاه نظم معمول چراغ راهنمایی مختل شود، هیچ اطلاعی نداریم که پس از هررنگ چه رنگ دیگری روشن خواهد شد. بدین ترتیب نخواهیم دانست که حرکت بعدی ما چه خواهد بود.[2]
د) اطلاعات و تصمیم گیری. تصمیم گیری در واقع برنامه ریزی برای انجام کار است. زمانی که از رهگذری نشانی محلی را می پرسیم، پاسخی که دریافت میکنیم حرکت بعدی ما را تعیین میکند، زمانی که به واژه نامه رجوع میکنیم، معنا یا املای واژۀ مورد جستجو، حرکت بعدی ما راـ یعنی چگونگی کاربرد آن را مشخص می سازد. اگر بگوییم اطلاعات و تصمیم گیری دو روی یک سکه است، گزاف نگفته ایم. زیرا بدون اطلاعات امکان هیچگونه تصمیم گیری نیست.
یکی از مفاهیم کلیدی در اطلاع رسانی، مفهوم اطلاعات است. واژه نامه انگلیسی جانسون[3] که در سال 1755 میلادی به چاپ رسیده است به سه کاربرد واژۀ “اطلاعات” اشاره می کند:
o هوش داده شده، تعلیم، یعنی عمل گفتن چیزی به کسی که احتمالاً بدون در نظر گرفتن محتوای پیام بوده است. کاربرد رایج این اصطلاح در زبان انگلیسی به پایان قرن چهاردهم میلادی برمی گردد. معنی تعلیم نیز با آموزش مرتبط است.
o متهم کردن یا تفهیم و اتهام، این معنی کاربرد خاص واژه را در رشتۀ حقوق مشخص می کند.
o عمل با خبرکردن یا برانگیزی، که به هستی شناسی اشاره دارد که از زمان سقراط برجای مانده و تاکنون تغییر نیافته است.
طبق واژه نامه آکسفورد (1961) واژۀ اطلاعات از قرن چهارم میلادی برای نشان دادن عمل اطلاع دهی، قالبریزی ذهن یا شخصیت، تربیت، تعلیم و آموزش به کار رفته است و…
چنانچه بار دیگر به واژه نامۀ آکسفورد مراجعه شود میتوان میان معنای معرفت شناختی و هست یشناسی اطلاعات تمایز قائل شد. در این واژه نامه، تعاریف زیر ارائه شده است:
ـ عمل اطلاع دادن، شکل دادن یا قالب بندی ذهن یا شخصیت، تربیت، تعلیم، آموزش؛
ـ عمل اطلاع دادن یا باخبرساختن، انتقال دانش یا خبر از حقیقت یا واقعه ای، عمل بازگویی یا شنیدن حقیقت چیزی؛
ـ دانش منتقل شده درباره برخی حقایق، موضوعها، یا حوادث.
بررسی اخیر نشان میدهد که توافق برسر تعریف واحد و یکپارچه ای از اطلاعات وجود ندارد[4] اطلاع یا خبر یا آگاهی یکی از اشکال ارتباط بین افراد و گروههاست و به عبارت دیگر می توان گفت بین ارتباط و اطلاع نسبت کل به جزء برقرار است. یعنی هر خبر واطلاع یک نوع ارتباط تلقی می گردد، ولی هر ارتباطی، اطلاع و خبر محسوب نمی شود. به طور کلی، وقتی عاشقی با بیان و نگاه و لبخند، علاقه و محبت خود را به معشوق ابراز می دارد، با او ارتباط می یابد و مقدمات دوستی آینده و زندگی مشترک را فراهم می سازد. امّا این ارتباط زمانی می تواند جنبۀ خبری پیدا کند که به مناسبتی جریان ازدواج آنها در روزنامه منتشر گردد و به اطلاع عموم برسد. همچنین موقعی که دو یا چند نفر درباره وضع هوای روز، گرما، سرما، و فراوانی یا کمی برف و بارانـ صحبت می کنند، گفت و گوی آنها یک ارتباط معمولی بشمار می رود؛ ولی اطلاعی که روزنامه یا رادیو و تلویزیون دربارۀ وضع هوای فردا در اختیار آنان می گذارند، یک خبر تلقی می شود.
