شورای کتاب کودک، فانوس دریایی
- نویسنده: نوش آفرین انصاری
فهرست مطالب...
شورای کتاب کودک در پنجاهمین سال تاسیس خود از ۳۵ عضوش خواست حرف دل شان را درباره شورا بنویسند که سردبیر آن شهرام اقبال زاده بود. نتیجه اش کتابی شد با عنوان آن «ارج نامه علم عاشقی: به مناسبت پنجاه سال فعالیت فرهنگی شوراي كتاب كودك». استاد نوش آفرین انصاری بر این کتاب مقدمه ای نوشت که لب کلام همه ان ۳۵ نفر است، و محل ورود خواننده به دل هر نوشته و نویسنده اش. در ادامه متن کامل نوشته استاد انصاری را می خوانید. سعی می کنیم به تدریج دلنوشته ها را در این وبلاگ منتشر کنیم تا خوانندگان بیشتری با شورای کتاب کودک و این اثر آشنا شوند. ارج نامه علم عاشقی (حاوی متن کامل همه دلنوشته ها) را نشر کتابدار به شکل چاپی و الکترونیکی منتشر کرده و در دسترس علاقمندان است.
فانوس دریایی
زماني که همكار ارجمند و دبیر علمي تدوین کتاب «ارج نامه علم عاشقی: به مناسبت پنجاه سال فعالیت فرهنگی شوراي كتاب كودك» آقاي شهرام اقبال زاده از من خواستند مطلبي را به عنوان مقدمة ارج نامه پنجاه سالگي شورا تقديم کنم، به نظرم رسید که اين يادداشت را با استفاده از بخش دلنوشته ها تهیه کنم. به اين ترتیب 35 مطلب ارزشمند را خوانده و يادداشت برداشته ام که برخي از دريافت هايم را ذيل چهار عنوان آموزندگي، پذيرندگي، زايندگي و ماندگاري با نام «فانوس دريايي» (برگرفته از نوشتة يعقوب حیدري) به محضر علاقه مندان تقديم مي کنم.

آموزندگي
آموزندگي شورا به شكلهاي مختلف در اين دلنوشته ها منعكس شده است، از جمله نگاه کلي مهرناز خراسانچي که شورا را «خانة شوق، رفاقت و استقام» (خراسانچي: 71) توصیف کرده است تا موارد مشخص تر که به برخي از آنها اشاره خواهد شد. به تعبیر نفیسه نفیسي: «اشكال متفاوت اين روابط است که دائماً خوني را که در رگهاي شورا مي چرخد، تازه و باطراوت مي کند» (نفیسي: .138) ثمینه باغچه بان، از بنیانگذاران شورا که سالهاي مديدي است خارج از ايران زندگي مي کند، موضوع آموزندگي را با توجه به راه پله هاي شورا اينگونه بیان مي کند: «حالا ديگر وقتي که از پله هاي شورا پايین مي روم، جوانان بازويم را مي گیرند؛ خوب کاري مي کنند؛ آخر علاوه بر چلاقي، سربه هوا هم هستم. به راستي چگونه به زير پايم نگاه کنم، زماني که چشمم به در و ديوار شوراست، ديوارهايي همه پر از گزارشهاي رنگ و وارنگ و جالب و نو» (باغچه بان: .44) اشرف امینی از آموزندگی خانم توران میرهادی و مدرسة فرهاد در دهة 1340 می گويد: « به محض ورود به حیاط مدرسه، بچه ها را ديدم که با هیاهو و شادابی، دور خانمی حلقه زده بودند که صلابتی خاص داشت … . خانم در بین کودکان گم شده بود، هرکس حرفی می زد و سؤالی می پرسید و او با متانت و آرامش پاسخ می داد» )امینی.(40: ملیحه پیشداد که چندين دهه پس از ثمینه باغچه بان و اشرف امینی با خانم میرهادی و شورا آشنا شده است، مي گويد: « موهبتي عظیم، شبیه معجزه، نصیب من شد و شروع به يادگیري کردم و شاگردي» )پیشداد: .