اخلاق پژوهش و نگارش: سرقت محتوایی، حقوق نسخه‌برداری/ کپی‌رایت و شیوه‌نامۀ استناد

فهرست مطالب...

این نوشته درباره اخلاق پژوهش و نگارش در دو بخش الف) سرقت محتوایی و تخلف از حقوق نسخه‌برداری یا کپی‌رایت ب) شیوه‌نامۀ استناد، و با تاکید بر پاسخ این پرسشهاست: ۱) سرقت محتوایی و انواع آن کدام است؟ ۲) تخلف از حقوق نسخه‌برداری یا کپی‌رایت چیست؟ ۳) چگونه به منابع اطلاعاتی استناد دهید؟
بخشی از کتاب خودآموز پژوهش کتابخانه ای (برای نگارش مقاله و تکلیف کلاسی) قابل ‌استفاده دانشجویان کلیه رشته‌ها؛ و برای درس سواد اطلاعاتی از زهرا بتولی و نشر کتابدار است.

بخش اول: سرقت محتوایی و تخلف از حقوق نسخه‌برداری

سرقت یا دستبرد محتوایی نوعی عمل غیراخلاقی و تخلف در حوزه پژوهش و نگارش است.
یکی از جامع‌ترین تعاریف سرقت محتوایی را کمیته اخلاق نشر  ارائه کرده است: سرقت محتوایی نوعی استفاده آگاهانه، ناآگاهانه، یا بی‌ملاحظه از کلمات، ایده‌ها، عبارت‌ها، ادعاها یا استنادات دیگران بدون قدردانی، توضیح و استناد مناسب به آن‌هاست.
منظور از واژه «استفاده» در این تعریف چیست؟
استفاده از متون دیگران معنای نسبتا روشنی دارد. نکتۀ ابهام در کم و کیف استناد به محتوا و منبع آن است. نکتۀ ابهام اغلب به تغییر صورت و محتوای متن استفاده شده به قصد دور زدن استناد است! به عبارت دیگر، استفاده تنها به نقل مستقیم محدود نمی‌شود. بلکه شامل خلاصه¬نویسی و بازنویسی هم می¬شود. گاهی این تصور غلط وجود دارد که توصیف برداشت‌تان از آثار دیگران به زبان شخصی به استناد نیاز ندارد. حذف استناد به منابع، محتوا، افکار، و ایده‌‌های برداشت شده از دیگران جزو مصادیق روشن سرقت محتوایی است.
در هر حال، محتواها و منابع استفاده شده از آثار دیگران باید مشخص و مستند گردد.

تعریف حقوق نسخه‌برداری یا کپی رایت

واژۀ کپی رایت/ حقوق نسخه‌برداری/ یا حق تکثیر در ایران اغلب به نادرست حق مؤلف، حق تالیف، و حق نشر ترجمه شده است؛ همۀ اینها یعنی حق تالیف، حق مولف، حق ترجمه، حق نشر و بقیۀ حقوق مرتبط با تولید، توزیع و استفاده از محتوا را بهتر است زیرمجموعۀ حقوق نسخه‌برداری یا کپی‌رایت محسوب کرد. حقوق نسخه‌برداری به مجموعه‌ای از حقوق و قوانین و مقررات مرتبط با آنها اشاره دارد که به نویسنده، مترجم، ناشر، ویراستار، طراح، عکاس، گرافیست و سایر پدیدآوران اثر و نیز دیگر افراد و نهادهای مرتبط با فرایندهای گوناگون تولید، نشر، توزیع، دسترسی، و استفاده از محتواها تعلق می‌گیرد. یعنی این حقوق و قوانین حتا شامل استفاده‌کنندگان محتوا و همۀ افراد و نهادهایی می‌شود که به نحوی با تولید و توزیع و دسترسی به انواع محتواها سر و کار دارند. بر همین اساس، انواع قوانین عمومی و اختصاصی وجود دارد که هر کدام آنها به جنبۀ خاصی از کپی‌رایت یا حقوق نسخه‌برداری مربوط می‌شود.
واژۀ کپی‌رایت از دو جزء copy به معنی “تکثیر” و  right به معنای “حق و حقوق” تشکیل شده است.  فلسفۀ حقوقی و فکری کپی‌رایت این است که تولیدکنندۀ محتوا مالک محتواست و می‌تواند محتوای خود را منتشر کند یا نکند. مالکیت معنوی به همین بخش از قوانین مربوط است. یعنی تولیدکنندۀ محتوا بدون هیچ قید و شرطی مالک معنوی محتواست. همین نوع مالکیت به پدیدآور یک اثر این حق و اختیار را می‌دهد که آن را خودش منتشر کند یا نکند. و یا تحت شرایطی انتشار آن را به دیگران واگذار کند.
با این حال، مالکیت معنوی و حقوق مرتبط با آن تحت هیچ شرایطی قابل واگذاری نیست. بر همین اساس است که موقع تکثیر کل اثر یا بخشی از آن حتما باید از پدیدآور آن اجازه گرفت.
البته استفادۀ محدود و قانونی از محتوای یک اثر در اثر دیگر به مجوز نیاز ندارد. به این نوع استفاده از متون دیگران در ادبیات مرتبط با نشر و حقوق نسخه‌برداری، استفاده منصفانه یا Fair Use می‌گویند. قوانین و مقررات مرتبط با استفادۀ منصفانه در حقوق نسخه‌برداری یا کپی‌رایت درج شده است که عمدتا مربوط به فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی، خبری و مثل آن است؛ آن هم به شکل محدود، تعریف‌شده و اغلب به شرط استناد. به عبارت دیگر، شامل استفادۀ تجاری از متون دیگران نمی‌شود.
اشاره شد که حق مالکیت معنوی و قوانین مرتبط با آن به پدیدآور این اختیار را می‌دهد که تکثیر و توزیع محتوای خود را تحت شرایطی به دیگران واگذار کند. به عبارت دیگر، مالکیت مادی اثرش را در اختیار افراد یا نهادهای ثالث قرار دهد. مالکیت مادی به همین تکثیر مادی اثر و انواع روش‌های توزیع آن مربوط می‌شود. مالک مادی اثر اغلب همان ناشر آن است. در هر حال، ناشر یا مالک مادی اثر نمی‌تواند مالک حقوق معنوی پدیدآور شود. یعنی همواره باید کل اثر یا هر بخشی از آن را به نام همان نویسنده یا مالک معنوی منتشر کند. این قانون شامل نقل مستقیم و غیرمستقیم و هرگونه تغییر مادی محتوا، مثل ترجمه، تلخیص و بازنویسی و تبدیل آن به نمایشنامه و فیلم و غیره هم می‌شود.
به عبارت دیگر، کپی‌رایت به ده‌ها قانون، آیین‌نامه، معاهده، کنوانسیون و غیره در سطح ملی و جهانی اشاره دارد که برای حفاظت قانونی از انواع آثار ادبی، علمی، هنری، صنعتی و غیره توسط کشورها و سازمان‌های جهانی مدون شده است. این آثار ممکن است در قالب کتاب، مقاله، شعر، داستان، موسیقی، نقاشی، مجسمه، فیلم، برنامه‌های کامپیوتری، پایگاه‌های داده، تبلیغات، نقشه‌ها، گرافیک، اخبار و غیره منتشر شود.
برای مثال سازمان جهانی مالکیت فکری یا ویپو یکی از زیرمجموعه‌های سازمان ملل است که حدود 30  کنوانسیون را مدیریت می‌کند. هر کدام از کنوانسیون‌ها مستقل است و اعضای متفاوتی دارند. برخی از کشورها ممکن است عضو ده‌ها کنوانسیون مشترک باشند. برای مثال ایران تنها عضو چند معاهدۀ علائم و نشانه‌ها، کنوانسیون مالکیت صنعتی و معاهده سازمانی (یا کنوانسیون مربوط به تشکیل ویپو) است. کنوانسیون برن یکی از مهم‌ترین معاهده‌های زیرمجموعۀ ویپو است که ایران عضو آن نیست. حقوق مرتبط با نشر کتاب و مقاله، و تقریبا تمام منابع مکتوب در سطح جهانی در همین معاهدۀ برن تعریف شده است.
عدم عضویت ایران در بیشتر معاهده‌های جهانی به این معنا نیست که در ایران قوانین و مقررات مرتبط با کپی‌رایت یا حقوق نسخه‌برداری وجود ندارد. برای مثال قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان، آیین‌نامۀ اجرایی ماده 21 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان، آیین‌نامۀ نحوۀ ثبت انتشار کتاب و رساله و سایر نشریات، قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم‌افزارهای رایانه‌ای از جمله آنهاست.
آشنایی با قوانین ملی و حتا جهانی مرتبط با حقوق نسخه‌برداری یکی از مهم‌ترین کارهایی است که هر نویسنده و محققی باید به آن توجه خاص داشته باشد. انواع مجازات‌های قانونی چون زندان، جریمه نقدی، و محرومیت‌های حرفه‌ای از جمله خسارت‌های مرتبط با تخلف از حقوق نسخه‌برداری است. همۀ اینها در تضاد با اخلاق حرفه‌ای و آداب و رسوم دینی و ملی است و اعتبار حرفه‌ای/ ملی/ سازمانی را نیز خدشه‌دار می‌کند.

