دستنامه کتابداری دادهها در مصاحبه با ثریا زنگنه
- مصاحبه کننده: حمید محسنی
فهرست مطالب...
ثریا زنگنه کارشناس ارشد علم اطلاعات است و مدیر کتابخانه عمومی خاتمالانبیا در شهر کرمانشاه. نشر کتابدار اخیرا کتابی را با عنوان دستنامه کتابداری دادهها منتشر کرده که مترجم آن خانم زنگنه است. این مصاحبه درباره کتابداری دادهها و اهمیت جایگاه کتابخانهها و کتابداران در همراهی با علم باز و دسترسپذیر کردن دادهها و اطلاعاتی است که عمدتا با بودجههای زیاد توسط دانشجویان، استادان یا محققان دانشگاهها، پژوهشگاهها و نهادهای عمومی و دولتی تولید میشوند.

بفرمایید چطور شد که سراغ ترجمهی کتاب «دستنامه کتابدار دادهها» رفتید و چرا این موضوع را برای جامعۀ علمی ایران ضروری دیدید؟
من سالهاست در حوزۀ علم اطلاعات و دانششناسی فعالیت دارم. از همان زمان دانشجویی به نوشتن علاقه داشتم و گاهی نیز نوشتهها یا مقالات کوتاه برای مجلات مینوشتم. یادم هست اولین بار آقای حیدری، مدیرعامل شرکت یابش از من خواستند یک پست برای مجله کتابدار 2 بنویسم. با کتابداری دادهها از همینجا آشنا شدم. موضوع جالب و جدیدی بود. چیز زیادی هم از آن نمی دانستم. مهمتر از همه در حوزه تخصصی و تحصیلی خودم بود. از همان زمان شروع به مطالعه و جستجو درباره این حوزه از کتابداری کردم. با کتاب دستنامه کتابداری دادهها نیز از همان زمان آشنا شدم. به نظرم کتاب خوبی آمد و به زبان ساده نوشته شده بود. یکی دو فصلش را فوری مطالعه کردم و متوجه شدم یک منبع بنیادی خوب در حوزه کتابداری دادههاست. اصلا متوجه نشدم که بیش از نیمی از کتاب را مطالعه کردهام. جالب بود و حیفم آمد که تا آخر راه را نروم. سعی کردم ترجمههای اولیه را که برای درک خودم یادداشت میکردم را مرتب و فصل به فصل ذخیره کنم: شاید بعدها به کار خودم یا کسی آمد. تا آن موقع فکر انتشارش را نداشتم اما بعد از پایان کتاب و مرور دستنوشتهها حس کردم به یک سفر علمی رفتهام. حس رضایت لذتبخشی داشتم و تصمیم گرفتم آن را منتشر کنم.
اما دلیل اصلی انتشار آن خلأ آشکاری بود که در منابع فارسی برای نقش جدید کتابداران احساس میکردم. موجودیتهای اطلاعاتی جدیدی شکل گرفته که از جنس کتاب (متنی) نیست اما ارزشمند است. امروزه پژوهشگران ایرانی با حجم عظیمی از دادههای پژوهشی مواجهاند، اما کتابخانههای ما هنوز بیشتر بر مدیریت منابع متنی متمرکز هستند تا مدیریت دادهها، درحالیکه دادهها بهعنوان یک «منبع اطلاعاتی» جدی گرفته نمیشوند. این کتاب نشان میدهد که کتابداران در فرآیند پژوهش – از مرحلۀ طراحی تا انتشار و اشتراک دادهها – میتوانند نقش مشاور راهبردی ایفا کنند و میخواستم این بینش را به جامعۀ خودمان منتقل کنم.