(50 به نظر مي رسد مي توان از چند منظر به منشأ آموزندگي توجه کرد، به نظر استاد دکتر عباس حرّي: «شورا به درستي دريافته بود که صداقت و سلامت نسل فردا در گروي چه دانستن، چگونه دانستن و چرا دانستن نسل امروز است» (حرّي: s1) و به تعبیر فرشته قبادي، «خانه اي ساخته شد با هدفي به بزرگي جادة امید، با سرماية عشق و تجربه» )قبادي: (109 و محمدرضا يوسفي اين پديده را اساساً «مادينه صفت» ميداند )يوسفي: .(150 نگاه مینا رئیس دانا بر تداوم کار است: «خانم توران میرهادي همیشه، به قول خودشان، آموخته اند … و هنوز هم آموزش دهنده اي بي ادعا هستند» )رئیس دانا: .(75 نظر ابراهیم عمراني اين است که «شورای کتاب کودك انسانها را در کنار هم معني مي کند، نه در مقابل هم» و «تفكر مشارکتي که به باور من مبناي تفكر انتقادي نیز هست، سرلوحة کار شورا و استاد بزرگ اين مكتب، توران میرهادي است» )عمراني.(104: و نظر علي اصغر سیدآبادي درمورد اخلاق آموزندگي چنین است: «هرگاه يك شورايي را مي بیني، دربارة خودش حرف نمي زند، بلكه دربارة کاري از فردي ديگر صحبت مي کند، يعني هرگز از کار خودش گزارشي ندارد و همواره سخن از ديگران است» )سیدآبادي: 91، با کمي تغییر در متن.( پروين فخاري نیا بر آموزش در فضاي «مديريت متكي بر خردجمعي، مشورت، نظرخواهي و ايجاد فضا براي کار و رشد» تأکید دارد (فخاري نیا: 10s) و مهندس ايوب موحدي پور ستايشگر «کار درست و همدلي» است که با آن مي توان از فضاي سنتي گذر کرد )موحدي پور: .(122 همین طرز تفكر را مهندس محمدرضا حائري به شكل وسیع تر بیان مي کند: «شورا به هريك از ما آموخته است که در قلمرو تخصص خود، به منافع جمع و مصالح جامعه حساس باشیم» )حائري: (54، و نظر ندا موحدي پور اين است که شورا «بي وقفه هر آنچه را که به دست مي آورد، ياد مي دهد» (ندا موحدي پور: .12s)

تعدادي از دلنوشته ها به مواردي خاص توجه دارند که جالب توجه است، ازجمله درمورد کارگاه آشنايي با ادبیات کودکان و نوجوانان: «خانم انصاري گفته بودند: انسان با يك اثر خوب يكي مي شود … هر دوشنبه از خود مي پرسیدم که آيا کارگاه همان اثر خوب نیست؟» )نقاش پور: (143 و يا عاطفه سلیاني که مي گويد: «کارگاه کار مشارکتي و اهمیت آن را نیز به من آموخت» )سلیاني: (8s و نظرش را درمورد گروه بررسي به اين شكل بیان مي کند: «گمان نمي کنم در هیچ کجا مي توانستم آنچه را از شورا آموختم، بیاموزم. اين آموخته ها دنیاي ذهني و رفتار مرا دگرگون کرد» )سلیاني: .(88 دکتر عباس حرّي به دستاوردهاي شورا اشاره دارند، ازجمله اينكه در جريان کار بررسي، «نیروهايي پرورش يافتند که بتوانند در عرصة ارزشیابي بدرخشند» )حرّي: .(s2 احمد اکبرپور که خود چندين سال عضو گروههاي بررسي شورا بوده است، مي گويد که مطالب زيادي را از برکت خردجمعي جاري در شورا ياد گرفته است و نیز اشاره مي کند که «گاه همین مخالف خوانها باعث درك و دريافت تازه اي از اثر مي شوند» (اکبرپور: .35)
