نوش آفرین انصاری و شورای کتاب کودک در مصاحبه با پریچهر نسرین پی
- مصاحبه کننده: پریچهر نسرین پی
فهرست مطالب...
نوش آفرین انصاری، شورای کتاب کودک، کتابداری، آموزش کتابداری و فرهنگنامه کودکان و نوجوانان نامها و واژههایی است که اغلب همدیگر را یادآوری میکنند؛ هر یک حافظه آن دیگری است. از جمله فعالیتهای برجسته استاد نوشین انصاری اینهاست که به تنهایی گویای اهمیت این گفتگوست: رئیس هیئت مدیره و دبیر شورای کتاب کودک، عضو شورای اجرایی فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، عضو افتخاری کمیتۀ اجرایی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY)، عضو کمیتۀ جشنوارۀ بینالمللی جزیرۀ نامی، کرۀ جنوبی، همبنیانگذار خانۀ کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن، عضو هیئت مؤسس انجمن حمایت از حقوق کودکان، مؤسسۀ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان و کانون توسعۀ فرهنگی کودکان، از مؤسسان جایزۀ ترویج علم ایران، مدرس کارگاه آشنایی با ادبیات کودکان و نوجوانان، کتابدار و عضو هیئت علمی گروه آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران.
پریچهر نسرین پی در این مصاحبه بیشتر درباره شورای کتاب کودک و فرهنگ شورایی از استاد نوش آفرین انصاری پرسش کرده است. متن این مصاحبه (همراه با ۲۶ گفتگوی ارزشمند دیگر) پیشتر در کتاب «شورای کتاب کودک: از همکاری تا مشارکت (گفتگو با کارشناسان عضو شورای کتاب کودک و فرهنگنامه کودکان و نوجوانان)» به کوشش پریچهر نسرین از طریق انتشارات کتابدار منتشر شده است. علاقمندان میتوانند نسخه کامل چاپی یا الکترونیکی اش را از همین ناشر تهیه کنند.
نشر کتابدار برای استفاده بیشتر از این تجربههای ارزشمند تلاش میکند به تدریج بخشهایی از آن را در وبلاگ خود منتشر کند.
در ادامه متن کامل پرسشهای خانم پریجهر نسرین پی و پاسخهای استاد نوشآفرین انصاری را میخوانید.
o پریچهر نسرین پی: چگونه به شورا پیوستید؟ مشارکتی که در شورا وجود دارد چگونه است؟ تعریف شما از مشارکت چیست؟
نوش آفرین انصاری: اجازه دهید از آخرین پرسش شروع کنم. به نظرم مشارکت عملی است برای درک و دریافت نظر دیگران، ولی قبل از آن باید این آمادگی در ذهن شکل گرفته باشد که تصمیمها و قضاوتهای تک نفره، در بسیاری از موارد، درست نیست. پس میتوان گفت مشارکت باور و احترام به خرد جمعی است. در مورد خودم، کوشش میکنم در کارهایی که انجام میدهم، نظر دیگران را به عنوان جریانی مدیریتی به دست آورم و در تصمیمگیریها، آن نظرها را به اندازة نظر خودم محترم بدانم.
در سال 1342، با معرفی خانم دکتر مهری آهی با شورا آشنا شدم، نخست خانم لیلی آهی (ایمن) و سپس خانم توران میرهادی را زیارت کردم و تقاضای عضویت خود را به هیئت مدیرة وقت شورا تسلیم کردم. در همان سال، در نخستین گردهمایی سراسری شورا در تهران شرکت کردم و از آن به بعد نیز این پیوند را حفظ کردهام و به هر فعالیتی که به کتاب و کتابداری کودک و آموزش ادبیات کودکان مربوط بود، توجه داشتم، از جمله قرار دادن درس ادبیات کودکان در برنامة گروه آموزشی کتابداری دانشگاه تهران و معرفی شورا به عنوان سازمان غیردولتی مردم نهاد در کلیة مجامع دانشگاهی مربوط به کتابداری.
سالهای 1341 تا 1357 برای شورا، سالهایی بسیار سرنوشتساز بودند. من نیز چند دوره به عنوان عضو هیئتمدیره انتخاب شدم و در جلساتی که به شکل چرخشی در منزل اعضا تشکیل میشد، شرکت کردم. ولی باید بگویم بار اصلی مدیریت شورا بر دوش خانمها آهی، میرهادی، اشتیاقی و سهراب بود، من نقش چندانی در تحکیم مدیریت مشارکتی در شورا نداشتم و بیشتر برای فعالیتهای خاص در شورا حضور پیدا میکردم.
در سال 1357، به عنوان رئیس هیئت مدیره و دبیر شورا انتخاب شدم و همکاری بیشتر من با شورا آغاز شد. در آن زمان، تاریخ ایران ورق خورده بود و بنیانگذاران به فکر تداوم و تحکیم آرمانهای شورای شانزده ساله بودند. تا آن زمان اعضای هیئت مؤسس، از جمله خانمها لیلی آهی، توران میرهادی، توران اشتیاقی، معصومه سهراب و آقایان عباس یمینی شریف و جعفر صمیمی، به عنوان اعضای هیئت مدیره، کارهای شورا را پیش میبردند. باید اضافه کنم تعداد دیگری از همکاران نیز در هیئت مدیره حضور داشتند و فعالیت میکردند، ولی افرادی که از آنها نام بردم، چرخهای مدیریت مشارکتی را در شورا به حرکت در میآوردند. از سوی دیگر من نیز به عنوان رئیس کتابخانة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی و مدیر گروه آموزشی کتابداری، مشارکت را سرلوحة کار خود قرار داده بودم، لذت مدیریت مشارکتی را چشیده بودم و به ارزشها و توان آن معتقد شده بودم. به همین دلیل وقتی در سال 1357، دبیر هیئت مدیرة شورا شدم، به فضایی آشنا پا گذاشتم و دوست داشتم در شورا بستر بحث، مشورت و استفاده از تمام دیدگاهها برای پیشبرد اهداف فراهم باشد و ادامه پیدا کند. با نهایت فروتنی، فکر میکنم بخشی از نیاز به مشارکت به این دلیل برایم ارزشمند بود که حس میکردم و میکنم «نمیدانم». به نظرم ریشه دواندن تجربه در انسان و تبدیل شدن آن به باور با میزان رضایت ارتباط دارد. من در کتابخانه، در گروه و پس از آن در شورا، از قرار گرفتن در شرایط مستمر مشارکت لذت بردهام و میبرم. با گذشت زمان، گستردهتر شدن فعالیتهای شورا، بیشتر شدن اعضا و پدید آمدن ساختارهای گوناگون مدیریتی، کوشش میشود جریان مشارکت به عنوان مهمترین اصل اخلاقی و عملی همچنان پایدار و پویا بماند.
o پریچهر نسرین پی: شما خرد جمعی را باور دارید و تشکل مدنی خود نوعی خرد جمعی است. این باور شما به خرد جمعی ناشی از چیست؟
نوش آفرین انصاری: به نظرم این باور ناشی از برخی از عناصری است که به آنها اشاره کردم. یادآوری میکنم من به هر حال و به نوعی لااقل کودک بخشی از جهان هستم. فکر میکنم گذراندن کودکی و نوجوانی در کشورهای مختلف، آشنایی با فرهنگهای گوناگون و ارتباط با افراد این تأثیر را در من داشته است که فکر کنم در هر قوم و جامعهای، افراد تجربههای خودشان را دارند و باید به تفاوتها و تجربهها که دیدگاهها را تشکیل میدهند، احترام گذاشت. بدون تردید میتوان بسیاری از مشکلات را با احترام به اصل تفاوت، قبول آن و وارد شدن به مرحلة گفتگو حل کرد.
تجربة دیگری که بر من تأثیر گذاشت، آشنایی با ادبیات بود. با خواندن رُمان، با تجربة انسانها در شرایط گوناگون آشنا شدم که باعث شد لذت آشنایی با تجربههای ناکرده برایم جا بیفتد، جزء نظام فکری من شود و من در مجموعة بزرگتر زندگی حل شوم. یکی از خصوصیاتی که فرد در فراگیری باور به خرد جمعی پیدا میکند، تواضع و رشد این حس است که انسان در مقابل اتفاقهایی که افتاده و میافتد، چقدر کوچک است!