چه نقطه قوتی در خود اثر دیدید که علاقمند به ترجمهاش شدید؟
اولین و ترغیبکنندهترین ویژگی این کتاب، سادگی زبان آن بود. کتاب تقریبا به دور از پیچیدگی خاص زبانی و به زبان ساده بود. نکته دیگر، توصیف سیر تاریخی از شکلگیری رشته یا تخصص کتابداری دادهها در این کتاب است؛ ریشهها و نقطه شروع این موضوع را بیان کرده است. یعنی نویسندگان سیر تاریخی اتفاقات تا زمان نگارش کتاب را بیان میکنند. اولینها و نقاط شروع مباحث، روشن توضیح داده شده است. از دیگر نکات برجسته این کتاب ارائه مطالعات موردی است که به شکل داستانهای کوتاهی از تقاضاهای مدیریت داده در دانشگاهها و مدارس اطلاعاتی و یا موسساتی که تقاضای این خدمت را داشتهاند، در فصل ششم کتاب آمده است که بسیاری از نکات، چالشها و راهبردها را بشکل عملی بیان میکند. دیگر اینکه هر دو نویسنده متخصص داده و یکی از آنها از حرفه کتابداری با بیش از 30 سال سابقه است. بنابراین شما داستان این رشته را از زبان یک فرد متخصص از حوزه کتابداری میشنوید. کسی که دقیقا مثل شما از بافت سنتی کتابداری شروع کرده و الان به کتابداری دادهها رسیده است از زبان خودش و در یک فرهنگ دیگر که از شما زودتر این را تجربه کرده است، مطالب این حوزه را بازگو میکند. اینها همه به نظرم دلایل بسیار خوبی است که این کتاب را بتوان خواند و مطالب آن را بکار گرفت.
کتاب به شکلگیری آرشیوهای داده در آمریکا و اروپا اشاره دارد. بهنظر شما، این تجربیات تاریخی چقدر برای فضای کتابخانههای ایران کاربرد دارد؟
اگرچه بستر تاریخی ما با غرب متفاوت است، اما چالشهای اصلی کاملاً مشترک هستند: پژوهشگران ما هم برای ذخیرهسازی دادههای حساس، هم برای استناددهی به دادهها و هم برای رعایت اخلاق پژوهش دچار سردرگمیاند. کتاب نشان میدهد که کتابداران دادهها در غرب چگونه از یک نقش حاشیهای به یک نقش کلیدی در دانشگاهها رسیدند؛ این نقشها دقیقاً همان مسیری است که ما هم باید طی کنیم. بهویژه که در فصل دوم کتاب، تفاوتهای بنیادین داده با منابع سنتی را واکاوی کرده و نشان میدهد که چرا سیاستهای قدیمی کتابخانهها برای پاسخگویی به نیازهای دادهها ناکارآمد است.
کتاب مملو از اصطلاحات تخصصی است. بفرمایید بزرگترین چالش شما در پیدا کردن معادلهای فارسی برای این مفاهیم چه بود؟ در مورد چالشبرانگیزترین بخش ترجمه بگویید.
دقیقاً همین مسئله بزرگترین چالش بود! مثلاً کلمۀ «Repository» در فارسی معادلهای متعددی مانند «مخزن»، «آرشیو» یا «سپارگاه» دارد. در این ترجمه سعی کردم اصطلاحات را یکدست کنم تا خواننده در تمام فصلها با یک واژۀ ثابت روبرو شود. مثلا فصل یازدهم کتاب درباره هوش مصنوعی و مفاهیم جدیدی مثل «سوگیری الگوریتمی» یا «سیستمهای توصیهگر هوشمند» است که نیازمند دقت بسیار بود تا هم برای کتابداران سنتی و هم کتابداران دادهها قابلدرک باشد. بخاطر دارم که ساعتها با استاد حمید محسنی – ناشرکتابم- در مورد واژههای «فرسایش مرجع» یا «آرشیو» و «بایگانی» صحبت کردیم که بتوانیم ارجحترین یا رایجترین واژه را برگزینیم.
یکی از فصول مهم کتاب «کار با دادههای حساس» است. بهنظر شما کتابداران ایرانی در مواجهه با دادههای محرمانۀ پژوهشی (مثل دادههای پزشکی یا نظرسنجیهای سیاسی) چه رویکردی باید داشته باشند؟
کتاب به صراحت بیان میکند که وظیفۀ کتابدار فقط ذخیرهسازی نیست، بلکه مشاوره در مورد رضایتنامهها و ناشناسسازی است. در ایران، با توجه به حساسیتهای فرهنگی و قانونی، این مسئله دوچندان اهمیت دارد. کتاب در فصل هشتم روشهای عملی مثل «جایگزینی شناسههای شخصی با شناسههای تصادفی» و «دسترسی محدود یا سطوحبندیشده» را آموزش میدهد که به ما کمک میکند هم از محرمانگی پژوهش محافظت کنیم و هم امکان اشتراکگذاری دادهها را برای تکرارپذیری علم فراهم کنیم. این فصل به کتابداران جسارت میدهد که پا را از قفسهبندی کتاب فراتر بگذارند و وارد حوزۀ اخلاق پژوهش شوند.