در چندين دلنوشته، به آموزندگي کار در شورا و فرهنگنامۀ كودكان و نوجوانان اشاره شده است، ازجمله پروين فخاري نیا که شورا را به نورافكني مسیرياب تشبیه ميکند و کاري مفید و موجب لذت مي داند «در زمانهاي که زياد نیستند کساني که کار دلخواه شان را انجام دهند» )فخاري نیا: .(10s دکتر حرّي به «کودك» که محور کار فرهنگنامه است، اشاره دارد: «شورا دريافت که منبعي پايه لازم است تا کودك بتواند به آن تكیه کند» )حرّي: (s2 و اسفنديار معتمدي از کوششهاي آغازين مي گويد: «بحثهاي بسیار مي شد که راهي بیابیم تا به ساده ترين زبان و بیان، مطالب موردنیاز کودکان را بنويسیم» )معتمدي: (115 و نگاه ژرف سرپرست طرح به محتوا را مینا رئیس دانا يادآوري مي کند: «خانم میرهادي مي گويند تاريخ ايران به صورت تحلیلي نگارش نشده و به نقش مردم در حفظ اين سرزمین پرداخته نشده است … و اين چیزي است که در نگارش تاريخ [در فرهنگنامه] بايد به آن بها داده شود» )رئیس دانا: .(7s و در يك نگاه کلی تر، دکتر محسن حاجی زين العابدينی از شورايی صحبت می کند که «تمامی همت و تلاش خود را برای آگاهی و دانايی کودکان نهاده است؛ و نگرانی اش نه تنها برای کهن ديار ايران که برای تمامی کودکان دنیاست)»حاجی زينالعابدينی(59: دکترعباس حرّي هم چنین به سه جريان آموزشي اشاره مي کندکه با تدوين فرهنگنامه شكل گرفت: مقاله نويسان جواني که آموختند دانشنامه اي بینديشند و دانشنامه اي بنويسند، نونهالاني که در فرهنگنامه پرورش يافتند تا به نوشته هاي فراهم آمده با ديد نقادي بنگرند، و گروهي که پس از انتشار فرهنگنامه آفريده شد تا محتوای جلدها را بازشكافي و ترويج کند )حرّي: .(s2 مهندس حائري جامعه را قدردان اين «کوه ماندگار» و «دماوندي ديگر» مي داند، خصوصاً اينكه «حضور ما را به وجودش شادمان نگه داشته است» )حائري: (51 و از خود مي گويد و اينكه «در اثر همكاري با فرهنگنامه، اين شوق در من زبانه کشید که با کدام زبان و چگونه محتوايي، آنچه را که دربارة معماري ايران شناخته بودم، براي نسل جوان بیان کنم» (حائري: 53)

توفیق همكاري پدر و دختري را در کنار هم در شورا کمتر داشته ايم، مهندس ايوب موحدي پور مي گويد: «در اين ده سال آشنايي با شورا، تحولاتي در من اتفاق افتاده است، ازجمله شناخت دقیق تر کار داوطلبانه» )موحدي پور: (122 و ندا موحدي پور به چگونگي ساخته شدن سرماية اجتماعي توجه دارد: «شورا به واسطة توانمنديهاي فردي و سازماني اش …، ارزشهاي پنهان و آشكار مشخصي را در شبكه هاي موجود به جريان مي اندازد و فرهنگي را به وجود مي آورد که باعث چالشهاي ارتباطي مي شود و از درون چالشها، فرهنگي نو در حال زايش است» )ندا موحدي پور: 12s و(127 و در پايان اين بخش، تأملي بر حدود چهار دهه همراهي از فاطمه مرتضايي فرد: «و حالا مي توانم بگويم که من در شورا تنها ادبیات کودك، کار با کودك و شناخت کودك را نیاموختم؛ من از بزرگان شورا سعة صدر، انسانیت، گذشت، آرامش و تلاش را بیشتر و بیشتر آموختم» (مرتضايي فرد. 113)
پذيرندگي
يكي از ويژگيهايي که بسیاري از نويسندگان به آن اشاره کرده اند، روحیة پذيرندگي در شوراست، از يك لبخند تا يك راهنمايي کارشناسانه. دراين باره از میان دلنوشته هاي پديدآورندگان ادبیات کودکان مي توان به اين موارد اشاره کرد:
