دانش و مدیریت دانش: کار هوشمندانه ‏تر در اقتصاد دانش

فهرست مطالب...

دانش و اقتصاد دانش، ارزش سرمایه فکری، زنجیره عرضه، شبکه ارزش و مدیریت دانش موضوع این نوشته است.
«قوی‌ترین و باهوش‏ترین گونه ‏ها نیستند که باقی می‌‏مانند، بلکه گونه‏‌ای می‌ماند که بیشترین حساسیت را به تغییرات نشان دهد.» چارلز داروین

این نوشته بخشی از یکی از مهمترین کتابهای مدیریت دانش و با همین عنوان «مدیریت دانش» از پروفسور الیاس م. عوض و حسن م. غزیری با ترجمه دکتر زهیر حیاتی است. زهیر حیاتی و غلامغلی تمهید مترجمان یکی دیگر از کتابهای بسیار معتبر در حوزه مدیریت اطلاعات و اقتصاد دیجیتال با عنوان «فناوری اطلاعات برای مدیریت: دگرگونی سازمانها در اقتصاد دیجیتال» از نویسندگان بزرگی چون افرم توربان و لیندا ولونینو و چند نویسنده دیگر هستند. این کتابها را نشر کتابدار منتشر کرده است. 

خلاصه

به قرن 21 خوش آمدید: جایی که اقتصاد دانش یک پدیدۀ جهانی در تجارت و دولت است. دورنما تغییر کرده‏ است و محیط رقابتی دیگر خطی و یا حتی قابل پیش ‏بینی نیست. بقا و موفقیت بستگی به توانایی سازمان در تطبیق با پویایی تجارت دارد. تغییر همراه با چالش است ولی چندین چالش اساسی باقی می‏ ماند؛ از جمله این که چگونه دانش در راستای مزیت رقابتی بکار گرفته می‏ شود؟ چگونه دانش، خلق، نگهداری و به اشتراک گذاشته می‏ شود؟ چگونه از فن ‏آوری برای تبدیل چالشها به فرصت، و فرصتها به سودآوری استفاده می ‏شود؟ مدیریت دانش راه ‏حلی برای هم‌راستا کردن تواناییهای فنی سازمان برای خلق دانشی است که سازمان را به پیش می‌‌راند.
امروزه فن‏آوری و دانش دو عامل کلیدی برای تولید است. همگام با یادگیری مدیریت دانش، خواهیم فهمید که مدیریت کسب‌وکار دیگر خطی نیست: برنامه ‏ریزی، سازماندهی، نظارت، کنترل، و غیره. امروزه از حد پردازش داده و کسب اطلاعات برای تصمیمهای روزانه فراتر رفته‌ایم. مسائل پیچیده‌تر شده ‏اند و به‌تنهایی از عهدۀ کارها بر آمدن بی ثمر شده ‏است. دیگر تثبیت افراد و قدر مردم با تجربه را ندانستن آسان نیست.
در شیوۀ انجام کارها و ارتباط‌مان، و در ارتباطات و فرایندهای کاری میان مردم در داخل و میان سازمانها امکان تغییر وجود دارد. توانایی روبرو شدن با چالشها نه تنها به مفهوم بکارگیری فن‏آوری است، بلکه افزایش توانایی در مدیریت دانش است. در تحلیل نهایی، سئوال کلیدی در هر سازمان باید این باشد که: آیا سازمان می‌داند که شما چه می‏ دانید؟ آیا شما به دانسته‏ های خود آگاه هستید؟ چگونه بهترین استفاده را از دانش خواهید داشت؟ به مفهوم خلاقانه فکر کردن نیز هست؛ آن چه نمایش داده می‏ شود دستورالعمل‏هایی است که درستی آنها به اثبات رسید و در گذشته کارایی داشت. با این روند، جایی برای برنامه‌ها و راه‏ حل‌های تازه برای مسائل یک سازمان باقی نمی ‏ماند. مدیریت دانش به مفهوم فکر کردن فراتر از مرز تجربه‌ها، محصولات، خدمات، و بوروکراسیهای جاری است. محیط تجاری جدید و غیر قابل پیش‏ بینی بیش از گذشته به نوآوری و خلاقیت بها می‏دهد. این همان وضعیتی است که عنوان فصل نشان می‏ دهد: کار هوشمند‏تر در اقتصاد دانش. چیزهایی که در گذشته می‏ دانستید منسوخ شده ‏اند قبل از آن که دیگران آنها را منسوخ کنند. کسب سود از طریق خلق چالشها و فرصتها چیزی است که حتی ممکن است دیگران فکر آن را هم نکرده باشند.
از زمان معرفی رایانه دیجیتال در پنج دهه قبل، پیشرفتهای اساسی را ملاحظه می‌کنید شامل: پردازش داده‏ ها در دهه 1960، عصر اطلاعات در دهه 1980 و عصر دانش در دهه 1990. سرمایۀ دانشی و فکری، امروزه دارایی سازمانی و ملی است. دانش‏کاران بر هر سازمان در حال رشد سایه افکنده ‏اند و ستون فقرات هر کسب و کار فعال هستند. آنها رایانه را بکار می‏ گیرند تا به درون مسائل راه یابند و برای آن راه حل پیدا کنند. نرم ‏افزارهای رایانه‏ای به آنها (نسبت به کارکنانی که از روشهای سنتی استفاده می‏ کنند) برتری می‏ بخشد. در این فصل، اقتصاد دانش، مدیریت دانش، و چگونگی نگاه سازمان نوآور به دانش را شرح می‏ دهیم.

