قصهدرمانی و کتابدرمانی: حال خوب با یار خوب
- نویسنده: اعظم رفیعی و مریم صراف زاده
فهرست مطالب...
- قصهدرمانی موضوع اصلی این نوشته است که در کتابدرمانی بسیار مطرح است. در کتابدرمانی و نیز قصهدرمانی از کتابهای مناسب برای اهداف درمان گروهی یا خودخوانی استفاده میشود؛ کاری که اعظم رفیعی و مریم صرافزاده در کتاب کتابدرمانی انجام دادند. آنها پس از طرح کلیات و برخی از مسائل نظری کتابدرمانی، قصهدرمانی و غیره کتابهای مناسب پیشنهادی خود را بر اساس مشکلات رفتاری مرتب کردند. مثل کتابدرمانی و طلاق یا کتابدرمانی و درمان خجالت که نمونه آن را در همین نوشته میبینید. در ادامه بخش قصهخوانی و مقدمه مولف بر کتابشان را برای آشنایی با رویکرد نویسندگان و محتوای اثر خواهید خواند.
قصهدرمانی
ما بهترین داستانها را از طریق قرآن بر تو بازگو میکنیم؛ و مسلماً پیش ازاین، از آن خبر نداشتی!
«سوره یوسف، آیه 3»
داستانها و قصهها در طول تاریخ بشریت برای اهداف آموزشی، اخلاقی و رشدی کاربرد داشتهاند، بهگونهای که یکی از رویکردهای مهم کتابهای دینی مثل انجیل و قرآن برای آموزش شیوه درست زندگی و کشف حقایق استفاده از استعارهها، روایتها و قصههای اقوام مختلف بوده است.
داستانها مجموعهاى از پرارزشترین محصولات زندگی انسان، یعنی تجربهها هستند. امام على (ع) در نهجالبلاغه نامه 31 خطاب به فرزند برومندش امام حسن (ع) چنین مىگوید: «فرزندم! من هر چند عمر پیشینیان را یک جا نداشتهام، ولى در اعمال آنها نظر افکندم، در اخبارشان اندیشه نمودم و در آثارشان به سیر و سیاحت پرداختم، آن چنان که گویى همچون یکى از آنها شدم، بلکه گویى من به خاطر آنچه از تجربیات تاریخ آنان دریافتهام با اولین و آخرین آنها عمر کردهام».
از سویی، داستان جاذبه مخصوصى دارد و انسان در تمام ادوار عمر خود از سن کودکى تا پیرى تحت تاثیر این جاذبه فوق العاده است به همین جهت قسمت مهمى از ادبیات جهان، و بخش بزرگى از آثار نویسندگان، را داستان تشکیل مىدهد. بهترین آثار شعرا و نویسندگان بزرگ اعم از فارسى زبان و غیر آنها، داستانهاى آنها است، گلستان سعدى، شاهنامه فردوسى، خمسه نظامى و آثار جذاب نویسندگان معاصر، همچنین آثار هیجانآفرین ویکتور هوگوی فرانسوى، شکسپیر انگلیسى، و گوته آلمانى، همه به صورت داستان عرضه شده است.
داستان چه به صورت نظم باشد یا نثر و یا در شکل نمایشنامه و فیلم عرضه شود، اثرى در خواننده و بیننده مىگذارد که استدلالات عقلى هرگز قادر به چنان تاثیری نیست. دلیلاین موضوع شاید آن باشد که بیشتر انسانها قبل از آنکه، عقلى باشند حسىاند و بیش از آنچه به مسائل فکرى بیاندیشند در مسائل حسى غوطهوراند. مسائل مختلف زندگى هراندازه برایشان از میدان حس دور مىشوند و جنبه عقلانى به خود مىگیرند، سنگینتر و دیر هضمتر مىشوند. ازاینرو مىبینیم همیشه براى جا افتادن استدلالات عقلى از مثالهاى حسى استمداد مىشود و گاهى ذکر یک مثال مناسب و بجا تاثیر استدلال را چندین برابر مىکند. به باور امانوئل کانت، برای اذهان غیرمنطقی استدلالها شبیه مارهیاند. هرچند هم منطقی باشند باز هم ممکن است از چنگ ضعیف بگریزند مگر اینکه به کمک تصویر ذهنی و تمثیل در ذهن جایگزین شوند. داستان و قصه براى همه افراد قابل فهم و درک است، بر خلاف استدلالات عقلى که همه در آن یکسان نیستند.
داستانگویی یکی از کارکردهای روانشناختی پایه است. همه افراد تجربههایشان را به شکلی از قصهها سازمان میدهند تا به این ترتیب به رویدادها معنی داده و در خصوص موقعیتهایی که پیش خواهد آمد، پیشبینی کرده و فعالیتهایشان را هدایت کنند. بنابراین قصههای شخصی بخشی از قصه مشترک زندگی انسان، در یک بافت فرهنگی تلقی میشوند، از این رو رواندرمانگران از این قصهها به عنوان روش مفید در کارهای بالینی استفاده میکنند (لمبرت ، 2013).