در دهة 13s0، يعقوب حیدري که دريانورد است و شنیده است «عده اي مخ از کار و زندگيشان زده اند و فكر و ذکرشان ادبیات کودکان و نوجوانان است» و دست به کار راهنمايي دارند، براي شورا نامه اي مي فرستد و پاسخي با اين مضمون دريافت مي کند که «تو در دريا باشي و براي بچه ها از دريا ننويسي»! )حیدري: s5 و.(ss باور کردن تأثیر يادداشتی کوتاه سخت است، ولي حیدري مي گويد همین نوشته برايش مانند «فانوس دريايي» بوده است (حیدري: .ss)

مانا نثاری از نخستین ديدار می گويد: «هوای قصة سرزمین شورا، همچون هوای بسیاری از قصه ها، دلچسب بود. قهرمانانش هرکدام جايی برای خويشتن داشتند و ناخوانده ها نیز در آن محفل، میهمانی مبارك و خوش قدم خوانده می شدند» (نثاری: .130)
جبار شافعي زاده از نويسندگان جوانی است که تحت تأثیر کلام در اولین برخورد قرار مي گیرد: «به خانة خودت خوش آمدي»! )شافعي زاده: (95، و در برخوردي ديگر از اين حس سخن مي گويد که توران میرهادي «دروازه هاي خرد و روشني» را به رويش گشوده است. چگونه؟ با سیمايي «آرام، مهربان و سرشار از امید» )شافعي زاده: (94 و استاد ثريا قزلاياغ که با حمايت و هدايت در رشد او تأثیرگذار است، به تعبیر خودش: «تمام ديوارهاي جهان به يكباره در برابرم فرو ريخته بود» (شافع ي زاده: .97)
احمد اکبرپور که جوّ حاکم بر گروههاي بررسي شورا را از نزديك لمس کرده است، مي گويد معیاربندي آثار «گاه مخالفان تند و تیزي پیدا مي کند، اما به تجربه دريافته ام که باعث ازهم پاشیدگي گروهها نمي شود» )اکبرپور: (34 به نظر اين نويسنده، کوشش پنجاه سالة شورا با «اعتماد به ذهنهاي ديگر، علاوه بر ذهن و رأي خودمان» به ثمر نشسته است (اکبرپور: .3s)
به نظر شهلا انتظاريان حال و هواي پذيرندگي در شورا مانند نیرويي است که موتور زندگي اش را به راه انداخته است: «الگويي جديد براي زندگي و ماندن و شوقي تازه براي کار و فعالیت و سرزندگي» )انتظاريان: .(42 به نظر استاد محمدعلي بني اسدي، حاصل روحیة پذيرش در شورا تلاش صادقانة جواناني است که با نیروي خرد و راهنمايي بزرگترها رشد و فضايي بدون چشم داشت و توقع را تجربه مي کنند و جايگاه هنرمند را در بستر حرکت اجتماعي بر او روشن مي کنند: «اکنون در مي يابم که توانسته ام به میانگین مناسبي بین تلاشهاي فردي و احترام به مخاطب و در نظر داشتن ويژگيهاي کودکان نزديك شوم و از اين بابت خوشحالم» (بني اسدي: .48) اما مترجم نام آشنا، رضي هیرمندي، سند نانوشته بر سر در شورا را چنین تفسیر مي کند: «هرکس در اين سرا درآيد، راهش دهید و کتابش دهید و از مسلك و مرامش نپرسید» )هیرمندي: .(14s به تعبیر غلامرضا امامي «شورا پناهگاهي است پاك، پايگاهي است براي پرواز» (امامي: 38)
هوشنگ مرادي کرماني نیز همین حس را القا مي کند، آنجا که در دهة 1340، سیروس طاهباز به او ميگويد که شوراييها و خانم میرهادي دنبالش مي گردند و او مي پرسد: «شورا کجاست؟» و سپس در شورا با استقبال و پذيرش قصه هاي مجید روبه رو مي شود و مي گويد که: «شورا ذوق و سلیقه اي را به من تحمیل نكرد و نگاه متفاوت مرا به رسمیت شناخت» (اقبال زاده و مرادي کرمانی: 30 و 31)