اقتصاد دانش

در تمام سالهای قرن بیستم، اقتصاددانان تاکید داشتند که عوامل تولید شامل زمین، نیروی کار، و سرمایه است. از اوایل دهۀ 2000، تغییری در نگرش، درک و رفتار تجاری در حال رشد پدید آمد و دانش به عنوان شکلی اساسی از سرمایه شد. امروزه فن‏آوری و دانش، با هم عوامل اصلی تولید هستند.
اقتصاد دانش، یا اقتصادی که نیروی محرک آن دانش است اشاره به تولید و کارهای دانشی برای خلق ثروت دارد. در عصر صنعت، ثروت از طریق جایگزین کردن ماشین با نیروی کار (انسان) بوجود آمد. فن‏آوری پیشرفت کرد و از طریق مشاغل جدید به تولید ثروت پرداخت که گسترش فرصتها با بهره‏ گیری از فن‏آوری، اثربخشی و کارایی را در پی داشت. بسیاری از افراد در مراکز دانشگاهی، صنعت، و دولت، اقتصاد دانش را به صنایعی با فن‏آوری پیشرفته پیوند می ‏زنند مانند ارتباطات راه دور با خدمات از نوع بلومبرگ. در میان چنین محیطی، دانش‏کاران پیدا شدند – تحلیلگر نمادین و کارمند بانک که با استفاده از اطلاعات رایانه ‏ای باید تصمیمات مناسب و مشتری‌محور بگیرد و مسئول وام که به پشتوانه سوابق مشتری باید تصمیم بگیرد که در پرداخت وام ارزشمند به او اعتماد کند. در اقتصاد پیشرفته‌ای چون آمریکا، بیش از دو سوم کارکنان هم اکنون دانش ‏کار هستند. در متن اقتصاد دانش، اطلاعات، سرمایه انسانی، خلاقیت، نوآوری، و سرمایه فکری قرار دارد – به شکل 1/1 نگاه کنید.