سرقت محتوایی و حقوق نسخه‌برداری

همان‌گونه که قبلا اشاره شد حقوق نسخه‌برداری شامل قوانین و مقررات ناظر بر تنظیم روابط بین افراد و نهادهایی است که به نحوی در فرایندهای گوناگون چرخۀ نشر اطلاعات از تولید تا مصرف آن حضور دارند؛ از نویسنده، مترجم، ویراستار، ناشر، سایر پدیدآوران و تولیدکنندگان محتوا تا چاپ و توزیع و مصرف آن. سرقت محتوایی یکی از مصداق‌های پرتکرار تخلف از حقوق نسخه‌برداری است که طی آن محتوای آثار برخلاف قوانین و مقررات استفاده می‌شود.
سرقت محتوایی دامنۀ گسترده‌ای دارد؛ برخی از مصداق‌های پرتکرار آن عبارتند از:
1. استفادۀ بدون استناد؛
2. استناد ناقص و نادرست؛
3. خوداستنادی بی‌دلیل یا خودسرقتی (انتشار و ارسال چندگانه، پراکنده‌نگاری)؛
4. انتشار به زبان دیگر بدون توجه به قوانین چگونگی استفاده (ترجمه).
1) کپی¬برداری و نقل‌قول: این مورد حداقل تحت سه حالت ممکن است:
 در نقل‌قول مستقیم علاوه بر ذکر استناد باید از علامت گیومه استفاده شود.
 بازنویسی‌ها و خلاصۀ ایده و مطالب دیگران به زبان دیگر باید منبع استناد ذکر شود. وگرنه سرقت محتوایی محسوب می‌شود.
 نقل مکرر به معنای استناد بیش از حد و تکراری به نوشته¬های دیگران است. استفاده و استناد تکراری به مطالب دیگران مصداق سرقت محتوایی است، حتا اگر منبع استناد مشخص باشد.
2) حذف منبع استناد، استناد ناقص، استناد نادرست و اشتباه (سهواً یا عمداً) نوعی سرقت محتوایی است.
3) خوداستنادی و خودسرقتی زمانی است که اثری بازنشر شود در قالب جدید، با عنوان تازه و بدون حرفی نو. این مورد حداقل تحت سه حالت ممکن است:
 پراکنده‌نگاری: داده‌های یک پژوهش در پژوهش‌های مختلف به کار گرفته شود. زمانی می‌توان داده‌های یک پژوهش را خرد کرد که بیش از 50 درصد یک مقاله معمولی اطلاعات داشته باشد.
 انتشار مجدد: اثری عینا در جایی دیگر بازنشر شود.
 ارسال مجدد: یک اثر واحد هم‌زمان برای چند مجله ارسال شود و باعث اتلاف هزینه و وقت داوران، سردبیران و مجلات شود.
4) بازنشر اثر به زبان دیگر بدون توجه به قوانین ترجمه: شامل دو حالت است:
 ترجمه و بازنشر اثر به زبان دیگر: برای مثال بازنشر مقالۀ منتشر شده در یک مجله فارسی به زبان دیگر باید هم با توافق سردبیر مجلۀ مبدا و هم مقصد باشد.
 ترجمه آثار دیگران: در انتشار ترجمۀ آثار دیگران باید دقت شود که نام نویسنده اصلی به‌طور کامل در مقالۀ ترجمه‌شده ذکر شود.
در این مرحله با سرقت محتوایی و تخلف از حقوق نسخه‌بردای یا کپی‌رایت آشنا شدید. مسیرتان را ادامه دهید.  گام بعدی آشنایی با شیوه‌های استناد به منابع اطلاعاتی است.

پرسش‌ها

1. آیا تعریف زیر درست است؟
«سرقت محتوایی تنها به استفاده عمدی از ایده‌های دیگران بدون استناد می‌گویند»
 درست
 نادرست
2. منظور از استفاده در جمله زیر، کدام‌ روش استفاده از ایده‌های دیگران است؟
«سرقت علمی به استفاده غیرعمدی یا دانسته و یا بی‌ملاحظه از کلمات، ایده‌ها، عبارات، ادعاها و یا استنادات دیگران بدون قدردانی، توضیح و استناد مناسب به آن‌ها گفته می‌شود.»
 نقل¬قول مستقیم
 خلاصه¬نویسی
 بازنویسی
 هر سه مورد
3. تعریف زیر مربوط به کدام‌ گزینه است؟
«مجموعه‌ای از حقوق و قوانین و مقررات ناظر بر تنظیم روابط بین ناشر، نویسنده، مترجم، ویراستار و سایر افراد و نهادهای درگیر در فرایند تولید، توزیع، نشر و استفاده از محتوا؛ از جمله حقوق نشر، تکثیر، توزیع، فروش، بازنویسی، بازتولید، ترجمه و غیره»
 استناددهی
 کپی¬رایت یا حقوق نسخه‌برداری
 سرقت محتوایی
 استناد
4. حقوق نسخه‌برداری کدام دسته از آثار زیر را حمایت می‌کند؟
 آثار علمی
 آثار ادبی
 آثار هنری
 هر سه گزینه
5. تکثیر یک اثر چاپی بدون اجازه ناشر اثر چه نوع تخلفی است؟
 سرقت محتوایی
 تخلف از کپی‌رایت
6. آیا جمله زیر درست است؟
«می‌توانید هر میزان دلخواه از نوشته‌های دیگران استفاده کنید. به شرطی که استناد دهید.»
 درست
 نادرست
پاسخ پرسش‌ها
1) نادرست
سرقت یا دستبرد محتوایی اقدامی غیراخلاقی و تخلف در حوزه پژوهش و نگارش است؛ عمدی یا ناعمدی بودن آن تفاوتی ندارد، به‌هرحال، سرقت محتوایی است.
2) هر سه مورد
3) کپی¬رایت یا حقوق نسخه‌برداری
4) هر سه گزینه
5) تخلف از کپی‌رایت
سرقت محتوایی نوعی استفاده غیرمجاز از محتوای دیگران در اثر شخصی یا به نام خود است. در واقع، سرقت محتوایی بیشتر در فرایند تولید محتوا رخ می‌دهد. البته سرقت محتوایی نیز نوعی تخلف از کپی‌رایت یا حقوق نسخه‌برداری است.
6) نادرست
استفاده پرتکرار، حتا به شرط استناد، سرقت محتوایی است.