آموزش مبتنی بر ارتباط با افراد نیز در رشد باور به خرد جمعی مهم است. به نظرم هیچ تجربهای به اندازة کسب اطلاعات شوقانگیز نیست. در مورد خودم، از قدیم از هر کسی چیزی یاد میگرفتم و هنوز هم یاد میگیرم و
جابهجایی اطلاعات در نظام دانستههایم برایم لذتبخش است. اینها برخی از مواردی است که باعث میشود به این نتیجه برسم که باور به خرد جمعی در واقع بنیان و نیروی محرک مشارکت است. پاسخ جامعتر به سؤال شما شاید در مسیر همین گفتگو روشن شود.
o پریچهر نسرین پی: یکی از اصول مهم مشارکت احترام به تفاوتهاست. در شورا چگونه به تفاوتها احترام گذاشته میشود؟ این ویژگی را چگونه به کار میگیرید؟
نوش آفرین انصاری: به نظرم احترام به تفاوتها جزء ذات هر سازمان مردم نهاد از جمله شوراست و کوشش برای شبیه کردن و یکسانسازی از سوی مدیران اشتباه است. گرچه در مسیر راه با توجه به فعالیتها و تجربهها، این اتفاق برای بسیاری از افراد میافتد. از سوی دیگر سازمان غیردولتی یا مردمنهاد دارای اساسنامه و اهدافی مشخص است، پس یک همدلی آغازین وجود دارد یا باید وجود داشته باشد. من از مرحلهای صحبت میکنم که فرد پس از مطالعة اسناد و مدارک و کسب آگاهیهای لازم تقاضای عضویت خود را به هیئت مدیره تقدیم میکند و پس از پذیرفته شدن به عنوان عضو و پرداخت حق عضویت، کار داوطلبانهاش را در سازمان آغاز میکند. از این به بعد اصل بر تفاوت است، زیرا سازمان غیردولتی افراد را استخدام اداری نمیکند و سعی نمیکند جامعهای مطیع و از نظر فکری یک شکل ایجاد کند. به نظر من مدیران اینگونه مجموعهها باید تفاوت در دیدگاهها را گرامی بدارند و تشویق کنند. در طول سالهای همکاری، با حفظ تفاوتها، ما به نوعی یکشکل میشویم، نوعی شباهت در ما به وجود میآید و ما را به یکدیگر نزدیک میکند و از ما خانواده و یا قبیلهای میسازد که از تفاوت دیدگاهها و روند زندگی مدنی اعضا نیرو میگیرد.
شما نیز مانند من شنیدهاید که گاه گفته میشود: «شوراییها اینگونه عمل نمیکنند» و یا «شوراییها به داد ما میرسند.» این ویژگی با گذر زمان شکل میگیرد. اعضا جای خود را پیدا میکنند، لذت میبرند و احترام یکسان را حس میکنند. این تجربه از جنس کار موظف نیست، بلکه دستاوردی انسانی و ارتباطی است. در شورا، نوعی آموزندگی جریان دارد؛ غمها بدون اینکه مطرح شوند، تسکین پیدا میکنند و بسیاری از مشکلها بدون بیان شدن، راهحل مناسب خود را مییابند. به راستی چرا؟ به نظرم به این دلیل که جدا از کار کارشناسی که اعضا در بخشها، کمیتهها، گروهها و مسئولیتهای دیگر انجام میدهند، جریان گفتگوی دائم در فضا وجود دارد که بنیان مشارکت، علاقه به آموختن و پویایی را به وجود میآورد. شاید بتوانم پاسخ به این پرسش را اینگونه به پایان ببرم که شورا همواره تشنة دیدگاههای نو، بیان راهحلهای به دست آمده و پیشنهادهای عملی است. خلاصه دست ردی در کار نیست، اما آرامش و عمق مطرح است.
o پریچهر نسرین پی: شما اشاره کردید، دو نوع گفتگو در شورا انجام میشود، یکی گفتگوهای علمی بر سر بررسی کتاب، تألیف مقاله یا ترویج آثار و دیگری گفتگوهای دوستانه. این گفتگوها چگونه مدیریت میشوند؟
نوش آفرین انصاری: به نظرم این موارد دو روی یک سکه هستند. در حال حاضر بیش از پنجاه فعالیت مشخص در شورا جریان دارد و شما به نکتة درستی اشاره کردید. در حقیقت در یک طرف، کار علمی و کارشناسانه و در طرف دیگر، جریان دوستیها و تبادل تجربههای انسانی قرار دارد. فکر میکنم علاقه به کسب آگاهی و تولید علمی در مجموع غلبه دارد، یعنی علاقه به موضوع و نحوة مدیریت امور، افراد را دور هم جمع میکند و این شکل در مورد بخش ادبیات کودک و نوجوان، فرهنگنامة کودکان و نوجوانان و خانة کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن صادق است. به این معنی که در ذهن، مثلثی ساخته میشود شامل فعالیت، فرد و تجربة جمعی که میزان ارتباط اضلاع به خاطر تأثیر متقابل، همواره در حال تغییر و تحول است. در شورا، سفرة گفتگو به شکل رسمی و غیررسمی و محسوس و نامحسوس گسترده است، برخی نکات گفته میشود و برخی گفته نمیشود، ولی عمل مشارکت اتفاق میافتد. بنابراین نمیتوان گفت تأکید بر کدام شکل بیشتر است، ولی فکر میکنم اهداف علمی، دانشافزایی و ترویجی را باید مقدم بداریم. یعنی در نهادی مانند شورا باید همواره به دنبال کسب اطلاعات، بالا بردن میزان دانش خود و همکاران و پیگیر فعالیتهای مدنی باشیم.
در این روند، ارتباط به وجود میآید، گروههای کوچک پدید میآیند، افراد یا گروهها در زمانهایی از باتجربهترها تأثیر میپذیرند، اندامهای نهاد گسترش پیدا میکنند و گاه نهادهای نو متولد میشوند. من خیلی به بُعد خدمت و هدفی که افراد برای رسیدن به آن عضو شورا میشوند، معتقد هستم. شاید مدتی طول بکشد تا فرد جایگاه مطلوب خود را در جمع پیدا کند. ممکن است یک دورة بلاتکلیفی وجود داشته باشد و در مواردی، فرد متوجه شود به حوزة دیگری علاقهمند است. در همة این شکلها، احترام به انسانها و آموختن بسیار مهم است.
o پریچهر نسرین پی: تجربه و علم یا تئوری و عمل در شورا موازی یکدیگر پیش میرود؟
نوش آفرین انصاری: تا حدود زیادی بله. البته در طول زمان و آرام آرام. در حقیقت، همین دستاورد شورا را از دانشگاه متمایز میکند. به نظرم در محیطهای آکادمیک، توجه به انجام تجربههای بومی و ایجاد ارتباط عاطفی با سرزمین بسیار کمرنگ است. درحالی که در نهادی مانند شورا، هم حوزههای علمی قوت میگیرد و هم بحث عاطفی و ارتباطی نسبت به داشتهها و جامعه مطرح است و طبعاً حفظ تعادل بین این دو بُعد از اطلاعات مهم است.
تعداد افرادی که در حال حاضر در شورا حضور دارند و نمونههای خوبی از تعادل بین علم و تجربه هستند، کم نیست. نباید فراموش کرد شکل نهادی مانند شورا را اعضا تعیین میکنند. یکی از تصویرهای ذهنی من از شورا کاروانی است از همراهان که پیاده در مسیری دشوار و خشک مانند بخشهایی از ایران راه میروند، به پیرامون خود نگاه میکنند و با بغلدستیهای خود حرف میزنند و هر از گاهی در قهوهخانه یا کاروانسرایی دور هم جمع میشوند، تبادل تجربه میکنند، کولهبارهای کتاب را مبادله میکنند و راه را ادامه میدهند. در این گروه، برخی سالمند و با تجربة طولانیتر و برخی جوان و با تجربة کمتر هستند و همه در کنار یکدیگر حرکت میکنند. در تصور من، این گروه پویا و خندان است و در عین اینکه ممکن است غم هم داشته باشد، وقتی جمعی حرکت میکند، به شادمانی، امید و استحکام دست مییابد.
o پریچهر نسرین پی: در رویکرد آموزش مشارکتی، ارتباط، احساس، عواطف و عشق بسیار مهم است. این موارد را در افراد داوطلب چگونه به وجود میآورید؟
نوش آفرین انصاری: احساس تعلق عاطفی را میتوان به شکلهای مختلف به وجود آورد، از جمله نحوة آموزش مهم است و گفتمان به شکلهای فردی و گروهی نیز ارزشمند است. به نظرم یکی از مهمترین شیوهها نوع رفتار است، یعنی ناگفتنیهایی که دیده میشود. رفتار دیگران بر ما و رفتار ما بر دیگران اثر میگذارد. برخوردهایی که با یکدیگر میکنیم، شیوهای که افراد زندگی میکنند، همه اثرگذار است. همیشه لازم نیست که کلام در میان باشد، بلکه راههای دیگری میتواند به وجود آید و افراد با کنجکاوی به یکدیگر نگاه کنند و از رفتار، منش و برخورد با دیگران یاد بگیرند. این اتفاق برمیگردد به اینکه فرد نسبت به محیط چقدر عاطفه پیدا کرده باشد. هر چقدر میزان این علاقه و اشتیاق بیشتر باشد، ریزهکاریها با ولع و اشتیاقِ بیشتر دیده میشود. قطعاً در چنین محیطها و مجموعههایی، امکان بروز قصور، خطا و نشیب و فراز هم هست، ولی هرچه میزان عاطفه بالاتر باشد، چشمپوشی نسبت به این مسائل بیشتر میشود. نکتهای که میخواهم بگویم این است که شورا برای بسیاری از ما یک راه زندگی است، شاید بدون اینکه هیچوقت گفته و یا مکتوب شده باشد. اگر از شوراییها بپرسید، بسیاری از آنها قطعاً این نظر را تأیید خواهند کرد که شورا برای آنها راه زندگی بوده است. اهداف ما روشن است، از سال 1341 تاکنون برای کودکان و نوجوانان کار کردهایم و دوستان جدیدی به ما ملحق میشوند برای اینکه بیاموزند چگونه برای دیگران کار کنند و به جامعه فکر کنند. کار مفید برای جامعه را اصل میدانیم، گرچه نمیتوان تأثیر متقابل شخصیتها بر نهاد و تأثیر نهاد بر شخصیتها را انکار کرد.
