انواع سواد و مفهوم آن
- نویسنده: دکتر محمدرضا شکاری و دنیا صفایی
فهرست مطالب...
سواد و مفهوم آن فصل نخست از کتاب «درآمدی بر سواد رسانهای: از شناخت رسانه تا تربیت رسانهای» است که نشر کتابدار آن را با همکاری مؤسسه مجتمع های آموزشی و فرهنگی شایستگان و شهید ماشاءالله ابراهیمی اهواز منتشر کرده است. این کتاب حاصل مطالعه و پژوهش، تجربه و آموزش، تعامل و گفتوگوی نویسندگان (دکتر محمدرضا شکاری و دنیا صفایی) با نسل نو، تأمل در زندگی روزمره، و پرسشهای فراوانی است که در سالهای اخیر، آنها را به خود مشغول داشته تا بلکه پیوندی میان دانش نظری و مسائل ملموس و واقعی این حوزه برقرار سازند. و با این پرسشها و دغدغه ها که چگونه میتوان کمک کرد تا انسان امروز، رسانهها را نه فقط مصرف کند، بلکه بفهمد، نقد کند و از آنها آگاهانه استفاده کنند. این کتاب، حاصل همین دغدغه علمی، فرهنگی و آموزشی دربارهی نسبتِ میان انسان و رسانه است؛ کوششی است برای ارائهی چارچوبی جهت فهمی ژرف، کنشی مسئولانه، و حضوری اخلاقمدار در جهانی که رسانهها تنها روایتگر نیستند، بلکه روایتسازند! کوششی است برای بازنمایی روشن از سواد رسانهای در قالب کتابی که هم در آموزش رسمی و دانشگاهی، و هم در زندگی روزمره و برای ایفای نقش فعال شهروندی، قابل استفاده باشد.
مقدمه
واژه «سواد» از جمله مفاهیمی است که در نگاه نخست ساده و بدیهی بهنظر میرسد، اما با اندکی تأمل، روشن میشود که این اصطلاح در طول تاریخ، بارها دستخوش تغییر و بازتعریف شده است. آنچه در گذشته بهعنوان توانایی خواندن و نوشتن تلقی میشد، امروز پاسخگوی نیازهای پیچیده جوامع معاصر نیست. دنیای امروز، با شبکههای پیچیده اطلاعاتی، فناوریهای نوین ارتباطی و تحول در سبک زندگی انسانها، مفاهیم تازهای را در دل واژه «سواد» جای داده است؛ مفاهیمی که به یکی از بعدهای زیستشناختی، فرهنگی، اجتماعی یا فناورانه انسان مدرن اشاره دارند.
در این میان، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)[1] بهعنوان نهاد مرجع در حوزه آموزش و فرهنگ، طی دهههای مختلف، نقش کلیدی در بازاندیشی و بازتعریف این مفهوم ایفا کرده است. بازتعریفهای ارائهشده از سوی یونسکو، بازتابی از شرایط اجتماعی و تحولات جهانی در هر دورهاند؛ چرا که با رشد فناوریهای ارتباطی، جهانیشدن، تغییر الگوهای یادگیری، و ضرورتهای جدید شهروندی، انتظار از مفهوم «سواد» نیز دگرگون شده است (یونسکو، 2025).
یونسکو در چهار مقطع زمانی، تعریفهای متمایزی از سواد ارائه داده که هر یک، نسبت به مقتضیات زمانه، گسترهای تازه از معنا را گشودهاند. این چهار تعریف، نهتنها نمایانگر سیر تحول گفتمان سواد در نظامهای آموزشی بینالمللیاند، بلکه زمینهای برای درک مفاهیم مشتقشدهای چون سواد رسانهای، سواد اطلاعاتی، سواد دیجیتال، سواد داده و غیره فراهم میآورند. در واقع، بدون درک این سیر تاریخی و معنایی، پرداختن به سوادهای نوین، سطحی و گسسته از زمینههای بنیادین خواهد بود.
در این فصل، هر یک از این چهار تعریف، بهتفکیک معرفی شدهاند و برای فهم بهتر آنها، مثالهایی آورده شده است. هدف این است که خواننده نهفقط به دریافت نظری از مفهوم سواد دست یابد، بلکه بتواند آن را در موقعیتهای روزمره بازشناسی کند.
تعریف اول سواد: توانایی «خواندن» و «نوشتن»
باسواد، بر اساس اولین تعریفِ سواد در دهه1950، فردی است که صرفاً توانایی خواندن و نوشتن به زبان مادریاش را دارد. در اواسط قرن بیست، یونسکو سواد را بهعنوان توانایی خواندن و نوشتن یک متن ساده تعریف کرد. در این تعریف، سواد تنها به مهارتهای پایهی خواندن و نوشتن محدود میشد و تمرکز اصلی بر تسلط فرد به زبان مادری بود. این تعریف، ساده و کارکردگرایانه بود و نیازهای ابتدایی زندگی فردی و اجتماعی در جوامع سنتی را پوشش میداد. در این تعریف، مهارتهای پیشرفتهتر مانند تحلیل متن، نقد محتوایی، یا نگارش خلاقانه مورد توجه قرار نمیگرفت. سواد، ابزاری برای انتقال و دریافت اطلاعات در حد ابتدایی بود. این تعریف به زبان مادری افراد محدود بود. به این معنا که فردی که به زبان مادری خود خواندن و نوشتن بلد بود، اما زبانی دیگر را نمیدانست، همچنان باسواد محسوب میشد (یونسکو، 1958).
زمینههای اجتماعی و تاریخی تعریف اول
اولین تعریف یونسکو از سواد در بستری از تحولات اجتماعی و تاریخی شکل گرفت. «تحولات صنعتی» موجب افزایش نیاز به نیروی کار باسواد شد تا بتوانند وظایف ابتدایی مانند خواندن دستورالعملها و نوشتن گزارشهای ساده را انجام دهند. «گسترش آموزش عمومی» نیز در راستای ریشهکنی بیسوادی نقش مهمی ایفا کرد و تلاشهای جهانی بر آموزش پایهای متمرکز شد. در این دوره، تمرکز بر ابزارهای اولیه ارتباطی بود و سواد بیشتر به توانایی انتقال پیام در زندگی روزمره محدود میشد. این تعریف در کاربردهای روزمره مانند خواندن علائم جادهای، نوشتن نامه به دوستان و بستگان، و درک برچسبهای دارویی نمود پیدا میکرد. همچنین، در مشاغل ساده مانند کارگران کارخانه که باید دستورالعملهای ایمنی را میخواندند یا کشاورزانی که برنامههای کشت را از دفترچههای راهنما دنبال میکردند، اهمیت داشت. علاوه بر این، خدمات عمومی نیز به مهارتهای سواد پایه متکی بود، بهعنوانمثال، افراد برای پر کردن فرمهای دولتی، درخواست شناسنامه یا شرکت در انتخابات، نیازمند توانایی خواندن و نوشتن بودند (گونتیجو[2]، ۲۰۲۴).