بخش دوم: شیوه‌نامه‌های استناد

واضح است که مشخصات و نشانی منبع استفاده شده در یک اثر باید نوشته شود؛ طوری که دیگران بتوانند به‌راحتی به آن دسترسی یابند. به این عمل “استناد کردن” (To cite) می‌گویند. استنادکننده یک فرد یا اثری است که به منبع دیگر (یک فرد یا اثر دیگر) استناد می‌کند یا به آنها ارجاع می‌دهد. استنادشده همان فرد یا اثری است که به وی یا اثرش ارجاع می‌دهند. به منبع استناد شده، مرجع (Reference) یا منبع (Source) نیز می‌گویند. به اطلاعات کتابشناختی (Bibliographic information) یا مقاله‌شناختی/ یا اثرشناختی در انگلیسی، استناد (citation) هم می‌گویند.
مقاله، پایان‌نامه، کتاب، طرح تحقیقاتی، بروشور، بولتن، پوستر، بنر، عکس، وب‌سایت، وبلاگ یا هر منبع چاپی و الکترونیکی و غیره و حتا افراد و نهادها می‌تواند منبع استنادکننده یا استنادشده باشد.
“برای مطالعۀ  بیشتر/ further reading” اشاره به منابعی دارد که ممکن است نویسنده از آنها استفاده نکرده باشد اما برای مطالعۀ بیشتر آنها را مفید می‌داند و گاهی همراه با توصیفی مختصر است. “کتابنامه” گاهی اشاره به هر دوی آنها، یعنی منابع استفاده شده و برای مطالعۀ بیشتر دارد. برخی از نویسندگان، اطلاعات تکمیلی را تحت عنوان یادداشت/ note در پایان صفحه، فصل، کتاب، و گاه ترکیبی از آنها ذکر می‌کنند. این یادداشت‌ها اغلب ترکیبی از منابع کتابشناختی مورد استناد در متن، منابع پیشنهادی برای مطالعۀ بیشتر، و یا هر نکتۀ اضافی و مکمل متن است.
بسیاری از مصداق‌های سرقت محتوایی و پیامدهای اخلاقی و قانونی آن به کم و کیف استناد مربوط است. بر همین اساس، یکی از مهم‌ترین کارهای هر نویسنده و پژوهشگر یادگیری قوانین و مقررات مرتبط با استناد و شیوه‌نامه‌های آن است. کیفیت محتوا، زیبایی نگارش متون علمی و آموزشی، و درک و فهم آسان آنها نیز تا حد زیادی به مهارت‌های نویسنده در استفاده از متون دیگران و استناد به آنها مرتبط است.

کدام منابع را می‌توانیم ارجاع ندهیم؟

تاکید بر اهمیت استناد در نگارش علمی به این معنا نیست که هر جمله و عبارتی در هر متنی باید استناد داشته باشد. البته اصل بر این است که متن استفاده شده از دیگران باید استناد داشته باشد اما الزامی به مستندسازی همۀ جمله‌ها و عبارت‌هایی که به هنگام نگارش از ذهن و قلم‌تان می‌جوشد، به‌خصوص استناد بی‌رویه وجود ندارد.
دانش عمومی و فراگیر به استناد نیاز ندارند. مثل: آب مایع است، آب از دو مولکول هیدروژن و یک مولکول اکسیژن تشکیل شده است. سرهنگ قذافی، رئیس جمهور لیبی بوده است.
برخی از قوانین علمی، گفته‌های معروف و ضرب‌المثل‌ها استناد دقیق متنی نمی‌خواهد. مثلا در یک متن علمی و تخصصی همه می‌دانند که نظریه نسبیت را انشتین ارائه کرده است. به همین دلیل ضرورتی به ذکر نام او و منبع استناد نیست. محققان و نویسندگان باتجربه اغلب از دانش عمومی و پرتکرار حوزۀ خود و دیگر رشته‌ها اطلاع دارند. آنها به‌راحتی منبع چنین متن‌هایی را از حافظۀ خود فراخوانی می‌کنند. با این حال اگر چنین متن‌هایی عینا از جایی اخذ شده باشد باید منبع آن ذکر شود. متن زیر از اریک کندل، دانشمند عصب‌زیست‌شناس و برندۀ جایزۀ نوبل (ص. 53) نمونۀ جالبی از چنین استنادی است:
“ما از طریق مرتبط ساختن ایده‌ها با هم می‌آموزیم.” این ایده نخست توسط ارسطو ابراز شد و سپس جان لاک بسط‌اش داد. ایوان پاولف، فیزیولوژیست روسی و ادوارد ثورندایک، روان‌شناس آمریکایی مطالعات زیادی برای تعمیم این ایدۀ فلسفی در فرایند مطالعۀ یادگیری انسان و حیوان انجام دادند. شرطی‌سازی کلاسیک نخستین بار توسط پاولف کشف شد و شکلی از یادگیری است که حیوان می‌آموزد دو محرک را به هم ربط دهد.  که طی آن این فرضیه ارسطو و جان لاک که ما از طریق مرتبط ساختن ایده‌ها با هم می‌آموزیم در عصر علم جای خود را به تحقیقات تجربی سپرده است که نتایج آن می‌گوید یادگیری از طریق ارتباط دو محرک یا یک محرک و بازتاب شرطی آن انجام می‌گیرد.
پاراگراف فوق نشان می‌دهد که تمام ایده‌ها و نظریه‌ها با نام صاحب همان نظریه‌ها مستند شده است اما هیچ کدام آنها ارجاع به متنی خاص ندارد. حتا جملۀ پایانی، یعنی آخرین نظریۀ مرتبط با یادگیری را بدون ارجاع نوشته است؛ زیرا نتایج علمی فراگیری را ذکر کرده است که دنیای علم با پژوهش‌های بسیار بر آن اتفاق نظر دارد و کندل نیز احتمالا خود یکی از آنهاست. البته علت مستند کردن نظریه‌ها به نام ارسطو، پاولف و ثورندایک، جان لاک و غیره به این دلیل بوده است تا بر جریان تاریخی یک نظریۀ قدیمی تاکید کرده باشد. وگرنه خوانندگان چنین متنی می‌دانند که نظریۀ شرطی‌سازی کلاسیک از آن پاولف است و نیازی به مستند کردن آن نبود.
و یا این جمله‌ها از برایسن (ص. 471) هیچ استنادی ندارد؛ شاید تک‌تک این جمله‌ها سابقۀ تاریخی مستند، طولانی و چندصد ساله دارد اما امروزه محققان و حتا دانش‌آموزان همۀ اینها را در کسری از ثانیه زیر میکروسکوپ‌ها و یا در فیلمی مستند بارها مشاهده می‌کنند:
از یک سلول تنها آغاز می‌شود. سلول نخست از هم می‌شکافد و به دو سلول و از دو سلول به چهار سلول تبدیل می‌شود و الی آخر. فقط بعد از 47 بار تقسیم به دو شدن، دارای 10 هزار تریلیون سلول در بدن‌مان هستیم و برای آغاز زندگی در قالب یک موجود انسانی آماده‌ایم. و تک‌تک سلول‌ها می‌دانند که برای حفظ و تقویت حیات از لحظۀ زایمان تا آخرین دم چه کارهایی را باید انجام دهند.
این مثال‌ها نشان می‌دهد که استناد کردن تا حدی به محقق یا نویسنده، اهداف وی، و تسلط او بر آن حوزه، متن مورد نظر و مخاطبان نیز وابسته است. متن‌های دایره‌المعارفی معمولا بیشترین میزان استناد را دارند. از جمله به این دلیل که یکی از اهداف مقاله‌های دایره‌المعارفی مستند کردن دانش علمی و عمومی و مالکان آن افکار و اندیشه‌هاست. در عین حال دسترس‌پذیر کردن همین دانش برای مخاطبان آنها هم مطرح است. به همین دلیل مطالعۀ مدخل‌های دایره‎المعارفی و مراجعه به متن‌های ارجاع داده شده در آنها یکی از بهترین ابزارها برای بسط دانش پایه دربارۀ یک حوزۀ موضوعی است. مقاله‌های مروری و پیشینۀ پژوهش‌ها نیز چیزی شبیه مقاله‌های دایره‌المعارفی است و ارجاعات زیادی دارند. به عبارت دیگر، یکی از اهداف استناد کردن این است که خواننده در صورت نیاز و برای کسب اطلاعات بیشتر به آن مراجعه کند.
کتاب‌ها و مقاله‌های مرتبط با توصیف فرایندهای انجام یک کار، راهنماهای ابزارها و چیزهای دیگر، مقاله‌های توصیفی و حتا مقاله‌ها و کتاب‌های علمی و تخصصی دربارۀ یک موضوع با ماهیت آموزشی اغلب استنادات کمتری دارند؛ بخصوص اگر نویسندۀ آن فردی متخصص، باتجربه، مسلط و صاحب‌نظر در آن حوزه‌ها باشد. با این حال، اصل اساسی این است که حتا چنین فردی اگر از متن یا ایدۀ افرادی دیگر استفاده کرده باشد باید به آنها و آثارشان ارجاع دهد.
متن‌های درسی مورد استفاده در آموزش و پرورش الزام قانونی به استناد ندارند و این نکته در قوانین حقوقی مرتبط با حقوق نسخه‌برداری کشور نیز درج شده است. دلیل اصلی چنین استثنائی این است که استناد زیاد در چنین متن‌هایی سبب می‌شود تا روانی متن‌ها آسیب ببیند و آموزش و استفادۀ کودکان و نوجوانان با اختلال ذهنی مواجه شود. از طرف دیگر، این گونه استدلال می‌شود که همۀ نویسندگان، محققان و ناشرانی که مالک مادی و معنوی محتواها محسوب می‌شوند به نحوی به نظام آموزش عمومی بدهکارند و نمی‌توانند به هر دلیلی استفاده از منابع اطلاعاتی برای اهداف آموزش عمومی را محدود و یا منوط به استناد کنند. یعنی هدف اصلی قانو‌نگذار جلوگیری از منع استفاده از دانش و علوم و فنون برای اهداف عمومی، انسانی و آموزشی بوده است و نه تشویق دیگران به استناد نکردن و سرقت از محتوای دیگران.
با این حال، بیشتر منابع درسی آموزش و پرورش حاوی منابعی برای مطالعۀ بیشتر در پایان کتاب است. منابع آموزشی دانشگاهی نیز حاوی استناد درون‌متنی مستقیم و غیرمستقیم است. به عبارت دیگر، اهمیت اخلاقی استناد به منابع آن قدر زیاد است که نویسندگان و محققان معتبر منابع آموزشی، حتا با وجود قوانین حمایتی در این زمینه از آن استفاده نمی‌کنند تا دستاویزی برای سوء استفادۀ دیگران نباشد.
در هر حال، اصل کلی این است که مطلب استفاده شده دیگران در یک متن خاص باید ارجاع داده شود.