یکی از موفقترین روشهای ایجاد عاطفه، اعتماد کردن و دادن آزادی عمل است. به نظر میرسد تا حد زیادی به این باور که هر شورایی هر کاری را که منطبق بر منطق و اهداف شورا باشد، میتواند تجربه کند، دست یافتهایم و نیز به این نکته پی بردهایم که اندیشة مشارکت آموزشگری بزرگ و متعادلکننده است.
o پریچهر نسرین پی: چه مواردی باعث شده شورا و پیوند افراد با آن پایدار بماند؟
نوش آفرین انصاری: بدون تردید تاریخ هر نهاد بر آن سایهافکن است و نمیتوان نهاد را از تاریخ آن جدا کرد و بر تأثیر شخصیتی مانند خانم توران میرهادی، به عنوان شاخصترین بنیانگذار شورا، توجه نکرد. آنچه برای هریک از ما اتفاق میافتد و راهحلهایی که پیدا میکنیم، جمعبندی زندگی است. مشکلات برای همه هست، ولی راهحلهای پیداشده مهم و ارزشمند است. بسیاری از افرادی که عضو شورا میشوند، ممکن است در بدو امر، حتی اسم خانم میرهادی را هم نشنیده باشند، ولی به مرور تحتتأثیر ایشان قرار میگیرند. این شکل از ارتباط مثلاً در مورد آقای مافی، خانم مرتضاییفرد و خود من نیز صادق است. در مجموع میتوان گفت که در اختیار داشتن شرححال افراد در ایجاد نگاه مستند به احوال آنان مؤثر است و خوشبختانه در مورد تعدادی از همکاران شورا اینگونه آثار پدید آمده و یا در دست تهیه است.
در کنار شخصیتها و دستاوردها، عنصر زمان نیز بر اعتمادسازی تأثیر دارد. وقتی از دهههای کار و فعالیت صحبت میشود، اطمینان جامعه نسبت به سازمان بیشتر میشود. شاید بتوان گفت سازمان مشمول احترام به زمان میشود. باید توجه داشت که از سال 1341، کار گروهی در شورا بهشکل بررسی کتاب جریان داشته است و تنها افراد شاخص این تأثیر را به وجود نیاوردهاند، بلکه عملکرد جمعی این پنج دهه بهخودیخود در جلب اطمینان تأثیرگذار است.
اما اینکه شورا چگونه حفظ شده است؟ بهنظرمن یک مدیریت مسئول و نامرئی در شورا وجود دارد و کاملاً مشخص است که هر کسی باید در کجا، چه کاری را انجام دهد. در شورا همه پیگیر امور هستند، به یکدیگر کمک میکنند، حاصل کار خود را میبینند و در جریان مشارکت، نیروها پایبندتر و قویتر میشوند. نهاد نیز مانند یک فرد زنده است و حوادث گوناگون خوب و بد بر آن میگذرد. به نظرم میتوان اهداف مشخصشده در اساسنامه، ثابت ماندن تعدادی از اعضای هیئت مدیره و دنبال کردن چند فعالیت کلیدی را بهعنوان برخی از دلایل ماندگاری شورا نام برد.
رمز موفقیت شورا را باید در نگاه منسجم هیئتمدیرههای منتخب این نهاد جستجو کرد و شاید بتوان گفت که هیئتمدیره در طول زمان به درجة بالایی از اخلاق حرفهای از جمله ازخودگذشتگی، خدمتگزاری، حقیقتجویی، حقیقتگویی، احترام به تفاوتها، تواضع، توان گفتگو، نوآوری، آموزشپذیری و صداقت دست یافته و همواره مورد تأیید، حمایت و اعتماد اعضا بوده است.
o پریچهر نسرین پی: در جامعهای زندگی میکنیم که رویکرد آموزشی ما بهسمت فردگرایی است و شورا با رویکرد جمعی رشد میکند. در این فضا، مدیریت مشارکتی چگونه به وجود میآید؟
نوش آفرین انصاری: این یکی از مهمترین دستاوردهای شوراست که ریشه در نگاه مشوق و غیررقابتی دارد. من به نمونهای که خود در آن سهیم بودم اشاره میکنم: در سال 1342، این افتخار را پیدا کردم که نخستین کارگاه آموزش کتابداری را بهدعوت شورا تدریس کنم. در این کارگاه، خانمها توران میرهادی به عنوان کارشناس تعلیم و تربیت و لیلی آهی بهعنوان کارشناس ادبیات کودکان در کنار من، که در رشتۀ کتابداری تحصیل کرده بودم، حضور داشتند و با مشارکت صمیمانة خود مثلث نمادین «مدرسه»، «ادبیات» و «کتابخانه» را در حافظة تاریخی من، به عنوان نخستین درس به ثبت رساندند.
گمان میکنم قبل از این به اهمیت مفاهیم «نظم» و «توقع از خود» در پیشبرد کلیة فعالیتها اعم از شخصی و یا گروهی اشاره کردهام. به نظرم اگر بتوان توجه اعضا را به شکلی پیوسته به این دو ویژگی حفظ کرد، فضای مطلوب در درون نهاد حاصل میشود و فعالیتهای نو یکی پس از دیگری از درون سازمان متولد میشوند. در حقیقت، میتوان گفت که رشد شورا به دیدگاههای فردی وابسته نیست، بلکه به جریان کلی ادبیات کودک وابسته است. باید گفت که جامعة شورا مسئولیتپذیری بسیار بالایی دارد. بسیاری از اهل شورا نخست در یکی از سه کارگاه، در بخشهای ادبیات کودکان، فرهنگنامة کودکان و نوجوانان و کتابداری کودک و نوجوان، با تعریف عملی مسئولیت آشنا میشوند، به حضور در شورا علاقه پیدا میکنند، مورد اعتماد قرار میگیرند و مسئولیت قبول میکنند. به این ترتیب امور مختلف با همیاری اعضا پیش میرود.
قرار گرفتن در جامعة مسئولیتپذیر شورا، شوق مسئولیتپذیری را در بسیاری به وجود میآورد و بسیاری از همکاران صمیمانه میکوشند کارهایی را برای شورا انجام دهند که بیشتر اوقات متضمن مسئولیتهای سنگین است و ردپای عشق به وضوح در آن دیده میشود.
با توجه به گسترش فعالیتها و گزارشهای دریافت شده از همکاران، به نظر میرسد آگاهی جامعه از ماهیت کار داوطلبانه کم است و مسئولیتپذیری یکی از مواردی است که باید بیشتر بر آن تأکید شود. بهنظرم تأکید بر مطالعة منابع و یا مفاد آییننامهها خیلی راهگشا نیست و شاید مشاهدة فعالیت همکاران تأثیری پایدارتر داشته باشد و به تصمیمهایی مناسبتر بینجامد.
