منابع آرشيوها، کتابخانه ها و موزه ها ( وجود افتراق)
- نویسنده: غلامرضا عزیزی
فهرست مطالب...
تفاوت بین منابع آرشیوها، کتابخانه ها و موزه ها موضوع اصلی این نوشته است که در همایش آرشیو، کتابخانه و موزه: وجوه اشتراک و افتراق: مجموعه مقالات هشتمین همایش سراسری انجمن علمی، دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه الزهرا (س) توسط غلامرضا عزیزی ارایه شده است. مجموعه مقالات این همایش به کوشش سعید رضائی شریف آبادی و نگین نیکو منظری و توسط نشر کتابدار منتشر شده است.
آرشيوها، کتابخانهها و موزهها به عنوان مؤسسههاي فرهنگي، به رغم شباهتها و تفاوتهايشان، در انتقال اطلاعات به شکلهاي مختلف به نسلهاي حاضر و آتي، نقش مهمي دارند. اگر براي نشان دادن تفاوتهاي اين سه مؤسسه، بگوئيم کتابخانهها حاوي منتشرشدهه است و آرشيوها اسناد و موزهها آثار هنري را نگهداري ميکنند، دچار كليگوئي شدهايم؛ چرا که مؤسسههاي آرشيوي در مجموعههاي خود کتابهاي زيادي دارند و برخي کتابخانهها و موزهها، اسناد و نسخه هاي خطي را نگهداري ميکنند.1 حتي گاه ميتوان اشياي موزهاي را در برخي كتابخانهها و آرشيوها يافت.
در واقع، از طرف ديگر، تفاوت اصلي بين مؤسسههاي ياد شده هم به نوعي با منابع و وظايفشان مرتبط ميباشد. تفاوتهاي اصلي بين ماهيت عملکردهاي اين نهادها، ناشي از ماهيت وظايف (و ماهيت و منشا منابع)2 آنهاست.
گرچه آرشيوها داراي کتاب و نشريه ميباشند، اما وظيفة اصلي آنها ارزشيابي، انتقال سوابق واجد ارزش از دستگاهها، تنظيم و توصيف، حفاظت و نگهداري و ارائة اسناد در چارچوب مقررات به کاربران است. همچنين اگرچه در برخي از کتابخانهها مواد آرشيوي نيز نگهداري ميشود، اما وظيفة اصلي کتابخانهها حفظ مجموعة کتابها و ديگر مواد چاپي و آمادهسازي آنها براي استفادة كاربران است. همچنين گرچه در موزهها كتاب و ساير منابع چاپي و اسناد يافت ميشود، اما وظيفة اصلي آنها، حفاظت از آثار و اشياي باستاني/ هنري و بويژه «به نمايش گذاردن آنها به منظور بررسي و بهرهوري معنوي» ميباشد3. به عبارت ديگر، كار اصلي موزه، ارائة آثار است.4 لذا در آغاز بحث، لازم است محدودة بررسي در نوشتة حاضر مشخص شود.
درآمد:کدام کتابخانه، کدام آرشيو، کدام موزه؟
پيش از پرداختن به موضوع اصلي بحث، بهتر است حوزة بررسي را مشخص کنيم. همان گونه که ميدانيم، مؤسسههاي ياد شده هر کدام داراي انواعي هستند. از جملة انواع کتابخانهها، ميتوان به کتابخانههاي ملي، کتابخانههاي دانشگاهي، کتابخانههاي عمومي، کتابخانههاي تخصصي و کتابخانههاي آموزشگاهي اشاره کرد.5
از جملة انواع آرشيوها، به طور کلي ميتوان آرشيوهاي مؤسسههاي دولتي را در سطوح مختلف (ملي/ فدرال، منطقهاي/ ايالتي و ولايتي/ محلي) و آرشيوهاي غيردولتي (آرشيوهاي مؤسسهاي و آرشيوهاي خصوصي) را نام برد.6
از جملة انواع موزه نيز بايد از موزههاي عمومي مرکزي يا ملي و منطقهاي7 و خصوصي ياد کرد. نگاه به مجموعة موجود در موزه نيز شيوهاي مناسب براي طبقهبندي انواع موزهها ميباشد. بر اين اساس، ميتوان موزهها را به موزههاي تاريخي، هنري و علمي تقسيم کرد.8
فرايند تخصصي شدن اين نهادها، به گونهاي است که شباهتها و تفاوتهائي بين هر يک از اين نهادها با انواع ديگر از همان مؤسسات پديد آورده است. براي نمونه، ميتوان اشاره کرد به کتابخانههاي تخصصي9 که از ديدگاه حجم، تعداد، نوع کتاب و ارائة خدمات با کتابخانههاي ديگر تفاوت دارند؛10 يا كتابخانههاي محلي، كتابخانة بيمارستاني و كتابخانة دانشگاهي كه داراي سياستهاي جمعآوري متفاوتي هستند.11