شیوه‌نامۀ استناد

برای استناد به منابع اطلاعاتی سبک‌های مختلفی وجود دارد که کم‌وبیش به هم شبیه‌اند. به هر کدام از سبک‌ها یا شیوه‌های مرتبط با نحوۀ استناد به منابع، شیوه‌نامۀ استناد می‌گویند. طبیعتا یک نویسنده یا محقق از یکی از آنها بر اساس ویژگی‌های متن خود استفاده می‌کند. اغلب نویسندگان بر اساس شیوه‌نامۀ ناشر یا مجلۀ مربوطه عمل می‌کنند. اصل مهم این است که یکی از این شیوه‌نامه‌ها مبنای استناد قرار گیرد و یکدستی رعایت شود.
شیوه‌نامۀ استناد اغلب بخشی از شیوه‌نامه‌های نشر است. به عبارت دیگر، شیوه‌نامه‌های نشر اشاره به بایدها و نبایدها و شیوه‌هایی دارد که برای نگارش یک متن باید مراعات شود؛ از سیاست‌ها و بایدها و نبایدهای اخلاقی، نوشتاری و ویرایشی تا سیاست‌های مربوط به صفحه‌آرایی. و غیره. برای مثال رسم‌الخط می‌تواند یکی از بخش‌های یک شیوه‌نامه نشر باشد. در هر حال، شیوۀ استناد یکی از بخش‌های اساسی بیشتر شیوه‌نامه‌های نشر است.
انتظار می‌رود یک متن علمی حاوی استناد زیاد به منابع و یافته‌های علمی دیگر باشد. به چنین متن‌هایی متن مستند هم می‌گویند؛ یعنی متنی که پشتوانه علمی و پژوهشی دارد و سنددار یا مستند است. بر همین اساس، یک محقق باید اصول و شیوه‌های استناد را نیز فرا گیرد.
شیوه‌نامه‌های استناد حاوی قواعد زیادی است که تعداد کمی از آنها پراستفاده است. بنابراین کار دشواری نخواهید داشت. حتا نویسندگان و محققان حرفه‌ای هم ممکن است همه این قواعد را در ذهن خود حاضر و آماده نداشته باشند. پس جای نگرانی نیست. کافی است با قواعد مهم‌تر استناد آشنا باشید. بقیه را در صورت نیاز و پس از اتمام نگارش با مراجعه به شیوه‌نامه‌های استناد تکمیل خواهید کرد. ویراستاران استنادی هم می‌توانند مشکل شما را حل کنند. حداقل این نکته کلیدی را فراموش نکنید: نویسنده(گان)، مترجم(ان)، عنوان کتاب یا مقاله، نام مجله و شماره آن، ناشر و شماره صفحۀ متن مورد استفاده را یادداشت کنید. حتما به آنها نیاز خواهید داشت.
دو شیوه مهم برای استناد وجود دارد: استناد درون‌متنی و استناد برون‌متنی (حری، 1381).
تفاوت اصلی در شیوه‌های استناد به منابع عمدتا شکلی است و نه محتوایی. برای یادگیری شیوۀ استناد کافی است به یک یا چند نمونه از آنها در یکی از شیوه‌نامه‌های استناد و یا حتا به اثری از یک نویسنده مطرح مراجعه شود. در صورت مواجهه با هر مشکل کافی است جستجویی ساده دربارۀ شیوه‌های استناد در اینترنت صورت پذیرد و یا یکی از منابع و راهنماهای استناد را داشته باشید.
اولین نکتۀ مهم، انتخاب تنها یک شیوۀ استناد از میان چند شیوه‌نامۀ مختلف است. سپس، درج اطلاعات مختصر منبع استناد شده در متن اصلی است. و در نهایت، نوشتن اطلاعات تکمیلی “منابع یا مراجع استفاده شده” در پایان اثر به صورت الفبایی (اغلب نام فامیل نویسنده) است.

استناد درون‌متنی

دو شیوه‌نامۀ درون‌متنی مهم:
1. شیوه‌نامۀ انجمن زبان مدرن آمریکا (ام‌ال‌ای)
استناد از نوع درون‌متنی است و برای حوزه‌های گوناگون علمی کاربرد دارد. این شیوۀ استناد به “نام، شماره صفحه” هم معروف است. زیرا اول نام فامیل نویسنده و سپس شمارۀ صفحه آن ذکر می‌شود.
2. شیوه‌نامه انجمن روان‌شناسی آمریکا (ای‌پی‌ای)
 بیشتر در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی استفاده می‌شود و به شیوه‌نامۀ نام – سال هم معروف است. زیرا ابتدا نام فامیل نویسنده و سپس سال نشر ذکر می‌شود. اگر صفحۀ مورد نظر مشخص باشد نیز ذکر می‌شود.
شیوۀ معمول و استاندارد استناد درون‌متنی این است که نام فامیل نویسنده، سال نشر (و شمارۀ صفحه در صورت مشخص بودن) در پایان متن استفاده شده و داخل پرانتز ذکر می‌شود. اما برای ایجاد تنوع، زیبایی، سهولت استفاده و دوری از تکرار برخی از اطلاعات می‌توان تغییراتی در نحوۀ استناد درون‌متنی ایجاد کرد.  مثلن اگر نام نویسنده و یا گاهی سال نشر در بخشی از همان بافت متن به صورت طبیعی و بدون پرانتز درج شده باشد لزومی به تکرار آنها نیست. بقیه اطلاعات (سال نشر و شمارۀ صفحه) را می‌توان در ادامۀ همان اسم یا متن و البته داخل پرانتز ذکر کرد (البته اگر ضرورتی داشته باشد).
نام مراجع انگلیسی را می‌توانید به فارسی یا انگلیسی در داخل متن بنویسید. اگر نام انگلیسی به حروف فارسی نوشته شده باشد بهتر است کلمۀ انگلیسی آن نیز در نخستین محل استناد در پاورقی ثبت شود.
با مشاهدۀ متن‌های مستند و پژوهشی متوجه خواهید شد که روش‌ها و شیوه‌های استناد با مهارت‌های تحلیل، استدلال، تصویرسازی و نگارش فرد گره خورده است.
در ادامه چند نمونه از استناد درون‌متنی انتخاب شده است که به شکل‌های مختلف ثبت شده‌اند. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که یک نویسنده ماهر تلاش می‌کند تا حد ممکن متن‌های دیگران را به شکلی در متن خود استفاده کند که به بافت طبیعی متن و جریان منطقی استدلال و تصویرسازی خود آسیبی وارد نکند. تسلط نویسنده بر شیوه‌های استناد نه فقط می‌تواند قدرت نگارش او را افزایش دهد بلکه درک و فهم مطلب توسط خوانندگان را نیز افزایش می‌دهد. برای مثال گاهی تلاش کند نقطۀ اشتراک و گاه تفاوت دیدگاه‌های نویسندگان گوناگون را پیدا کرده و آنها را به شیوه‌ای مستند کند که یک جمله، بی‌دلیل بارها تکرار نشود. و یا گاه دیدگاه‌های مخالف را بلافاصله بعد از نظر موافق ذکر کند. چنین راهبردهایی نشانۀ این مطلب مهم است که یک محقق و نویسنده تا چه حد می‌تواند در نگارش پیشینه‌ها دخالت کند، آنها را جمع‌بندی کند، دیدگاه‌های موافق و مخالف را روبروی هم قرار دهد، نقاط مشترک و مخالف هم را تحلیل و توصیف کند، گاهی نقل قول مستقیم کند و گاه غیرمستقیم؛ برخی از آنها را خلاصه کند و برخی را عینا بنویسد؛ گاهی به درونمایه و روح کلی دیدگاه‌ها، ایده‌های نهفته در آنها و یا حتا فقط به موضوع نوشته‌ها و ساختارها اشاره کند و گاهی آنها را نقد کند؛ برای نقد آنها از دانش و تجربۀ خودش استفاده کند و یا بر اساس نتایج پژوهش‌های دیگران چیزی را نقد کند. و همۀ اینها در درج شیوۀ معمول (نام نویسنده، سال نشر، شماره صفحه) تغییراتی کم و بیش ایجاد می‌کند.