یکی از قوانین نانوشتة شورا، مسئولیت جمعی همة اعضا نسبت به انجام کارهای ناگهانی و زمینمانده است. طبعاً هر عضو فعال در شورا مسئولیت خود را بر عهده دارد، ولی آنچه برای ما ارزشمند است آمادگی عاطفی اهل شورا برای کمک و حضور در همة فعالیتهاست. آمادهباش ذهنی، که در فضای شورا وجود دارد، برای هیئتمدیره دلگرمکننده است.
o پریچهر نسرین پی: با توجه به اینکه مسئولیتپذیری یکی از ویژگیهای مهم کار مشارکتی است، مسئولیت را چگونه در افراد به وجود میآورید؟
نوش آفرین انصاری: سادهترین پاسخ این است که بگویم اعتماد مهمترین راه ایجاد حس مسئولیت و حتی آموزش است و آموزش در شورا از راههای مختلف دنبال میشود. تعدادی از همکاران به من گفتهاند حس مسئولیت را از حال و هوای فعالیت در شورا آموختهاند و گروهی دیگر به رفتار مسئولانة تکتک افراد ازجمله مدیران اشاره کردهاند. باید توجه داشت کسانی که عضو شورا میشوند به هر حال به این محیط علاقه پیدا میکنند. پس کاشتن حس مسئولیت در دل آنها چندان دشوار نیست. نخستین برخوردها هم بسیار مهم است. بدیهی است آنچه میگویم نسبی است، احتمال دارد این تأثیر آغازین برای بسیاری اتفاق نیفتد و یا پس از چند بار و یا چند سال حضور اتفاق بیفتد. طبعاً در شورا، از فارغالتحصیلی خبری نیست! بلکه امر آموزش باید به طور دائم در مجموعه جریان داشته باشد تا یکسویی و همگامی در مجموعه نهادینه شود.
نکتة مهم دیگر دربارة مسئولیت، این است که فرد به سرعت جایگاه خود را در مجموعه پیدا کند. به همین دلیل، مکرر از کلیة اعضا درخواست میشود به نمودار سازمانی شورا و جایگاه خود توجه داشته باشند. من بر این باورم که اهمیت نمودار سازمانی به همان اندازه که برای شناخت مسیرهای مدیریتی مهم است، برای شناخت جایگاه فرد در سازمان ارزش و اهمیت دارد و راه را برای مشارکت هرچه بیشتر اعضا باز میکند.
مورد سوم جدی و کارشناسانه بودن تکتک فعالیتهای سازمان است، زیرا اگر این رویه وجود نداشته باشد، مشکلات بسیاری برای فرد و گروه پدید خواهد آمد. احساس خودم این است که تا حدود زیادی در ارائة الگوی مسئولیت مشارکتی توفیق پیدا کردهایم و نباید فراموش کرد که در محیط شورا از مسئولیت شخصی فراتر رفتهایم و به مسئولیت جمعی توجه داریم.
o پریچهر نسرین پی: شما در صحبتهای قبل خود فرمودید تکثیر نهاد مهمتر از بزرگ شدن آن است. اگر ممکن است در این مورد بیشتر توضیح دهید.
نوش آفرین انصاری: بهنظرم هر دو وجه بسیار مهم است و به تعریف بزرگ شدن بستگی دارد؛ مثلاً اگر شورا تصمیم میگرفت تمام کتابهای منتشرشده در ایران را بررسی کند، من حتماً این تصمیم را نمی پسندیدم و اینگونه بزرگ شدن کمّی را به نفع کیفیت رد می کردم. ولی تأسیس بخشهای فرهنگنامة کودکان و نوجوانان و خانة کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن را در سالهای 1358 و 1383، در تقویت حیات فرهنگی شورا بسیار مهم میدانم. سؤال شما بیشتر متوجه تکثیر، یعنی پدید آمدن سازمانهای جدید، از سوی اعضای شوراست که به نظرم پدیدهای بسیار زیبا و تحسینبرانگیز است. هر سازمان مستقل آرمانهایی جدید را تجربه و ثبت می کند و بر ادبیات جمعی نهاد کودکی می افزاید. من همیشه با سربلندی به درخت و به جنگل فکر می کنم و تا آنجا که بررسی کردهام این الگوی تکثیر در سایر کشورها، به شکلی که در ایران اتفاق افتاده، وجود ندارد. فکر می کنم بررسی این جریان به پژوهش نیاز دارد تا ریشههای اجتماعی و فرهنگی آن شناخته شود.
به هر حال باید گفت کثرت نهادها اطلاعات ما را نسبت به ایران بیشتر کرده و دیدگاه شورا دربارة ادبیات کودکان و مخاطبان آن را گسترش داده است. البته باید توجه داشت که یکی از ویژگیها یا کاستیهای سازمانهای مردم نهاد توجه بیشتر به فعالیتهای میدانی و عملی است و گزارش فعالیتها کمتر به شکل مدون در اختیار سایر بخشهای شبکه و جامعه قرار می گیرد و این موضوع بر کیفیت کار پژوهشگران علاقه مند به این حوزه تأثیر میگذارد.
o پریچهر نسرین پی: از شورای کتاب کودک تعدادی مؤسسة فعال جدا و یا زاده شده اند. نظرتان دربارة این مؤسسات چیست؟
نوش آفرین انصاری: همانگونه که در پاسخ به پرسش پیشین اشاره کردم، تأسیس این مؤسسهها نشانههایی از اندیشة پویای شوراست و تنوع فعالیت هر یک از آنها را بسیار ارزشمند می دانم، ازجمله لازم می دانم بر تأثیر بسیار مثبت اجتماعی این جریان تأکید کنم. در مورد اعلام نظر، طبعاً اعلام نظر سطحی و یا شخصی مورد نظر شما نیست و اظهارنظرها باید مبتنی بر پژوهشهایی باشد که تاکنون انجام نشده است. باید تأکید کنم از نظر عاطفی یکایک سازمانهای وابسته به خانوادة شورا برایم بسیار گرانمایه و ارزشمندند و خوشبختانه شاهد ارتباط مستمر این فرزندان معنوی با خودم و دیگر همکاران در شورا هستم. ولی آنچه گاه برایم باعث پرسش میشود این است که آیا ارتباط بین خود این مؤسسه ها به اندازة کافی مستمر و مفید است؟ به نظر می رسد که راه مشارکت مؤسسات با هم هنوز به درستی هموار نیست و این موضوع نیاز به بررسی و راهیابی دارد. قدر مسلم اینکه ماندگاری و قدرت آیندة اندیشة شورا به همکاری و پیوندهای هرچه بیشتر کلیة سازمانهای همسو و همراه وابسته است.
بدیهی است که میل جامعه نیز برای دستیابی به این هدف، یعنی ماندگاری مؤسسات مدنی بسیار مهم است. به بیان دیگر خواست اقشار اجتماعی بر تشکیل، گسترش، انسجام و بقای سازمانهای غیردولتی تأثیر میگذارد. در نگاهی کلی به فعالیتهای متنوع و گوناگون خانوادة بزرگ شورا، می توان گفت این مجموعه تاحدودی به اقشار مختلف جامعه نزدیک شده است و نگاهها را ازجمله نسبت به کودکی، زن، خانواده، تفاوتها، آموزش، کتاب، پرسشگری، کار داوطلبانه و دهها مورد دیگر متحول، عمیقتر و یا دقیقتر کرده است. ولی آن بخش از فعالیتها که به صورت گسترده تر و پایدارتر بر جامعه تأثیر میگذارد، تولید رسانهای قدرتمند بهنام کتاب است که در تیراژ وسیع در اختیار افراد و کتابخانه ها قرار می گیرد و میتواند بارها استفاده شود و از این دست به آن دست گردد. خوشبختانه تعدادی از سازمانهای همراه با شورا مانند مؤسسة پژوهشی کودکان دنیا، مؤسسة پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان و مؤسسة مادران امروز کار تدوین و نشر را آغاز کرده و آثاری بسیار ارزشمند به چاپ رساندهاند. افزون بر آثار چاپی، باید به پایگاههای الکترونیکی ایرانک، کتابک و سایت شورا نیز به عنوان ابزارهایی مهم برای انتشار اندیشه های مربوط به ادبیات کودکان و نهاد کودکی اشاره کرد. این پرسش را با توجه دادن به این نکته به پایان می برم که خود شورا نیز بدون در انداختن طرح سترگ انتشار فرهنگنامة کودکان و نوجوانان (جلد اول، 1371) هرگز آنگونه که امروز در ایران شناخته شده است، شناخته شده نبود.
o پریچهر نسرین پی: آیا اعتمادی که شورا در داخل و خارج از خود به وجود آورده، باعث این تکثیر شده است؟ شما به عنوان مدیری که از سال 1357 در شورا مسئولیت دارید، این اعتماد را چگونه به وجود آورده اید؟
نوش آفرین انصاری: در کوتاه ترین پاسخ شاید بتوان گفت با سماجت حضور! بهنظرم ترکیب عملکرد شخصی و سازمانی باعث ایجاد اعتماد میشود و زمانیکه حس اعتماد در جمع آغازین به وجود آمد، بهآرامی رشد میکند و دیگران را تحتتأثیر قرار میدهد، ولی بهطور دائم محک زده میشود. در جریان اعتمادسازی، اجزای بسیاری نقش دارند، از جمله میتوان نحوة برخورد، احترام متقابل، وظیفهشناسی، صداقت در عمل، در اختیار گذاشتن اطلاعات و دانش، بیان تجربه ها، قبول راهنمایی و مدیریت سنجیده را نام برد. باید توجه داشت که این دستاوردها هرگز ثابت نیستند، بلکه در هر لحظه امکان لغزش وجود دارد. امیدوارم بتوان گفت که شورا سازمانی قابل اعتماد است، ولی باید توجه داشت که هرگز یک فرد نمیتواند برای سازمانی چنین ادعای بزرگی کند، بلکه فرد فرد اعضای سازمان هستند که موجب میشوند سازمان دارای اعتماد درونی و بیرونی شود. درمورد شورا هم شاهد همین اتفاق هستیم. به همین دلیل هم در کارگاه آشنایی با ادبیات کودکان و هم در کارگاههای فرهنگنامه و خانة کتابدار، در عین حال که درس اخلاق نمی دهیم، سعی می کنیم به مسئولیتها اشاره کنیم و بر این باوریم که بین رفتار مسئولانة فرد و تبدیل سازمان به سازمانی مسئول و قابل اعتماد، رابطة مستقیم وجود دارد.