محدودیتها و چالشهای تعریف اول
نخستین تعریف یونسکو از سواد، که آن را به توانایی خواندن و نوشتن محدود میکرد، با چالشها و محدودیتهایی همراه بود. یکی از مهمترین کاستیهای آن «عدم توجه به فهم عمیق» بود؛ به این معنا که فرد ممکن بود قادر به خواندن یک متن باشد اما توانایی درک یا تحلیل مفاهیم آن را نداشته باشد. برای مثال، فردی که میتوانست یک قرارداد را بخواند اما معنای حقوقی بندهای آن را متوجه نمیشد، همچنان با محدودیتهایی مواجه بود. علاوه بر این، این تعریف پاسخگوی «نیازهای در حال تغییر جوامع» نبود. با پیچیدهتر شدن ساختارهای اجتماعی و اقتصادی، مهارتهایی مانند محاسبات عددی، درک مفاهیم علمی و توانایی تحلیل اطلاعات به امری ضروری تبدیل شد، در حالی که تعریف اولیه سواد این مهارتها را در نظر نمیگرفت. همچنین، «محدودیت زبانی» از دیگر چالشهای این تعریف بود؛ چراکه تنها بر زبان مادری فرد تمرکز داشت و در جوامع چندزبانه، ناتوانی در خواندن و نوشتن یک زبان رسمی دیگر، میتوانست مشکلاتی در تعاملات اجتماعی و اداری ایجاد کند. به همین دلیل، این تعریف به تدریج ناکافی تلقی شد و نیاز به بازنگری و گسترش مفهوم سواد احساس گردید (دربی[3]، ۲۰۱۸).
ارتباط با اهداف جهانی ریشهکنی بیسوادی
این تعریف ساده، سنگ بنای برنامههای آموزشی گستردهای بود که در قرن بیستم برای کاهش بیسوادی در سراسر جهان اجرا شد. مثال:
– کمپینهای سوادآموزی در کشورهای در حال توسعه که به مردم آموزش خواندن و نوشتن میدادند.
– برنامههای دولتی مانند «سوادآموزی برای همه» در هند و مصر.
– تأسیس سپاه دانش[4] در کشور ایران در سال 1341 خورشیدی.
تعریف اولیه یونسکو از سواد، ابزاری ضروری برای توسعه جوامع در قرن بیستم بود. این تعریف اگرچه ساده و محدود بود، اما نقطه شروعی برای بازتعریف سواد در دهههای بعد شد. نیازهای جدیدِ جوامع و ظهور فناوریهای نوین نشان داد که سواد، مفهومی پویا است که باید با تغییرات جهانی تطبیق یابد.
تعریف دوم سواد: افزودن «یادگیری کامپیوتر» و یک «زبان خارجی»
طبق دومین تعریف سواد از نظر یونسکو در اواخر قرن بیستم (حدود دههی ۱۹۹۰)، فردی که توانایی خواندن و نوشتن و مهارت استفاده از کامپیوتر را داشته باشد و بتواند به یک زبان خارجی صحبت کند، باسواد محسوب میشود (یونسکو، ۲۰۲۱).
در اواخر قرن بیستم، یونسکو با توجه به تغییرات فناوری و جهانی شدن، تعریف اولیه سواد را گسترش داد. بر اساس این تعریف، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن، مهارت استفاده از رایانه و تسلط به یک زبان خارجی به عنوان معیارهای جدید سواد اضافه شدند. این تغییر نشاندهنده نیاز جوامع به مهارتهایی فراتر از خواندن و نوشتن ساده بود.
یونسکو بر این باور بود که استفاده از رایانه و فناوری اطلاعات برای زندگی روزمره و کاری ضروری است. توانایی کار با رایانه به معنای استفاده از ابزارهای پایه دیجیتال مانند واژهپردازها، اینترنت، ایمیل و نرمافزارهای کاربردی است. در کاربرد روزمره، افراد از اینترنت برای جستجوی اطلاعات، پرداخت قبضها و برقراری ارتباط استفاده میکنند. کاربرد حرفهای شامل استفاده از نرمافزارهای تخصصی مانند ورد و اکسل یا برنامههای طراحی در حرفهشان است. در نهایت، کاربرد اجتماعی به برقراری ارتباط با دیگران از طریق شبکههای اجتماعی یا ایمیل اشاره دارد.
علاوه بر این، با توجه به روند جهانی شدن، تسلط به یک زبان خارجی، مانند انگلیسی، بهعنوان مهارتی کلیدی برای تعاملات بینالمللی و دسترسی به منابع جهانی مطرح شده است. این مهارت شامل توانایی صحبت کردن، خواندن و نوشتن به زبانی غیر از زبان مادری است. دسترسی به دانش جهانی به مطالعه مقالات، کتابها و منابع علمی به زبانهای بینالمللی کمک میکرد. تعاملات بینالمللی شامل برقراری ارتباط در حوزههایی مانند تجارت، آموزش و گردشگری است. همچنین، توسعه شخصی و حرفهای از طریق یادگیری زبان خارجی، باعث ارتقای موقعیت شغلی و اجتماعی فرد میشد.
زمینههای تاریخی و اجتماعی تعریف دوم
دومین تعریف یونسکو از سواد در اواخر قرن بیستم، تحت تأثیر تغییرات فناوری، اقتصادی و فرهنگی آن دوران شکل گرفت. در این دوره، ظهور رایانههای شخصی و گسترش آنها در زندگی روزمره، مهارتهای کامپیوتری را به یکی از نیازهای اساسی تبدیل کرد. ورود اینترنت در دهه ۱۹۹۰ و افزایش اتوماسیون در صنایع، باعث شد که توانایی کار با رایانه به معیاری برای مشارکت اجتماعی و اقتصادی بدل شود.
همزمان، جهانی شدن تجارت، گسترش سازمانهای بینالمللی و افزایش مهاجرت، نیاز به یادگیری زبانهای خارجی را تقویت کرد. زبان انگلیسی به عنوان زبان علم، تجارت و فناوری اهمیت بیشتری یافت و آموزش زبانهای خارجی در بسیاری از کشورها گسترش پیدا کرد. در کنار این تحولات، تغییرات در اقتصاد جهانی و ظهور شرکتهای چندملیتی، موجب شد که مهارتهای سنتی خواندن و نوشتن برای موفقیت در بازار کار کافی نباشد و افراد به تواناییهای گستردهتری مانند مهارتهای فناوری و ارتباطات چندزبانه نیاز پیدا کنند (کتز، رایس و اسپدن[5]، ۲۰۰۱).
علاوه بر این، ظهور اینترنت و شبکههای اطلاعاتی، روشهای یادگیری و دسترسی به دانش را دگرگون کرد. توانایی جستوجوی اطلاعات، استفاده از رایانه و درک متون به زبانهای مختلف، به مهارتهایی ضروری برای مشارکت در جامعه اطلاعاتی تبدیل شدند. در مجموع، این تحولات باعث شد که یونسکو تعریف سواد را فراتر از مهارتهای سنتی برده و معیارهای جدیدی همچون تسلط بر رایانه و زبان خارجی را به آن بیفزاید.
محدودیتها و چالشهای تعریف دوم
دومین تعریف یونسکو از سواد با چالشها و محدودیتهایی همراه بود. یکی از مهمترین چالشها، «دسترسی نابرابر به فناوری» بود، بهطوریکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، زیرساختهای لازم برای استفاده از رایانه و اینترنت هنوز هم فراهم نبود و افراد ساکن در مناطق محروم از این مهارت بیبهره میماندند (والف[6]، ۱۹۹۲). همچنین، «عدم تسلط به زبان خارجی» مانعی جدی محسوب میشد، چراکه بسیاری از افراد به دلیل فقدان آموزشهای مناسب، قادر به یادگیری زبان دوم نبودند و برای درک متون خارجی به ترجمه وابسته بودند. علاوه بر این، این تعریف تمرکز زیادی بر زبان انگلیسی داشت که باعث نادیده گرفتن سایر زبانها و فرهنگها میشد؛ در نتیجه، فردی که به زبانی مانند فرانسوی مسلط بودند اما انگلیسی نمیدانستند، همچنان با محدودیتهایی مواجه میشد.