اگر به ریشۀ لغوی کلمه “اطلاع” در زبان فرانسه مراجعه گردد، معلوم می شود که این کلمه از یک اصطلاح لاتینی به معنای “شکل یافته” (in forma) مشتق شده است و به همین جهت امروز نیز اندیشه شکل دادن به پیامهای ارتباطی به منظور آگاه ساختن و در جریان قراردادن مخاطبان، در آن ملحوظ میباشد. در اصطلاح حقوقی نیز اکنون کلمه “آگاهی” تشکیل پرونده برای به دست آوردن اطلاعات را شامل می شود. به همین سبب وقتی از “اداره آگاهی” سخن به میان می آید، جست و جو و تحقیق و کسب اطلاعات لازم برای روشن شدن مسائل قضایی به ذهن خطور می کند.
اگر تحول کلمه اطلاع یا خبر در لغتنامه های زبانهای لاتین بررسی شود، معلوم می شود که معنای کنونی این کلمه از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی رواج یافته است. مثلاً در چاپ سال 1863 فرهنگ فرانسوی “لیتره” در میان چند معنایی که برای فعل “in forma” بهکار رفته است، در سومین معنا “اطلاع یافتن” ذکر گردیده است. در چاپهای سالهای 1931و 1951فرهنگ فرانسوی “لاروس” یک ستون کوتاه به کلمه “اطلاع” اختصاص یافته است و در میان معانی مختلف “مقاله روزنامه” که در آن به طور خلاصه یک واقعه یا حادثه روز به روز بررسی شده باشد، بیان گردیده است. امّا در آخرین چاپ “لاروس” برزگ در سال 1971 برای معانی گوناگونی این کلمه چند ستون در نظر گرفته شده است و ضمن آنها نظریه های ریاضی اطلاعات نیز بررسی گردیده است.
بنابراین، معنای کلمۀ مذکور، بتدریج از صورت کلی آن یعنی ” هرخبر و اطلاع” که به نحوی به افراد یا گروههای انسانی منتقل گردد، خارج شده و به صورت مشخص “خبرهای وقایع جاری که با وسائل انتشار جمعیـ روزنامه، رادیو، تلویزیون، به جماعت انسانی انتقال می یابد، در آمده است. و اکنون علاوه بر این معنا، عمل ارتباط و انتقال اطلاعات را نیز در برمیگیرد دو عنصر منتشر شدن و نوبودن از ویژگیهای اطلاع یا خبراست.
کلمۀ اطلاعـ معمولاً به معنای شکل بندی اخبار به منظور انتقال و انتشار آنها به کار میرود و به همین جهت خبرهای تازه را نیز به عنوان نوعی از اطلاع دربرمی گیرد. این کلمه در عین حال یک مفهوم خاص علمی نیز پیدا کرده است. به طور کلی تحول لغوی کلمه “اطلاع” را باید با توجه به روشها و وسائل آن و افراد و گروههایی که از آن بهره برداری میکنند، مورد بررسی قرار داد.
کلمۀ “اطلاع” که در زبان معمولی، عمل جمع آوری، تنظیم و انتشار اخبار را بیان می کند و در زبان حقوقی طرز تعقیب جرائم و کسب اطلاعات قضایی را مشخص می سازد، در سالهای اخیر در زبان علمی مفهوم روشنتری به دست آمده است و معرف “نظریه ریاضی” اطلاع و علم “اطلاع سنجی” و علم “سایبرنتیک” گردیده است.
کلمه “اطلاع” در نظریه ریاضی اطلاع که از سالهای پس از جنگ جهانی دوم مقام علمی خاصی پیدا کرده و به معنای اصل خود بازگشته است. در این نظریه، اطلاع به معنای محاسبه عددی امکانات متناوبی است که به منظور “شکل بندی” یا ایجاد یک پیام با توجه به گیرندگان آن، انتخاب می گردد و هماهنگی و ناهماهنگی آنها اهمیت فراوان دارد.
نظریه اطلاع که در سال 1949 میلادی برای استفاده در مسائل “ارتباطات دور” پدید آمد، مجموع تحقیقاتی را که برای سنجش مقداری اطلاع انجام می شود و همچنین با صرفه ترین وسائلی را که به منظور به دست آوردن حداکثر اطلاع مورد استفاده واقع می گردد، در بر می گیرد. باید یادآوری کرد که دربارۀ نام گذاری این نظریه گاه ابهام و اشتباه پیش می آید. زیرا بعضی برای آن به جای کلمه “ارتباط” از “نظریه ریاضی ارتباط” سخن می گویند. بدین ترتیب بسیاری از کسانی که در این مورد با دو نام جداگانه برخورد می کنند، آنها را متفاوت می پندارند؛ در صورتی که بین این دو نظریه تفاوتی نیست و چون هر دو بر مفهوم “اطلاع” مبتنی می باشد، در واقع یک نظریه را تشکیل می دهند. اشتباه در این مورد ناشی از به کار رفتن کلمه “ارتباط” در کتاب معروف ” تئوری ریاضی ارتباط” تألیف کلود شانون و وارن ویور امریکایی است.