 

شکل 1/1: ویژگی‌‌‌های اقتصاد دانش

امروزه اقتصاد جهانی در حال تغییر به یک اقتصاد دانش است. یک مفهوم کلیدی این است که دانش و آموزش به عنوان یک کالا و خدمات تلقی می‏ شود و آنها را در قبال پاداش می‌توان صادر کرد. سه نیروی درهم تنیده وجود دارد که قواعد رقابت ملی را تغییر می‏ دهد:
1. فشردگی دانش، جایی که تولید اثربخش بیش از پیش بر دانش فنی استوار است. بیش از دو سوم شاغلان ایالات متحده آمریکا امروزه دانش ‏کارانی هستند که از مغزشان به جای دست استفاده می‏کنند.
2. شبکه ‏ای شدن و اتصال، به خصوص اینترنت، در حال واقعیت بخشیدن به ایده دهکده جهانی است.
3. جهانی شدن، اغلب بازارها و تولیدات امروزی، جهانی است.
نیروهای مذکور به نحوی بازگشت به قدرت ایده ‏های جدید و تفکر خلاقانه است که دنیای کنونی را تغییر داده ‏است. آنها موتوری هستند که شیوه تجارت، تفکر و زندگی ما را دگرگون می‏ کنند. چالش تعریف شده برای قرن 21 روبرو شدن با این حقیقت است که انسانیت سرنوشت مشترکی بر روی یک کره پرجمعیت دارد. از طریق تبادل دانش، ما شاهدیم که ارتباطات در پی یافتن راه ‏حلی برای همه است – تجارت و دولت. اقتصاد دانش، متخصصان جدیدی پدید آورد که از طریق تجربه می‏ آموزند؛ پیشاپیش آموزش و پرورش مرسوم که مهارتهای پایه را توسعه می ‏دهد.
در اقتصاد پیچیدۀ جهانی امروز، برای تبدیل شدن به یک فرد با دانش در یک زمینه تخصصی، شخص باید اول از همه بداند که چه کسی است – توانایی، علاقه، انگیزه، درک، فکر باز، منطق، درک عمومی، و دیدگاه. کسب دانش از طریق گوش دادن و فهمیدن، پیش نیاز پذیرش آسان‏تر است. پایداری دانش از طریق تمرین و تجربه تضمین می‌شود که با گذشت زمان به مهارت می ‏انجامد – به شکل 1/2 نگاه کنید.

 

شکل 1/2: راهی برای دانستن این که چه باید بدانید.

شناخت خود جنبه روانی دارد و شامل تفکر، شهود، و یک تفکر عینی است که به گردآوری هوش می ‏انجامد. در مقابل، یادگیری به‌عنوان وسیله فهم و درک، جنبه روشی دارد. برای مثال، یادگیری در مورد فن‏آوری اطلاعات با مفاهیم آغاز می‏ شود، و به دنبال آن روشها می‏ آید که نشان می‏ دهد چگونه یک مفهوم به کار می ‏رود. این کار با کاربرد عملی تقویت می ‏شود، چه با برنامه‏ نویسی سطح بالا یا ساخت یک پایگاه دانش برای آموزش کارکنان بانک.
اما دربارۀ موانع چه باید گفت؟ متاسفانه اقتصاد دانش راه هموار و مستقیمی نیست. هر کشوری یا فرهنگی نمی‏ تواند این مفهوم یا دیدگاه ‏را به کار گیرد. برای مثال، کارکنان خونسرد و بی‌تفاوتی که شغل‌شان به خارج از مرزها منتقل شد به دنبال این نیستند که از طریق بازآموزی و یک برنامه نوسازی تبدیل به دانش‏کاران یا کارکنانی با دانش فنی سطح بالا شوند. این مورد زمانی به‌خصوص صادق است که آنها در پایان 40 یا 50 سالگی باشند. جامعه شهری تنگدست برای تبدیل آنها به سایتهای تغذیه‌کننده برای صنعت با فن‏آوری سطح بالا در فشار زیاد خواهد بود.