براي ذكر مثال درخصوص تفاوت بين موزهها نيز، ميتوان به متفاوت بودن مجموعه، هدف، نقش، مراجعهكننده و سياستهاي هر كدام از موزههاي معدن، هنرهاي نمايشي و تاريخ اجتماعي اشاره كرد.12
به همين دليل در اين بررسي، شباهتها و تفاوتهاي کتابخانهها، آرشيوها و موزهها به طور عام و کلي و در سطح ملي مورد بررسي قرار خواهد گرفت و استثناها مد نظر نخواهد بود، مگر در مواردي که بيان شود. همچنين فعاليتهاي برخي از نهاد/ سازمانهاي «چندپيشه» را بايد مستثنا از اين بحث دانست. چرا که نبايد و نميتوان برخي روشهاي به کار گرفته شده در اين مؤسسهها را به همة مؤسسههاي ديگر تعميم داد. براي نمونه در ايران و چندين کشور ديگر، کتابخانة ملي و آرشيو ملي به عنوان يک مؤسسه فعاليت ميکنند (سازمان اسناد و کتابخانة ملي جمهوري اسلامي ايران) يا در مواقعي آرشيو و موزه در يک سازمان جمع آمده است (ادارهكل اسناد و موزة رياست جمهوري) و يا قسمتي از ديگري است (مرکز اسناد و مدارک سازمان ميراث فرهنگي، بخش اسناد و نسخ خطي در کاخ گلستان) و اين در حالي است که نمونههاي ياد شده، همگي در زيرمجموعة نهاد رياست جمهوري قرار دارند و تداخل وظايف آنها خود موضوع بررسي جداگانهاي است. حتي در مواردي ميتوان آرشيو، موزه و کتابخانه را در زيرمجموعة يک مؤسسه، سازمان يا نهاد مشاهده کرد (سازمان كتابخانهها، موزهها و مركز اسناد آستان قدس رضوي؛ کتابخانه و مرکز اسناد مجلس؛ بنياد مستضعفان).
گستره جغرافيائي
مسئلة ديگري که در اينجا بايد به آن اشاره کرد، مسئلة قوانين و مقررات حاکم در مرزهاي جغرافيائي است که در ايجاد شباهت يا تمايز ميان اين مؤسسهها نقش دارد. براي نمونه، قوانين مربوط به کشف آثار باستاني يا مالکيت آنها که در همة کشورها از يک قاعده و اصل يكسان تبعيت نميکند؛ يا در قوانين واسپاري برخي كشورها تفاوتهائي (هرچند جزئي) ديده ميشود. از اين رو در بيان اين گونه موارد، قوانين و رويههاي موجود در ميهنمان مدنظر خواهد بود.
تفاوت و شباهت در اين سه مؤسسه، در قسمتهاي مختلفي قابل مشاهده و بررسي است، از جمله در ماهيت و ساختار منابع و اكتساب، گردآوري و مجموعهسازي؛ ساماندهي، تنظيم و توصيف؛ سياستهاي دسترسي، اطلاعرساني و ارائة خدمات؛ روشها و اهداف حفاظت و نگهداري و كاربران اين مؤسسهها مشاهده كرد كه در اينجا مباحث مرتبط با ماهيت و ساختار منابع و اكتساب، گردآوري و مجموعهسازي، مورد بحث قرار خواهد گرفت.
به طور كلي، تفاوتهائي را كه با منابع موجود در كتابخانهها، آرشيوها و موزهها مرتبط است، ميتوان در گردآوري و مجموعهسازي، ناهمساني در انواع مواد/ منابع، ناهمساني در نحوة توليد منابع/ مواد، تفاوت در نمايش منابع و امحا/ وجين ديد.
1. گرد آوري و مجموعهسازي
1-1- تفاوت اصلي در اينجا، اين است که کتابخانهها و موزهها بايد به دنبال گردآوري منابع/ مواد خود باشند، اما منابع/ مواد آرشيوي به آرشيوها منتقل ميشود.13 از طرف ديگر اسناد آرشيوي در خلال تغيير و تحولات طبيعي، خصوصي يا دولتي، به وجود ميآيد و همان طور كه توليد ميشود، نگاهداري ميگردد، در حالي كه مجموعة كتابخانه از طريق جمعآوري و تنظيم مواد از سراسر دنيا و از منابع مختلف، براي رفع نيازهاي کاربران ساخته ميشود.14
2-1- منابع آرشيوي به طور رسمي از ادارههاي دولتي به آرشيوهاي ملي انتقال يافته و طي فرايند نگهداري انتخابي (ارزشيابي) افزايش مييابند.15 به همين دليل آرشيو نهادي دريافتکننده،16 وظيفهگرا و سازمانگرا17 دانسته شده است. آرشيوها به طور عمده اسناد خود را از و يا از طريق دولت (آرشيوهاي ملي)18 دريافت ميكنند.