در پاسخ به بخش دیگر سؤال شما، گمان نمی کنم اعتماد جامعه نسبت به شورا باعث تأسیس سازمانهای همراه شده باشد، ولی بر این باورم که اعتماد به نفس و تشویق پُردامنة شورا در ایجاد انگیزه و حرکت این همکاران به سوی تکثیر مؤثر بوده است. موضوع میزان اعتماد، موضوع جالبی است که هم درمورد شورا و هم در مورد سایر سازمانها به پژوهش نیاز دارد. طبعاً هرچه تعداد اعضای سازمان بیشتر می شود، حفظ جریان بالای اخلاقی، به عنوان زیربنای اعتماد، دشوارتر میگردد و باید به شکلهای مستمر و دقیق تر پایش و ارزیابی شود. از جهت دیگر به نظر می رسد هرچه ارتباط اعضای سازمان با سطوح مختلف جامعه بیشتر شود، نوعی پالایش اخلاقی اتفاق می افتد که باعث اعتدال فرد و جمع می شود. باید پذیرفت که مردم بزرگترین آموزندگان هستند.
در طول سالهای گذشته، مواردی پیش آمده که شاهد بیاعتمادی افراد در شورا و سازمانهای همراه بوده ام و متوجه دور شدنها و جابهجاییها نیز شده ام، ولی این اتفاقها به نظرم در اکثر موارد، به بازنگری افراد از خود تبدیل شده است. این نظر من است، زیرا تغییر و تحول را همواره بسیار مثبت ارزیابی میکنم و برخورد و تلاقی بین شخصیتها را جزء طبیعت انسانها می دانم. البته گوشهچشمی هم به خطر ذاتی قدرت دارم و همواره از خداوند خواسته ام که همة ما را از این آسیب بزرگ و ویرانگر دور نگاه دارد.
o پریچهر نسرین پی: شورا علاوهبر ادبیات کودک به معنای اخص کلمه، به بررسی حوزههای دیگر علوم نیز پرداخته است، ازجمله تدوین فرهنگنامة کودکان و نوجوانان که بسیاری از علوم در آن مطرح می شود. پیوند ادبیات با سایر علوم را چگونه میبینید؟
نوش آفرین انصاری: ادبیات کودک با تعریف فراگیر از ادبیات، علاوه بر داستان، شعر و نمایشنامه، حوزة بزرگ غیرداستان یا ادبیات مستند شامل فلسفه، دین، دانش اجتماعی، علوم تجربی، بازی، هنر و سرگرمی و زندگینامه را دربرمی گیرد و با طیفی متنوع به نیازهای کلامی، شناختی، عاطفی و روانی کودک از بدو تولد تا شانزدهسالگی پاسخ می دهد. به همین دلیل هم این آثار در گروههای بررسی شورا مورد توجه قرار میگیرند و آثار انتشار یافتة برتر به فهرست و سایت شورا راه پیدا می کنند. شورا به عنوان سازمانی ارزشگذار، جایگاه آثار را براساس معیارهای دقیق پدید آمده طی سالها، بررسی، نقد و مشخص می کند و نام و نشان آثار را به جامعه ارائه میدهد. درمورد پیوند علم و ادبیات، بهنظرم هر یک به استوار شدن دیگری کمک می کند و عشق و عقل هر دو در تکوین شخصیت نقش دارند. به همین دلیل کتابداران بر امر مجموعهسازی متنوع و با کیفیت بالا در کتابخانه های کودک و نوجوان تأکید میک نند و به پدران و مادران نیز توصیه می کنند با استفاده از فهرستها و یا سایت شورا به شکل متنوع، نسبت به تهیة کتاب اقدام کنند.
ازجمله مهمترین آثار در حوزة غیرداستان باید به فرهنگنامة کودکان و نوجوانان اشاره کرد. پیوند شورا با فرهنگنامه را باید در اندیشة تربیتی خانم توران میرهادی جستجو کرد. در نظر ایشان، آزادی، پرسش، امنیت و ملیت از واژه های کلیدی هستند که باید در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرند و نقش آثار مرجع، بهویژه دانشنامه ها، در این مورد بسیار پررنگ است. در تدوین فرهنگنامه، موضوعها، مهندسی داده ها، زبان و تصاویر همه پرکشش است و به خوبی به آرمانهایی مانند تقویت آزادی انتخاب، طرح پرسشهای گوناگون، ایجاد حس امنیت بهخاطر دقت علمی و شادمانی از تعلق اثر به ایران و هویت ایرانی پاسخ می دهد.
o پریچهر نسرین پی: شما فرمودید از محدودیتهای سنتی باید خردمندانه گذشت. ممکن است نظرتان را روشنتر بیان کنید؟
نوش آفرین انصاری: همانگونه که اشاره شد شورای کتاب کودک سازمانی زنده و بالنده است که در طول چند دهه، اهداف خود را با کمک اعضا پیش برده و گسترش داده است. اندیشة اصلی ایجاد تشکلهای داوطلبانه برای نیل به اهداف گوناگون از غرب به ما رسیده است و میتوان گفت که عمر آن در جامعة سنتی ایران به اندازة عمر شوراست. بقای شورا نشان از این واقعیت دارد که لااقل بخشی از جامعة ایران پذیرای دیدگاه و آرمان شورا بوده است. تثبیت جریان ارزشمند کارآفرینی فرهنگی بهویژه برای بانوان، روشنگری درمورد نقش ادبیات کودکان در آموزش و پرورش نسل جوان و شناساندن حق کودکان و نوجوانان برای داشتن کتابخانههای مناسب را میتوان از دستاوردهای شورا دانست. همچنین باید گفت که شورا در کلیة فعالیتهای خود از تجربه های بینالمللی سود میبرد و از اطلاعات نهادها و اسناد پدیدآمده از سوی اتحادیة بینالمللی کتابخانه ها و مراکز آموزش کتابداری (IFLA)، دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) و نیز کنوانسیونهای حقوق کودک و حقوق معلولان بهره میبرد و خود را عضو پرتلاش جامعة بزرگ جهانی می داند.
بهطور خلاصه می توان گفت در بستر سنت، بذرهای نو پاشیده میشود و آرامآرام جریان تغییر در باورها اتفاق میافتد. ارزیابی عملکرد، میزان جلب افراد، زایش سازمانها، نوشته ها و مواردی از این دست به ما نشان میدهد نیازهای اجتماعی تا چه حد برآورده شده و اطلاعرسانی تا چه حد در بروز انگیزه ها موفق بوده است. یکی از دلایلی که به نظر من در توفیق شورا بهعنوان یک سازمان مؤثر بوده، گفتگویی است که بین چند نسل در شورا جریان دارد.
o پریچهر نسرین پی: در جامعه ای زندگی می کنیم که حذف زیاد است. آیا پیش آمده که شورا کسی و یا نظری را حذف کند؟ نظر شما راجع به حذف چیست؟
نوش آفرین انصاری: اکنون 36 سال از دبیری من در هیئتمدیرة شورا میگذرد و به یاد ندارم فردی از اعضای شورا را از عضویت خارج کرده باشیم و یا از ما خواسته شده باشد چنین کنیم. بدیهی است که ریزش اعضا زیاد بوده، زیرا این مدت طولانی است و نیروی داوطلب در بسیاری از موارد، سلیقه و علاقة خود را در سازمانهای دیگر جستجو می کند، به سفر می رود و یا در شرایطی قرار میگیرد که نمی تواند به همکاری ادامه دهد. پس می توان گفت که افرادی به شکل طبیعی و یا خودخواسته شورا را از حضورشان محروم کرده اند.