استاد نورالدين زرّين کلك از پنجاه سال قبل مي گويد، از خانمها و آقايان متین و موقر و اينكه «برخي از آنها به اين حقیر بي نام و نشان، به لطف و لبخند، خیرمقدم گفتند و اين تازه وارد ناآشنا را به همكاران معرفي کردند» )زرّين کلك.(78: به تعبیر محمدرضا يوسفي «شايد رمز بقا در همین سلام و احوال پرسيهاي صادقانه و مهربانانه و بي رياست» )يوسفي: (149، و بانوي گرانقدر نفیسه نفیسي به موضوع دعوت و يا خوانده شدن اشاره دارد: «مي گويد فردا هم يك جلسه در شورا داريم، ساعت چهار بعدازظهر. مي توانید در آن جلسه شرکت کنید. مرا که نمي شناسد، چطور به اين سادگي و راحتي دعوتم مي کند؟» )نفیسي: (13s و يا حس توأم با شگفتي: «بدون هیچ وقت قبلی روبه روي خانم میرهادي نشستهام … آيا تصادف راه را برايم باز کرده يا آن نگاه مهرآمیز مرا به خود خوانده است؟» )نفیسي: .(13s در نگاه کارشناسان اهل شورا، خانة شورا «به اندازة يك غربیل است و دل و حوصله اش به وسعت يك دنیا» )اخوت: .(25 فرزانه اخوت از رقابت و حسادت مي گويد و از تنهايي و سپس از رويي گشاده و خانه اي امن )اخوت: .(2s مهرناز خراسانچي از افرادي در شورا نام مي برد که به نظرش داراي صفت پذيرندگي هستند، ازجمله توران میرهادي، يحیي مافي، نسرين عماد خراساني، فرزانه عرشي و نگارندة اين سطور: «اولین باري که خانم انصاري را ديدم، سلام دادم و ايشان با لب خندان گفتند: سلام جونم، چطوري تو؟ و يكباره ديواره ها فروريخت)»خراسانچي.(70: از ديدگاه ناهید رئوفي تجربة شورا مانند از نو زاده شدن است؛ زماني که پذيرفتن عقايد گوناگون را مي توان با کتابها تجربه کرد: «کاش بتوانم مانند شوراي کتاب کودك جیبهاي زيادي براي کودکان بدوزم، جیبهايي پر از کتاب» )رئوفي: .(74 فريده سبزعلیزاده نیز به اهمیت ارتباط در شورا توجه دارد و مي گويد: «براي همه علاقه مندان و کساني که به اندازة ذرهاي برای پیشبرد جامعه فعالیتي داشته اند، وقت و دست ياريگر دارد» )سبزعلیزاده: .(83 عاطفه سلیاني ورود به کارگاه آشنايي با ادبیات کودکان و نوجوانان را راهگشاي خود به دنیايي بزرگ و شگفت انگیز ميداند و مي گويد: «پس از پايان کارگاه، وارد گروه بررسي کتابهاي دانش اجتماعي و زندگينامه شدم …. هرچه زمان مي گذشت و مي گذرد، انگار ما با خواندن کتابها و پس از گفتگو و تصمیم گیري دربارة آنها، بیشتر سرمان را بالا مي گیريم و به يكديگر نگاه مي کنیم» )سلیاني: 8s و (87، و درمورد تجربه اي که به عنوان عضو کمیتة جوايز کسب کرده است، مي گويد: «توفیق اجباري نصیبم شد تا موظف باشم کتابهايي ارزشمند را بخوانم و دربارة آنها نظر بدهم، بيآنكه مرعوب شوم و تح تتأثیر نظر اکثريت تغییر رأي دهم. در دستیابي به اين احساس، وامدار فضاي دموکراتیك شورا و باور به ضرورت گوش دادن به ديگران، پاسخگويي و تحمل نظرات مخالف هستم» )سلیاني: .(87 و بالاخره فاطمه مرتضايي فرد که به خاطر پاياننامه پايش به شورا باز شد و به قول خودش «گوشم روي زمین، چشمم به کتاب، دستم به قلم و حواسم به گروه [بررسي.] سرانجام گول خوردن و تصمیم راسخ من براي عضويت»! (مرتضايي فرد: 112)

زايندگي