مختصری دربارۀ شیوه‌نامه ای‌پی‌ای/ APA Style

بهترین راه برای درک و توصیف محتوای یک شیوه‌نامه، تورق چند شیوه‌نامه معروف‌تر است که نمونه آشنا و معروف آن ای‌پی‌ای است.
شیوه‌نامۀ ای‌‌پی‌ای یک “استایل یا شیوه‌نامه” و “Format/ فرمت یا قالب” نگارشی است برای منابع یا انتشارات دانشگاهی؛ مثل مقالات مجلات علمی و کتاب.
از این شیوه‌نامه عموما برای “استناد” به منابع در حوزه‌های علوم اجتماعی و رفتاری استفاده می‌شود. با این حال، در بیشتر حوزه‌های علمی می‌توان از آن بهره جست.
عنوان روی جلد کتاب شیوه‌نامۀ ای‌پی‌ای چنین است:
Publication manual of the American Psychological Association
ادعای اصلی شیوه‌نامۀ ای‌پی‌ای این است که یک راهنما/ Guide یا گایدلاین/ Guideline است. در عنوان آن نیز Manual (یا دستنامه/ راهنما) برجسته است.
اما ای‌پی‌ای به تدریج راهنماهای دیگری را متناسب با نیاز (علاوه بر استناد) تدوین کرد. از جمله:
– راهنماهای استفاده از واژگان با تاثیر فراگیر. مثل راهنمای واژگان غیرتبعیض جنسی/ Nonsexist language برای مجلات ای‌پی‌ای: که در واقع پیشنهاد جایگزین برای واژه‌هایی است که نشانۀ تبعیض جنسی است. (حوزه‌های مختلف دیگر می‌توانند متناسب با نیازشان این فهرست واژگان را مشخص کنند: مثلن فلور ایران، واژه‌های تخصصی و عمومی پزشکی، …)
– یا راهنماهای کاهش سوگیری. مثل راهنمای عملی نگارش برای: 1) سنین مختلف (مثلن برای کودکان؛ در مجلات ترویجی نیز سطح خوانایی مطالب و واژگان مرتبط با آنها مطرح است.) 2) جنسیت‌های گوناگون، 3) افراد کم‌توان، 4) مسائل نژادی و اخلاقی، 5) مشارکت در پژوهش، 6) آگاهی جنسی، 7) وضعیت اقتصادی – اجتماعی، و غیره