3-1- روند غالب دريافت سوابق اداري دستگاههاي دولتي در آرشيو ملي از طريق انتقال است، اما در کنار آن و به طور خيلي محدودتر، آرشيوها از طريق خريد يا دريافت به صورت هديه (همچنين در برخي از كشورها به شيوة وقف)19 و يا به طور اماني اسناد را دريافت ميکنند. به هر روي آرشيويست حافظ بخشي از نظام اسنادي ميباشد كه براي نگهداري دائمي ارزشمند دانسته شده است.20
4-1- کتابخانهها مدارک خود را عمدتاً خريداري و يا در گسترة محدودتري به صورت هديه دريافت ميکنند،21 و از اين رو نهادهائي جمعآوريکننده22 و موضوعگرا23 خوانده شدهاند. اتكاي مجموعة كتابخانه بر سفارش و خريد براساس سياست خريد و اهداف آن ميباشد.24 براي مجموعهسازي کتابخانهها از خط مشي تدوين شده استفاده ميشود و امکان انتخاب وجود دارد.25 روشهاي مجموعهسازي کتابخانهها عبارت است از خريد، مبادله، هديهگيري و واسپاري.26 كتابخانهها منابع خود را از هر جا و هر كس دريافت ميكنند.27 همان گونه كه پيش از اين اشاره شد، کتابخانههاي ملي طبق قانون کشور مواد را گرد ميآورند.
5-1- موزهها منابع خود را از طريق حفاري، دريافت هدايا28 و يا خريد29 تهيه ميکنند. يکي ديگر از روشهاي دريافت منابع موزهاي در برخي كشورها، براساس قوانين مربوط به مصادره ميباشد.30 دريافت منابع در موزههاي هنري، موزههاي مردمشناسي، موزههاي خصوصي و بويژه موزههاي اماکن باستاني از روشهاي ديگري نيز پيروي ميکند.31
2. انواع مواد/ منابع
تفاوت مهم در مجموعههاي موجود در اين مؤسسهها را، در موارد زير ميتوان بررسي کرد:
1-2- ناهمساني در خاستگاه
آرشيوها، سوابق اداري را نگهداري ميکنند32 در صورتي که اين قبيل سوابق غالباً در مجموعههاي کتابخانهها و موزهها يافت نميشود.33
منابع آرشيوي (اسناد)، از بين سوابق راکد سازمانها و مؤسسات گزينش شده است و به نوعي از لحاظ دستگاههاي توليدکنندهشان سوابق راکد و غيرجاري هستند. در حالي که منابع کتابخانه چنين وضعي ندارند.34
مجموعههاي اصلي موجود در موزهها، عبارتند از آثار (هنري/ دستساختهها) و اشيا.35
2-2- ناهمساني در ساختار
مجموعههاي اصلي موجود در کتابخانهها، عبارتند از انتشارات (کتابها، مجلات و نظاير آن).36
تنوع مواد آرشيوي بيشتر از گوناگوني منابع کتابخانهاي است. آرشيو به طور كلي نگهدارندة مجموعهاي از فايلها، اسناد، صورتحسابها، نمودارها، نسخههاي خطي، مقالات، طرحها، نقشهها، تصاوير، فيلمها و كتابهاست؛ در صورتي كه در كتابخانهها بيشتر كتاب، پيايندها، مواد سمعي و بصري و احتمالاً بعضي مواد آرشيوي نگهداري ميشود.37 گوناگوني مواد و اشياي موزهاي بيشتر از تنوع منابع آرشيوي است.38
3-2- ناهمساني در استفاده
منابع آرشيوي و موزهاي به عنوان منابع اوليه39 ( Primary materials) طبقهبندي ميشود، در صورتي که از منابع کتابخانهاي به عنوان منابع ثانوي (Secondary materials) ياد ميگردد.40
كتابخانهها براساس موضوعهاي داده شده، تمام اطلاعات موجود را براي محققان فراهم ميكنند تا آنها بتوانند تحقيقشان را شكل دهند و نتيجهگيري کنند. در حالي كه مواد آرشيو به آنها كمك ميكند تا صحت منابع دست دوم كتابخانه را مورد بررسي قرار دهند.41 در كنار يكديگر به فعاليت ميپردازند تا مواد باارزش را براي استفادة خوانندگان، محققان و دانشمندان حفظ و اطلاعات لازم را در تمام زمينههاي دانش بشري، ترويج کنند.
از منابع موزهاي نيز به عنوان منابع دست اول ياد ميشود.