شورا در پنجاه سال گذشته، شاهد زايش انديشه هايي فراوان بوده که موجب گسترش خود شورا و تأسیس نهادهايی ديگر شده و پرسشهايی را به وجود آورده است، از جمله پرسش مريم احمدی شیرازی در اين مورد که شورا «در طول پنجاه سال چه بذرهايی را افشانده است؟» )احمدی شیرازی: .(23 به تعبیر فرزانه اخوت، شورا نخست میزبان «مهمانهايي شد با سرشت متفاوت و تواناييهاي گوناگون، اما همراه در حادثه ای مشترك» )اخوت: .(2s به نظر مهندس محمدرضا حائري: «اين ريشه هاي تاريخي در همكاري داوطلبانه اکنون به ثمر نشسته است» )حائري: (51، و احمد اکبرپور که بر توان زايندگي انديشه در درون و بیرون شورا به اين شكل اشاره دارد: «تداوم فعالیتهايش اثبات کرده که تكیه گاه و تأکید رفتارش بر ايجاد حرکتها و جريانهاي جمعي است» )اکبرپور: .(34 دکتر عباس حرّي به جوانترين زايش سازماني درون شورا اين گونه اشاره مي کند: «به مثابه مرکز ثقل ترويج کتاب و فرهنگ، خانة کتابدار کودك و نوجوان و ترويج خواندن زاده شد. و بدين سان هر آنچه مي توانست پیوند آگاهانه با کتاب و خواندن را استوارتر کند، در اين خانه جريان يافت» (حرّي: s3)
به نظر ندا موحدي پور: «سرماية سازماني که اداره و استقرار يافتن پنجاه سالة شورا آن را ساخته است، خوب يا بد، سرمايه اي است که امكان توسعه دارد، امكان ياد گرفتن و امكان تغییر دادن» )ندا موحدي پور: .(12s سیدآبادي به اين موضوع از دو منظر خردجمعي و توسعة نهادها توجه مي کند: «راه باز کردن براي مشارکت نسل جوانتر، خودبه خود به دوام کمك مي کند. نیروهاي تازه نفس به ياري مي آيند … و تشويق مي شوند که بمانند و ايده هاي تازه خود را با تجربة پیشینیان پیوند زنند» )سیدآبادي: (91، و درمورد مديريت ساير حرکتهاي اجتماعي مي گويد: «کارنامة شورا را چه بپسنديم و چه نپسنديم، مي توانیم از تجربة ماندگارياش درس بگیريم و بیاموزيم که چگونه کار گروهي را گسترش دهیم» (همان)
مهندس ايوب موحدي پور از معدود کساني است که درمورد شورا از کساني ياد مي کند که: «با دل و جرئت کار مي کنند» )موحدي پور: .(123 به راستي دل و جرئت از کجا نشأت مي گیرد؟ به نظر خود ايشان تقدم نفع جمعي بر نفع فردي چراغ راه اين جريان است. به نظر احمد اکبرپور در شورا «جدا از توانمنديهاي فردي، يك جريان و حرکت جمعي طراحي مي شود» )اکبرپور: (33 و به تعبیر فرشته قبادي کار اينگونه پیش رفت: «خانه بزرگتر شد … . [از میان اهل خانه] هر کدام به تنهايي يا گروهي سازماني ديگر را بنیان نهادند» )قبادي: .(110 دکتر عباس حرّي اما به شوراي معیارساز اشاره دارد و مي گويد: «استمرار سبب شد معیارهايي فراهم آيد تا ديگران نیز براي سنجش و ارزيابي آثار ويژة کودکان و نوجوانان از آنها بهره جويند» )حرّي: .(s2 به تعبیر فرزانه اخوت، اين همه مرهون مهمانانان ماندگاري است که «حاضر به ترك خانة کوچك پیرزن نیستند» و تلاش و همكاري می کنند )اخوت: (2s، و چنین است که ابراهیم عمراني مي گويد: «شاگردان مكتب شورا را مي بینیم در سازمانهاي مشارکتي، در آموزشگاههاي مشارکتي و در برنامه هاي مشارکتي» (عمراني: 103)