نمونه‌هایی از استناد درون‌متنی

این نمونه‌ها برای آشنایی با برخی از مهم‌ترین روش‌های استناد درون‌متنی است. اما دقت در آنها یا متن‌های مشابه درس‌های جالب دیگری از نظر ادبی، چکیده‌نویسی، شکلی، محتوایی، ساختاری و غیره هم خواهد داشت.
 همان‌گونه که ذکر شد شیوۀ معمول و استاندارد استناد درون‌متنی، درج نام فامیل نویسنده و سال نشر (و شمارۀ صفحه در صورت مشخص بودن) در پایان متن استفاده شده و داخل پرانتز است:
اطلاعات جریان پیام‌هاست، در حالی که دانش با جریان اطلاعات نهفته در باورها و کارهای دارنده آن ایجاد می‌شود. (نوناکا و تاکوچی، 1995، ص. 58)
اما همین استناد را به شکل‌های گوناگون دیگری هم می‌توان نوشت. مثلا:
نوناکا و تاکوچی (1995) تفاوت بین اطلاعات و دانش را به شرح زیر بیان می‌کنند:
اطلاعات جریان پیام‌هاست، در حالی که دانش با جریان اطلاعات نهفته در باورها و کارهای دارنده آن ایجاد می‌شود. (ص. 58)
 و یا:
نوناکا و تاکوچی تفاوت بین اطلاعات و دانش را به شرح زیر بیان می‌کنند:
اطلاعات جریان پیام‌هاست، در حالی که دانش با جریان اطلاعات نهفته در باورها و کارهای دارنده آن ایجاد می‌شود. (1995، ص. 58)
نام نویسنده و سال نشر را می‌توان در بافت طبیعی متن هم نوشت (همراه با پاورقی انگلیسی):
سویج  در سال 1996 پیش‌بینی کرده بود که در عصر دانش، 2٪ از شاغلان روی زمین کار خواهند کرد، 10٪ در صنعت و بقیه دانش‌کار هستند.
دو استناد به دو منبع مختلف از یک نویسندۀ واحد و با سال نشر مختلف: نام نویسنده و سال نشر در استناد اول در بافت طبیعی متن ذکر شده است. در استناد دوم از ضمیر “او” برای دراکر استفاده شد و سال نشر  به انتهای متن (و داخل پرانتز) منتقل شد.
مفهوم “دانش‌کار” را اولین بار پیتر دراکر در سال 1959 در کتاب “جامعه پساسرمایه‌داری” معرفی کرد. او استدلال کرد که دانش به عنوان منبع اساسی اقتصاد، جایگزین سرمایه، منابع طبیعی و نیروی کار می‌شود (1993).
استناد به بیش از سه نویسنده‌، و سپس استناد به مولف سازمانی؛ در عین حال، خود نویسندۀ اصلی ابتدا اشاره کرده که در جامعه دانشی زندگی می‌کنیم و سپس آن را با تعریف جامعۀ دانشی بسط داده است.
امروزه به‌طور گسترده پذیرفته‌ایم که در جامعه دانشی زندگی می‌کنیم. یعنی دانش، زیرساخت اجتماعی و اقتصادی جامعه ما شده است. به گفته بدفورد و همکاران (2015)، “جامعه دانشی، جامعه‌ای است که تمام اعضای آن به تبادل دانش در محیط کار، حوزه‌های اجتماعی، فعالیت‌های مدنی و فعالیت‌های روزمره زیست‌‌‌محیطی می‌پردازند.” جامعه دانشی بر اساس دیدگاه کمیسیون اقتصاد سازمان ملل آفریقا (2010):
[…] مبتنی بر تولید، انتشار و استفاده از دانش است؛ به‌نحوی‌که اهمیت دارایی دانشی بیشتر از دارایی¬ نیروی کار و سرمایه است و اقتصاد بر دانش، به عنوان موتور محرک رشد اقتصادی متکی است. اقتصاد دانشی اقتصادی است که دانش کسب، تولید، توزیع، و استفاده می‌شود تا به توسعه اقتصادی ختم شود (ص. 5).
منبع استناد، نویسنده حقیقی ندارد بلکه نویسندۀ حقوقی دارد:
شرکت گروه دلفی (2000) چهار جزء دانش سازمانی را به شرح زیر معرفی کرده است: (1) مغز کارکنان (2) اسناد و مدارک کاغذی، (3) اسناد و مدارک الکترونیکی (4) دانش الکترونیکی.
در دایره‌المعارف‌ها و بسیاری از منابع مرجعی که نظم الفبایی دارند شمارۀ صفحه ذکر نمی‌شود. گاهی از کلمۀ “ذیل مدخل” برای نشان دادن محل ارجاع در واژه‌نامه‌ها و سایر منابع مرجع الفبایی به جای شمارۀ صفحه استفاده می‌شود. منابع بدون نویسنده در زیر عنوان اثر مستند می‌شوند:
فرهنگ آنلاین و اصطلاحنامه مریام وبستر (2008) تعاریف مختلفی از دانش ارائه کرده‌اند.
یا
کلمه translate را انتقال (دادن)، منتقل کردن، ترجمه، انتقال و تبدیل معادل‌گذاری کرده‌اند. (باطنی، ذیل مدخل)
استناد به اثری با دو نویسنده:
از نظر داونپورت و پروساک (1998) داده‌ها رخ‌داده‌های عینی دربارۀ رویدادها بدون هیچ معنای ذاتی است.
استناد چند نفر به یک نفر (پولانی) که از منبعی ثالث نقل شده است:
پولانی در سال 1966 دانش سازمانی را به شکلی دسته‌بندی کرد که به طور گسترده پذیرفته شد. بعدها نوناکا (1991)، نوناکا و تاکوچی (1995) و نوناکا و کونو (1998) از آن اقتباس کردند. آنها دانش موجود در سازمان را “به دانش صریح که می‌توان آن را مستند کرد، و دانش ضمنی که در ذهن، فرهنگ و تجارب سازمان وجود دارد” تقسیم کرده‌اند (نقل در: راولی، 2003، ص. 434).
استناد کلی به چند محقق؛ البته  در این مورد بهتر است بگوییم استناد و ارجاع به چند نفر برای مطالعۀ بیشتر دربارۀ یک موضوع؛ گاهی شمارۀ صفحۀ نقل‌قول‌های غیرمستقیم درج نمی‌شود، مثلن به این دلیل که محل دقیق آن نامشخص است و یا نویسنده مطلب، نکته، مفهوم، نظریه، یا گاهی درون‌مایۀ یک کتاب، مقاله، بخش‌هایی از یک اثر و یا حتا چند اثر از یک یا چند نویسنده را مختصر و مفید کرده است:
بیش از یک دهه است که چهره‌های پیشرو در آموزش کتابداری دربارۀ این مسائل بحث کرده‌اند (کورال، 1998؛ برودبنت، 1997؛ آبل و اکسبرو، 2001؛ کونیگ و اسرکانتی، 2002).
سه استناد کم و بیش متفاوت به نویسنده و سال نشر:
مدیریت دانش فرصت‌های جدیدی برای کتابداران دانشگاهی فراهم می‌کند تا نقش‌های فعلی‌شان را گسترش داده و از مهارت‌های خود برای دستیابی به اهداف سازمانی استفاده کنند (هیز، 2004). اما شاهونگ (2000) معتقد است که هدف مدیریت دانش در کتابخانه، ترویج نوآوری دانشی، ایجاد روابط نزدیک‌تر در داخل و بین کتابخانه‌ها، بین کتابخانه‌ها و کاربران‌شان، و برای تقویت شبکه دانش و تسریع جریان دانش است. دراكر معتقد است مديران موفق در عصر اطلاعات و دانش تنها به دنبال دسترسي به اطلاعات نيستند (1394)
استناد به فردوسی و بیکن به نقل از منبعی دیگر:
شاعر فارسی، فردوسی، دانش و خرد را در شعر معروف خود، پایه و اساس قدرت توصیف کرد. فرانسیس بیکن به خاطر گزارۀ “دانش قدرت است” در چاپ نخست کتابش به نام “در ستایش دانش” (1592) اشتهار جهانی یافت. او افراد را بر اساس دانش‌شان تعریف می‌کرد (نقل در: اصل و رحمان‌‌سرشت، 2007).
استناد به ایده یا مطلبی واحد از چند نویسنده و در منابع مختلف. نام نویسندگان و سال نشر را به انگلیسی نیز می‌توان نوشت:
برخي از نويسندگان از اين فراتر رفته و معتقدند كه سازمان‌ها نه تنها دانش انفرادي را ساماندهي مي‌‌كنند بلكه دانش جديدي به وجود مي‌‌آورند كه ذاتاً اجتماعي است و به راحتي نمي‌‌توان آن را از بازار تهيه كرد (Kogut & Zander, 1992;  Nonaka, 1994; Zander & kogut, 1995; Kogut & Zander, 1996; Spender, 1996; Kasunoki et al, 1998; Nahapiet & Ghoshal,1998 ).

استنادهای برون‌متنی

دو شیوه‌نامۀ استناد برون‌متنی:
1. شیوه‌نامه استناد ونکوور
از نوع استناد برون‌متنی است و بیشتر در حوزه پزشکی و بهداشت از آن استفاده می‌شود.
2. شیوه‌نامه شیکاگو
شیوۀ‌نامۀ شیکاگو از نوع برون‌متنی است و برای علوم انسانی کاربرد دارد.
در شیوه برون‌متنی (مثل شیوه‌نامه ونکوور) نشانۀ ارجاع در داخل متن، عددی خواهد بود که به هر کدام از آثار مورد استناد در “فهرست منابع” پایانی اختصاص یافته است. برای سهولت ارجاع و جلوگیری از تکرار برخی از آثار بهتر است ابتدا تمام منابع مورد استفاده بر اساس الفبا مرتب و سپس شماره‌گذاری شود. بالطبع نشانۀ ارجاع در داخل متن، همین اعداد خواهد بود. نشانۀ ارجاع در داخل متن، ترتیب عددی نخواهد داشت. بلکه همان عددی است که به ترتیب الفبا در کتابشناسی پایان اثر ذکر شده است.
مانند:
اطلاعات نقش مهمی در پیشرفت هر سازمان دارد. (1) همه سازمان‌ها برای مدیریت اطلاعات سازمانی از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات استفاده گسترده‌ای می‌کنند. (2) فناوری اطلاعات و ارتباطات اشاره به مجموعه‌ای از فناوری‌ها دارد که به گونه‌ای با اطلاعات و ذخیره و پردازش آن سر و کار دارند. (1) فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی از جمله زیرساخت‌های اصلی مدیریت دانش در سازمان‌ها نیز محسوب می‌شود. (3) بهتر است به این نکته نیز اشاره شود که “فناوری اطلاعات” و “فناوری ارتباطات” دو حوزۀ فنی مستقل از هم محسوب می‌شوند. (1) اما چنان در مراحل گوناگون مرتبط با تولید، ذخیره، و پردازش، و انتقال اطلاعات به طور مشترک استفاده می‌شوند و کاربردشان در هم تنیده شده‌ است که اغلب با نام فناوا/ آس‌سی‌تی  در کنار هم دیده می‌شوند. (2) برخی از دانشمندان برای نشان دادن این درهم‌تنیدگی از اصطلاح “ازدواج” این دو حوزه استفاده کرده‌اند. (4)
نکته: اطلاعات کامل کتابشناختی منابع استفاده شده بهتر است با نام “کتابنامه” یا “فهرست منابع” فقط در پایان کتاب آورده شود. معادل برخی از واژه‌ها یا یادداشت‌ها ‌را می‌توان به صورت پاورقی یا پانویس (footnote) در پایین هر صفحه ذکر کرد. شمارۀ ارجاع پاورقی‌ها در متن و پاورقی بهتر است از اعداد عربی استفاده شود. برای تفکیک شماره ارجاع پاورقی از فهرست منابع بهتر است اعداد پاورقی بالانویس باشد و اعداد فهرست منابع، هم‌کرسی با متن و داخل پرانتز باشد. (مثل نمونۀ قبل)