یکی از اهداف کلیدی یونسکو در بازتعریف مفهوم سواد، پیوند دادن آن با تحولات جهانی و فراهمسازی بسترهایی برای مشارکت مؤثرتر شهروندان در جامعه جهانی بوده است. در این راستا، یونسکو تعریف سواد را فراتر از توانایی خواندن و نوشتن برد و آن را به مهارتهای کاربردیتری همچون سواد رایانهای و تسلط بر زبانهای خارجی گسترش داد. این تغییر رویکرد با هدف آمادگی جوامع، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، برای ورود فعالانه به دنیای دیجیتال و ارتباطات جهانی صورت گرفت.
برای نمونه، در بسیاری از کشورهای کمترتوسعهیافته، برنامههای سوادآموزی دیجیتال با حمایت سازمانهای بینالمللی اجرا شد تا اقشار مختلف بتوانند به منابع اطلاعاتی آنلاین، خدمات الکترونیک و آموزشهای مجازی دسترسی پیدا کنند. همچنین، آموزش زبان انگلیسی بهعنوان زبان میانجی بینالمللی، جایگاه ویژهای در سیاستهای آموزشی کشورها یافت. مدارس و دانشگاهها، بهویژه در جهان جنوب، برنامههایی طراحی کردند تا نسل جدید را برای تعامل مؤثر در محیطهای بینالمللی آماده سازند. این رویکردها نشان میدهد که سواد، در نگاه یونسکو، ابزاری برای توانمندسازی انسانها در عرصههای گوناگون زندگی جهانی است، نه صرفاً مهارتی آموزشی در معنای سنتی آن (یونسکو و یونیسف[7]، ۲۰۲۴).
این تعریف نشاندهنده گذار از سواد سنتی به سواد مدرن بود. افزودن مهارت رایانه و زبان خارجی به عنوان معیارهای سواد، نیازهای عصر جدید را پوشش داد. این تغییر تأکیدی بود بر این که سواد تنها به خواندن و نوشتن محدود نیست و باید شامل مهارتهایی باشد که افراد را برای زندگی در دنیای پیچیده و جهانی امروز آماده کند.
تعریف سوم سواد: اضافهشدن دوازده نوع سواد
در این تعریف که در ابتدای قرن بیست و یکم ارائه شد، کلاً ماهیت سواد تغییر یافت و داشتن سلسلهای از تواناییها و مهارتها، مصداقِ باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب، صرفاً داشتن مدرک تحصیلی و مدارج عالی دانشگاهی، دلیل بر باسوادی فرد نیست. این سوادهای دوازده گانه عبارتند از: 1. سواد عاطفی، 2. سواد ارتباطی، 3. سواد مالی، 4. سواد رسانهای، 5. سواد تربیتی، 6. سواد رایانهای، 7. سواد سلامتی، 8. سواد نژادی و قومی، 9. سواد بوم شناختی، 10. سواد تحلیلی، 11. سواد انرژی، 12. سواد علمی.
در دهه دوم قرن ۲۱، یونسکو با تغییر مفهوم سواد، آن را از توانایی خواندن و نوشتن، و برخورداری از دانش رایانه و زبان خارجی، به مجموعهای از مهارتها و تواناییها در زندگی روزمره گسترش دادند. این تغییر نشاندهندهی این بود که باسوادی تنها داشتن مدرک تحصیلی یا دانشگاهی نیست، بلکه تسلط بر تواناییهای مختلف در زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز اهمیت دارد (یونسکو، 2006).
سوادهای دوازدهگانهی یونسکو عبارتند از:
۱. سواد عاطفی[8]
توانایی درک، مدیریت و ابراز احساسات خود و دیگران به گونهای که روابط عاطفی مثبت و سازندهای شکل بگیرد. این سواد به توانایی ایجاد ارتباط سالم و محبتآمیز با خانواده، دوستان و جامعه تأکید دارد. مثال:
– مادری که احساسات فرزندش را درک میکند و به جای تنبیه، با او همدلی میکند.
– فردی که به دوست ناراحت خود کمک میکند تا آرام شود و احساساتش را بیان کند.
– مدیری که هنگام بروز اختلاف میان کارکنان، با آرامش و همدلی به صحبتهای هر دو طرف گوش میدهد و راهحلی عادلانه ارائه میکند.
– معلمی که هنگام مشاهده اضطراب دانشآموزان قبل از امتحان، با آنها صحبت کرده و تکنیکهای مدیریت استرس را آموزش میدهد.
– فردی که پس از یک روز پرتنش، احساسات خود را شناسایی کرده و از روشهایی مانند نوشتن یا مدیتیشن برای آرامش استفاده میکند.
۲. سواد ارتباطی[9]
توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران، دانستن آداب اجتماعی و مهارتهای گفتاری، نوشتاری و غیرکلامی. این سواد بر تعاملات موفق و رعایت احترام متقابل تأکید دارد. مثال:
– کارمندی که میتواند با همکاران خود با احترام و شفافیت گفتگو کند.
– فردی که در یک مهمانی، قواعد اجتماعی را رعایت کرده و به دیگران احترام میگذارد.
– دانشجویی که در یک بحث کلاسی، نظرات خود را بهطور مؤدبانه بیان میکند و به صحبتهای دیگران گوش میدهد.
– فرزندی که هنگام اختلاف نظر با والدینش، با آرامش و بدون پرخاشگری احساسات و خواستههایش را بیان میکند.
– مجری برنامهای که با استفاده از لحن مناسب و زبان بدن حرفهای، پیام خود را بهطور واضح به مخاطبان منتقل میکند.
۳. سواد مالی[10]
توانایی مدیریت مالی شخصی و خانوادگی، شامل بودجهبندی، پسانداز، سرمایهگذاری و جلوگیری از بدهی. مثال:
– زنی که برای تأمین هزینههای ماهانه خانواده، یک برنامه بودجهبندی دقیق تهیه میکند.
– فردی که از درآمد ماهانه خود بخشی را برای مواقع ضروری ذخیره میکند.
– فردی که قبل از خرید سهام، درباره بازار بورس تحقیق کرده و با آگاهی سرمایهگذاری میکند.
– شخصی که قبل از گرفتن وام، شرایط بازپرداخت را بررسی کرده و مطمئن میشود که توانایی پرداخت اقساط را دارد.
– فردی که هنگام خرید لوازم مورد نیاز، قیمتها را مقایسه کرده و تخفیفها را بررسی میکند تا هزینههای خود را کاهش دهد.
۴. سواد رسانهای[11]
توانایی درک و ارزیابی پیامهای رسانهای، تشخیص رسانههای معتبر از غیرمعتبر، و تفکر انتقادی در برابر اطلاعات دریافتی از رسانهها. مثال:
– فردی که میتواند خبرهای جعلی را شناسایی کرده و تنها از منابع معتبر استفاده کند.
– نوجوانی که تبلیغات گمراهکننده در اینستاگرام را تشخیص میدهد.
– فردی که هنگام تماشای یک فیلم، پیامهای پنهان، سوگیریهای سیاسی یا تبلیغاتی را شناسایی میکند.