دکتر حرّي به گستردگي پیام شورا توجه مي دهد و مي گويد: «شورا پیوندهايي با نهادهاي مؤثر پژوهشي برقرار کرد که تعدادي در تهران استقرار داشتند، اما شورا هرگز تهراني نماند» )حرّي: (s3، و فريده سبزعلیزاده از تأسیس انجمن دوستداران در اصفهان مي گويد: «حضور گرمابخش عزيزان شورايي مرا به ادامة ارتباط ترغیب کرد و يك پیشنهاد براي آغاز حرکتي در راستاي توجه به ادبیات کودکان و ترويج آن در اصفهان، راهگشا شد» )سبزعلیزاده: (82، و ادامة کار را نفیسه نفیسي چنین بیان ميکند: «ارديبهشت سال 1381، دور میز چوبي هشت نفره در زيرزمین موزة هنرهاي معاصر اصفهان نشسته ايم. خانم انصاري هم روبه رويمان نشسته است … . مي خواهیم شعبة شوراي کتاب کودك را در اصفهان بنیان گذاريم. او مي گويد: نهراسید، … لزومي ندارد شعبه اي از شورا باشید، مي توانید يكي از بازوهاي آن باشید. اينگونه بود که بذر انجمن دوستداران ادبیات کودك را در خاك اصفهان نشانديم» )نفیسي: 138 و .(139 اکنون فرزندان شورا به شكلهاي مختلف تكثیر و تعدادي از زايشها خود زايندة جريانهايي جديد شده اند، به تعبیر ابراهیم عمراني «شاگردان مكتب شورا را مي بینم که براي ترويج صلح» )عمراني: (103 مي کوشند، و يا به تعبیر مهندس محمدرضا حائري: «مهمترين اقدام حفاظت از سرزمین است؛ صلح با کوه و جنگل و دريا و کوير است؛ حفظ تعادل میان ساخته هايمان و بستري که سرزمینمان است. هم طبیعت را بسازيم، هم زندگي را و هم فرهنگي که در آن، بر و بومش آباد باد» (حائري: 54)

ماندگاري
پديدآورندگان دلنوشته ها، رمز ماندگاري پنجاه سالة شورا را به شكلهاي مختلف موردتوجه قرار داده اند. برخي بر آرمان شورا تأکید کرده اند، ازجمله اسفنديار معتمدي مي گويد: «خانم میرهادي بر اين باور است که دستیابي به آگاهي بیشتر و حرکت به سوي خودآموزي و خودسازي، تنها راه رسیدن به زندگي بهتر و مفیدتر است»، و بي گمان به خاطر همسويي با اين باور است که مي افزايد: «اکنون 22 سال است که هر دوشنبه در اين مكان مهر و انديشه حاضر مي شوم» (معتمدي: .11s)
علي اصغر سیدآبادي جا افتادن فرهنگ کار را در تداوم حیات شورا مهم مي داند: «کار کردن نه براي کسب پول، بلكه به عنوان فعالیتي که خود داراي ارزش است» )سیدآبادي: .(91 مهندس ايوب موحدي پور به شخصیتهاي الگوواره اشاره دارد و «تعامل اين شخصیتها را با بدنة شورا» به عنوان مديريت مشارکتي مهم مي داند )موحدي پور: .(122 تعدادي از افراد به نقش زنان در نحوة مديريت و ماندگاري شورا اشاره دارند، ازجمله احمد اکبرپور مي گويد: «شخصیتهای بزرگی مثل زنده ياد منصوره راعی، توران میرهادی و نوش آفرين انصاري با اقتدار خود در جهت دهي به اين جريانها سهمی بزرگ دارند، اما کمتر ديده ام که مفهوم اقتدار را با قدرت اشتباه بگیرند» )اکبرپور: .(35 عاطفه سلیاني از سالهاي دور و نخستین ديدار از شورا ياد مي کند: «ديدن بانوان میانسال و حتي سالمند و دختران بسیاري که با شور و اشتیاق سرگرم کار بودند، به ويژه برايم جالب و تأثیرگذار بود» )سلیاني: (85، و علي اصغر سیدآبادي ميگويد: «يكي ديگر از ويژگيهاي شورا که در ايران همانندش کم است، حضور پررنگ زنان در مديريت آن است» و بر اين نكته تأکید دارد که يكي از ويژگيهاي زنان «زيستن براي ديگري است» (سیدآبادي: 91)