خلاصه چند نکته کلی دربارۀ به شيوه استناد ونكوور

 در اين روش به هر منبع يك عدد واحد اختصاص مي¬يابد.
 عدد مربوط به هر منبع در داخل متن و فهرست منابع عینا تکرار می‌شود:
o در متن: عدد ارجاع در پايان جملۀ استفاده شده از یک منبع و در داخل پرانتز نوشته می¬شود. عدد مرتبط با هر منبع، به ترتيب استفاده يا حضور آن‌ها در متن است.
o در فهرست منابع: مشخصات كامل منبع در فهرست منابع در پایان متن می‌آید. ترتیب نوشتن اطلاعات کتابشناختی و علائم نقطه¬گذاری برحسب نوع منبع (كتاب، مقاله، پایان‌نامه و…) متفاوت خواهد بود.
 در صورت استفاده از متنی واحد یا متفاوت از یک منبع واحد در بخش‌های مختلف یک متن باید همان عدد نخست در همه جا تکرار شود.
 وقتي در بخشي از متن به چند منبع (با شماره‌های متوالي و پشت سر هم) استناد شود، از خط فاصله (-) بین اولين و آخرين عدد استفاده می¬شود مثل: (8-3) یعنی منبع 3 تا 8.
 وقتي در بخشي از متن به منابعی استناد شود كه شماره‌های آن‌ها پشت سرهم نباشد) بين شماره‌ها نشانۀ ويرگول قرار می¬گیرد مثل: (8، 7، 6، 2) يا (10، 7 و 5-2).
نحوۀ درج مشخصات منابع مورداستفاده در فهرست منابع:
o نکته: ترتیب نوشتن اطلاعات کتابشناختی و علائم نقطه¬گذاري بر اساس نوع منبع (كتاب، مقاله، پایان‌نامه و…) متفاوت است.
کتاب
نام نویسنده: حیدر علی،هومن
عنوان کتاب: راهنمای عملی پژوهش کیفی
محل نشر: تهران
ناشر: سمت
سال انتشار: 1385
شیوه استناد به کتاب:
نام خانوادگي نويسنده (فاصله) نام كوچك. عنوان کتاب. محل نشر: نام ناشر، سال انتشار.
3) هومن حیدرعلی. راهنمای عملی پژوهش کیفی. تهران: سمت، 1385.
نکته: برای استناد به منابع انگلیسی، فقط حرف اول نام کوچک ذکر شود مثل:
3) Melick J. Medical Microbiology. New York: Mosby; 2002.
مقاله مجله
نام نویسنده: شعبان حیدری، صمد ایزدی، ابراهیم صالحی عمران
عنوان مقاله: شناسایی، تدوین و اعتبار یابی شاخص‌های آموزش و یادگیری در رتبه‌بندی دانشگاه‌ها
نام مجله: پژوهش در یادگیری آموزشگاهی و مجازی
سال انتشار: 1396
دوره مجله: 5
شماره مجله: 2
شماره صفحه: 47-56
نام نویسنده یا نویسندگان. عنوان مقاله. عنوان مجله سال انتشار؛ دوره (شماره): شماره صفحات.
4) حیدری شعبان، ایزدی صمد، صالحی ابراهیم. شناسایی، تدوین و اعتباریابی شاخص‌های آموزش و یادگیری در رتبه‌بندی دانشگاه‌ها. پژوهش در یادگیری آموزشگاهی و مجازی 1396؛ 5(2): 47-56.
نکته: برای استناد به منابع انگلیسی، فقط حرف اول نام کوچک ذکر می¬شود مثل:
4) Rose M, Huerbin M, Melick J. Regulation of interstitial excitatory amino acid concentrations after cortical contusion injury. Brain Res 2002; 2(4): 40-52.
مقاله همایش
نام نویسنده: رقیه هاشمی نژاد
عنوان مقاله: بررسی روش‌های خشک‌کردن گیاه رزماری و جداسازی روغن‌های ضروری از این گیاه
نام همایش: همایش سراسری گیاهان دارویی
تاریخ برگزاری همایش: 5 الی 8 شهریور 1391
محل برگزاری همایش: یاسوج، ایران
نام نویسنده یا نویسندگان. عنوان مقاله. عنوان همایش، تاریخ برگزاری همایش، محل برگزاری همایش.
5) هاشمی‌نژاد رقیه. بررسی روش‌های خشک‌کردن گیاه رزماری و جداسازی روغن‌های ضروری از این گیاه. همایش سراسری گیاهان دارویی، 5 الی 8 شهریور 1391، یاسوج، ایران.
5) Talaei S, Sheibani V, Salami M. Interaction of light deprivation and melatonin on LTP induction in Ca1 area of rat’s hippocampus. 18th Congress of Physiology and Pharmacology, 2007 Aug 26-30, Mashhad, Iran.
پایان‌نامه
نام نویسنده: امید ابتهاج
عنوان پایان‌نامه: بررسی ظرفیت‌های یادگیری الکترونیکی در نظام آموزش پزشکی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
نام شهر: شیراز
نام دانشگاه: دانشگاه شیراز
سال: 1388
نام نویسنده. عنوان پایان‌نامه. مقطع تحصیلی. شهر. نام دانشگاه، سال.
6) ابتهاج امید. بررسی ظرفیت‌های یادگیری الکترونیکی در نظام آموزش پزشکی. کارشناسی ارشد. شیراز، دانشگاه شیراز، 1388.
6) Eftekhari Yazdi P. Comparison of fragment removal and co-culture with vero cell mono-layers development of human fragmented embryos [Thesis]. Tehran. Tarbiat Modarres University, 2004.
مطلب اینترنتی
نام نویسنده: وجیهه عرب‌‌شاهی
عنوان مطلب: افراد چاق چهار برابر بیشتر به کبد چرب مبتلا می‌شوند
تاریخ انتشار یا تاریخ دسترسی: 20 دی 1396
آدرس سایت:
http://kaums.ac.ir/Default.aspx?PageID=460&NewsID=8338
نام نویسنده.  عنوان مطلب. تاریخ انتشار یا تاریخ دسترسی. آدرس سایت
7) عرب‌‌شاهی وجیهه. افراد چاق چهار برابر بیشتر به کبد چرب مبتلا می‌شوند. 20 دی 1396 قابل‌دسترس در: http://kaums.ac.ir/Default.aspx?PageID=460&NewsID=8338

خلاصۀ چند اصل کلی استناد در ای‌پی‌ای (APA)

 هم داخل متن و هم در فهرست منابع به منبع مربوطه اشاره‌ می¬شود:
o در متن: در پايان جمله يا جملات استفاده شده از یک منبع، نام خانوادگی نویسنده/گان همراه با سال انتشار منبع در داخل پرانتز بیان می¬شود مثل:   (بتولی، 1397)
o فهرست منابع: مشخصات كامل همان منبع درفهرست منابع می¬آید. ترتیب نوشتن اطلاعات کتابشناختی و علائم نقطه¬گذاری بر اساس نوع منبع (كتاب، مقاله، پایان‌نامه و…) متفاوت است.
 اشتناد به چند منبع در بخشي از متن بدین شکل است که نام خانوادگی و سال انتشار منابع با نقطه‌ویرگول از هم جدا می¬شود مثل:
(بتولی، 1397؛ محسنی، 1392؛ کیانی، 1380)