3. ناهمساني در نحوة توليد منابع/ مواد
1-3- کتابها و آثار بيشتر حاصل فعاليتهاي فکري نويسندگاني با ديدگاههاي متفاوت و در موضوعهاي مختلف است كه غالباً به قصد انتشار و اشاعة اطلاعات42 نوشته ميشود و داراي اهداف آموزشي و فرهنگي ميباشد.43
مواد آرشيوي را كسي44 به قصد انتشار45 نمينگارد؛ بلكه به طور معمول (و در مسير طبيعي و تاريخي)46 به عنوان محصول جنبي فعاليتهاي سازمان يا فرد،47 در جريان انجام امور روزمره، و به طور عمده براي اهداف ارجاعي و وظيفهاي سازمانها و بدون شرح و تفسير و قصد تحت تأثير قرار دادن محققان در آينده،48 توليد ميشوند. اين منابع سوابقي هستند که به طور رسمي در بخش دولتي (يا يکي از بخشهاي سازمانهاي اداري دستگاههاي دولتي) ايجاد يا دريافت ميشوند و بنا بر اين مدارک رسمي ( Official document ) هستند49 و به طور عمده بنا به وظايف عملکردي به وجود آمدهاند و به همين دليل بيشتر ارزش قانوني و رسمي دارند50 و گواهي هستند بر فعاليتها.51 مواد آرشيوي براي پيشگيري و رفع52 ابهامات احتمالي، بويژه در زمينة تركيب و تلفيق حقايق و آرائي كه ممكن است منجر به روشن شدن حقايق تاريخي گردد، به كار ميرود.53
2-3- از آنجا که ميتوان با استناد به منابع آرشيوي واقعيت گذشته و حال هر جامعه را مورد بررسي و مداقه قرار داد، اين منابع نسبت به منابع کتابخانهاي ارزشها و کاربردهاي بيشتري دارند.54 بدين ترتيب که چاپ شدهها معمولاً به عنوان منابع اطلاعات نگهداري ميشوند؛ در صورتي که اسناد نه تنها اطلاعات را فراهم ميکنند بلکه به عنوان شاهد و گواه به شمار ميروند.55 هرچند در واقع امر ممکن است اطلاعات موجود در سوابق درست و صحيح نباشد، اما به دليل منشأ اسناد به عنوان نشانگر فعاليتهاي معمولي سازماني، سوابق و گواهي بر آنچه كه در يک زمان مشخص گفته و انجام شده ميباشد. همچنين مجموعههاي قديميتر کتابخانههاي پژوهشي بارها به عنوان منبعي براي گواه فرهنگي و گرايش به دورة تاريخي يا نويسندهاي مشخص مورد مراجعه قرار ميگيرد. بنابراين منابع کتابخانه و آرشيو ميتواند به عنوان گواه فرهنگي مورد بررسي واقع شود.56 به هر روي اسناد آرشيوي ويژگيهاي ملي دارند، و نويسندگان و پژوهندگان براي اطلاع از طبيعت و محتواي اين مواد به آنها رجوع ميكنند.57
منابع کتابخانهها و موزهها طي يک روند رسمي اداري توليد نميشود.58
3-3- آرشيوها با سازمان ايجادکنندة سند ارتباط مستمر دارند.59
کتابخانهها لزوماً با سازمان يا افراد ايجادکنندة منابعشان ارتباط مستمر (آن گونه كه در آرشيوها مرسوم است) ندارند.60 کتابها و آثار را بيشتر فرد/ گروه (فعاليت فردي) ايجاد ميکند.61 در بسياري از موزهها نيز ارتباطي بين توليدكنندة آثار و موزهها وجود ندارد.
4-3- قطع منابع كتابخانهاي معمولاً مشخص است، مثلاً قطع كتاب از چندين اندازة رحلي، وزيري، خشتي، رقعي و جيبي تجاوز نميكند.62 در صورتي كه قطع منابع آرشيوها متنوعتر از منابع كتابخانههاست. علاوه بر تنوع قطع در موزهها، مسئلة حجم و گوناگوني حجم و اندازة اشياي موزهاي نيز درخور توجه ميباشد.
4. امحا/ وجين
1-4- در كتابخانهها پس از مدتي در اثر عواملي چون حجم و انباشت مواد،63 نياز به وجين (و يا حذف) پيش ميآيد64 تا بتوان براي مواد جاري جا باز کرد.65 پيامد وجين ميتواند به صورت اهدا، مبادله، فروش و يا انبار کردن موقت باشد.66
مواد آرشيوي را هميشگي حفظ و نگهداري ميکنند.67 مدارك و سوابق پيش از راه يافتن به آرشيوها مورد بررسي، ارزشيابي و تعيين تكليف قرار ميگيرند و برخي از آنها كه فاقد ارزشهاي آرشيوي است، با رعايت مقررات امحا ميشود. هرچند اين مسئله به منزلة وجين در كتابخانه انگاشته شده68 اما در واقع در همين مسئله نيز تفاوتهاي ظريفي ديده ميشود. آرشيوها دست به امحاي منابع موجود در مجموعة خود نميزنند؛ در واقع از ورود اوراق زائد به آرشيو جلوگيري به عمل ميآورند.
در موزهها نيز مسئلة وجين مواد معمول نيست.