یکی از مباحث این کتاب علم باز در فصلی مستقل بود. در مورد ارتباط کتابداری دادهها با علم باز بگویید.
ویکیپدیا علم باز را جنبشی برای دسترسپذیر ساختن پژوهشها و دادههای علمی برای تمام افراد جامعه چه مبتدی و چه حرفهای تعریف میکند. شما ممکن هست خیلی از اصطلاحات همراه با واژه «باز» را شنیده باشید، مانند دادههای باز، پژوهش باز، دسترسی باز یا دسترسی آزاد؛ اینها همه نشان از یک تفکر برای باز بودن و آزاد بودن دسترسی در آن حوزهها دارد و تمام اینها زیر چتر علم باز قرار میگیرند. علم بازِ امروز جنبش و تلاشی از دههها و بیش از سه قرن پیش برای عدالت در دسترسی به دانش و اطلاعات برای همه بود. انقلابی که در قرن 17 میلادی با ظهور مجلات دانشگاهی مطرح شد. جوامع علمی دیگر تمایلی به پنهان کاری علمی نداشتند. یک میل جمعی به اشتراک دانش و دسترسی به دانش برای همه در آن زمان بوجود آمد. محققان و دانشمندان بدون هیچ چشمداشت مالی، آثارشان را به مجلات علمی میسپردند و مجلات نیز تقریبا به رایگان آثار نویسندگان را داوری میکردند و بعد این مجلات توسط ناشران تجاری در جوامع علمی قابل دسترس بود. ناشران تجاری دوباره این آثار را به دانشگاهها و مراکز علمی میفروختند! تنها همین نبود و ناشران حتی موقعی که اشتراک پایگاههایشان را به دانشگاهها میفروختند، محدودیتهای برای آنها اعمال میکردند. مثلا اجازه امانت بین کتابخانهای مقالات را به دانشگاهها نمیدادند و یا قراردادهایی با محققان یا نویسندگان میبستند مبنی بر اینکه آنها حق ندارند متن کامل آثارشان را حتی در وبلاگ شخصی خود به اشتراک بگذارند (زاهدی و صرافزاده، 1396). خب! تمام اینها منجر به اعتراضاتی از سمت دانشگاهها و مراکز علمی شد که چرا باید آثار محققانی که با بودجه دولت وامکانات دانشگاه آثارشان را تولید کردهاند دوباره با پول از ناشران بخرند؟! از همان زمان جنبش دسترسی آزاد بوجود آمد. و تا به امروز تلاش برای توسعه و گسترش آن ادامه دارد. یکی از این تلاشها ظهور پروژههایی مانند فاستر[1] بود. یک پلتفرم یادگیری الکترونیکی که بهترین منابع آموزشی را برای کسانی که میخواهند در مورد علم آزاد اطلاعات بیشتری کسب کنند و یا به توسعه راهبردها و مهارتهای لازم برای اجرای شیوههای دسترسی آزاد بپردازند، فراهم میکند. در مورد ارتباط علم باز با کتابداری دادهها باید بگویم که فراتر از ارتباط است، بلکه یک ضرورت هست. ما در علم باز از اشتراک دانش و دادهها و اطلاعات صحبت میکنیم. از مدیریت دادهها و اشاعه دانش برای همه میگوییم. از دادههای باز و مجوزها، مخازن داده قابل دسترس برای همه و سطح محرمانگی دادهها میگوییم، از یکدستسازی و استاندارد میگوییم.تمام اینها باید در بافت یا بستر آماده انجام بگیرد. کدام بستر بهتر از کتابخانه؟ بدون در نظر گرفتن منابع فیزیکی و دادهها تمام موارد ذکر شده مگر در کتابخانهها انجام نمیشود؟ و به نظرتان کدام سازمان میتواند بهتر از کتابخانه اینها را انجام دهد؟ کتابداری دادهها در گام به گام علم باز میتواند تاثیرگذار باشد. از انتشار آزادانه داده ها، مدیریت دادهها، کمک به پژوهشگران برای تحقیقاتشان و بسیاری از کارهای دیگر کتابداران دادهها بهعنوان پل ارتباطی میان پژوهشگران، فرایندها و زیرساختهای علم باز عمل میکنند و با ارائه مشاوره در زمینه مجوزها، فراداده و استانداردهای فنی، دادههای خام را به اشیای تحقیقاتی درجهیک، قابل استناد و قابل استفاده مجدد تبدیل میسازند.کتابداری دادهها تسهیلگری فعال در اکوسیستم علم باز است. کتابدار دادهها با ترکیب مهارتهای فنی، حقوقی و آموزشی، تضمین میکند که دادهها بهعنوان داراییهای ارزشمند علمی، نه تنها قابل کشف و دسترس باشند، بلکه به موتور محرکهای برای تکرارپذیری و اکتشافات جدید تبدیل شوند.