نحوۀ درج مشخصات منابع در فهرست منابع:

o نکته: ترتیب اطلاعات کتابشناختی و علائم نقطه¬گذاری بر اساس نوع منبع (كتاب، مقاله، پایان‌نامه و…) متفاوت است
کتاب
نام نویسنده: حیدر علی هومن
عنوان کتاب: راهنمای عملی پژوهش کیفی
محل نشر: تهران
ناشر: سمت
سال انتشار: 1385
شیوه استناد به کتاب:
نام خانوادگي نويسنده، نام كوچك (سال انتشار). عنوان کتاب. محل نشر: نام ناشر.
هومن حیدرعلی. (1385). راهنمای عملی پژوهش کیفی. تهران: سمت.
نکته (برای همه منابع): بین نام خانوادگی و نام کوچک هر نویسنده ویرگول و بعد از نام کوچک هر نویسنده از نقطه¬ویرگول استفاده می¬شود؛ مثل: بتولی، زهرا؛ کیانی، حمید.
نکته: برای استناد به منابع انگلیسی، فقط حرف اول نام کوچک ذکر می¬شود.
مقاله مجله
نام نویسنده: شعبان حیدری، صمد ایزدی، ابراهیم صالحی عمران
عنوان مقاله: شناسایی، تدوین و اعتباریابی شاخص‌های آموزش و یادگیری در رتبه‌بندی دانشگاه‌ها
نام مجله: پژوهش در یادگیری آموزشگاهی و مجازی
سال انتشار: 1396
دوره مجله: 5
شماره مجله: 2
شماره صفحه: 47-56
نام خانوادگي نويسنده، نام كوچك (سال انتشار). عنوان مقاله. عنوان مجله، دوره (شماره)، شماره صفحات.
حیدری، شعبان؛ ایزدی، صمد و صالحی¬عمران، ابراهیم (1396). شناسایی، تدوین و اعتباریابی شاخص‌های آموزش و یادگیری در رتبه‌بندی دانشگاه‌ها. پژوهش در یادگیری آموزشگاهی و مجازی، 5(2)، 47-56.
مقاله همایش
نام نویسنده: رقیه هاشمی نژاد
عنوان مقاله: بررسی روش‌های خشک‌کردن گیاه رزماری و جداسازی روغن‌های ضروری از این گیاه
نام همایش: همایش سراسری گیاهان دارویی
تاریخ برگزاری همایش: 5 الی 8 شهریور 1391
محل برگزاری همایش: یاسوج، ایران
نام خانوادگي نويسنده، نام كوچك (سال انتشار). عنوان مقاله. عنوان همایش، محل برگزاری همایش.
هاشمی‌نژاد، رقیه. (1391). بررسی روش‌های خشک‌کردن گیاه رزماری و جداسازی روغن‌های ضروری از این گیاه. همایش سراسری گیاهان دارویی، یاسوج، ایران.
پایان‌نامه
نام نویسنده: امید ابتهاج
عنوان پایان‌نامه: بررسی ظرفیت‌های یادگیری الکترونیکی در نظام آموزش پزشکی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
نام شهر: شیراز
نام دانشگاه: دانشگاه شیراز
سال: 1388
نام خانوادگي نويسنده، نام كوچك (سال انتشار). عنوان پایان‌نامه. مقطع تحصیلی. نام دانشگاه، نام شهر و کشور.
ابتهاج امید (1388). بررسی ظرفیت‌های یادگیری الکترونیکی در نظام آموزش پزشکی. کارشناسی ارشد. دانشگاه شیراز، ایران.
تبریک می‌گویم. مرحله ششم را با موفقیت پشت سر گذاشتید. مسیرتان را ادامه دهید و وارد مرحله هفتم شوید.

پرسش‌ها

1. 1. کدام‌ گزینه نیاز به استناد ندارد؟
 ایده و نظر خود فرد که قبلاً منتشر نشده است.
 ایده یا مطلبی که بخشی از اطلاعات عمومی باشد.
 هر دو مورد
2. معمولاً در حوزه علوم پزشکی از کدام‌ سبک استناد استفاده می‌شود؟
 ونکوور
 هاروارد
 ای.پی. ای
 شیکاگو
3. کدام‌ گزینه دربارۀ سبک استناد ونکوور درست نیست؟
 به هر منبع، عددي اختصاص می¬یابد. در استناد بعدی به همان منبع بايد همین عدد درج شود.
 نیاز به استناد در داخل متن ندارد. تنها کافی است اطلاعات منابع در فهرست منابع ذکر شود.
 درج مشخصات کامل منبع در فهرست منابع بر اساس نوع منبع متفاوت است.
4. کدام گزینه دربارۀ سبک استناد APA درست نیست؟
 در اين روش به هر منبع، يك عدد اختصاص داده می¬شود.
 در پايان جمله يا جملات مرتبط با  یک منبع خاص، نام خانوادگی نویسنده همراه با سال انتشار منبع در پرانتز می¬آید.
 در داخل متن و فهرست منابع به منابع مورد استفاده اشاره‌ می¬شود.
 درج مشخصات کامل منبع در فهرست منابع بر اساس نوع منبع متفاوت است.
5. هنگام استناد به کتاب، ذکر کدام اطلاعات ضروری نیست؟
 عنوان کتاب
 قیمت کتاب
 نویسنده کتاب
 نام ناشر، محل نشر و سال انتشار
6. «اندیشه نوآوران» در استناد زیر چه نوع اطلاعات کتابشناختی است؟
محسن منش فرید (1395). مدیریت استرس شغلی. تهران: اندیشه نوآوران.
 نام ناشر
 عنوان کتاب
 نام مجله
 عنوان مقاله
7. هنگام استناد به مقاله مجله، ذکر کدام اطلاعات ضروری نیست؟
 عنوان مقاله
 عنوان مجله، دوره و شماره مجله
 نویسنده مقاله
 نام ناشر و محل نشر
8. «سلامت کار ایران» در استناد زیر مربوط به کدام‌ اطلاعات کتابشناختی مقاله است؟
خوئيني‌ها سعید، خاتوني محمد، ملاحسني محمد. بررسي استرس شغلي و عوامل مرتبط با آن در حسابداران دانشگاه علوم پزشكي قزوين. سلامت كار ايران 1390؛ 8 (2)؛ 66-76.
 نام مجله
 عنوان مقاله
 نام ناشر
 عنوان کتاب
9. هنگام استناد به مقاله همایش، ذکر کدام اطلاعات ضروری نیست؟
 عنوان همایش
 عنوان مجله، دوره و شماره مجله
 نویسنده مقاله
 محل و تاریخ برگزاری همایش
10. «یاسوج» در استناد زیر به کدام‌ اطلاعات کتابشناختی مقاله همایش مربوط است؟
هاشمی‌نژاد رقیه. بررسی روش‌های خشک‌کردن گیاه رزماری و جداسازی روغن‌های ضروری از این گیاه. همایش سراسری گیاهان دارویی. 5 الی 8 شهریور 1391، یاسوج، ایران.
 نام ناشر
 محل انتشار
 محل برگزاری همایش
11. هنگام استناد به پایان‌نامه، ذکر کدام‌ اطلاعات ضروری نیست؟
 مقطع تحصیلی
 نام دانشگاه
 نویسنده
 نام ناشر
12. «دانشگاه شیراز» در استناد زیر، کدام‌ اطلاعات کتابشناختی کتاب است؟
ابتهاج امید (1388) بررسی ظرفیت‌های یادگیری الکترونیکی در نظام آموزش پزشکی. کارشناسی ارشد. دانشگاه شیراز، ایران.
 نام ناشر
 محل انتشار
 محل تحصیل دانشجوی صاحب پایان‌نامه
13. هنگام استناد به یک مطلب اینترنتی، ذکر کدام‌ اطلاعات ضروری نیست؟
 تاریخ انتشار یا دسترسی به مطلب
 عنوان مطلب
 نویسنده
 نام ناشر

پاسخ پرسش‌ها

1) هر دو مورد
2) ونکوور
3) معمولاً در علوم پزشکی از سبک استناد ونکوور استفاده می‌شود که از نوع شمارشی است.
4) در پايان جمله يا جملات نقل شده از یک منبع در سبک APA، نام خانوادگی نویسنده همراه با سال انتشار منبع داخل پرانتز می¬آید.
5) قیمت کتاب
6) نام ناشر
7) نام ناشر و محل نشر
8) نام مجله
9) عنوان مجله، دوره و شماره مجله
10) محل برگزاری همایش
11) نام ناشر
12) محل تحصیل دانشجوی صاحب پایان‌نامه
13) نام ناشر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط با نویسنده