2-4- ارزشيابي مجموعة کتابخانه ممکن است از 3 ديدگاه تخصصي (باتوجه به اهداف کتابخانه)، ديدگاه اقتصادي (توجيهپذير بودن هزينة تهيه و نگهداري مجموعه) و ديدگاه اداري (استفادة بهينه از مجموعة کتابخانه) باشد.69
ارزشيابي اسناد براساس ارزشهاي اطلاعاتي و يا استنادي موجود در آنهاست.70
در پايان، بايد به اين نكته اشاره شود كه تفاوت اصلي ميان مؤسسههاي ياد شده به ماهيت منابعشان مربوط ميباشد. طبيعت موادي که آرشيوها گرد ميآورند، با آنچه در کتابخانهها يافت ميشود، متفاوت است.71 از ديگر سو همان گونه كه پيش از اين اشاره شد، تفاوتهاي اصلي اين نهادها، ناشي از ماهيت وظايف72 و عملكرد آنها ميباشد. هرچند آرشيوها داراي کتاب و نشريه هستند، اما وظيفة اصلي آنها ارزشيابي، انتقال سوابق واجد ارزش از دستگاهها، تنظيم و توصيف، حفاظت و نگهداري و ارائة اسناد به کاربران در چارچوب مقررات است.
همچنين اگرچه در مجموعة برخي از کتابخانهها مواد آرشيوي نيز نگهداري ميشود، اما وظيفة اصلي کتابخانهها حفظ مجموعة کتاب و ساير مواد چاپي و آمادهسازي آنها براي استفادة كاربران است.
همچنين اگرچه در مجموعة موزهها، كتاب و ساير منابع چاپي و اسناد يافت ميشود، اما وظيفة اصلي آنها حفاظت از آثار و اشياي باستاني/ هنري و در معرض نمايش عمومي قرار دادن اين گونه آثار ميباشد.
منایع
1- Savumthararj, G., “The role of Archives, Libraries and Musums as Research Institution (differences and similarities)”, Notes: Selected Topics in Records Management/ Archives Administration, National Archives of Malaysia, p 23.
ÈÎÔåÇí ÇÕáí ãÞÇáÉ ÝæÞ¡ íÔ ÇÒ Çíä ÊÑÌãå æ ÏÑ ÇËÑ ÒíÑ ãäÊÔÑ ÔÏå ÇÓÊ. ÔåáÇ ÇÔÑÝ¡ äßÇÊí äÏ ÏÑ ãæÑÏ ãÏíÑíÊ ÇÓäÇÏ æ ÂÑÔíæ (ÊåÑÇä: ÓÇÒãÇä ÇÓäÇÏ ãáí ÇíÑÇä).
2- Úáí ãÒíäÇäí¡ ˜ÊÇÈÎÇäå æ ˜ÊÇÈÏÇÑí (ÊåÑÇä: ÓÇÒãÇä ãØÇáÚå æ ÊÏæíä ßÊÈ Úáæã ÇäÓÇäí – ÓãÊ¡1380)¡ Ç Ïæã¡ Õ128.
3- ÞÓãÊí ÇÒ ÊÚÑíÝ ãæÒå Èå ÈíÇä Çíßæã¡ Èå äÞá ÇÒ: äæÔíä ÏÎÊ äÝíÓí¡ ãæÒå ÏÇÑí (ÊåÑÇä: ÓÇÒãÇä ãØÇáÚå æ ÊÏæíä ßÊÈ Úáæã ÇäÓÇäí – Óãʺ ÓÇÒãÇä ãíÑÇË ÝÑåäí ßト – ŽæåÔÇå¡ 1380)¡ Õ 3.
4- íÔíä¡ Õ 97.
5- ÈÑÇí ÊæÖíÍ ÈíÔÊÑ¡ ÈäÑíÏ Èå: Úáí ÓíäÇÆí¡ ãÌãæÚåÓÇÒí ÏÑ ˜ÊÇÈÎÇäååÇ (ÊåÑÇä: ÓÇÒãÇä ãØÇáÚå æ ÊÏæíä ßÊÈ Úáæã ÇäÓÇäí – ÓãÊ¡1380)¡ Ì1¡ Ç åÇÑã¡ ÕÕ 6-10º æ ãÒíäÇäí¡ ˜ÊÇÈÎÇäå æ ˜ÊÇÈÏÇÑí¡ íÔíä¡ ÕÕ 179-206.