– مصرفکنندهای که تبلیغات تلویزیونی را بهطور انتقادی بررسی میکند و متوجه میشود که برخی از آنها برای جلب مشتری، اغراقآمیز هستند.
۵. سواد تربیتی[12]
توانایی تربیت فرزندان با رویکردی آگاهانه و مبتنی بر علم، شامل آموزش مهارتهای زندگی، ارزشهای اخلاقی، خودکنترلی، مسئولیتپذیری و تفکر انتقادی است. این سواد والدین را قادر میسازد تا با روشهای مناسب، فرزندان را برای مواجهه با چالشهای اجتماعی، عاطفی و تحصیلی آماده کنند. مثال:
– پدری که به فرزندش مسئولیتپذیری را از طریق انجام کارهای کوچک خانه آموزش میدهد.
– مادری که به فرزندش روش صحیح مدیریت زمان را آموزش میدهد.
– والدینی که با رفتار محترمانه و صبورانه، به فرزندان خود نحوه تعامل صحیح با دیگران را میآموزند.
– مادری که به جای تحمیل نظرات خود، از فرزندش میخواهد درباره یک موضوع فکر کرده و نظرش را با دلایل منطقی بیان کند.
– پدری که به فرزندش یاد میدهد هنگام عصبانیت، بهجای پرخاشگری، احساسات خود را کنترل کرده و از روشهای آرامسازی استفاده کند.
۶. سواد رایانهای[13]
شامل توانایی درک مفاهیم پایه فناوری اطلاعات، کار با سیستمعاملها، نرمافزارهای کاربردی، اینترنت و امنیت دیجیتال است. این مهارت به افراد کمک میکند تا در محیطهای کاری، آموزشی و زندگی روزمره از فناوری برای افزایش بهرهوری و حل مسائل استفاده کنند. مثال:
– فردی که میتواند از رمزهای قوی استفاده کرده و از اطلاعات شخصی خود در برابر حملات سایبری محافظت کند.
– کسی که بهصورت آگاهانه از فروشگاههای اینترنتی معتبر خرید کرده و پرداختهای الکترونیکی انجام میدهد.
– معلمی که از گوگلدرایو[14] برای ذخیره و اشتراکگذاری فایلهای آموزشی با دانشآموزان خود استفاده میکند.
– کارمندی که از اکسل[15] برای تهیه گزارشهای مالی استفاده میکند.
– دانشآموزی که پروژههای خود را با استفاده از پاورپوینت[16] ارائه میدهد.
۷. سواد سلامتی[17]
توانایی درک اطلاعات پزشکی، تصمیمگیری آگاهانه درباره سلامت، شناخت سبک زندگی سالم و دسترسی مؤثر به خدمات درمانی است. مثال:
– فردی که برای کاهش استرس از تمرینات مدیتیشن و ورزش منظم استفاده میکند.
– بیماری که طبق دستور پزشک داروهای خود را مصرف کرده و از خوددرمانی پرهیز میکند.
– کودکی که بهطور منظم دستان خود را قبل از غذا خوردن میشوید.
– فردی که مصرف سبزیجات و میوهها را در رژیم غذایی روزانه خود افزایش میدهد.
– مادری که واکسنهای کودک خود را به موقع دریافت میکند.
۸. سواد نژادی و قومی[18]
شامل درک و آگاهی از تفاوتهای فرهنگی، نژادی و قومی است که به فرد کمک میکند بهطور فعال به ایجاد جامعهای برابرتر، عادلانهتر و شمولگرا کمک کند و از رفتارهای تبعیضآمیز جلوگیری نماید. مثال:
– معلمی که تنوع فرهنگی دانشآموزان را ارج مینهد و بهطور عادلانه به همه آنها توجه میکند.
– فردی که به حقوق گروههای نژادی و قومی مختلف در جامعه احترام گذاشته و از آنها حمایت میکند.
– شرکت در جشنوارهها و رویدادهای فرهنگی برای افزایش درک و پذیرش فرهنگهای مختلف.
– مدیر شرکتی که فرهنگ کارکنان خود را درک کرده و به آنها احترام میگذارد.
– فردی که درباره جشنهای سنتی قومیتهای مختلف تحقیق کرده و در آنها شرکت میکند.
۹. سواد بومشناختی[19]
به معنای داشتن دانش، آگاهی و مهارتهای لازم برای درک پیچیدگیهای محیط زیست و تعاملات آن با انسانها است. این سواد شامل درک اصول توسعه پایدار، مصرف مسئولانه منابع طبیعی، و اقداماتی برای حفاظت از زمین، آب، هوا و تنوع زیستی است تا بتوان به نسلهای آینده محیطی سالم و پایدار ارائه داد. مثال:
– فردی که در مدرسه به دانشآموزان نحوه محافظت از منابع طبیعی را آموزش میدهد.
– فردی که از حملونقل عمومی یا دوچرخه به جای خودرو برای کاهش آلودگی هوا استفاده میکند.
– فردی که به حفاظت از گونههای در خطر انقراض و زیستگاههای طبیعی کمک میکند.
– فردی که زبالههای خود را تفکیک کرده و بازیافت میکند.
– شرکتی که از منابع تجدیدپذیر برای تولید محصولات خود استفاده میکند.
۱۰. سواد تحلیلی[20]
به توانایی تفکر انتقادی و منطقی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، استدلالها و دلایل میپردازد تا فرد بتواند از دادهها نتیجهگیری صحیحی داشته باشد و از پیشداوریها و تعصبات اجتناب کند. این سواد شامل توانایی تحلیل ساختارهای پیچیده، شناسایی اشتباهات منطقی و تفکیک اطلاعات مهم از غیرمهم است. مثال:
– کارمندی که میتواند یک مشکل پیچیده را با تجزیه و تحلیل دادهها و بررسی دقیق منابع، بهطور مؤثر حل کند.
– فردی که با تحلیل مزایا و معایب یک تصمیم اقتصادی، گزینهای را انتخاب میکند که بیشترین فایده را دارد.
– فردی که به هنگام مواجهه با آمار و دادهها، صحت و دقت آنها را با استفاده از منابع معتبر بررسی میکند.
– فردی که هنگام مطالعه یک مقاله علمی، منابع آن را بررسی میکند.
– فردی که هنگام شنیدن شایعات، ابتدا صحت آنها را بررسی میکند.
۱۱. سواد انرژی[21]
به توانایی درک و استفاده بهینه از منابع انرژی اشاره دارد. افراد با سواد انرژی میتوانند درک کنند که چگونه مصرف انرژی میتواند تأثیراتی بر محیط زیست و هزینههای اقتصادی داشته باشد و میدانند که چگونه از راههای مختلفی مانند استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، بهینهسازی مصرف انرژی و انتخاب فناوریهای کممصرف میتوانند مصرف خود را کاهش دهند. مثال:
– فردی که با استفاده از ترموستات هوشمند دمای خانه را به طور خودکار تنظیم میکند تا از مصرف انرژی اضافی جلوگیری کند.
– مدیر شرکتی که با ارتقاء سیستمهای تهویه و سرمایش به سیستمهای انرژی کارآمدتر، هزینههای انرژی را کاهش میدهد.
– خانوادهای که از لامپهای کممصرف استفاده میکند.
– شرکتی که برای کاهش مصرف برق، سیستمهای هوشمند روشنایی نصب میکند.