دانش چیست؟

دانش، هستۀ اقتصاد دانش است. دانش، فهم و درکی است که از طریق تجربه کسب می‏ شود. زمانی که دانش گردآوری شد و عمومیت یافت، هیچ هزینۀ نهایی برای تسهیم با دیگران وجود ندارد. ابزارهایی مانند حفاظت از اسرار بازرگانی، حقوق نسخه‌برداری، و نشانه‌های تجاری، محافظ تولیدکنندگان دانش است.
یک راه برای رده ‏بندی دانش، نوع آن است:
1. “چه می‏ دانید؟” دانشی دربارۀ واقعیتهاست، که متمایل به کاهش ربط است.
2. “چرا می‌دانید؟” دانشی دربارۀ دنیای طبیعی و فکر انسان است.
3. “چه کسی می‏ داند؟” دانش ارتباط اجتماعی است: چه کسی چه می‏داند و چه کسی چه‌کار می‏ تواند بکند؟ فصل 11 به شبکه ‏های اجتماعی و قدرت پنهان آن اختصاص دارد
4. “کجا می ‏داند و چه زمانی می‏ داند؟” به صورت راهبردی در محیط رقابتی پویا مهم است.
5. “چگونه می‏ داند؟” مهارت و توانایی‌ انجام کارهای تخصصی در سطح حرفه ‏ای است.
دانش اشاره به یادگیری دارد. هر دو به گونه‏ ای فعال در اقتصاد دانش در هم تنیده‌اند. ظرفیت یک کشور برای استفاده از اقتصاد دانش بستگی دارد به این که به چه خوبی بتواند تبدیل به یک اقتصاد یادگیرنده شود. یادگیری بسیار زیاد با فن‏آوری کار دارد: برای ارتباط با همکاران و متخصصان در مورد نوآوریها و تغییر به طور عام. به معنای مردم و سازمانها نیز هست، و جوامع در موقعیتی‌اند تا بر پایه تواناییهایشان در یادگیری و تسهیم نوآوری به خلق ثروت بپردازند. چالش یادگیری، دانستن شیوه آموزش یادگیری به مردم است. یک بار که چنین کردند، انتظار می‏ رود که چرخۀ پی‌درپی کشف، اشاعه، و تسهیم دانسته ‏ها را دنبال کنند.