فصل پایانی کتاب به هوش مصنوعی و ارتباط آن با کتابداری دادهها اختصاص دارد. این فصل را خودتان به کتاب اضافه کردید، چرا؟ به نظر شما آیا ورود هوش مصنوعی به کتابخانهها، نقش کتابدار دادهها را تهدید میکند یا آن را ارتقا میدهد؟
اضافه کردن این فصل، یک انتخاب کاملاً آگاهانه و ضروری بود و دلایل متعددی دارد:
- پر کردن یک خلأ آشکار: نسخه اصلی کتاب (که در سال 2016 منتشر شده) به دلیل محدودیت زمانی، به نقش فزاینده و انکارناپذیر هوش مصنوعی در مدیریت داده نپرداخته است. از آنجایی که هوش مصنوعی امروز به یکی از محورهای اصلی تحول در علوم داده تبدیل شده، این خلأ برای کتابی که قرار است راهنمای عملی کتابدار دادهها باشد، غیرقابلچشمپوشی بود.
2.تکمیل نقشه راه با رویکردی آیندهنگر: کتاب با هدف معرفی کتابدار دادهها بهعنوان «معمار دادههای پژوهشی» نوشته شده. در دنیای امروز، هیچ معماری نمیتواند از تأثیر هوش مصنوعی بر سازهای که میسازد، غافل باشد. این فصل، پازل نقشه راه را با نشان دادن اینکه چگونه یک کتابدار داده میتواند از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری برای طراحی و مدیریت بهتر استفاده کند، کامل میکند.
- توجه به بستر و نیاز بومی ایران: در شرایطی که هوش مصنوعی در تمام بخشهای کتابخانه تحول ایجاد میکند، نادیده گرفتن آن در یک منبع آموزشی، به معنای آماده نکردن کتابداران ایرانی برای مواجهه با آیندهای نزدیک است. هدف من این بود که مخاطب ایرانی، همزمان با یادگیری اصول کتابداری دادهها، با تأثیرات این فناوری بر نقش خود نیز آشنا شود.
و اما در مورد بخش دوم سوالتان در خصوص تهدید بودن هوش مصنوعی برای کتابدار و حرفه کتابداری،کتاب بهصراحت بر «ارتقاء» تأکید دارد، نه حذف! هوش مصنوعی کارهای تکراری مانند فهرستنویسی خودکار یا تولید فراداده را بر عهده میگیرد، اما تفسیر نیاز پژوهشگر، انجام مصاحبۀ مرجع دادهها و برنامهریزی برای حفاظت بلندمدت همچنان به مهارتهای انسانی نیاز دارد. در واقع، کتابدار دادهها با ابزارهای هوش مصنوعی میتواند به یک «همراه هوشمند کاربران» تبدیل شود و زمان بیشتری را صرف مشاورۀ راهبردی به پژوهشگران کند. این کتاب به کتابداران هشدار میدهد که اگر یادگیری مستمر را کنار بگذارند، حذف خواهند شد، اما اگر این ابزارها را بپذیرند، به جایگاهی بیبدیل در کتابخانهها و مراکز اطلاعاتی دست مییابند. من این فصل را اضافه کردم چون معتقدم کتابداری دادهها بدون درک هوش مصنوعی، ناقص و ناکارآمد خواهد بود. هوش مصنوعی تهدید نیست؛ بلکه یک ابزار توانمندساز است که به کتابداران دادهها این امکان را میدهد تا از مدیریت سطحی دادهها فراتر رفته و به مشاوران استراتژیک پژوهش تبدیل شوند. کتابی که با هدف عملیاتیسازی این نقش نوشته شده، نمیتوانست از کنار این تحول بزرگ به سادگی عبور کند. آینده از آن کتابدارانی است که نه از هوش مصنوعی میهراسند، بلکه آن را بهعنوان بخشی از جعبه ابزار تخصصی خود میپذیرند و از آن برای ارائه خدمات ارزشمندتر استفاده میکنند.