۱۲. سواد علمی[22]
توانایی حل مسئله و درک پدیدههای علمی با استفاده از روشهای علمی و منطقی. سواد علمی تنها محدود به دانش علمی نیست، بلکه شامل توانایی تفکر انتقادی، تحلیل اطلاعات و استفاده از روشهای علمی برای حل مشکلات روزمره و ارتقای آگاهی عمومی در زمینه مسائل علمی میشود. این سواد به فرد کمک میکند تا اطلاعات علمی را درک کرده و بهطور مؤثر از آنها در زندگی شخصی، حرفهای و اجتماعی بهرهبرداری کند. مثال:
– محققی که برای بررسی آلودگی آب، نمونهبرداری و آزمایشهای علمی انجام میدهد.
– فردی که برای رفع یک مشکل فنی در خانه، دستورالعملهای علمی را مطالعه و اجرا میکند.
– یک مهندس که برای بهبود کارایی دستگاهها از تحلیل دادهها و آزمایشهای علمی استفاده میکند.
– معلمی که به دانشآموزان مفاهیم علمی را با استفاده از تجربیات عملی و آزمایشهای علمی آموزش میدهد.
– فردی که برای انتخاب یک داروی مناسب، به منابع علمی و مقالات پزشکی معتبر مراجعه میکند.
این دوازده نوع سواد نمایانگر تحول در مفهوم سواد از خواندن و نوشتن ساده به مجموعهای از مهارتهای کاربردی برای زندگی مدرن است. این مهارتها نهتنها به فرد کمک میکنند تا در جامعه بهتر عمل کند، بلکه زمینهساز پیشرفت جوامع بهسوی توسعه پایدار نیز هستند.
زمینههای تاریخی و اجتماعی سومین تعریف
در اوایل قرن ۲۱، یونسکو مفهوم سواد را فراتر از مهارتهای پایهای خواندن و نوشتن به مجموعهای از تواناییهای گسترده برای مواجهه با چالشهای دنیای مدرن گسترش داد. این تغییر تحت تأثیر عواملی مانند جهانی شدن، پیچیدگیهای اقتصادی و فرهنگی، انقلاب دیجیتال، بحرانهای زیستمحیطی، تحولات آموزشی و تغییرات اجتماعی شکل گرفت. ظهور فناوریهای نوین، شکاف دیجیتال، نابرابری در دسترسی به منابع آموزشی و نیاز به مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، تحلیل دادهها و مدیریت مالی، ضرورت بازتعریف سواد را ایجاب کرد. همچنین، افزایش تنوع فرهنگی و تغییر ساختار خانوادهها، سواد نژادی، عاطفی و تربیتی را به مهارتهایی اساسی تبدیل کرد. بحرانهای زیستمحیطی و نیاز به توسعه پایدار نیز بر اهمیت سواد بومشناختی و انرژی تأکید کردند. در نهایت، تغییر در مدلهای اقتصادی، رشد کسبوکارهای کوچک و پیچیدگیهای مالی، ضرورت گسترش سواد مالی را برجسته ساخت (یونسکو، 2018).
محدودیتها و چالشهای سومین تعریف
تعریف سوم یونسکو از سواد با چالشهایی مانند شکاف بین نظریه و عمل، نابرابری در دسترسی، مقاومت فرهنگی و سرعت تغییرات فناوری روبهرو است. بسیاری از کشورها هنوز زیرساختهای لازم برای اجرای این تعریف را ندارند و نظامهای آموزشی سنتی همچنان بر خواندن و نوشتن تمرکز دارند. نابرابری در دسترسی به منابع آموزشی و فناوری، بهویژه در مناطق محروم، مانع آموزش مهارتهایی مانند سواد دیجیتال میشود. در برخی جوامع، مفاهیمی چون سواد نژادی یا عاطفی با مقاومت فرهنگی مواجه میشوند. همچنین، تغییرات سریع فناوری، نیاز به مهارتهای جدیدی را ایجاد کرده که هنوز در برنامههای آموزشی گنجانده نشدهاند.
در کل، سومین تعریف یونسکو از سواد با تأکید بر ۱۲ نوع مهارت، بازتابی از پیچیدگی و تحول دنیای مدرن است. اگرچه این تعریف به طور نظری تحولی عمیق در مفهوم سواد ایجاد کرده است، اما چالشهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بسیاری برای تحقق آن وجود دارد. راهحل این چالشها نیازمند تعهد جهانی به اصلاح نظامهای آموزشی، کاهش نابرابریها و تقویت زیرساختها است.
چهارمین و جدیدترین تعریف سواد: علم با عمل معنا میشود
در این تعریف جدید، «توانایی ایجاد تغییر با کمک دانستهها»، ملاکِ با سوادی قرار گرفته است. یعنی فردی که بتواند با استفاده از دانش و آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند، با سواد محسوب میشود. در واقع، این تعریف مکمل تعریف قبلی است؛ چرا که، صرفاً دانستنِ یک موضوع، به معنای عمل به آن نیست. چنانچه مهارتها و دانشِ آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، میتوان گفت این فرد، انسانی با سواد است. پس این تعریف، بر بهکارگیری سواد در موقعیتهای واقعی زندگی مربوط میشود. جدیدترین تعریف یونسکو از سواد، بر پیوند میان «دانستن» و «عملکردن» تأکید دارد، و با سواد به مثابه کُنش همخوانی دارد، زیرا فرد نهتنها باید دانش کسب کند، بلکه باید بتواند آن را در موقعیتهای عملی پیاده کند (یونسکو، 2017).
ابعاد مختلف تعریف جدید سواد با مثال
دانش علمی زمانی به سواد تبدیل میشود که فرد بتواند با استفاده از آن، مشکلات زندگی واقعی را حل کند؛ یعنی علم بهصورت عملی و کاربردی به کار گرفته شود. مثال:
– فردی که دانش فیزیک دارد، با استفاده از آن یک دستگاه صرفهجویی در انرژی طراحی میکند.
– کشاورزی که از دانش زیستشناسی خود برای کاشت محصولاتِ مقاوم به خشکسالی استفاده میکند.
سواد مالی زمانی معنا و کارایی دارد که فرد بتواند به کمک آن، دخل و خرج خود را بهخوبی مدیریت کند و تصمیمات مؤثری در زمینه سرمایهگذاری بگیرد. مثال:
– فردی که با یادگیری اصول سرمایهگذاری، توانسته است پسانداز خود را افزایش دهد.
– خانوادهای که بودجه ماهانه خود را با استفاده از ابزارهای مالی دیجیتال بهینه میکند.
دانستن آداب اجتماعی بهتنهایی کافی نیست؛ زمانی این سواد معنا پیدا میکند که فرد بتواند آن را در زندگی روزمره به کار گیرد و روابط خود را با دیگران ارتقاء دهد. مثال:
– مدیری که با یادگیری مهارتهای ارتباطی، تعاملات مؤثرتری با تیم خود ایجاد میکند.
– دانشجویی که با بهکارگیری زبان بدن و تکنیکهای گفتگو، در جلسات گروهی بهتر عمل میکند.
باسواد رسانهای فردی است که نهتنها پیامهای رسانهای را تحلیل میکند، بلکه با عمل به دانستهها، تأثیر منفی رسانهها را کاهش داده و به شکل فعال در برابر اطلاعات نادرست و گمراهکننده واکنش نشان دهد. مثال:
– فردی که اخبار جعلی را شناسایی کرده و به دیگران در مورد آن اطلاعرسانی میکند.