در حوزة کار گروههای بررسی شورا، اگر بتوان آنچه را بهعنوان کتاب کودک انتشار مییابد نظر پدیدآورندگان آثار خواند، با توجه به طبیعت کار، که جریانی ارزشگذار است و قبلاً نیز به این موضوع اشاره کرده ام، طبعاً حذف آثار زیاد بوده است، چون گروههای بررسی هر سال گروهی از آثار را بهعنوان ضعیف و یا خارج از فهرست کتابهای مناسب معرفی می کنند. ولی شورا تمایل به حذف افراد و یا دیدگاههای مستند ندارد و تا جایی که بتواند همکاران را نسبت به حقیقتجویی، همه جانبه دیدن، قدر دانستن، گفتگو و رفتار اقناعی تشویق می کند.
o پریچهر نسرین پی: برای افرادی که در محرومترین مناطق، با اشارهای برای آموختن جمع می شوند و می خواهند کاری برای آنها انجام شود چه باید کرد؟
نوش آفرین انصاری: بهنظرم آنان را که می خواهند کاری برایشان انجام شود، باید جدی گرفت. از یک منظر می توان کلیة فعالیتهای شورا در زمینة تأسیس کتابخانه های کوچک را پاسخ به این نیاز تفسیر کرد، زیرا میزبانان این کتابخانه ها کسانی هستند که می خواهند کتاب در اختیار داشته باشند و سواد اطلاعاتی خود را بالا ببرند. گمان می کنم تعداد کتابخانه های کوچک هماکنون از مرز پنجاه گذشته است. من همواره مدیون رشتة تحصیلی ام یعنی کتابداری هستم، زیرا این رشته به من آموخت که یکی از مهمترین رسالتها ایجاد پیوند بین جامعه و نیازهای اطلاعاتی است و خوشوقتم که این دیدگاه در مجموعة شورا جریان پیدا کرده است. به این ترتیب برای هر نیازمند راهی پیدا می شود، نیازها تا حد امکان برطرف می شوند و بر تجربه های بومی گرانقدر شورا نیز افزوده می شود. خوشبختانه در سال 1380، کانون توسعة فرهنگی کودکان تأسیس شد و زمینة همکاری مستمر برای تأسیس کتابخانه در مناطق محروم به این شکل نیز گسترش یافت.
o پریچهر نسرین پی: شما در صحبت های خود به پرسشگری اشاره کردید، اگر ممکن است در این مورد بیشتر توضیح دهید. چگونه شورا پرسشگری ایجاد می کند؟
نوش آفرین انصاری: بهنظرم یکی از مهمترین هدفهای شورا از زمان تأسیس تاکنون، توجه به پرورش جامعه ای است که کنجکاو، حق طلب و جستجوگر باشد. پرسش بزرگ خانم توران میرهادی به عنوان متخصص تعلیم و تربیت و تمام کسانی که با ایشان همراه بودهاند این است که چگونه میت وان فرزندانی پرورش داد که پرسشگر باشند و با پرسش و جستجوگری، زندگی بهتری را برای خود و دیگران فراهم کنند. بنابراین، راه دستیابی به نظام آموزشی که بنیان آن بر آزادی، خلاقیت، پرسش و کاویدن باشد، همواره برای شورا اهمیت دارد.
همچنین باید اضافه کنم که پیوند کتابداری با شورا در تحکیم این جریان فکری نقشی اساسی داشته است، زیرا در کتابداری نوین نیز ایجاد انگیزه برای پرسیدن و دستیابی هرچه سهل تر و آسانتر به اطلاعات نقشی اساسی دارد. ادبیات کودکان دستاورد بزرگی است که راه را در این زمینه برای بزرگسالان و مخاطبان کودک و نوجوان می گشاید، زیرا در روند خواندن، بسیاری از توانمندیها حاصل میشود، به بسیاری از پرسشها پاسخ داده می شود و بسیاری پرسشهای جدید متولد می شوند، به همین دلیل هم بر فهرست توصیفی ـ تحلیلی شورا، که مسیریابی مناسب برای رشد و گسترش روحیة پرسشگری است، تأکید میشود. در بررسی روند رشد جریان پرسشگری در جهان، میتوان گفت که دانشنامه ها نقشی بسیار مهم دارند و شورا کوشیده است با تدوین و انتشار فرهنگنامة کودکان و نوجوانان این امکان لذتبخش و شادیآفرین را برای جامعه فراهم کند و جریان پرسیدن و پاسخ گرفتن را میان خواننده و اثر تقویت کند.
ُبعد سومی که میتواند روحیة پرسشگری را تقویت و با پرسشگریزی مقابله کند، در اختیار داشتن کتابهای مناسب به شکل کتابخانه است. در این زمینه نیز خوشبختانه شورا کتابخانه های متعددی را با حمایت فرهن گدوستان تأسیس کرده و با همکاری در توسعة کتابخانههای کوچک امیدوار است ادبیات کودکان بتواند به شکل هرچه وسیعتر، رسالت خود را در جامعه ایفا کند.
نکتة پایانی درمورد این پرسش اشاره به نقش ترویجگران شورایی در زمینة ادبیات کودکان از جمله فرهنگنامة کودکان و نوجوانان است. بدون تردید روبهرو شدن کودکان و نوجوانان با مروجانی که پرسیدن و جستجوگری را ارج میگذارند و برای به وجود آوردن چنین شرایطی از دل ادبیات میکوشند، بسیار تأثیرگذار و سرنوشتساز است.
o پریچهر نسرین پی: آیا در جریان پرسشگری، یادگیری عمیق اتفاق می افتد؟ خودآموزی و آموزش آزاد تا چه حد برای شورا مهم است؟
نوش آفرین انصاری: گمان نمی کنم پرسشگری لزوماً به یادگیری عمیق منجر شود، بلکه پرسشگری با آزادی ارتباط دارد. فرد آزاد جرأت پیدا میکند با خودش و سپس با انواع منابع ازجمله انسانها به گفتگو بنشیند و در این راه، به علاقة خود دست مییابد و سپس مراحل یادگیری پیشرفته و پیشرفته تر می شود. طبعاً وقتی به انواع منابع اشاره می شود، کلیة عوامل تأثیرگذار را باید در نظر گرفت، ازجمله تأثیر طبیعت، شخصیتها و هنر، ولی بهنظرم جایگاه کتاب، بهویژه ادبیات، برای تعالی انسان در مسیر زندگی و یادگیری بسیار مهم است. به همین دلیل هم همواره بر اهمیت کتابخانه های عمومی و در دسترس جامعه تأکید میکنم. زیرا به نظر من این حق جامعه است که بتواند از تجربه ها، دستاوردها و اندیشه های دیگران آگاه شود، جایگاه و فرهنگ خود را بشناسد، جرأت آشناییزدایی و دگراندیشی را در خود تقویت کند و از دانستن و بیشتر دانستن و تبدیل آن به خدمات ارزندة اجتماعی لذت برد. علاقه به آموختن و تجربة راههای جدید خودآموزی برای سلامت شورا بسیار ارزشمند است و کوشش میشود این بستر مناسب به شکلهای گوناگون برای اعضا فراهم شود.
o پریچهر نسرین پی: در شورا، یادگیری و خودآموزی چگونه اتفاق میافتد؟
نوش آفرین انصاری: در این زمینه، نم یتوان حکم کلی صادر کرد، بلکه میل به یادگیری و خودآموزی جریانی فردی است. اگر اراده برای دستیابی به دانایی در فرد به وجود آید، خود فرد به شکلهای مختلف آن را دنبال میکند. تاکنون پژوهشی در این زمینه درمورد شورا انجام نشده است، ولی گمان می کنم می توان از سه جریان عمده در شورا به عنوان تسهیلگر یادگیری و خودآموزی یاد کرد و در هر سه مورد، روند مشارکتی در ایجاد اعتماد به نفس و نشان دادن راهکار، ارزشمند و سازنده است. در بخش ادبیات کودکان، عضویت در گروههای بررسی کتاب و یا ترویج ادبیات کودکان یادگیری و خودآموزی مداوم را طلب می کند. اشتیاق تعدادی از همکاران برای شرکت در کارگاههای جدید و کسب توانمندی هرچه بیشتر این نظر را در من تقویت میکند که ارتباط تنگاتنگی میان آموختن، رضایت خاطر و طبعاً دستیابی به کیفیت بالاتر وجود دارد. به همین دلیل است که حمایت از پژوهشگران و اندیشهورزان برای انجام فعالیتهای متنوع و جدید، اهمیتی خاص پیدا میکند.
در بخش فرهنگنامة کودکان و نوجوانان، بسیاری از موارد ازجمله موضوع شک درمورد درست بودن اطلاعات ارائهشده در مقالهها مسیریابی مهم است و در این راه، هم یادگیری عمیق و هم خودآموزی اتفاق میافتد. همچنین دیدن رهروانی مانند خانمها توران میرهادی و ایران گرگین شوق یادگیری و خودآموزی را برای ارائة خدمات هرچه بهتر فرهنگی در همکاران تقویت می کند.
