صدای پای کتاب

فهرست مطالب...

اول راهنمايي خودم را به یاد دارم که با تشويق دبير ديني و قرآن متوجه علاقه زیادم به کتاب و نوشتن، و حس خوب آن در زندگي شدم. به نظرم نويسندگي چیزی شبیه سفالگري است؛ با این تفاوت که یک نويسنده، واژه‌ها را به جاي گِل صيقل ميدهد تا اثری هنري خلق شود؛ همین فرایند خلق و ویرایش آن است که حالم را خوش ميسازد و از آن لذت مي‌برم. نويسنده، هميشه به دنبال واژهاي مناسب و زيباتر است تا تصویری گويا از چیزی بسازد که زندگی باشد؛ همچون زندگی من با کتاب و کتابخانه و عزیزانی که با آنها بزرگ شدم؛ از کودکی و تولدم در نیشابور، تا الان که در کتابخانه مرکزي حرم مطهر آقا علي بن موسي الرضا(ع) خدمت می‌کنم؛ از ارديبهشت 58 تا همه روزها و شب‌هایی که از سر گذشت. همه این فضاها و زمان‌ها را می‌توانید در واژه‌ها و حتی فاصله سفید بین‌شان ببینید و بخوانید، شاید به این خاطر که حسی آشنا خلق می‌کند. هر زمان به نوشتن آغاز ميکنم، احساسي آشنا اين نويد را به من ميدهد: کاهاني! آرام و قوي باش! مسيرت را ادامه بده! مخاطب در مقابل‌ تو نشسته و با دقت به حرفهاي تو گوش ميدهد. و همین انگيزهاي ميشود تا رؤياها و خاطرات گذشته را از چين‌خوردگي‌هاي مغزم بیرون بکشم و در کاغذی جای دهم که مبادا در شلوغي روزگار به باد فراموشي سپرده شود. افرادي که مرا از نزديک ميشناسند، ميدانند که عاشق حرفه و مراجعان به کتابخانه هستم؛ به نوعي با کارم زندگي ميکنم. به همین خاطر تصميم گرفتم خاطرات، تجربهها و مشاهداتم در ارتباط با مراجعان به کتابخانه را در قالب داستان، گردآوري کنم. 23 سال است که در کتابخانهها و حوزههاي مختلف سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی شاغلم و خاطرات فراواني مهمان خانۀ قلب و مغزم هستند. احساس کردم شنيدن اين خاطرات، خالي از لطف نیست. علاوه بر آن، مکتوب کردن تجربيات عيني را بخشي از رسالت حرفهاي خود براي آيندگان و همکارانم ميدانم. این کتاب، محصول سالها مشاهده و تجربيات حرفهاي من در کتابخانههاي مرکزي و کتابخانههاي اقماري (درون‌شهري مشهد و برون‌شهري) آستان قدس رضوي است که با حس و خاطرات دیگرم ترکیب شده است. حقيقت اين است که زندگي ما اغلب همان چیزی نيست که در گذشته پيشبينياش ميکرديم. به قول بزرگ‌مرد تاريخ هنر جهان، چارلي چاپلين، «شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حالا که به آن دعوت شدهاي، بايد با تمام وجودت برقصي». درواقع بايد پذيرفت که تغيير بعضي از فصل‌های زندگي، از دست من و شما خارج است؛ اما آدمي ميتواند با خلق و تغيير مسيرِ برخي از جريانها، قصۀ زندگياش را طوري لذتبخش سازد که احساس بهتري از حضورش در اين دنيا و روزگار داشته باشد؛ کافي است بدانيم در زندگي دنبال چه هستيم!؟ براي چه ارزش‌هایی اينقدر دست و پا ميزنيم!؟ و چه مقولههايي ميتواند ما را به آرامش و خوشحالي واقعي نزديکتر کند!؟ حدس می‌زنم شما نيز بارها و بارها تجربۀ کلافه شدن، غمگين شدن، نااميدی و خستگي را داشتهايد؛ با چنین احساسی چه مي‌کنيد؟ زانوي غم مي‌گیرید؟ اين دست و آن دست مي‌کنيد؟ مستأصل می‌شوید يا دائم از ديگران کمک مي‌گيريد؟ اگر کسي در آن لحظه، دور و برتان  نبود چه؟ پيشنهاد ميکنم وقت‌کشی نکنید. تمرکز کنيد. توانمندي، مهارت و استعدادهايتان را جستجو کنيد و بشناسيد، و از آنها برای حل مسائل روزمره کمک بگيريد؛ قبل از اين‌که مشکلی عظيم و لاينحل شوند و به روح‌تان آسيب بزند. اینها شعار نيست! در پانزده سال اخير، بارها و بارها با برخی از این مفاهيم و کليدهاي طلايي، زندگي کردهام! من دريافتم که یک کتابدارم و کتابدار باقي خواهم ماند؛ براي اين رشته ساخته شده‌ام و هيچ حرفهاي چون کتابداري و هيچ کاري چون نوشتن مرا اقناع نميکند! پي بردم که تنها راه تحقق رؤياهايم نوشتن است؛ آن هم در بسترحرفۀ مورد علاقهام که در آن جلوهاي از خودم را ميبینم و با آن زندگي ميکنم. پيشنهاد ميکنم شما نيز کاشف خود باشيد! از همه مهمتر خود واقعيتان باشيد. زندگي ارزش صدها بار زمین خوردن و بلند شدن را دارد. به ياد داشته باشيد که همۀ ما هنوز نفس ميکشيم و اين موهبت ارزشمندی است! در اين کتاب تلاش کردم خاطراتم  به زبان عاميانه و با چاشني طنز باشد. از زندگيام با کتاب و کتابخانه و ملاقاتهاي جالب، ديدني و شيرينِ مراجعان به کتابخانه گفتم تا مخاطب به اين نتيجه برسد که نويسنده با کتاب و مراجعان کتابخانهها همنفس است و صداي پاي آنها را ميشناسد؛ هر داستان همچون حلقه‌هاي يک زنجير به دنياي کتاب و مطالعه، وصل است. در واقع، نگارش اين اثر يک فرايند هدفمند در راستاي ترسيم و تعريف جايگاه درست کتاب و کتابداري، و نقش کتابدار در جامعۀ کنوني و در کشورمان ايران است. بیشتر این خاطرات، رنگ و بو و نشانی از آستان متبرک و مقدس آقا علي بن موسي الرضا را دارد. بخشی از پیشگفتار پریسا کاهانی بر کتاب صدای پای کتاب

1 دیدگاه در “صدای پای کتاب

  1. 9121883581 گفت:

    مجموعه خاطرات نویسنده، عمدتا در ارتباط با کتاب و کتابخانه و در ترکیب با احساسات درونی‌اش و با مایه طنز. مطالعه ان را بخصوص به علاقمندان کتاب و‌ کتابخانه توصیه می‌کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط با نویسنده