باید دانست که شانون و همکار او که از مبتکران اصلی این نظریه محسوب می شوند، کلمه “ارتباط” را در عنوان کتاب خود به معنای عمل انتقال و تبادل به کار نبرده اند، بلکه منظور آنها بررسی پیام ارتباطی است که به نام “اطلاع” بین فرستنده و گیرنده منتقل و مبادله می گردد.
برای آنکه مفهوم “اطلاع” در این مورد روشنتر شود، باید به ارزش پیام برای گیرنده توجه گردد. به طور کلی گیرنده موقعی تحت تأثیر یک پیام واقع می شود که این پیام نسبت به آنچه می دانسته است، تازگی داشته باشد. به عبارت دیگر هر پیام به منظور انتقال یک آگاهی تازه به کارمی رود و میزان همین آگاهی تازه است که تحت عنوان “اطلاع”، واحد ارزیابی قرار می گیرد. در هر ارتباطی که بین فرستنده و گیرنده برقرار می شود، ضمن تبادل پیام تعدادی از آگاهیهای قبلی نیز به گیرنده منتقل می گردد. و چون ارزش اطلاع موجود در هر پیام برای گیرنده، به میزان تازه بودن و غیرقابل پیش بینی بودن آن بستگی دارد، بنابراین، هر اندازه که عناصر تازه یک پیام بیشتر باشد، ارزش آن بالاتر می رود. بدین ترتیب، مفهوم “اطلاع” موضوع اندازه گیری و سنجش را مطرح می کند و بر این اساس میت وان به ارزیابی آماری عناصر تشکیل دهندۀ هر پیام پرداخت و موقعی که احتمالات مختلف وجود این عناصر شناخته شده باشد، محاسبه کمیتی اطلاع موجود در هر پیام به خوبی امکانپذیر است.
پس میتوان نتیجه گرفت که “اطلاع” چیزی جز یک اندازه و مقیاس نیست و همان طور که مجموع اندازه های یادداشت شده برروی نقشۀ یک خانه بهوسیلۀ مهندس معماری، خود خانه نیست، به همانگونه، اطلاع نیز به خودی خود چیزی مستقلی بشمار نمی رود.
اغلب درباره “اطلاعات” و آنچه معمولاً “خبر” نامیده می شود، اشتباه می کنند. باید یادآور شد که “اطلاع” مورد نظر در نظریۀ علمی اطلاع، یک مقیاس ریاضی است که برای اندازه گیری مقدار تازگی پیام نزد پیام گیرندگان از آن استفاده می شود. در صورتی که خبرهای معمولی، پیامهایی است که اطلاعات دربارۀ برخی از وقایع و مسائل اجتماعی در اختیار خوانندگان، شنوندگان و بیندگان قرار می دهند.
به منظور آشنایی بیشتر با مفهوم “اطلاع” از جهت علمی، باید مسائل اندازه گیری پیامهای ارتباطی را روشنتر ساخت. لایبنیتز”Leibniz” فیلسوف و ریاضیدان آلمانی نخستین کسی است که موضوع سنجش مقداری پیامهای ارتباطی را مطرح کرده است. وی معتقد است که هر نوع پیامی را با هر درجه وسعت لغوی، میتوان به صورت یک دسته پرسشهایی که پاسخ آنها “آری” یا “نه” است درآورد و با یک گروه عددی مشخص ساخت.
کلود شانون امریکایی و همکار او، در نظریۀ ریاضی اطلاع از روش شمارش تصاعدی اعداد زوج که به انگلیسی “Binary Digit” نامیده می شود، استفاده کردهاند و علامت اختصاری این روش را تحت عنوان بیت “Bit” واحد اطلاع معرفی کرده اند. بدین ترتیب “واحد اطلاع” میتواند شاخص انتخاب “آری” یا “نه” قرار گیرد. به طور مثال در یک مسابقه هوش رادیویی که به نام مسابقه بیست سؤالی انجام میشود. شیئی معین که قبلاً در نظر گرفته شده است، مورد پرسش واقع می گردد. در این مسابقه داوطلب پاسخگویی میتواند برای پیدا کردن نام شیئی مورد نظر، بیست سؤال عنوان نماید که گردانندگان مسابقه با پاسخ آری یا نه آنها را قبول یا رد میکند. فرض کنیم مسابقه دهنده، سؤالها را با توجه به حروف الفبا و کلماتی که براساس آنها در یک فرهنگ خاص 25 هزار لغتی وجود دارد، مطرح سازند. مثلاً ابتدا سؤال کند که آیا این شیء در فرهنگ نوشته شده است؟ هرگاه پاسخ مثبت بگیرد در آن صورت ممکن است بپرسد که آیا این واژه در ربع اول فرهنگ آمده است؟ اگر پاسخ منفی باشد، آشکار است که این لغت در ربع دوم فرهنگ قرار دارد. در سومین سؤال خواهد پرسید که آیا نام “آن شیء” بین فلان و فلان کلمه دیگر است، و چون به همین ترتیب برای مشخص شدن نام شیء به سؤالها ادامه می دهد، ابهام در اینباره به سرعت کاهش خواهد یافت و در سؤال پانزدهم چون همه امکانات موجود در فرهنگ لغت بررسی شده است، فوری نام شیء مورد مسابقه را پیدا خواهد کرد.