سرمایه فکری چگونه ارزشمند است؟

درباره آن چه سرمایه فکری (آی سی ) خوانده شد از اواسط دهه 1990 زمانی که جان استوارت از مجله فورچون درباره آن نوشت مطالب زیادی نگارش یافته است. مدیریت دانش به شکل‌های گوناگون با سرمایه فکری مرتبط است. دانش، چه شخصی و چه سازمانی، عموما به عنوان سرمایه نگریسته می ‏شود. امروزه این گونه درک شده ‏است که تنها چیزی که برای کسب و کار ارزشمند‏تر از سرمایه فکری است ظرفیت سازمانی و بادوام در تولید چنین سرمایه ‏ای است.
ردگیری سرمایه ‏های فیزیکی یک سازمان به اندازۀ کافی، ساده است: به میزانی که دستمزدها جمع زده شود، رایانه ‏ها شمارش شود، و بودجه‏ بندی برای پرداخت صورتحسابها انجام شود. مدیریت سرمایه فکری بازی دیگری است. جایی است که تعداد کمی از شرکتها دائما این بازی را گرم می‏ کنند. سرمایه فکری شامل مهارت کارکنان، نظامهای سازمانی بی ‏‏بدیل، و دارایی فکری کسب و کار است. به عنوان مثال، چنان‏چه ارزش دفتری یک شرکت سهامی 10 دلار باشد و موجودی آن 40 دلار فروخته شود، تفاوت دو رقم اغلب به سرمایه فکری ربط داده می‏ شود. سرمایه فکری شامل پروانه ‏های ثبت اختراعی است که ممکن است موجود باشند و موارد نامحسوسی مانند اعتبار و محصولات آتی است. سرمایه‏ های فیزیکی شرکتی مانند مایکروسافت یا جنرال الکتریک، درصد کوچکی از سرمایه بازار آن است؛ تفاوت در سرمایه فکری آنهاست. سرمایه‏ ای که توان نوآوری به عنوان منبعی برای مزیت رقابتی است. برای تبدیل شدن به یک سازمان دانش‌محور، شرکت باید بیاموزد که چگونه تغییر در سرمایه فکری، ارزش کسب و کار، و ترازنامه را تشخیص دهد. فن‏‏آوریهای اطلاعات و ارتباطات، توانمند‏ساز تغییر است. آنها ابزارهایی برای رهاسازی توانایی خلاقیت و دانش افراد در لایه‏ های متعدد سازمان است.
در سطح جهانی، راهبردهای اقتصاد دانش ویژگیهای منحصر بفرد زیر را دارد:
1. شبکه ارتباطات راه دور جهانی موثر و کارا
2. جامعه ‏ای آگاه با میزان مشارکت بالا در آزادی از طریق مردم‏سالاری
3. التزام به آموزش و پرورش و حرفه‌آموزی همراه با یادگیری مادام‌العمر و افزایش مهارت
4. کارایی تثبیت شده از طریق فن‏آوری پیشرفته و تعهد به ارزش افزوده
5. پشتیبانی از خدمات اطلاعاتی در تمام صنایع به صورت جهانی.
ویژگیهای مذکور در اینترنت، تجارت جهانی، و سایر فن‏آوریها وجود دارد. اینترنت برای کسب‌وکارهای بزرگ، دسترسی به بازارهای جهانی را ایجاد می‏ کند. تجارت جهانی دسترسی به بازار را افزایش داده و هزینه‏ های تماس با مشتری را کاهش می‏ دهد.