تاریخچه قصهدرمانی
قدمت قصهها و افسانهها به قدمت تاریخ بشر بازمیگردد، به گونهای که بشر زندگی خود را در چارچوب قصهها به تصویر کشیده است و قصهها نیز زندگی بشر را شکل داده، دگرگون ساخته و متحول نمودهاند. قصهها بازنمایی ما از خودمان و تجربههایمان است. ابنبطلان در کتاب تقویم الصحه نقل میکند که در برخی بیمارستانها، از قصه برای تجدید روحیه و سرگرمی بیماران و گاه خواب کردن افراد مبتلا به بیخوابی استفاده میکردند. همچنین در اسناد تاریخی آمده است که در بیمارستان جندی شاپور اهواز، پرستاران برای مداوای مشکلات خواب، تسکین، ناراحتیهای عصبی و مهار اضطراب بیماران، برایشان قصه میگفتند (جزینی، 1391).
افلاطون از نخستین اندیشمندانی است که به نقش تربیتی قصه پی برده و در بخشی از کتاب معروف «جمهوریت» این چنین به بیان اهمیت قصه برای کودکان میپردازد: باید پرستاران و مادران را وادار کنیم که فقط حکایتهایی را که پذیرفتهایم برای کودکان نقل کنند و متوجه باشند پرورشی که روح اطفال به وسیله حکایات پیدا میکند به مراتب بیش از تربیتی است که جسم آنان به وسیله ورزش پیدا میکند (رحماندوست، 1381).
علاقه درمانگران به استفاده از قصهگویی با کار ریچارد گاردنر در سال 1971 شروع شد. وی از فن قصهگویی متقابل در رواندرمانی کودک استفاده کرد. در این فن از درمانجو خواسته میشود داستانی دارای آغاز، میانه و پایان بگوید. سپس درمانگر موضوعات روان تحلیلگرانه مرتبط با مسائل درمانجو را انتخاب میکند و در داستانی مشابه داستان او به کار میبرد و آن را بیان میکند. در این داستان، درمانگر راه حلهای سالمتر و بالغانهتری را برای رویارویی با مشکلات ارائه میکند (گرین ، 2004).
قصهدرمانی با مفروضههای پست مدرنیسم یا فرانوگرایی همخوانی دارد. پست مدرنیسم از این عقیده حمایت میکند که هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد، بلکه به نظر و دیدگاه ما بستگی دارد. در دنیای پستمدرن قصه و داستان فضای آزادی، برای عمل کردن به حساب میآیند؛ به همان سادگی که داستان فرصتی برای ابتکار عمل دوباره فراهم میآورد قصهگو نکاتی را در مییابد که در تجربههای شخصی او، در پیوند داستانش با داستانهای دیگران و نیز در پیوند داستانش با داستانهای بزرگتری از فرهنگ و انسانیت ریشه دارد. به همین دلیل است که رویکردهای داستانی به رواندرمانی براین تأکید دارند که قصهها در چگونگی رفتار و واقعیتهای ما نقش مؤثری ایفا میکنند. قصهها به ما راه حلهایی ارائه میکنند که غیر منتظره و شگفت انگیزند و در عین حال شدنی و مثبت هستند. قصهها به ما امکان میدهند تا از قفس تعارضهایمان رهایی پیدا کنیم (کاواریو ، 2014).
قصهدرمانگران به جای نظریههای شخصیت و آسیبشناسی روانی، ما را ترغیب میکنند که به قصهها متکی باشیم. قصهدرمانگران میتوانند به ما کمک کنند درباره این که کی هستیم، کی بودهایم و چه میتوانیم باشیم، معانی و تعبیرهای جدید ابداع کنیم. از این نظر آسیبشناسی روانی نمونهای از قصههای زندگی است که از مسیر اصلی خارج شده است و رواندرمانی تمرینی برای ترمیم و بازسازی قصه زندگی تلقی میشود (هیلت ، 2016).
در اینجا دو کتاب که در آن به نقش داستان در بهبود بیمار روحی میتوان استناد کرد، اشاره میکنیم: کتاب «هـزار و یک شب» و کتاب «سلیم جواهری».
هزار و یک شب، داستان درمان شهریاری است که در پی خیانت همسرش دچار بدبینی بیش از اندازه میشود؛ بهطوريکه «هرشب باکرهاي را به زنی آورده، بامدادانش همیکشت. تا سه سال، حال بدین منوال گذشت. مردم به ستوه آمده دختران خود برداشته هر یک به سویی رفتند و در شهر دختري نماند. وزیر، دختر دیگری براي شهریار پیدا نکرد و چون ناامید شد دخترش به او گفت: مرا به ملک، کابین کن یا من نیز کشته شوم و یا زنده مانم و بلا از دختران مردم بگردانم». شهرزاد به شیوه قصهگویی، شهریار را سرگرم میکرد. او هر شب، قصه را در جایی متوقف میکرد تا پادشاه شیفته شنیدن ادامه قصه شود و کشتن او را به روز دیگر بیندازد. شهرزاد با گفتن داستانهایی از خیانت زنان و مردان به شاه یادآوری میکرد که افراد دیگري نیز دچار این مشکل شدهاند و به آنها خیانت شده است و خیانتکاران نتیجه خیانت خود را دیدهاند. او در همه داستانها بـا عبارت مثبت «اي ملک جوان بخت» شاه را خطاب میکرد. شهرزاد بـه ارزش و قدرت واژگان، آگاهی داشت. شهرزاد با این شیوه، شاه را افسون افسانه پردازيهای خود کرده و او را شیفته شنیدن میسازد؛ تا آن که در شب چهارصد و یکم، داستانی در مورد پاکدامنی و عفاف زنی تعریف میکند و به این شیوه میگوید که همه زنان، خیانتکار نیستند و شاه را با یک روش منسجم و منظم درمان میکند.