بدین طریق انتقال پیام از فرستنده که طرح کننده موضوع مسابقه است به گیرنده یا برندۀ مسابقه که قبلاً هیچ اطلاعی از موضوع نداشته است، شاخص تناوبهایی است که در پانزده سؤال تصاعدی وجود دارند. به عبارت روشنتر باید گفت که اطلاع ناشی از کشف نام شیء مورد نظر در این مسابقه حاوی 15 (Bit) میباشد. اندازه گیری مقدار تناوبهای پیاپی موجود در یک پیام، با استفاده از نظریه ریاضی اطلاع سبب می شود که در جریان ارتباط و عمل انتقال پیام بین فرستنده و گیرنده بتوان از حداقل امکانات فنی برای مبادله حداکثر پیام بهره برداری گردد و هزینه های ارتباطی را نیز به حداقل ممکن کاهش دهد. باید در نظر داشت که عامل اصلی پیدایش این نظریه به وسیله کلود شانون و همکار او، فراهم کردن امکانات فوق برای ارتباطات تلفنی در فواصل دور بود. زیرا در سالهای پس از جنگ جهانی دوم به سبب محدود بودن تعداد خطهای ارتباطی و گرانی نرخ مکالمه، دشواریهای فراوان در محدود بودن تعداد خطهای ارتباطی و گرانی نرخ مکالمه، دشواریهای فراوانی در امریکا و سایر کشورهای دنیا وجود داشت. به همین سبب شرکت تلفنی “بل” به کمک شانون و دانشمندان دیگر به فکر چاره جویی افتاد بود.
بدین ترتیب محاسبه ظرفیت اشغال خطوط و به طور کلی اندازه گیری مقدار اطلاع و مسئله اختلالهای صوتی که هنگام برقراری ارتباط ایجاد می شود اهمیت فراوان پیدا کردند و در قالب کلی اندازه گیری نظم و بینظمی مدلهای گوناگون اطلاع، براساس مفاهیم تناوب و تناسب احتمالات، برای آنها فرمولها و راه حلهای خاصی ایجاد شدند. نظریه ” ریاضی اطلاع” بزودی در پیشرفت علوم و فنون جدید و مخصوصاً ساختن مغزهای الکترونیکی که هدف اصلی آنها تدارک و تجزیه و تحلیل اطلاعات و حل مسائل بسیار پیچیدۀ علمی است، نقش مهمی به عهده گرفت. برای حل اینگونه مسائل پیچیده نیز، احتمال امکاناتی که در نتیجه توالی و تناوب اطلاعات پدید می آیند، به کمک دستگاههای خودکار مورد محاسبه قرار می گیرد. بدین ترتیب به کمک نظریه اطلاع، میتوان به اطلاع سنجی پرداخت و از دستگاههای خودکار شمارگر و حسابگر در زمینه امور مختلف اجتماعی بهره برداری کرد.[5]
استاد حمید مولانا در کتاب ارتباط شناسی، اثر آقای مهدی محسنیان راد، در مقدمه ای فرموده اند که آن طور که من اطلاع دارم کتابی که واژه و مفهوم “ارتباطات” را از جنبه های نظری و علمی بررسی جامعی کند، به زبان فارسی وجود ندارد. درنوشته هایی که تاکنون در ایران به چاپ رسیده نظریه های ارتباطات از دیدگاه رسانه های جمعی و به صورت خیلی پراکنده از دریچۀ علوم دیگر مورد بحث قرار گرفته است.
در نوشته ها و گفتارهای مربوط به Communication، لغت “ارتباط” یا “ارتباطات” در ایران معمول شده است و این لغت را مترادف واژه و مفهوم انگلیسی یا لاتین “کامیونکاسیون” یا “Communications” “کامیونکاسیونس” به صورت جمع به کار می برند.