– پدر و مادری که با تحلیل محتوای رسانهای، فرزندان خود را از محتوای نامناسب محافظت میکنند.
سواد عاطفی صرفاً درک احساسات نیست؛ زمانی محقق میشود که فرد بتواند این درک را در تعامل با دیگران به کار گیرد، روابط را ترمیم کند و از بروز تنشهای عاطفی بکاهد. مثال:
– فردی که پس از یادگیری مهارتهای هوش هیجانی، توانسته است تعارضات در محیط کاری خود را کاهش دهد.
– والدینی که با مدیریت عواطف خود، محیطی مثبت برای رشد فرزندان ایجاد میکنند.
سواد تربیتی یعنی داشتن دانش و مهارت لازم برای تربیت فرزندان، به گونهای که در موقعیتهای واقعی زندگی بتوان از اصول تربیتی به درستی استفاده کرد. این نوع سواد زمانی معنا پیدا میکند که به پرورش نسلی سالم، آگاه و توانمند منجر شود.
– والدینی که با استفاده از مهارتهای تربیتی، فرزندان خود را به مطالعه و یادگیری تشویق میکنند.
– معلمی که با استفاده از دانش تربیتی خود، محیط کلاسی خلاقانه و امن برای دانشآموزان فراهم میکند.
این سواد زمانی معنا پیدا میکند که فرد بتواند از دانش خود در زمینه رایانه برای حل مسائل روزمره، افزایش بهرهوری شخصی یا حرفهای و ارتقای امنیت دیجیتال بهرهبرداری کند. مثال:
– فردی که با یادگیری مهارتهای امنیت سایبری، از اطلاعات شخصی خود در برابر حملات هکری محافظت میکند.
– کارمندی که با استفاده از نرمافزارهای اداری، بهرهوری کاری خود را افزایش میدهد.
این نوع سواد زمانی تحقق مییابد که فرد بتواند آگاهیهای پزشکی و بهداشتی خود را در زندگی روزمره به کار گیرد، بیماریها را پیشگیری کند و تصمیماتی آگاهانه در حوزه سلامت اتخاذ نماید. مثال:
– فردی که با آگاهی از اصول تغذیه سالم، رژیم غذایی متعادلی برای خود تنظیم میکند.
– مادری که با شناخت علائم اولیه بیماریهای شایع، بهموقع به پزشک مراجعه کرده و از پیشرفت بیماری جلوگیری میکند.
شناخت نژادها و قومیتهای مختلف زمانی به سواد تبدیل میشود که فرد بتواند در محیطهای اجتماعی و کاری، از این آگاهی برای ایجاد ارتباطات سازنده، کاهش تعصب و ترویج برابری استفاده کند. مثال:
– معلمی که محتوای درسی خود را به گونهای تنظیم میکند که فرهنگها و قومیتهای مختلف را بازتاب دهد.
– کارفرمایی که با ایجاد سیاستهای تنوع و شمول، فرصتهای برابر شغلی را برای کارکنان از قومیتهای مختلف فراهم میکند.
آگاهی از مسائل زیستمحیطی زمانی به سواد تبدیل میشود که فرد بتواند سبک زندگی خود را بر اساس اصول پایداری تغییر دهد و در حفظ منابع طبیعی مشارکت کند. مثال:
– فردی که با یادگیری روشهای کاهش ضایعات، میزان زبالههای تولیدی خود را به حداقل میرساند.
– شرکتی که با استفاده از مواد بازیافتی، محصولات خود را بهگونهای تولید میکند که آسیب کمتری به محیط زیست وارد شود.
سواد تحلیلی زمانی معنا دارد که فرد بتواند اطلاعات و دادههای دریافتی را ارزیابی کند، سوگیریها را تشخیص دهد و بر اساس استدلال منطقی تصمیمگیری کند. مثال:
– روزنامهنگاری که هنگام تحقیق درباره یک موضوع، دادههای مختلف را بررسی کرده و از منابع معتبر استفاده میکند.
– فردی که قبل از خرید یک محصول، نظرات کاربران و مشخصات آن را بررسی کرده و انتخاب آگاهانهای انجام میدهد.
سواد انرژی به توانایی فرد در استفادهی آگاهانه از دانش خود برای بهینهسازی مصرف انرژی و بهرهبرداری پایدار از منابع آن اشاره دارد. مثال:
– خانوادهای که با نصب سلولهای خورشیدی، مصرف برق خود را کاهش میدهد.
– مهندسی که در طراحی ساختمانها، از فناوریهای کممصرف برای تهویه و روشنایی استفاده میکند.
مفاهیم کلیدی در تعریف جدید سواد
با تحول در نگرش جهانی نسبت به مفهوم سواد، تعاریف جدیدِ آن دیگر به توانایی خواندن و نوشتن محدود نمیشود. همانطور که ذکر شد، چهارمین تعریف از سواد، مفهومی چندبعدی و پویاست که بر توانمندسازی فرد برای زندگی مؤثر در جامعه تأکید دارد. در ادامه، به مهمترین مؤلفههای این تعریف نوین میپردازیم:
۱. دانش کاربردی و معنادار. دانش زمانی ارزشمند است که بتوان آن را در موقعیتهای واقعی و عملی بهکار برد. این رویکرد، افراد را به استفاده از آموختهها برای بهبود شرایط زندگی خود و دیگران تشویق میکند.
۲. ایجاد تغییرات مثبت. سواد فقط به معنای یادگیری نیست؛ بلکه توانایی ایجاد تغییرات مثبت در زندگی شخصی، اجتماعی یا محیطی است. این تغییر میتواند در رفتار، تصمیمگیری، حل مسائل یا بهبود شرایط باشد.
۳. توسعه مهارتهای چندجانبه. تعریف جدید سواد بر ترکیب مهارتهای شناختی، عاطفی، ارتباطی و عملی برای تحقق اهداف فردی و اجتماعی تأکید دارد.
زمینههای تاریخی و اجتماعی چهارمین تعریف
تحولات جهانی متعددی موجب شد یونسکو تعریف جدیدی از سواد ارائه دهد که بر پیوند علم و عمل تأکید دارد. نخست، با تصویب اهداف توسعه پایدار سازمان ملل در سال ۲۰۱۵، آموزش باید مهارتمحور و کاربردی میشد. همزمان، اقتصاد دانشبنیان و دیجیتال در حال گسترش بود و نیاز به مهارتهای عملی بیش از پیش احساس میشد. بحران مهاجرت در کشورهای جهان سوم و بحران پناهجویان در کشورهای بهخصوص جنگزده نیز ضرورت آموزش سریع مهارتهای زبانی، فرهنگی و شغلی را برجسته کرد. از سوی دیگر، پیشرفت سریع فناوریهای اطلاعاتی و سپس، هوش مصنوعی[23] و انقلاب صنعتی چهارم[24] نشان داد که دانش نظری به تنهایی کافی نیست و افراد باید توانایی انطباق با فناوریهای نوین را داشته باشند.
همچنین، بحران سرریز اطلاعاتی، و وفور اطلاعات نادرست و اخبار جعلی نیز نشان داد که افراد باید توانایی تحلیل و ارزیابی اطلاعات دیجیتال را کسب کنند. همزمان، کشورهایی مانند فنلاند و سنگاپور نظامهای آموزشی خود را بر اساس مهارتهای عملی و یادگیری خلاقانه اصلاح کردند. این مجموعهی تحولات، یونسکو را به این نتیجه رساند که سواد دیگر صرفاً دانش نظری نیست، بلکه توانایی بهکارگیری دانش در زندگی واقعی است و همین امر منجر به تعریف چهارم سواد در سال ۲۰۱۷ شد.