این کتاب را به چه افرادی پیشنهاد میکنید؟ فقط برای کتابداران مفید است یا پژوهشگران هم میتوانند از آن استفاده کنند؟
مخاطب اول همۀ دانشجویان و اساتید رشتههای علم اطلاعات و کتابداری هستند. اما بخش اعظم کتاب (بهویژه فصول سوم، چهارم و نهم) مستقیماً به پژوهشگران علوم اجتماعی، مهندسی، پزشکی و حتی علوم انسانی خطاب شده است. هر پژوهشگری که با دادههای میدانی یا آزمایشگاهی سروکار دارد، میتواند از بخشهای «برنامهریزی مدیریت داده» و «استناد به داده» در این کتاب استفاده کند. همچنین مدیران کتابخانههای دانشگاهی که بهدنبال راهاندازی «بخش خدمات داده» هستند، این کتاب را یک نقشۀ راه عملیاتی خواهند یافت.
اگر کسی بگوید کتابداری دادهها در ایران صرفاً یک «مد روز» است و کتابخانههای ما هنوز نیازهای اولیهشان را برطرف نکردهاند، چه پاسخی دارید؟
در پاسخ به این نگاه، ابتدا باید تأکید کنم که کتابداری دادهها را نباید بهعنوان یک «مُد زودگذر» تلقی کرد؛ این رویکرد، پاسخی ضروری و بجا به دگرگونی بنیادین نیازهای اطلاعاتی نسل امروز کاربران است. کتابداری دادهها یک پدیده یا رویکرد نوظهور کتابداری است که دقیقا از دلِ نیاز اطلاعاتی کاربران امروز جوانه زده است. بهنظر من، این پدیده نه یک تجمل اضافی، بلکه یک فرصت راهبردی برای بازتعریف هویت و تضمین بقای کتابخانهها در عصر دیجیتال محسوب میشود.
در پاسخ به دغدغۀ برآوردهنشدن نیازهای اولیه، باید گفت که «مدیریت دادهها» خود به یکی از اساسیترین نیازهای نوین پژوهشی بدل شده است؛ غفلت از آن، نه فقط کمکی به رفع نیازهای سنتی نمیکند، بلکه اتفاقاً کتابخانهها را به حاشیهرانی و افول بیشتر دچار میسازد. البته سخنم به معنای تعطیلی خدمات متداول کتابخانهای نیست، بلکه تأکید بر یک تحول مکمّل و هوشمندانه است. نکته هشداردهنده اینجاست که اگر امروز برای زیستبوم دادهها و پشتیبانی از آن برنامهریزی نکنیم، شایدکمتر از یک دهه دیگر، پژوهشگران ما برای انواع نیازهای دادهای خود مانند ذخیرهسازی، پردازش و نگهداری دادههایشان ناچار به اتکا به شرکتها و سامانههای خارجی خواهند شد. هر چند از نظر من الان هم وابستگی داریم. هماکنون، بسیاری از پژوهشگران ایرانی برای ذخیرهسازی، اشتراکگذاری و انتشار دادههای پژوهشی خود، ناگزیر به استفاده از مخازن داده خارجی مانند Zenodo، Figshare و Mendeley Data هستند. این مخازن که زیرساختهایشان در سرورهایی خارج از کشور قرار دارد، بهعنوان بستری برای «دادههای مکمل مقالات» یا «مجموعهدادههای مستقل» عمل میکنند و پژوهشگران برای کسب اعتبار بینالمللی یا حتی رعایت الزامات ناشران، چارهای جز آپلود دادههای خود در این سامانهها ندارند. نتیجه آنکه دادههایی که با سرمایه ملی و نیروی انسانی ایرانی تولید شدهاند، در فضایی خارج از کنترل کشور نگهداری میشوند و این یعنی وابستگی بالفعل، نه آیندهنگر.
ارزش کلیدی این کتاب دقیقاً در همین نقطه نهفته است؛ زیرا نشان میدهد چگونه میتوان با همان نیروی انسانی متخصص فعلی، صرفاً از طریق تغییر نگرش و همراه با سرمایهگذاری هدفمند در آموزش، تجهیزات و زیرساختهای نرمافزاری، کتابخانههای سنتی را گامبهگام به مراکز جامع و کارآمد پشتیبانی از پژوهش تبدیل کرد. این کتاب، نقشهراهی عملیاتی برای این گذار حیاتی ارائه میدهد، نه صرفاً یک ایدۀ انتزاعی.