برای من این موضوع قابل تأمل و تردید است … ریشه لغت لاتینی بیش از همه جنبه ای را که در دو نقطه یا دو نفر چیزی باهم مشترک داشته باشند در بردارد. لغت “ارتباط” در فارسی حاوی این بند اشتراکی نیست و معمولاً جنبۀ فنی و علمی دارد. این مشکل، تنها در زبان و و استعمال فارسی کنونی آن نیست، بلکه در زبانهای دیگر مخصوصاً در مباحث مربوط به علم این رشته به ویژه در ترجمه و استفاده از آن وجود داشته است. لغت “کامیونکاسیون” در مدلهای ریاضی، فلسفی، و زیست شناسی توسط دانشمندان این رشته ها استفاده شده است. و در امور اجتماعی بیش از همه به عقیدۀ من معنی و تعریف این واژه دو عامل و اصل مهم را در بردارد: یکی اصل شرکت کردن یا مشارکت و دیگری اصل اعتماد، بدون این دو عامل اصلی، چنین واژه ای آن طور که در علوم اجتماعی از آن باید استفاده شود، معنی خود را از دست می دهد.
باید توجه داشت که استعمال واژۀ ارتباط به صورت جمع یعنی “ارتباطات” بیشتر به معنی جنبه مطالعه ابزار و لوازم و فن این پدیده را می رساند و جنبۀ مفرد آن بیشتر به سیر و جریان این رشته مربوط می شود.[6]
ارتباط معانی مختلفی دارد، از آن جمله: گزارش دادن، پیوند دادن، منتقل کردن، بیان کردن، منتشر کردن. به طور کلی کلمه ارتباط به معنای وسیع آن مفاهیمی نظیر انتقال و انتشار آگاهیها و اندیشۀ و همکاری عمومی را در برمی گیرد.
فرهنگ انگلیسی وبستر در تعریف ارتباط آمده است: ارتباط عبارت است از عمل انتقال، اظهار، بیان و گفت و گو بین یک فرد با افراد دیگر
در فرهنگ دانشگاهی (انگلیسی ـ فارسی) آریان پور معادلهای فارسی زیر را برای کلمه ارتباط آورده است: ارتباط، وسایل ارتباطی، مبادله، گزارش، خطوط ارتباطی، گزارش، ابلاغیه، مراوده، اخبار، جلسه رسمی و سرّی، کاغذنویسی، مکاتبه، سرایت و راه.
در فرهنگ فارسی معین، ارتباط در معنی مصدری متعدی: بستن، بستن چیزی یا چیز دیگر، ربط دادن، و در معنی مصدر: بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه آمده است.
قديميترين فكر مربوط به ارتباطات به وسيلۀ ارسطو بوده است. وي در كتاب “ريطوريقا از ارتباط انديشمندانه يا ارتباط عاميانه يا بازاري صحبت مي كند. وي هدف ارتباط را جستجو براي دستيابي به همه وسايل و امكانات موجود براي ترغيب و اقناع ديگران ميداند. به اين صورت كه برقرار كننده ارتباط از هر راه و وسيلهاي كه امكان داشته باشد، طرف مقابل ارتباط يا مخاطب خود را تحت نفوذ درآورده و نظر و انديشۀ خود را به او بقبولاند.
براي آنكه مفاهيم ارتباط روشنتر شود، چند نمونه از تعريفهايي كه دانشمندان و متخصصان علوم ارتباطات در اين زمينه بيان كردهاند، ذكر مي گردد.
ادوين امري[7] (1967( در كتاب مقدمهای بر ارتباطات جمعي براي ارتباط تعريف زير را ارائه مي دهد: «ارتباط عبارت است از فن انتقال و اطلاعات و افكار و رفتارهاي انساني از يك شخص به شخص ديگر. به طور كلي هر فرد براي ايجاد ارتباط با ديگران و انتقال پيامهاي خود به ايشان از وسايل مختلف استفاده مي كند. مثلاً وقتي انسان ميخندد، با نگاه و لبخند، نشاط خود را به ديگري نشان مي دهد. همچنين هنگامي كه شخصي به شخص ديگري صبح بخير ميگويد، با بيان شفاهي، دوستي و صميميت خويش را به او مي فهماند. به همين ترتيب موقعي كه انسان به ديگري نامه مي نويسد، با بيان كتبي مقصود خود را به نظر او مي رساند و با وي ارتباط برقرار مي كند.