از زنجیره عرضه به شبکه ارزش

از جنبه تاریخی، ما در عصر صنعت با تاکید بر مدل ارزش خطی کار می‏ کنیم، جایی که ارزش از رشته‏ ای منطقی از فعالیتها مانند یک زنجیر خلق می‏ شود – نتیجه، زنجیره ارزش است. زنجیره ارزش مستحکم، دقیق، و در جایی است که اغلب کسب و کارهای امروزی هوشمندانه با آن ارتباط دارند. تاکید بر تبدیل نهاده ‏ها به ستانده‏ هاست. اهمیت آن به خوبی در تولید و توزیع کالاهای ملموس، تمرین می ‏شود.
زنجیره ارزش، خطی است. فرایندی خطی است که عکس‏العمل آن متناسب با محرکی باشد که به آن وارد می‏ شود. به عنوان مثال، چنان‏چه شخصی دو برابر در حساب پس ‏انداز خود ذخیره کند، مسلم است که سودی دو برابر کسب کند. اگر 10 ساعت بیشتر در هفته کار کنید، 10 درصد کار بیشتر انجام خواهد شد. اینها همه عکس ‏العمل های خطی است که توسط ارزش به خصوصی پایه ‏ریزی شده ‏اند. ارزشی که بوجود آورنده منطقی است که منتهی به وضعیتهای راهبردی خاص می‏ شود.
اقتصادهای مبتنی بر اطلاعات و سازمانهای اقتصادی جدید در زنجیره ارزش کاستی‏هایی یافتند؛ در نتیجه مدلهای جدیدی بوجود آمد. یک مدل مشهور، مفهوم شبکه‏ های ارزش است، جایی که ایجاد زنجیره ارزش نشانۀ شبکه ارزش از طریق روابط برای خلق ارزش اقتصادی است. این شبکه به شکل هوش، دانش، یک فراورده تجاری، یک خدمت یا مقداری کالای اجتماعی خواهد شد. مفاهیمی که این ویژگیها به ذهن می‏ رساند وابستگی است، جایی که هر عرضه‏ کننده ‏ای وابسته به تغییرات یا فعالیت دیگران در شبکه است. ارزش به عنوان یک معاوضه و یا مبادله بوجود می ‏آید تا این که نتیجه یک فرایند باشد. این عمل شبکه ارزش را غیرخطی می‏کند، زیرا در عمل شبکه ‏ای از منابع مختلف که با هم کار می‏ کنند خالق ارزش است.
به‌طور خلاصه، زنجیرۀ ارزش تاکید بر کالاهای فیزیکی ملموس (وظایف) دارد که باید به ترتیب کار کنند: از عرضه‏ کنندگان به توزیع‌کنندگان، و به خرده‌فروشان و مانند یک زنجیر. شبکه ارزش توجه به چگونگی جریان ایده‏ ها به درون بازار (فرایند) دارد و به مردمی که نیاز به شنیدن آن دارند. در یک محیط شبکه ‏ای، ارزش ناملموس دانش در درون شبکه به همان اندازه ارزش پولی (ملموس) مهم است. خلاصه‏ ای از ویژگیهای زنجیره ارزش و شبکه‏ های ارزش در جدول 1/1 ذکر شد.
حرکت از تفکر خطی به غیرخطی نه ساده ‏است و نه مستقیم. زمانی که رییس جمهور کلینتون در قدرت بود، او 100 میلیون دلار به تکزانهای فقیر که از امواج گرما در رنج بودند پرداخت تا بتوانند دستگاههای سرمایش نصب کنند. این راه حل خطی منطقی و منظم ولی خدشه‌دار بود. دستگاههای سرمایش، گرما را از بین نمی ‏برد. آنها گرما را از داخل به خارج منتقل می‏ کردند، گرمای زیادی در اطراف همسایگان بوجود می ‏آوردند، و نیاز به دستگاههای خنک‌کننده بیشتری را بوجود می ‏آوردند – و دایره شیطانی علت و معلول. راه حل منطقی پشت بامهای غیرمشکی، پیاده‌روهای رنگ روشن، یا تهویه بهتر، و غیره بود. راه ‏حل اخیر رویکردی به راه ‏حل غیرخطی یا شبکه ارزش بود.