6 – ÂÑÔíæ¡ ÇåÏÇÝ¡ æÙÇíÝ æ ÊÔ˜íáÇÊ¡ ]ÊåÑÇä[: ÓÇÒãÇä ÇÓäÇÏ ãáí ÇíÑÇä¡ 1369¡ ÚäæÇä ÏÇÎá ÌáÏ ÂÑÔíæ – ÞæÇäíä ãÞÑÑÇÊ¡ ÕÕ4-5º ÏÑÈÇÑÉ ÇäæÇÚ ãÄÓÓååÇí ÂÑÔíæí ÇÓÊÑÇáíÇ¡ ÈäÑíÏ Èå: ÔæíÑÊáíÔ¡ Âä ãÇÑí¡ ãÚÑÝí ÇÓäÇÏ æ ÍÑÝÉ ÂÑÔíæ¡ äåÏÇÑí ÇÓäÇÏ¡ ÑÏÂæÑÏÉ Âä ÏÑÓæä¡ ÊÑÌãÉ ÑÖÇ ãåÇÌÑ (ÊåÑÇä: ÓÇÒãÇä ÇÓäÇÏ ãáí ÇíÑÇä¡ ŽæåÔßÏÉ ÇÓäÇÏ¡ 1380)¡ ÕÕ 12-13.
7- äÝíÓí¡ ãæÒåÏÇÑí¡ íÔíä¡ Õ 34.
8- åÑí˜ ÇÒ Çíä ÑæååÇ¡ ÎæÏ Èå ÒíÑÑæååÇÆí ÊÞÓíã ãíÔæÏ. ÈÑÇí äãæäå ãæÒååÇí ÊÇÑíÎí¡ ÏÇÑÇí ÒíÑãÌãæÚååÇí äÏí ÇÒ Ìãáå ãæÒååÇí ÈÇÓÊÇäÔäÇÓí¡ ãæÒååÇí Çãǘä ÈÇÓÊÇäí¡ ãæÒååÇí ÇäÓÇä (ãÑÏã)ÔäÇÓí¡ ÎÇäååÇí ÊÇÑíÎí æ ãÓ˜ä ÔÎÕíÊåÇí ãÚÑæÝ æ ãæÒååÇí ÊÇÑíÎÉ Úáæã ãÎÊáÝ ãíÈÇÔÏ. ÈÑÇí ÊæÖíÍ ÈíÔÊÑ ÈäÑíÏ Èå: äÝíÓí¡ ãæÒåÏÇÑí¡ íÔíä¡ ÕÕ34-42.
9- ÍÓíä ãÎÊÇÑí¡ ÏÑÂãÏí ÈÑ ßÊÇÈÏÇÑí (ÊåÑÇä: Þæ¡ 1382)¡ Ç Óæã¡ æíÑÇíÔ 2¡ (ÊÑÌãå æ ÇÞÊÈÇÓ ÇÒ ßÊÇÈ ÓÇÒãÇä ßÊÇÈÎÇäå¡ äæÔÊÉ ßÑíÔä ßæãÇÑ)¡ ÕÕ 113-130.
10- ØÇåÑå Úáæãí¡ ÇÏÇÑÉ ˜ÊÇÈÎÇäå (ÊåÑÇä: ÓÇÒãÇä ãØÇáÚå æ ÊÏæíä ßÊÈ Úáæã ÇäÓÇäí – ÓãÊ¡ 1376)¡ Õ23.
11- ÔæíÑÊáíÔ¡ ãÚÑÝí ÇÓäÇÏ æ ÍÑÝÉ ÂÑÔíæ¡ íÔíä¡ Õ 10.
12- ÔæíÑÊáíÔ¡ íÔíä¡ Õ 11.
13- Savumthararj, ibid., p 24.
14- ÑÍãÇä¡ ÇÑÊÈÇØ Èíä ßÊÇÈÎÇäå æ ÂÑÔíæ¡ Õ6.
15- Savumthararj, ibid., p 24.
16- ãÒíäÇäí¡ ˜ÊÇÈÎÇäå æ ˜ÊÇÈÏÇÑí¡ íÔíä¡ Õ128.
17- ÛáÇãÑÖÇ ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÔäÇÎÊ ÇÓäÇÏ ÂÑÔíæí (ÊåÑÇä: ÓÇÒãÇä ãØÇáÚå æ ÊÏæíä ßÊÈ Úáæã ÇäÓÇäí – ÓãÊ¡ 1377)¡ Õ106º æ ãÍãÏÍÓíä ÏíÇäí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÂÑÔíæ (ãÔåÏ: ÏÇäÔÇå ÝÑÏæÓí ãÔåÏ¡1381)¡ Ç Ïæã¡ ÕÕ28-29.
18 – æ ÏÑÎÕæÕ ÂÑÔíæåÇÆí ÛíÑ ÇÒ ÂÑÔíæ ãáí¡ ÇÒ ØÑíÞ ÓÇÒãÇä æ íÇ äåÇÏ íÇ Ñæå ÎÇÕí ßå Èå Âä æÇÈÓÊå åÓÊäÏ.
19- ÈäÑíÏ Èå: ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÔäÇÎÊ…¡ íÔíä¡ Õ107.
20- ÔæíÑÊáíÔ¡ ãÚÑÝí ÇÓäÇÏ æ ÍÑÝå ÂÑÔíæ¡ Õ10.