رد فيلد[8] در تعريف ارتباط مي گويد: ارتباط پهنۀ گسترده مبادلات انساني حقايق و عقايد است. در تعريف لاندبرگ[9] ارتباط اينگونه بیان مي شود: «ارتباط … آن شكل از كُنش متقابل است كه از طريق نمادها صورت مي گيرد. اين نمادها ممكن است نمادهاي اشارهاي، تصويري، تجسمي، لفظي يا هر نماد ديگري باشد كه به منزلۀ محرك رفتار عمل ميكند. رفتاري كه به وسيلۀ خود نماد و بدون وجود شرايط ويژه آن كس كه واكنش نشان مي دهد بروز نمي كند. روتسن در تعريف ارتباط مي گويد: مقصود اصلي ما تغيير دادن روابط ذاتي ميان ارگانيسم خود ما و محيطي است كه در آن به سر مي بريم. بهويژه مقصود اصلي ما كاهش اين احتمال است كه تنها آماج نيروهاي خارجي باشيم، و افزايش اين احتمال كه خود اعمال كنيم. مقصود اصلي ما در ارتباط آن است كه به يك عامل اثرگذار تبديل شويم. بر ديگران، بر محيط فيزيكي خود و برخودمان تأثير بگذاريم و به صورت يك عامل تعيين كننده درآئيم و در اين كه اشياء چگونه باشد حق نظر داشته باشيم.
انجمن بين المللي تحقيقات ارتباط جمعي، ارتباط را اينگونه تعريف مي كند: هنگام صحبت از ارتباط، منظور روزنامه ها، نشريه ها، مجله ها، كتابها، راديوها، تلويزيونها، ارتباطات راه دور تلفن، تلگراف، كابلهاي زير درياييها و پست است. همچنين ارتباط چگونگی توليد و توزيع كالاها و خدمات مختلفي را كه وسايل و فعاليتهاي فوق برعهده دارند و مطالعات و پژوهشهاي مربوط به محتواي پيامها و نتايج و آثار آنها را در برمي گيرد. ارتباط را مي توان جرياني دو طرفه دانست كه طي آن دو يا چند نفر به تبادل افكار، نظريات، احساسات و حقايق مي پردازند و از طريق به كار بردن پيامهايي كه معنايش براي همه آنها يكسان است به انجام اين امر مبادرت مي ورزند. هنگامي كه ارتباط را كوشش آگاهانه فرستنده پيام براي سهيم ساختن گيرنده در اطلاعات، عقايد، طرز فكرهايشان مي دانيم، مسأله تفاهم و هماهنگي فرستنده و گيرنده اهميت اصلي و اساسي خود را به دست مي آورد.
در تعريف ديگر، ارتباط عبارت است از هرگونه انتقال پيام بين فرستنده از يك طرف و گيرنده از طرف ديگر، خواه فرستنده انسان باشد و خواه يك دستگاه مكانيكي.
كلود شانون و وارن ويور و دانشمند امريكايي در كتاب معروف خود با عنوان ” تئوري رياضي ارتباط” مينويسند: كلمه ارتباط معرف تمام جريانهايي است كه به وسيله آنها يك فكر مي تواند فكر ديگري را تحت تأثير قرار دهد. به عبارت ديگر ارتباط سبب مي شود كه وجدان انسان در وجدان ديگران تصاوير و مفاهيم، تمايلات و رفتارها و آثار رواني گوناگون به وجود آورد.[10]
چارلز كولي، دانشمند جامعه شناس امريكايي در سال 1909 در كتاب معروف خود با نام “سازمان اجتماعي”، ارتباطات را چنين تعريف كرده است: “ارتباط ساز و كاري است كه روابط انساني براساس و به وسيلۀ آن به وجود ميآيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پايه آن توسعه پيدا كند. ارتباط حالت چهره، رفتار، حركات، طنين صدا، كلمات، نوشته ها، چاپ، راه آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسايلي كه اخيراً در راه غلبه بر مكان و زمان ساخته شده است، همه را در برمي گيرد. در اين تعريف چند عنصر وجود دارد:
- نخستين انديشه مهم موجود در اين تعريف آن است كه ارتباط را بر مبناي اساسي روابط انساني قلمداد مي كند.
- انديشۀ مهم ديگر آن معرفي ارتباط به عنوان جريان خاصي است كه روابط انساني با استفاده از آن عملاً برقرار مي گردد.
- در اين تعريف به عنصر ديگري كه مي توان آن را نمادگذاري و مظهرسازي ( كلمات، علامتها، تصويرها و مانند آن) ناميد و لازمۀ برقراري ارتباط بين انسانهاست، نيز اشاره شود.