جدول 1/1 ویژگیهای منتخب زنجیره ارزش در مقابل شبکه ارزش


برای نشان دادن ویژگیها و استفاده شبکه ارزش، خودتان را در یک گردهمایی اجتماعی در خانه یک دوست تصور کنید. آیا بیان عقیده دربارۀ یک موضوع مشترک را هیجان‏ انگیز نمی ‏دانید؟ در یک شبکه ارزش، هر کسی بر اساس قرارداد می‏ تواند در بحثها شرکت کند. در پاره‏ای از فرهنگها، قرارداد می‏ گوید که افراد مسن ‏تر یا باسوادتر برای پاسخ به سئوالها بر اشخاص تازه ‏وارد یا جوانتر ارجح‌اند. قراردادهای دیگر بر اشخاصی فشار می‌آورند که تخصص آنها مرتبط‏تر با سئوال است و قبل از دیگران به سئوال پاسخ دهند.
در این جا مثالی برای تمایز میان زنجیره ارزش و شبکه ارزش ارائه می‏ شود. فروشگاههای وال‌مارت دارای صدها کامیون است که کالاها را به فروشگاههای خاص بر اساس مسیرهای برنامه ‏ریزی شده تحویل می ‏دهند. همزمان، فن‏آوری، موجودی هر کالایی را در قفسه ردیابی می‏کند تا اطمینان حاصل شود که کالا به مقدار کافی و 24 ساعت موجود است. فرض کنید یکی از کامیونهای وال‌مارت که در شاهراه میان ایالتی 95 به سمت جنوب میامی در حرکت است پیامی الکترونیکی دریافت می‏ کند که یک توقف برنامه‏ ریزی نشده در یکی از فروشگاههای وال‌مارت در ساوانا انجام داده و 14 کارتن طعمه ماهی تحویل دهد. این یک تقاضای نامنتظره فصلی برای این محصول بود. در حالی که کامیون طبق برنامۀ طراحی شده باید کالا را به هفت فروشگاه بین ویرجینیا و فلوریدا (زنجیره ارزش) تحویل می ‏داد، انجام یک تقاضای خارج از برنامه نمونه خوبی از شبکۀ ارزش قابل اجراست. چه اتفاقی خواهد افتاد چنان‏چه به عنوان بخشی از شبکه ارزش، کامیون دیگری که در نزدیکی میامی در حرکت است 14 جعبه را به فروشگاههای میامی تحویل می‏ داد – همه و 24 ساعته. این ترکیبی از راهبرد، برنامه‏ ریزی، و فن‏آوری است که شب و روز با هم کار می‏ کنند.
همین مورد را می‏ توان در یک کسب و کار مبتنی بر دانش دید که از مفهوم شبکه ارزش استفاده می کند. تصور کنید که تویوتا بخواهد موتور قوی‏تری در اتومبیل تویوتا بکار گیرد. تصور کنید که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ عرضه‏ کنندگان موتور این تقاضا را اجابت خواهند کرد و موتور جدید را مطابق درخواست تویوتا تحویل خواهند داد. چنان‏چه این همه تغییر باشد، تویوتا سایر اجزا را به سازندگان دیگر سفارش خواهد داد و با مونتاژ قطعات، کار ارتقا سواری کرولا را به سرانجام خواهد رساند. به این کار زنجیره ارزش گفته می ‏شود. در واقعیت، برای انتخاب موتور جدید چیزی بیشتر از این وجود دارد. یک موتور قوی‏تر به مفهوم سرعت بیشتر، مخزن بنزین بزرگتر، ترمزهای قوی‏تر، لاستیکهای امن‏تر، و فضای زیر کاپوت بیشتر است. در یک شبکه ارزش، تویوتا با مهندسان، عرضه‏ کنندگان لنت ترمز، بخش شاسی، مقامات حسابداری، و غیره تماس خواهد گرفت تا دریابد که بکارگیری موتور جدید چه پیامدهایی خواهد داشت. هدف غایی، استحکام، زیبایی، امنیت، و قابلیت اعتماد است. کوتاهی از جانب هر یک از شرکت‏ کنندگان می‏ تواند خطر‏آفرین باشد – نگاه کنید به شکل 1/3.

شکل 1/3 : شبکه ارزش

تبادل، بازخورد، و پیشنهادها، قبل از این که مدل جدید برای فروش آماده شود چیزی است که شبکه ارزش در مورد آن گفتگو می‏ کند. هر فرد درگیر در شبکه، ارزشی را اضافه خواهد کرد که محصولات را تحت تاثیر قرار خواهند داد و ارزش افزوده‏ای که نصیب سایر شرکت ‏کنندگان در شبکه می‏ شود. هر کدام از شرکتها کمکهای خود و سایر شرکت‏ کنندگان را نظارت خواهد کرد، نه تنها از طریق تحویل فیزیکی (زنجیره ارزش) بلکه از طریق ارزش افزوده هماهنگ با سایر عرضه ‏کنندگان شرکت ‏کننده در شبکه.
با درک ارتباط شرکت با سایر اعضای شبکه، سیاستگذاران خواهند فهمید که ارزش در کجای شبکه قرار دارد، چگونه بوجود می‏ آید، چگونه شرکت تحت تاثیر شبکه قرار می‏ گیرد، و سایر اعضا چگونه پاسخ خواهند داد. در نتیجه، ارزشیابی شبکۀ ارزش همه عناصر را در جای مناسب خود قرار خواهد داد، و تبدیل به یک راهنمای پرتوان برای تصمیم‏ گیری در این باره می‏ شود که مدل تجاری یک اقتصاد شبکه‏ای چگونه باید تقویت شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط با نویسنده