چالشها و محدودیتهای تعریف چهارم
تعریف چهارم یونسکو از سواد که علم را با عمل پیوند میزند، با چالشهایی مانند شکاف میان آموزش نظری و عملی، نابرابری در دسترسی به فناوری، و مقاومت ساختارهای سنتی آموزشی روبهرو است. بسیاری از نظامهای آموزشی هنوز مهارتهای عملی را در اولویت قرار نمیدهند و دانشآموختگان را برای بازار کار آماده نمیکنند. همچنین، شکاف دیجیتال میان مناطق مختلف، مانع آموزش مهارتهای جدید میشود.
سرعت بالای تغییرات فناوری و بازار کار، نیاز به یادگیری مداوم را افزایش داده است، اما بسیاری از افراد به دلیل ساختارهای آموزشی قدیمی از این مهارتها عقب میمانند. از سوی دیگر، انتشار اطلاعات جعلی و تبلیغات گمراهکننده، اهمیت تفکر انتقادی را دوچندان کرده، درحالیکه نظامهای آموزشی هنوز نتوانستهاند این مهارت را بهخوبی در برنامههای درسی بگنجانند. در نهایت، برخی جوامع در برابر آموزش مهارتهایی مانند سواد عاطفی و نژادی مقاومت نشان میدهند. این چالشها نشان میدهد که اجرای تعریف جدید سواد نیازمند اصلاحات اساسی در نظامهای آموزشی و سیاستهای اجتماعی است.
جمع بندی و نتیجه گیری
مروری بر چهار تعریف اصلی یونسکو از سواد نشان میدهد که این مفهوم، مفهومی ایستا و پایانیافته نیست، بلکه همواره در حال بازآفرینی، تحول و بسط است که بر اساس نیازهای متغیر جوامع و دگرگونیهای محیطی شکل میگیرد. اگر در گذشته سواد را صرفاً به مهارتهای ابتدایی خواندن و نوشتن محدود میکردند، امروزه تعاریف گستردهتر و عمیقتری ارائه شده که فراتر از این دو مهارت، شامل تواناییهای شناختی، کاربردی، اجتماعی، فناورانه و حتی جهانی میشود. این تحول مفهومی در واقع نوعی حرکت از سطح به عمق و از فرد به سوی جامعه را به نمایش میگذارد، به طوری که سواد دیگر تنها ابزاری برای یادگیری نیست، بلکه به مثابه ظرفیتی برای مشارکت فعال و موثر در زیستِ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جوامع قلمداد میشود.
در این مسیر، بازتعریفهای یونسکو نه تنها تأثیر عمیقی بر رویکردهای آموزشی و سیاستگذاری کشورهای مختلف داشته است، بلکه افقهای تازهای برای درک و شناخت سوادهای نوین مانند سواد رسانهای فراهم کرده است. فهم این روند تاریخی و تحول پویای مفهوم سواد، به ما این امکان را میدهد که سواد رسانهای را نه صرفاً به عنوان یک مهارت فنی یا ابزاری سطحی، بلکه به عنوان بخشی از یک سیر اندیشهورزانه، انتقادی و فرهنگی از توسعه مفهوم سواد بشناسیم.
فصلهای بعدی این کتاب، بر پایه این درک عمیق و تحولیافته، به تحلیل وجوه گوناگون سواد رسانهای میپردازند و نشان میدهند که چگونه میتوان با برخوردی آگاهانه، نقادانه و تحلیلی، در برابر جریانهای پیچیده و متنوع رسانهای ایستادگی کرد و نقش فعالتر و مؤثرتری در جامعهی رسانهزده امروز ایفا نمود. این کتاب تلاش میکند تا مسیر آموزش و پرورش سواد رسانهای را در قالبی فراگیر، همهجانبه و روزآمد ارائه کند تا مخاطبان بتوانند خود را به بهترین شکل برای مواجهه با چالشها و فرصتهای عصر اطلاعات و ارتباطات آماده سازند.
این کتاب ۱۰ فصل دارد:
فصل نخست با عنوان «سواد و مفهوم آن»، به مرور سیر تحول تعریف «سواد» میپردازد. در این فصل، چهار تعریف مهم سواد بررسی میشود: از تعریف ابتدایی سواد بهعنوان توانایی خواندن و نوشتن، تا تعریف دوم که به یادگیری رایانه و زبان خارجی نیز اشاره دارد. تعریف سوم شامل طیفی از سوادهای نوین است. بر اساس جدیدترین نگاه، «سواد بهمثابه عمل» تعریف میشود. زمینههای فرهنگی و اجتماعیِ این تعاریف و چالشهای آن نیز بررسی شده است.
فصل دوم با عنوان «رسانه و مفهوم آن»، به تبیین چیستی رسانه، مأموریتها و کارکردهای چندگانهی آن میپردازد. از جمله: کارکرد خبری و اطلاعرسانی، آموزشی، تفریحی، ارشادی و… در این فصل، نگاه صفر و یک به رسانه (خوب یا بد بودن آن) جای خود را به نگاه تحلیلی و چندبُعدی و کارکردها و تأثیرات رسانه میدهد.
در فصل سوم با عنوان «سواد رسانهای»، بنیادهای نظری این حوزه مورد بحث قرار میگیرد: از مفهوم و اهمیت سواد رسانهای تا نسبت آن با آگاهی، قدرت و انسان؛ در این فصل، ضمن مرور تاریخچه سواد رسانهای، به ارکان پنجگانه آن نیز پرداخته میشود و مزایای بهرهمندی از این نوع سواد برای زندگی امروز تبیین میگردد.
«پیامهای رسانهای و تحلیل آنها» عنوان فصل چهارم است که نگاه مخاطب را به درون متن رسانهای و پاسخ به این پرسشها میبرد که پیام رسانه¬ای چیست؟ چه ویژگیهایی دارد؟ و چگونه باید پیامهای آشکار و پنهان را تحلیل کرد؟ در این فصل، تأثیرات شناختی، عاطفی، رفتاری، فرهنگی و سیاسی پیامهای رسانهای بر مخاطب، با رویکردی انتقادی تحلیل میشود.
فصل پنجم به یکی از مهمترین مصادیق پیامهای رسانهای یعنی تبلیغات میپردازد. در این فصل، با بررسی تفاوت تبلیغات با اطلاعرسانی، سیر تاریخی آن، انواع شیوههای تبلیغ سنتی و مدرن، و استراتژیهای روانشناختی تبلیغ به مخاطب آموزش داده میشود تا بفهمد که چگونه در برابر سیلاب تبلیغات رسانهای، آگاهانه رفتار کند.
عنوان فصل ششم «بازیهای رایانهای و تأثیرات رسانهای»، نگاهی عمیق به پدیدهای دارد که ذهن و زندگی بسیاری از کودکان، نوجوانان و حتی جوانان را درگیر ساخته است. این فصل، ضمن مرور تاریخچه، ویژگیها، اقتصاد، پیامدها و تهدیدهای صنعت بازی، نشان میدهد که چگونه میتوان با سواد رسانهای به تحلیل این جهان پررمز و راز پرداخت.