- آخرين عنصري كه در اين تعريف مشاهده مي شود، وسيلۀ انتقال است كه موضوع و محتواي روابط انساني (اطلاعات، افكار، تمايلات، تجربه ها و نظاير آن) را از شخصي به شخص ديگر يا از گروهي به گروه ديگر، منتقل مي كند.
در تعريف فوق مي توان نتيجه گرفت كه “ارتباط” رابطۀ انساني را از حالت ” جوهر” به مرحله “وجود” ميرساند و از حالت بالقوه به حالت بالفعل در ميآورد و به آن واقعيت تاريخي مي دهد. به عبارت ديگر بايد گفت كه رابطه انساني بدون “ارتباط” مانند عكس يا تصويري است كه هنوز ظاهر نشده يا مشخصات و حدود آن آشكار نگرديده است. موضوع ديگري كه در تعريف بالا ديده مي شود ساز و كار ارتباط است. در اين تعريف، كولي ” ارتباط را يك ساز و كار” يا تركيب و جريان خاصي مي داند كه معمولاً ضمن آن پيامهاي شخص، اشخاص يا گروهها كه منشاء و منبع ارتباط ناميده مي شود اغلب با نشانه ها و علامتهاي مخصوص (رقم، كلمه، صدا) از طرف فرد يا مركز فرستنده (ارتباط گر يا تهيه كننده پيامها) نشانه گذاري ميكند و با استفاده از يك وسيله يا مجرا يا شبكه ارتباطي منتقل يا پخش مي شود و پس از دريافت از طرف يك طرف، فرد يا مركز گرفته و تبديل نشانه و رمز به زبان عادي به مخاطب يا مخاطبان ارائه ميگردد.
ارتباطات سنگ پايه اوليه تمدن بشري است. هرقدر كه جامعه از سادگي به سوي بغرنجي پيش مي رود و پيچيده تر مي شود، ارتباطات انساني نيز اشكال پيچيده تري به خود مي گيرد تا جايي كه اين درهم پيچيدگي ارتباطات ميان انسانها، امروزه يكي از مهمترين ويژگيهاي سازماني بشري است. مبادله افكار و اطلاعات ميان آحاد انساني، يكي از مبرمترين نيازهاي زندگي اجتماعي است و ارتباطات به عنوان حلقه واسطه، فرد را به جامعه متصل كرده و زمينۀ انتقال ميراث فرهنگي از نسلي به نسل ديگر را فراهم آورده است. گستردگي جوامع توده دار، وجود ابزار و لوازم را براي برقراري ارتباط ايجاب كرده است كه وسايل ارتباط جمعي از جمله نمونه هاي بارز آن به شمار مي رود. در مطالعه ارتباطات، با انواع پيوندهاي اجتماعي در جامعه سرو كار داريم. در اينجا مي كوشيم تقسيم بنديهاي مختلف از ارتباط را به طور جداگانه بررسي كنيم.
الف) ارتباط از نظر برقرار كننده و دريافت كننده.
در ارتباط از نظر برقرار كننده و دريافت كننده، ارتباط به قسمتهاي زير تقسيم مي شود:
- ارتباط انسان با انسان، 2. ارتباط انسان با حيوان، 3. ارتباط حيوان با انسان، 4. ارتباط حيوان با حيوان، 5. ارتباط انسان با ماشين و ماشين با انسان، 6ـ ارتباط انسان با مبداء خلقت.
به عنوان نمونه حيوانات در طول حيات خود با يكديگر برابر نمادهاي غريزي ارتباط برقرار مي كنند. اين ارتباط عموماً براي منظورهاي زير صورت مي گيرد:
- خبر دادن (خبر كردن نوزادان، همنوعان، اعلام وجود دشمن، غذا، …).
- نشان دادن احساسي كه در آن لحظه بر حيوان مستولي است (خشم، ترس، …).
- رفع نيازهاي غريزي و همجنس خواهي.
ب) ارتباط از نظر نماد
در ارتباط از نظر نمادي كه به كار گرفته مي شود ميتوان به دو گروه تقسيم كرد:
- ارتباط كلامي در اين نوع ارتباط كلمات كه واحد زبان هستند به صورت نوشتاري و يا گفتاري در خدمت ارتباط درمي آيند.
- ارتباط غير كلامي هرگاه براي انتقال پيام از نمادي غير از كلمات استفاده شود، ارتباط غيركلامي برقرار گرديده است. نماد غير كلامي مي تواند به صورت نقاشي، رقص، زبان و يا هر نماد ديگر باشد. عموماً ارتباط غيركلامي را به صورت زبان علامات، زبان اشياء و زبان حركات تقسيم مي كنند.