خانة کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن، به عنوان کتابخانهای عمومی، راه خودآموزی را برای همکاران باز کرده است. آثار مناسب برای همة گروههای سنی، فضای آراسته، دستیابی آزاد به آثار، کتابداران همراه و دهها برنامة ترویجی فراهم است تا نگرش به کتاب، کتابخانه و کتابخوانی را تغییر و مسئولیت فردی را نسبت به خودآموزی افزایش دهد.
به نظر میرسد که برنامهریزیهای انجام شده تا حدود زیادی برای همکاران مایة دلگرمی است، ولی در سازمانی پویا مانند شورا، هر روز فکری جدید متولد و طرحی نو پی گرفته میشود. به عنوان بخش پایانی پاسخ به این پرسش باید به اهمیت خودآموزی در جمع یا خودآموزی مشارکتی اشاره کنم که در بخشهای گوناگون شورا به شکل جلسات کوچک و بزرگ جریان دارد و محیط شورا را از دانشگاه متمایز میکند. در این شیوة آموزشی، فرد برتر و رقابت حذف میشود و اندیشة درستتر به میان میآید. قبلاً نیز از خرد جمعی صحبت کردهام و بر این باورم که شورا در ارائة انواع روشها خردمحور است. باید توجه داشت که کاشت دانه هایی مانند ارزش یادگیری، نقش خودآموزی و دریافت خرد جمعی زودبازده نیست، بلکه در زمان و در طول همکاری است که تأثیر آنها روشن می شود.
o پریچهر نسرین پی: شما در صحبتهای خود از ارزشگذاری نام بردید. آیا ارزشگذاری و ستاره دار کردن کتابها درست است؟
نوش آفرین انصاری: پرسش شما دو بخش دارد: مورد اول دربارة ارزیابی و مورد دوم دربارة نحوة تعیین کیفیت آثار بررسی شده است. در مورد بخش اول، گمان می کنم قبلاً نیز اشاره کرده ام که شورا از بدو تأسیس، به عنوان سازمانی ارزشگذار وارد فعالیت فرهنگی شده است، یعنی اعضای گروههای بررسی به طور مستمر معیارهای بررسی را تکمیل میکنند و با گفتگو پیرامون آثار می کوشند ارزش اثر را در بستر ادبیات کودک و نوجوان روشن کنند. با توجه به رسالت شورا و مشارکت تعداد زیادی از کارشناسان، گمان می کنم با تجربهای بسیار مهم و گرانقدر روبهرو هستیم که باید آن را هرچه بیشتر تقویت کنیم و بکوشیم آثار مناسب به شکلهای مختلف در اختیار نسل جوان قرار گیرد. یکی از این راهها توجه به مجموعة کتابخانه هاست. درمورد مجموعه های باکیفیت، باید اشاره کنم که یکی از ویژگیهای مهم کتابخانه های کودک و نوجوان خانة کتابدار این است که آثار راهیافته به آن را گروههای بررسی شورا تأیید کردهاند و همین سیاست درمورد کلیة کتابخانههای کوچک تأسیس شده از سوی شورا دنبال می شود.
موضوع تعیین سطح آثار همواره در طول زمان در شورا بحثآفرین بوده و تا امروز که صحبت از آثار هیچ تا پنج ستاره ادامه دارد، چندین بار تغییر شکل داده است. من بارها در جلسات گزارشهای پایان سال حضور داشته ام و در نمایشگاههای عمومی و موضوعی کتاب در شورا شرکت کرده و دیده ام که گروههای بررسی با چه دقت و وسواسی از این برچسبها استفاده می کنند. به نظرم اینگونه درجهبندیها از یکسو برای پدیدآورندگان، ناشران و سیاستگذاران فرهنگی اهمیت دارد و از سوی دیگر راهنمایی است برای کتابداران و خانواده ها. گمان می کنم تهیة آثار دارای سه تا پنج ستاره توصیه می شود و در سایت شورا نیز آثار به همین شکل معرفی شده اند.
o پریچهر نسرین پی: در جایی اشاره کردید که شورا آیندهنگر بوده است. با رشد شتابان علم، چه می کنید؟
نوش آفرین انصاری: پرسش مهمی است. گمان می کنم از سال 1371، زمانی که مراسم سیسالگی شورا را برگزار کردیم، حس گذر زمان و ضرورت برنامه ریزی برای آینده برای ما مطرح شد. در نشست «شورا در جستجوی آینده» که تعداد زیادی از اعضا حضور داشتند، بر مسئولیتپذیری و تقسیم روشنتر مسئولیتها در فضای کار داوطلبانه تأکید شد و در سال 1388 نمودار سازمانی شورا پس از حدود یک سال بررسی و گفتگو، تدوین و به تصویب هیئتمدیره رسید. شورا به فعالیتهای خود در سه بخش شورای اجرایی و برنامه ریزی ادبیات کودکان، فرهنگنامة کودکان و نوجوانان و خانة کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن ادامه می دهد. در هیئتمدیره نیز که کماکان هدایت کلیة فعالیتها را بر عهده دارد، صحبت از حضور هرچه بیشتر نسل جوان در سطوح تصمیمگیری مطرح است، زیرا حضور در هیئتمدیره مجالی است برای آموختن و انتقال تجربهها در فضایی معنوی. چون به رشد علم اشاره کردید باید این مورد نیز مطرح شود که شورا از هماکنون به «شورای الکترونیک» فکر میکند و امیدوار است این امر در آینده تحقق یابد. در حال حاضر، چند برنامة الکترونیک ازجمله فایل پنجاهسالة گزارشهای شورا و کتابشناسی برخط (آنلاین) کتابهای منتخب پنجاه سال گذشته را در دست بررسی داریم و طرحی نیز برای نشان دادن تاریخ شورا براساس اسناد و مدارک با رویکرد الکترونیک در دست اجراست.
o پریچهر نسرین پی: چه برنامة خاصی برای آینده در نظر دارید؟
نوش آفرین انصاری: به نظر می رسد در حال حاضر، بهترین برنامه فراهم کردن امکانات برای حضور هرچه بیشتر همکاران در صحنههای مختلف فرهنگی داخلی و خارجی است. تواناییهای بسیاری در میان اعضای شورا وجود دارد که هنوز به درستی به جامعه معرفی نشده است و شاید خود همکاران نیز از توانمندیهای خود به درستی آگاه نیستند و شورا می تواند زمینه های مناسبی را در این زمینه فراهم کند. فعالیتهای سال 1391 بیشتر متوجه ترویج دستاوردهای شورا به شکلهای گوناگون است. برنامة دیگری نیز در زمینة جذب کمکهای مالی دنبال می شود. شورا در سالهای اخیر با مشکلات مالی جدی روبهرو بوده است تا جایی که موجودیت آن نیز تهدید میشود. به همین دلیل طرح «برای ماندن شورا» شکل گرفته و هیئتمدیره امیدوار است با مشارکت مستمر اعضا و علاقهمندان شورا بتوان بر بحران مالی فعلی غلبه کرد. ضمناً مراسم پنجاهسالگی شورا هم زمینه ای است برای طرح مباحث جدید و احتمالاً ارائة راهکارهای مشارکتی برای چگونگی ادامة راه.
o پریچهر نسرین پی: پیوند مشارکت و ارتباطات بین المللی شورا را چگونه تعریف میکنید؟
نوش آفرین انصاری: مشارکت برای پیشبرد ادبیات کودک و ترویج خواندن در خارج از مرزهای کشور، هم برای شورا و هم برای بسیاری از کشورها مفید است. شورا در سال 1343، عضو دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان(IBBY) شد. نمیدانم خانم لیلی آهی، که در آن موقع مسئولیت دبیری هیئت مدیرة شورا را بر عهده داشتند، چگونه از تأسیس دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان اطلاع پیدا کرده بودند. به هر حال تصمیم بسیار درستی بود، پیوندهای بسیاری را برای شورا به ارمغان آورد و موقعیت شورا را به عنوان شعبة ملی دفتر تثبیت کرد.