فصل هفتم که مفصلترین فصل کتاب است، با عنوان «رسانههای اجتماعی و مواجههی آگاهانه با آن»، مخاطب را به قلب فضای مجازیِ امروز میبرد. تعریف، تاریخچه، گونهشناسی، ویژگیها و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی رسانههای اجتماعی، همراه با مهارتهایی برای مواجههی مسئولانه با آنها، در همین فصل بررسی شده است.
فصل هشتم کتاب به موضوع «الگوی مصرف رسانهای» میپردازد و اهمیت توجه به چگونگی، میزان و چرایی استفاده از رسانهها را بررسی میکند. در این فصل، سه وضعیت مصرف غیرفعال، آگاهانه و راهبردی معرفی شده و الگویی برای مصرف متعادل و هدفمند رسانهها در گروههای مختلف مخاطب مانند کودکان، نوجوانان، والدین، معلمان، سالمندان و دانشجویان ارائه میشود. همچنین، قواعد استفاده صحیح از رسانهها و پیامدهای مصرف نامتعادل و نادرست آنها، به ویژه آثار منفی مصرف نادرست رسانهها، بهروشنی مورد تأکید قرار گرفته است.
«اخلاق رسانهای» موضوعی است که در فصل نهم بررسی شده است. این فصل، پس از ارائهی مفهوم اخلاق حرفهای و تبیین ضرورت آن، خواننده را با بنیانهای رفتاری در تولید و مصرف رسانهای آشنا میسازد. این فصل نشان میدهد که چگونه باید اخلاق حرفهای را در تولید پیام، و مسئولیت فردی را در مصرف آن به صورت توأمان در نظر گرفت.
و سرانجام، فصل دهم با عنوان «تربیت رسانهای» نقطهی عطف کتاب است؛ جایی که آموزش، آگاهی و مهارت در هم میآمیزند تا الگویی برای پرورش نسلی فرهیخته و هوشمند ارائه شود. این فصل، تفاوت میان تربیت رسانهای و سواد رسانهای را تبیین میکند و به مجموعهای از مهارتهای بنیادین چون تفکر انتقادی، تولید خلاق، گفتوگوی مؤثر، مصرف مسئولانه و محافظت از خود در فضای رسانهای میپردازد. نقش نهادهایی همچون خانواده، مدرسه و معلم نیز در این فرایند بهتفصیل بررسی شده و در پایان، چالشها و موانع تربیت رسانهای مورد توجه قرار گرفته است.
Derby, M. (2018). ‘H’ is for human right: An exploration of literacy as a key contributor to Indigenous self-determination. KAIRARANGA, 19(2), 153. https://files.eric.ed.gov/fulltext/EJ1240207.pdf
Gontijo, C. M. M. (2024). Literacy in UNESCO’s fundamental education program (1946–1958). Educação e Pesquisa, 50, https://doi.org/10.1590/S1678-4634202450265044en
UNESCO. (1958). Definition of a literate person. In UNESCO statements on literacy. Paris, France: UNESCO.
UNESCO. (2006). Education for all global monitoring report 2006: Literacy for life. UNESCO Publishing. https://www.unesco.org/en/education/gmr
UNESCO. (2017). Reading the past, writing the future: UNESCO education strategy 2014–2021. UNESCO Publishing. https://unesdoc.unesco.org/ark:/48223/pf0000246243
UNESCO. (2018). Global education monitoring report 2018: Accountability in education – Meeting our commitments. UNESCO Publishing. https://unesdoc.unesco.org/ark:/48223/pf0000265866
UNESCO & UNICEF. (2024). Gateways to public digital learning [Brochure]. UNESCO. Retrieved June 2025, from UNESCO Digital Library.
UNESCO Institute for Statistics. (2021, August). Digital literacy [Glossary entry]. UIS. http://tcg.uis.unesco.org/wp-content/uploads/sites/4/2021/08/Metadata-4…
UNESCO Institute for Statistics. (2025). Literacy. UNESCO Glossary. https://uis.unesco.org/en/glossary-term/literacy
Wolfe, H. W. (1992). Computer literacy for the 1990’s. Journal of Information Systems Education, 4(1), 18–22. https://aisel.aisnet.org/jise/vol4/iss1/4
Katz, J. E., Rice, R. E., & Aspden, P. (2001). The Internet, 1995-2000: Access, Civic Involvement, and Social Interaction. American Behavioral Scientist, 45 (3), 405-419. https://doi.org/10.1177/0002764201045003004
[1] . United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO)
[2] . Gontijo
[3] . Derby
[4]. اولین اقدامات برای ریشهکنی بیسوادی در دوران محمدرضا پهلوی به طور رسمی با تأسیس «سپاه دانش» در سال ۱۳۴۱ و آغاز به کار آن در سال ۱۳۴۲ آغاز شد. هدف این نهاد مبارزه با بیسوادی و توسعه آموزش در مناطق روستایی و دورافتاده کشور بود. مشمولان خدمت نظام وظیفه با اخذ دیپلم، پس از گذراندن دوره آموزشی و تعلیمات ویژهی سپاه دانش، به عنوان معلم در روستاها به خدمت مشغول میشدند. سپاه دانش نقش مهمی در افزایش سواد در مناطق روستایی و توسعه آموزش در سراسر کشور داشت.
[5] . Katz, Rice, & Aspden
[6] . Wolfe
[7] . UNICEF (United Nations International Children’s Emergency Fund)
[8] . emotional literacy
[9] . communicative literacy
[10] . financial literacy
[11] . media literacy
[12] . educational literacy
[13] . computer literacy
[14] . Google Drive
[15] . Excel
[16] . PowerPoint
[17] . health literacy
[18] . racial and ethnic literacy
[19] . ecological literacy
[20] . analytical literacy
[21] . energy literacy
[22] . scientific literacy
[23] . Artificial Intelligence (AI)
[24]. انقلاب صنعتی اول (آغاز آن در حدود ۱۷۶۰ و با محوریت ماشین بخار و مکانیزهشدن تولید)؛ انقلاب صنعتی دوم (در نیمه دوم قرن ۱۹ و با محوریت برق، خطوط مونتاژ و تولید انبوه)؛ انقلاب صنعتی سوم (در دهه ۱۹۷۰ و با محوریت الکترونیک، فناوری اطلاعات، رایانهها و اتوماسیونسازی) و انقلاب صنعتی چهارم (از حدود سال ۲۰۱۱ تا امروز، با محوریت هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء، دادههای بزرگ، رباتیک، بلاکچین، واقعیت افزوده و غیره).
دستهبندی مقالات
- وبلاگ (8)
نوشتههای تازه
مقالات مرتبط با نویسنده
«رفت مسافرت!» عنوان یادداشتی است از حمید محسنی که در یادنامه استاد دکتر زاهد بیگلدلی، از استادان دوستداشتنی دانشگاه شهید
ثریا زنگنه کارشناس ارشد علم اطلاعات است و مدیر کتابخانه عمومی خاتمالانبیا در شهر کرمانشاه. نشر کتابدار اخیرا کتابی را
بخشی از پیشگفتار پریسا کاهانی بر کتاب صدای پای کتاب و داستان چهار چشم برای آشنایی خوانندگان با با محتوای
گستره دانش و تجربه نورالله مرادی در حوزههای مختلف کتاب و نشر، کتابخانه و کتابداری، آرشیو و آرشیوداری و زمینههای