انسان با استفاده از ارتباطات، تواناييهاي جديدي را براي خود به وجود آورده است. مثلاً با بهره گيري از علايم و نشانه هاي ارتباطي، رفتار اجتماعي خود را در شهرها و اجتماعات بزرگ و كوچك مهار مي كند. با استفاده از زبان و خط، فرهنگ، تاريخ، علوم و تجربيات خود و گذشتگان را به آيندگان منتقل مي سازد. و از همه مهمتر با استفاده از وسايل ارتباطي، جامعه را براي توسعه يافتن و بهتر زندگي كردن آماده مي سازد.
از آنجایي كه ارتباطات يكي از اهرمها و وسايل مؤثر در زندگي اجتماعي انسان به شمار مي رود، نقش ارتباطات را در جريان توسعه جوامع بشري نمي توان امري ساده تلقي كرد. آنچه در حال حاضر به صورت يك پديده متحول و مهم در جوامع مختلف نمود عيني يافته و همه كنشهاي اجتماعي را تحت تأثير قرار داد، پديده اي است كه بايد آن را شكل تكامل يافته شبكه هاي ارتباطي بشر نخستين تا به امروز دانست. رشد و تكامل فعاليتهاي ارتباطي و وابستگي جوامع حاضر به نقش كليدي آن براي ايجاد تحولات اساسي، چنان پُرشتاب و عميق بوده است كه به حق بايستي آن را به مشابه انقلابي عظيم دانست و زمينه اصلی هرگونه دگرگوني اجتماعي و فرهنگي را در گسترش شبكه هاي ارتباطي دانست.
انسان امروزي پس از تأمين نيازهاي اوليه خود ناگزير به استفاده از شبكههاي ارتباطي موجود در جامعه است، تا به كمك آن بتواند مراحل رشد و تكامل مادي و معنوي را طي كند، به خصوص اينكه كمبود نيروهاي انساني در زمينه هاي گوناگون، گروههاي مختلف جامعه را ملزم به بهره گيري از شبكه ها و وسايل ارتباطي متعددي نموده است. همچنين بسياري از پژوهشگران مسايل مربوط به توسعه كشورهاي جهان سوم معتقدند كه با استفاده صحيح از وسايل ارتباط جمعي ميتوان با فقر و بيسوادي به مبارزه اي بي امان پرداخت و با ارائه پيامهاي فرهنگي و اجتماعي و آموزش فنون حرفهاي به گروههاي كار در جامعه كمكهاي شاياني نمود.
به عبارت ديگر، نگاهي به تحولات تدريجي وسايل ارتباطي در قرن حاضر بيانگر آن است كه تفكر انسان تا چه حد به ابزارهاي ارتباطي، از زبان به عنوان نخستين وسيله ارتباطي گرفته، ابزارهای پيچيده انتقال اطلاعات مانند خطوط الكترونيكي و نيز ماهواره ها وابسته و مديون آن است. اگر اين ابزارهاي ارتباطي نبود، تفكر و شرايط فعلي نيز در جهان وجود نداشت.[11]
- 1. اشرفی ریزی، حسن، کاظم پور، زهرا. جغرافیای سیاسی اطلاعات (فاصله بی فاصله) تهران: چاپار، 1386 . ص 55)
- پیشین، ص 56-57.
دستهبندی مقالات
- آموزش داستان نویسی (4)
- زندگی و خاطرات (8)
- مصاحبه و گفتگو (4)
- وبلاگ کتابدار (7)
نوشتههای تازه
مقالات مرتبط با نویسنده
دکتر سعید رضایی شریف آبادی، استاد دانشگاه الزهرا از خاطرات خود با استاد زاهد بیگدلی در دانشگاه نیو ساوت ولز
پروفسور محمدحسین دیانی و پروفسور جعفر مهراد از اولینهای کتابداری ایران هستند. دوستی و همکاریشان دیرینه است و در کارها
سواد و مفهوم آن فصل نخست از کتاب «درآمدی بر سواد رسانهای: از شناخت رسانه تا تربیت رسانهای» است که
شورای کتاب کودک در پنجاهمین سال تاسیس خود از ۳۵ نفر خواست حرف دل شان را درباره شورا بنویسند. سردبیر
«رفت مسافرت!» عنوان یادداشتی است از حمید محسنی که در یادنامه استاد دکتر زاهد بیگلدلی، از استادان دوستداشتنی دانشگاه شهید