محل ثبت IBBY و دبیرخانة آن در شهر بازل در سویس است. دفتر فضایی بسیار کوچک را در اختیار دارد، ولی بهخاطر دقت نظر مدیران و طراحی دقیق چگونگی انجام امور، دفتر توانسته ارتباط جهانی خود را بهمرور گسترش دهد و برای خود بهعنوان نهاد غیردولتی مدافع حقوق ادبی کودکان، احترام کسب کند. در حال حاضر، دفتر بینالمللی حدود 77 عضو کشوری و تعدادی عضو شخصی دارد و هیئت مدیرة دفتر میکوشد شعبه های ملی به تعهدات خود درمورد کمک به تولید آثار ارزشمند برای کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن به شکلهای گوناگون پایبند بمانند. در این جهان فرقه گرا، یکی از کوششهای جدی دفتر این است که شعبه های ملی به هر دلیل بخشی از جامعه را از حضور در فعالیتهای مرتبط با ادبیات کودک حذف نکنند. این مورد که متوجه مشارکت عمومی جامعه است، در پرسشنامة دوسالانة دفتر در بندی جداگانه دربارة نحوة عضوگیری مطرح شده است. پس می توان گفت که شورا با ارسال و دریافت اطلاعات از جهان هم به خود می بالد و هم به بالندگی جهانی کمک می کند.
در تقویم فعالیتهای دفتر بینالمللی برای نسل جوان، مواردی به صورت مستمر دیده میشود و کلیة کشورها موظف به پاسخگویی هستند، ازجمله: جایزة جهانی هانس کریستین آندرسن (Hans Christian Andersen Award)، دیپلم افتخار دفتر بینالمللی برای نویسنده و تصویرگر و مترجم، جایزة آساهی برای خلاقترین فعالیتهای ترویجی در مناطق محروم و فهرست بهترینها برای کودکان با نیازهای ویژه. دفتر میکوشد با تشکیل کنفرانس دوسالانة ادبیات کودکان، انتشار مجلة بوک برد و برگزاری روز جهانی کتاب کودک، حس ارتباط جهانی را بیدار و قدرتمندتر کند. دفتر بهعنوان یک نهاد بینالمللی غیردولتی، بهشدت به دریافت حق عضویت از شعبه های ملی وابسته است. در سالهای اخیر بهدلیل بحران اقتصادی در اروپا، سفیران حسن نیت دفتر توانسته اند کمکهایی را از کرة جنوبی و امارات متحدة عربی برای پیشبرد فعالیتهای دفتر جلب کنند. یکی از طرحهای خوب مشارکتی دفتر، طرح همیاری یا جفت شدن دو شعبة ملی برای حمایت از کشورهای در حال توسعه است. شاید این سؤال مطرح باشد که ایران در چه موقعیتی قرار دارد، خوشبختانه ما همواره حق عضویت سالانة خود را که در درجة 5 جدول قرار دارد و دوهزار فرانک سویس است، بهموقع پرداختهایم. دفتر بینالمللی نقش ایران را در گسترش اهداف دفتر بهروشنی پذیرفته است و آن را گرامی می دارد. ازجمله فعالیتهای ایران میتوان به حضور فعال داوران ایرانی، مدیریت جایزة جهانی آندرسن و مدیریت تولید خبرنامة آسیایی از سوی کارشناسان ایرانی اشاره کرد. گمان می کنم راه طی شده از سوی شورا، یعنی راه ایران، از الگوهای مورد توجه و تأیید دفتر است، به همین دلیل از من خواسته شد به عنوان یکی از هشت سخنران اصلی جشنوارة پنجاهسالگی دفتر در سوئیس در سال 2002، دربارة دستاوردهای شورای کتاب کودک صحبت کنم و در سیودومین کنگرة بینالمللی ادبیات کودکان در اسپانیا بهعنوان عضو افتخاری دفتر بینالمللی انتخاب شدم. بدون تردید این شکل از توجه مربوط به فرد نیست، بلکه مربوط به جریانی مشارکتی بهنام شورای کتاب کودک است. امیدوارم علاقه مندان با خواندن مقالة «دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان»، در جلد چهاردهم فرهنگنامة کودکان و نوجوانان، اطلاعات جامع تری را در این زمینه به دست آورند. امیدوارم شورا بتواند با حضور در مجامع و دعوت از همکاران و کارشناسان خارجی، تبادل اطلاعات در سطح بینالمللی را گسترش دهد.
در سال 1390، خانم پاتریشیا آلدانا، که کانادایی هستند و بین سال های 2006 تا 2010 ریاست دفتر بینالمللی را برعهده داشتند و اکنون مسئولیت صندوق بینالمللی حمایت از دفتر بین المللی را برعهده دارند، سفری به ایران داشتند. ایشان از فعالیتهای شورا و مؤسسات مرتبط با شورا بسیار شگفتزده شدند و بارها به این نکته اشاره کردند که پویایی، تنوع کارها و امید جاری در این مؤسسات در مقایسه با جریانهای جهانی، غیرقابل تصور است. باید به این نکته نیز اشاره کرد که ارتباطات بینالمللی شورا محدود بهIBBY نیست، بلکه شورا با سایر نهادهای مرتبط ازجمله کتابخانة بین المللی کودکان و نوجوانان مونیخ (International Youth Library) نیز به شکلهای مختلف ارتباط دارد.
o پریچهر نسرین پی: آیا شما تجربة شورا را تداوم مشارکت سنتی در ایران می دانید؟
نوش آفرین انصاری: مشارکت در سنتهای ما ریشه دارد. مردم ایران در طول تاریخ به شکلهای مختلف همواره کنار هم بوده اند و این حس تعاون در ادبیات کودکان ازجمله در افسانه های کهن، به صورت بخشی از روند زندگی منعکس شده است و تعدادی از نویسندگان معاصر مانند هوشنگ مرادی کرمانی، محمدرضا یوسفی، محمدرضا بایرامی و علیاصغر سیدآبادی نیز به شکلهای مختلف موضوع مشارکت را به تصویر کشیده اند. ولی درمورد مشارکت سنتی و مشارکت در عصر جدید تفاوتهایی عمده وجود دارد که در عین توجه و احترام به گذشته باید به این تفاوتها نیز توجه داشت، ازجمله اینکه در جریان مشارکتهای سنتی، تداوم رسمها ارزش تلقی می شود، اما در نگاه جدید، تغییر و نوآوری مهم است، و یا اینکه در نظام مشارکت سنتی، افراد همه به گونه ای با هم خویشاوند و یا آشنا هستند، درحالی که در شکلهای مشارکتی جدید افراد کاملاً ناآشنا بهدلیل علاقه به نوع فعالیت و یا تغییر در نظام سنتی جامعه گرد هم می آیند و با هم همراه میشوند و شکلی جدید از فعالیت را به وجود میآورند. پس در عین حال که به تجربه های گذشته و ریشه ها توجه می شود، مؤسسات غیردولتی مانند شورای کتاب کودک را باید به عنوان شکلی نوین از مشارکت تلقی کرد. طبعاً سوابق کودکی و تربیتی مدیران در تحقق پیدا کردن و تداوم این جریان حائز اهمیت است، ازجمله اینکه گمان می کنم شرایط زندگی خود من در پذیرش ایده های نو و تشویق به انجام تجربه های جدید در شورا و نهادهای وابسته به آن بی تأثیر نبوده است.
در شورا بر این باوریم که اکنون دو شکل از مشارکت در جامعة ما جریان دارد: مشارکت به شکلهای رایج و دیرپای سنتی و مشارکت به شکل نوین در بستر تشکلهای مردمنهاد. تجربه های بهدستآمده در شورا این نظر را تقویت می کند که برای سلامت روحی و روانی جامعه باید معرفی شکلهای جدید مشارکت و کارآفرینی فرهنگی را هرچه بیشتر گسترش داد و به تعبیر امروزیها برای آن تبلیغ و بازاریابی کرد.
o پریچهر نسرین پی: آیا حرف پایانی خاصی دارید؟
نوش آفرین انصاری: برای من هیجان انگیز است که نظرات دیگران را بدانم و از اینکه صحبت پیرامون این موضوع مهم را پیش کشیدید و با جدیت دنبال می کنید، بسیار سپاسگزارم.
دستهبندی مقالات
- زندگی و خاطرات (5)
- مصاحبه و گفتگو (4)
- وبلاگ کتابدار (8)
نوشتههای تازه
مقالات مرتبط با نویسنده
معماری ساختمانهای عمومی، از جمله کتابخانه ها (عمومی، ملی، دانشگاهی، آموزشگاهی) نشانه و نماد یک ملت برای توسعه علمی، فنی،فرهنگی،
بخشی از پیشگفتار پریسا کاهانی بر کتاب صدای پای کتاب و داستان چهار چشم برای آشنایی خوانندگان با با محتوای
دیدن دختری سیاهچرده، پشت چراغ قرمز خیابانی در تهران، با قوطی حلبی اسپند در دست و دودی که ساطع میشود،
درباره چند و چون استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و پژوهش میتوان پرسشهای بسیاری را مطرح کرد. اما پرسش
ایده چیست؟ آیا از جهانهای دور بر نویسنده الهام میشود؟ یا اصلا ایدهها متناسب با شرایط یک نویسنده خاص شکل