21- Savumthararj, ibid., p 24.
æ ãÒíäÇäí¡ ˜ÊÇÈÎÇäå æ ˜ÊÇÈÏÇÑí¡ íÔíä¡ Õ128º ÔæíÑÊáíÔ¡ ãÚÑÝí ÇÓäÇÏ æ ÍÑÝå ÂÑÔíæ¡ Õ10.
22- ãÒíäÇäí¡ ˜ÊÇÈÎÇäå æ ˜ÊÇÈÏÇÑí¡ íÔíä¡ Õ128.
23 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÔäÇÎÊ…¡ íÔíä¡ Õ106º æ ÏíÇäí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÂÑÔíæ¡ íÔíä¡ ÕÕ28-29.
24 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÔäÇÎÊ…¡ íÔíä¡ Õ106.
25 – ãÒíäÇäí¡ ˜ÊÇÈÎÇäå æ ˜ÊÇÈÏÇÑí¡ íÔíä¡ Õ128.
26 – Úáí ÓíäÇÆí¡ ãÌãæÚåÓÇÒí ÏÑ ˜ÊÇÈÎÇäååÇ (ÊåÑÇä: ÓÇÒãÇä ãØÇáÚå æ ÊÏæíä ßÊÈ Úáæã ÇäÓÇäí – ÓãÊ¡ 1381)¡ Ì2¡ ÕÕ22-31 æ 41-45 æ 60-66.
27 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÔäÇÎÊ…¡ íÔíä¡ Õ106º æ ÏíÇäí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÂÑÔíæ¡ íÔíä¡ ÕÕ28-29.
28- Savumthararj, ibid., p 24.
29 – ÈÑÇí äãæäå¡ ÒÇÑÔ ÔÏå ÇÓÊ ˜å ãæÒÉ ÇíÑÇä ÈÇÓÊÇä ÏÑ ÏæÑåÇí Èå ÎÑíÏ ÂËÇÑ äÇÏÑ ÏÓÊ ÒÏå ÇÓÊ. ÈÑÇí ÇØáÇÚ ÈíÔÊÑ ÈäÑíÏ Èå: äÝíÓí¡ ãæÒåÏÇÑí¡ íÔíä¡ Õ18.
30 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÔäÇÎÊ…¡ Õ106 º æ ÏíÇäí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÂÑÔíæ¡ íÔíä¡ ÕÕ28-29.
31 – ÈÑÇí ÇØáÇÚ ÈíÔÊÑ ÈäÑíÏ Èå: äÝíÓí¡ ãæÒåÏÇÑí¡ íÔíä.
32- Savumthararj, ibid., p23, and “Archival Research Tutorial: Should you be at an archives?” at http://www.library.ubc.ca/spcoll/guides_UBC/shouldyouvisit.htm
33- Savumthararj, ibid., p23.
34- “Archives and Libraries similarities and differences”, Notes: Selected Topics in Records Management/ Archives Administration, National Archives of Malaysia, p.15.
35- Savumthararj, ibid., p23.
36- Savumthararj, ibid., p23., and “Archival Research Tutorial …,” ibid. and “Research at liblab,” at http://www.ida.liu.se/labs/liblab/research, and Honer, Elizabeth & Graham, Susan, “Should users have a role in determining the future Archives? The approach adopted by the Public Records Office,” The UK National Archive، to the selection of records for permanent preservation، LIBER QUARTERLY, 11.
37- ÚÝíÝå ÑÍãÇä¡ ÇÑÊÈÇØ Èíä ßÊÇÈÎÇäå æ ÂÑÔíæ¡ ÊÑÌãÉ ÓíÏÍÓíä ãíÑí ÑÌí¡ ÇØáÇÚÑÓÇäí¡ äÔÑíÉ Ýäí ãÑßÒ ÇØáÇÚÇÊ æ ãÏÇÑß Úáãí ÇíÑÇä¡ ÏæÑÉ Ïåã¡ ÔãÇÑÉ 1¡ Õ6. (ãÞÇáå ÏÑ äÔÇäí ÒíÑ ÞÇÈá ÏÓÊÑÓí ÇÓÊ: http://www.irandoc.ac.ir/ETELA-ART/10/10-1-2.htm
38- ãÞÇíÓå ÔæÏ ÈÇ
Anne J. Gilliland-Swetland, Enduring paradigm, new opportunities: the value of the Archival perspective in the digital environment. Swetland, Feb 2000, Council on Library and Information Resources, at: http://www.clir.org/pubs/reports/pub89/pub89.pdf
39- íÇ Èå Þæá ÚÝíÝå ÑÍãÇä ãäÈÚ ÇÕáí Original Source¡ ÑÍãÇä¡ ÇÑÊÈÇØ Èíä ßÊÇÈÎÇäå æ ÂÑÔíæ¡ Õ6.