استاد زرّين کلك، ماندگاري را به اين شكل مي بیند: «دلیل ديگر دوام و قوام شورا، دست نیازيدن به امكانات دولتي و بسنده کردن به همان مردم است (زرّين کلك: 79) به تعبیر محمدرضا يوسفي شورا نهادي مردمي است که از مردم برخاسته است )يوسفي: .(147 دکتررويا مكتبي فرد با توجه به پديد آمدن نهادها در بستر تاريخ، مي گويد: «:من بر اين باورم که همة آنچه تاکنون در ادبیات کودك و نوجوان ايراني روي داده، مستقیم و غیرمستقیم، از صافي اين دو نهاد [شوراي کتاب کودك و کانون پرورش فكري کودکان و نوجوانان] عبور کرده و در اين میان نقش ترويجي آهسته و پیوسته شورا به گونهاي مكمل نقش تولیدي و نسبتاً گستردة کانون بوده است» )مكتبي فرد: .(118 موضوع حرکت آهسته و پیوستة شورا از سوي تعداد ديگري از نويسندگان نیز مورد توجه قرار گرفته است، ازجمله علي اصغر سیدآبادي که در عنوان نوشتة خود به «دوام در وضعیت موقت» اشاره دارد و در متن مقاله مي گويد: «شورا اگر آهسته نمي رفت، اکنون پنجاه ساله نبود» و از نوعي «عقلانیت» شورايي نام مي برد که «برچسب محافظه کاري» مي خورد و عقلانیتي است که «زود رسیدن را شدني نمي داند» (سیدآبادي: 90)

تعدادي از نويسندگان به شكل مشخص تر به دشواري راه شورا اشاره کرده اند، ازجمله غلامرضا امامي مي گويد: «توفانها وزيد، توفانهاي تند» )امامي: (37 و يا محمدعلي بني اسدي که از کوشش براي نگاهداري يك شعله سخن مي گويد: «شعله اي که ممكن است در اثر هر توفاني، گاه نابجا، به خاموشي گرايد» )بني اسدي: .(48 سیدآبادي از دايرة انصاف سخن مي گويد: «در اين پنجاه سال، شورا مخالفان و موافقاني داشته و نقدهايي بر فعالیت هايش در اين طرف و آن طرف منتشر شده است و گاه نقدها از دايرة انصاف خارج شده اند» )سیدآبادي: (89 و همین نويسنده چنین نتیجه مي گیرد که «اگر عشق به کار در میان نباشد، موانع براي از پاي در آمدن بسیار است» )سیدآبادي: .(91 موضوع عشق در ماندگاري شورا را دکتر عباس حرّي نیز مطرح کرده است: «شورا در طي نیم قرن تلاش، مسیري سنگلاخ و پرفراز و نشیب را پیمود. در اين مسیر، اهل نظر از ترغیب و حمايت دريغ نكردند. جفاکاران و ملامتگران نیز اندك نبودند. شورا صبوري پیشه کرد و دنبالة کار خويش را گرفت»، شايد به تعبیر خود استاد چون «شوراي کتاب کودك را گروهي عاشق آفريدند» (حرّي: s1)
دستهبندی مقالات
- آموزش داستان نویسی (4)
- زندگی و خاطرات (6)
- مصاحبه و گفتگو (4)
- وبلاگ کتابدار (5)
نوشتههای تازه
مقالات مرتبط با نویسنده
گستره دانش و تجربه نورالله مرادی در حوزههای مختلف کتاب و نشر، کتابخانه و کتابداری، آرشیو و آرشیوداری و زمینههای
پروفسور محمدحسین دیانی و پروفسور جعفر مهراد از اولینهای کتابداری ایران هستند. دوستی و همکاریشان دیرینه است و در کارها
ایده چیست؟ آیا از جهانهای دور بر نویسنده الهام میشود؟ یا اصلا ایدهها متناسب با شرایط یک نویسنده خاص شکل
نگران این هستیم که مبادا قصه ما کپی کار نویسندههای قبل یا معاصر باشد؟ در داستانهایی که برایم میفرستند، دنبال
دیدن دختری سیاهچرده، پشت چراغ قرمز خیابانی در تهران، با قوطی حلبی اسپند در دست و دودی که ساطع میشود،