این کتاب چقدر توانسته مهارتهای عملی مورد نیاز کتابدار دادهها را بیان کند؟
نسخه اصلی این کتاب توسط دو محقق و کتابداردادهها یکی از حوزه کتابداری و دیگری از حوزه جامعهشناسی با بیش از ۳۰ سال تجربه ترکیبی از دانشگاههای دانشگاه ویسکانسین-مدیسن، ادینبورگ و آکسفورد نوشته شده است. همین موضوع، اعتبار آن را تضمین میکند. با اینکه در عنوان کتاب دستنامه به معنای یک «راهنما» آمده است. اما باید بگویم که این کتاب یک دیدگاه کلان و گسترده دارد که از منظر جهانی مباحث این حوزه را بررسی میکند. فصل ششم کتاب شامل مطالعات موردی معاصر از طیف وسیعی از نهادها و رشتههاست که به خواننده کمک میکند مفاهیم را در بسترهای واقعی ببیند.کتاب به موضوعات عملی بسیاری مانند مدیریت دادههای تحقیقاتی، تنظیم خطمشیها، طراحی و پشتیبانی از برنامههای مدیریت داده (DMP)، کار با مخازن داده، و برخورد با دادههای حساس میپردازد. این کتاب شما را با چشمانداز، نقشها و وظایف یک کتابدار داده آشنا میکند. کتاب یک نقشه راه ثابت نیست، بلکه یک نقطه شروع پویا است.مطمئنا محتوای کتاب باید با منابع آنلاین، ابزارهای عملی و دورههای آموزشی تکمیل شود. خود نویسندگان کتاب نیز با گنجاندن لینکهای مفید در متن، این نیاز را درک کرده است. «این کتاب را باید بهعنوان یک نقشه راه آغازین در نظر گرفت، نه یک «اطلس کامل فنی». یعنی شما نباید انتظار داشته باشید ریزهکاریهای فنی حوزه مدیریت داده و به طور کلی کتابداری دادهها را در این کتاب ببینید اما با اتکا به تجربه عملی نویسندگانش، بستر و چارچوب ذهنی بسیار خوبی برای ورود به حرفه کتابداری داده فراهم میکند، شما را با زبان، مفاهیم و چالشهای روزمره این حوزه آشنا میسازد، و با مثالها و تمرینهایش، به شما جهت درست را نشان میدهد. اما برای تبدیل شدن به یک کتابدار دادههای ماهر، این کتاب فقط آغازِ راه است و باید با آموزشهای تخصصیتر، ابزارهای فنی و تجربه عملی در کنار آن تکمیل شود. بهعبارتی، این کتاب به شما چگونه فکر کردن را میآموزد، نه صرفاً چه کاری را انجام دادن. من به خوانندگان توصیه میکنم همین هفته پس از خواندن فصل سوم (پشتیبانی از سواد دادهها)، یک «مصاحبۀ مرجع داده» را با یکی از پژوهشگران دانشگاه خود شبیهسازی کنند. یا اینکه فصل چهارم را بخوانند و یک چکلیست از «سیاستهای مجموعهسازی داده» برای کتابخانۀ خود تهیه کنند. این کتاب یک کتابِ «بخوانم و تمام کنم» نیست؛ یک «کتابِ کار» است.
پیادهسازی طرحهای نوآورانه در نظام اداری و دانشگاهی ایران معمولاً با موانعی چون کمبود بودجه، مقاومت سازمانی و گاهی فقدان نیروی متخصص روبهروست. بهنظر شما مهمترین چالش تحقق کتابداری دادهها یا فعالیت دادهمحور در حوزه کتابداری در فضای علمی کنونی کشور چیست؟ این کتاب چه راهکار مشخصی برای عبور از آن چالش ارائه میدهد؟
با بررسی تجربیات مشابه در نظام دانشگاهی ایران و نیز پژوهشهای انجامشده، به نظر من مهمترین چالش عملی، مسئلهی «نیروی انسانی و نگرش» است که خود را به شکل کمبود مهارتهای تخصصی دادهمحور در میان کتابداران و نیز مقاومت در برابر تغییر نقش سنتی کتابخانه نشان میدهد.این چالش، ریشهایتر از کمبود بودجه یا فناوری است؛ چراکه حتی با تأمین منابع مالی و سختافزاری، نبود نیروی انسانیِ آموزشدیده و با نگرشِ نو، مانعی جدی برای تحول خواهد بود. پژوهشها نیز این موضوع را تأیید میکنند؛ برای نمونه، در آثار پژوهشی انجام شده در ایران خودمان چالشهای گذار از کتابخانههای سنتی به دیجیتال در ایران، در پنج مقوله «نگرشی، نیروی انسانی، ساخت مجموعه دیجیتالی، تجهیزات و حفاظت و نگهداری» دستهبندی شدهاند که دو مورد اول، مستقیماً به موضوع نیروی انسانی و نگرش مرتبط هستند. در کار دیگری که من در جستجوهایم دیدم،کتابداران حوزه پزشکی با چالشهایی نظیر «محدودیتهای سازمانی، نبود خطمشی مشخص، منابع محدود و آموزشهای ناکافی» روبهرو هستند که همگی ریشه در سرمایهگذاری نکردن بر روی نیروی انسانی دارند.