40- Savumthararj, ibid., p23 “Using Archives: a practical guide for Researchers”, Library and Archives Canada, at http://www.collectionscanada.ca/04/0416_e.html; & “Archival Research Tutorial …,” ibid.
41- ÑÍãÇä¡ ÇÑÊÈÇØ Èíä ßÊÇÈÎÇäå æ ÂÑÔíæ¡ Õ7.
42 – åãÇä¡ Õ6º æ
“Research at liblab”, at http://www.ida.liu.se/labs/liblab/research.
43 – ãÒíäÇäí¡ ˜ÊÇÈÎÇäå æ ˜ÊÇÈÏÇÑí¡ íÔíä¡ Õ128.
44 – ÑÍãÇä¡ åãÇä.
45- Honer & Graham, “Should users have a role in determining …,” ibid.
æ ãÒíäÇäí¡ ˜ÊÇÈÎÇäå æ ˜ÊÇÈÏÇÑí¡ íÔíä¡ Õ128.
46 – ãÒíäÇäí¡ åãÇä¡ Õ128.
47- Honer, & Graham, “Should users have a role in determining …” ibid.
48 – ÑÍãÇä¡ åãÇä¡ Õ6.
49- Savumthararj, ibid., p.24.
50 – ãÒíäÇäí¡ åãÇä¡ Õ128.
51- “Research at liblab”, ibid.
52 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ ãÞÏãåÇí ÈÑ ÔäÇÎÊ…¡ íÔíä¡ Õ108.
53 – ÑÍãÇä¡ åãÇä¡ Õ6.
54 – ãÒíäÇäí¡ åãÇä¡ Õ129.
55- Honer, & Graham, “Should users have a role in determining …” ibid.
56- Honer, & Graham, “Should users have a role in determining …” ibid.
57- ÑÍãÇä¡ åãÇä¡ Õ6.
58- Savumthararj, ibid., p.24.
59- “Archives and Libraries similarities and differences”, ibid, p.15.
60- Ibid.
61- Savumthararj, ibid., p.24.
62 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ åãÇä¡ Õ105.
63 – ÈæíŽå ßÊÇÈåÇí ʘÑÇÑí æ ÈíÇÓÊÝÇÏå æ æíÑÇíÔåÇí ÞÏíãí ÇÒ í˜ ÚäæÇä ˜ÊÇÈ Úáãí. ÈäÑíÏ Èå: ÓíäÇÆí¡ åãÇä¡ Ì1¡ ÕÕ97-99.
64 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ åãÇä¡ Õ110º æ ÏíÇäí¡ åãÇä¡ ÕÕ30-31.
65- Honer, & Graham, “Should users have a role in determining …” ibid.
66 – ÓíäÇÆí¡ åãÇä¡ Ì2¡ Õ88.
67- Honer, & Graham, “Should users have a role in determining …” ibid.
68 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ åãÇä¡ Õ110º æ ÏíÇäí¡ åãÇä¡ Õ31.
69 – ÓíäÇÆí¡ åãÇä¡ Ì1¡ Õ93.
70- ÏÑ Çíä ÎÕæÕ ÈÑÇí äãæäå¡ ÈäÑíÏ Èå: ÛáÇãÑÖÇ ÚÒíÒí¡ «ÏÑÂãÏí ÈÑ ãÏíÑíÊ ÇÓäÇÏ»¡ äÌíäÉ ÇÓäÇÏ¡ ÓÇá 16¡ ÔãÇÑÉ 1 (íÇí61¡ ÈåÇÑ 1385)¡ Õ94.
71- “Using Archives: a practical …”, ibid.
72 – ÝÏÇÆí ÚÑÇÞí¡ åãÇä¡ Õ
دستهبندی مقالات
- آموزش داستان نویسی (4)
- زندگی و خاطرات (9)
- شورای کتاب کودک (2)
- کتاب و نشر (2)
- مصاحبه و گفتگو (4)
- نگارش و پژوهش (2)
- هوش مصنوعی (3)
- وبلاگ کتابدار (12)
نوشتههای تازه
مقالات مرتبط با نویسنده
چالشها و موانع اصلی استفاده از پتانسیل هوش مصنوعی در مدارس محروم (با با منابع محدود و کم) اینهاست: کمبود
ایده چیست؟ آیا از جهانهای دور بر نویسنده الهام میشود؟ یا اصلا ایدهها متناسب با شرایط یک نویسنده خاص شکل
درباره چند و چون استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و پژوهش میتوان پرسشهای بسیاری را مطرح کرد. اما پرسش
گستره دانش و تجربه نورالله مرادی در حوزههای مختلف کتاب و نشر، کتابخانه و کتابداری، آرشیو و آرشیوداری و زمینههای
نگران این هستیم که مبادا قصه ما کپی کار نویسندههای قبل یا معاصر باشد؟ در داستانهایی که برایم میفرستند، دنبال