کتاب دستنامه کتابداردادهها با ارائه یک نقشه راه عملی، بر دو راهکار کلیدی برای عبور از چالش نیروی انسانی تأکید میکند :بازتعریف نقش کتابدار از یک نگهبان سنتی به یک معمار داده، همراه با توانمندسازی او از طریق آموزشهای هدفمند و مهارتافزایی عملی. این رویکرد، ضمن بهرهگیری از سرمایه انسانی موجود، زیرساخت نرمافزاری لازم برای تحقق کتابداری دادهها را فراهم میآورد و کتابخانه را از یک مخزن صرفِ اطلاعات، به یک «مرکز پشتیبانی فعال از پژوهش» تبدیل میکند.
در ایران هرچند زیرساخت متمرکز و جامعی تحت عنوان «آرشیو دادههای پژوهشی» به معنای کامل کلمه وجود ندارد، اما گامهای مهمی در این مسیر برداشته شده و نمونههای ارزشمندی از مراکز، پایگاهها و طرحهای دادهمحور در حال شکلگیری هستند. من فکر میکنم در آینده نزدیک، دانشگاههای بزرگ ایران ناچار به تأسیس «آرشیو دادههای پژوهشی» بشکل جدی میشوند. آنهایی که این کتاب را امروز میخوانند، مدیران و معماران آن آرشیوها خواهند بود. این کتاب یک نقشۀ راه است برای کسانی که میخواهند در موج تحول دیجیتال، سوار بر موج باشند، نه زیر دست و پای آن.
لطفا به این چند پرسش، مختصر و مفید پاسخ دهید:
کتابدار دادهها چه کسی است؟
همراه پژوهشی محقق.
تهدید اصلی دادههای باز؟
بیتوجهی خود محقق به حفاظت از آنها.
جایگاه هوش مصنوعی در کتابخانه و کتابداری؟
یک دستیار فوقالعاده و یک همراه خوب و ارزشمند، نه رقیب.
کتابتان را با یک جمله تعریف کنید؟
این کتاب، بیمه دادههای پژوهشی شماست.
مهمترین پیام این کتاب به جامعۀ علمی ایران؟
پیام محوری این کتاب به جامعۀ علمی ایران در یک جمله این است که برای تضمین بقا و کارآمدی کتابخانهها در عصر دادهبنیاد باید کتابداران را از نقش سنتی «نگهبان منابع مکتوب» به جایگاه راهبردی «معماران دادههای پژوهشی» ارتقا دهیم، چراکه دیگر اعتبار، تکرارپذیری و ماندگاری تولیدات علمی کشور صرفا در قفسهها نیست، بلکه به مهارتهای دادهمحور و زیرساختهای مدیریت اطلاعات کتابخانهها مربوط میشود.
منابع
زاهدی، شیرین؛ صرافزاده ، مریم(1396). مروری بر مفاهیم و نظریههای علم آزاد. ماهنامه ارتباط علمی، 43(1)،1-15.
[1] . Facilitate Open Science Training for European Research (FOSTER)
دستهبندی مقالات
- وبلاگ (5)
نوشتههای تازه

دستنامه کتابداری دادهها در مصاحبه با ثریا زنگنه

مدیریت دادهها و کتابداری داده ها

تلخ و شیرین زندگی، دکتر رحمت الله فتاحی
مقالات مرتبط با نویسنده
اول راهنمايي خودم را به یاد دارم که با تشويق دبير ديني و قرآن متوجه علاقه زیادم به کتاب و