در داستان سلیم جواهری، سلیم جواهری در نقش یک رواندرمانگر با گفتن قصه حجاج یوسف را درمان میکند. داستان سلیم جواهری نمونهای از قصه درمانی است. سلیم جواهری که با همسرش زندگی میکند، پدر خویش را از دست میدهد و به بیچارگی میافتد. به ناچار از نزد همسر و خانه مهاجرت کرده و ابتدا به حج میرود. سپس به دست رومیان اسیر میشود. پس از مدتها سرگردانی در جزیره گاو دریایی، جزیره بوزینهها و جزیره دوالپایان به سرزمین پریان میرسد. از غار دیو آدمخوار جان به سلامت در میبرد و به دیار خود بازمیگردد؛ ولی حجاج یوسف او را به زندان میافکند. حجاج یوسف سلیم را وادار میکند تا قصهای بگوید که هم حجاج را بخنداند و هم او را به گریه وادارد. چرا که درمان بیماری حجاج در گرو شنیدن چنین قصهای است. اگر سلیم نتواند چنین قصهای بگوید ناگزیر اعدام میشود.
کارکردهای قصهدرمانی
در زبان انگلیسی، «متافور» به استعاره، قصههای کوتاه و حکایتها اطلاق میشود. در واقع قصهها، داستانهای آموزشیاند که به صورت غیر مستقیم، اما بسیار با قدرت، معانی متفاوتی را برای بازسازی تجارب فرد و ارائه نگاهی نو از چشماندازی غیر منتظره یا غیر عادی ارائه میکنند. داستانها در عملیات گفتاری درمان، میتوانند نقش مهمی ایفا کنند. یکی از جنبههای بسیار مهم داسـتان کـه آن را بـه ابـزاری قدرتمنـد بـرای رواندرمانگری مبدل میسازد، این است که داستان به مشاور و درمانگراین امکان را میدهد تا مفاهیم پیچیده و غامض را که توضیح و تبیین آن برای افراد بسیار دشوار مینماید، به شکل کاملا عینی و ساده بازآفرینی کند. داستان و حکایت به دلیل جذابیت ذاتی خود به شکلهای گوناگون با خواننده ارتباط برقرار میکند. برخی از کارکردهای داستان عبارتاند از:
تغییر خلق و یا افزایش سطح انرژی فرد یا گروه؛
نشان دادن یک رفتار یا نگرش از زوایای گوناگون؛
آموختن نکات مهم به طور غیر مستقیم؛
نشان دادناین که هر مسئله یـا مشکل، منحصر به فرد و جدید نبوده، بلکه همـواره بـه نوعی وجود داشـته است؛
تقویت خلاقیت ذهنی؛
تشویق بـه بحث و مناظره؛
ایجاد رابطه بین گذشته، حال و آینده؛
پرورش مهارت تصویرسازی ذهنی؛
سادهسازیایدههای پیچیده (سلیمی، 1389).
در هر داستان، ماجرایی پیگیری میشود که نقاط مجهولی دارد و میتواند حس کنجکاوی را برانگیزد؛
پشت سر هم بودن و پیوستگی منطقی صحنههای قصه، فرد را سرگرم میکند و به ذهن او نظم منطقی میدهد؛
فرد به کمک قوه تخیل، خود را جایگزین یکی از شخصیتهای قصه میکند و به این ترتیب شادمانی و لذت را نصیب خود میسازد؛
با خواندن قصه و بازگویی آن نیروی بیان و تکلم فرد بخصوص کودکان رشد مییابد و گنجینه لغات و اطلاعات و غنی میشود؛
فرد از طریق قصههای مناسب با مشکلات و مسائل زندگی آشنا میشود و مهارتهای اجتماعی بیشتری به دست میآورد (شعبانی، 1380).
ویژگیهاي یک قصه خوب
زمانی که کودک یک قصه را میخواند، خود را جای قهرمان قصه میگذارد بنابراین یکی از ویژگیهای قصه باید این باشد که قهرمان قصه، خواه انسان، خواه پری یا حیوان به تنهایی از شایستگی لازم برای عبور از موانع زندگی برخوردار باشند.
حوادث قصه بایستی با یکدیگر مرتبط باشند و در مخاطب صورتهای ذهنی قوی ایجاد کنند. زبان قصه باید ساده باشد تا کودک قادر به فهم و تقلید از آن گردد. از آنجا که کودکان بیشتر به محسوسات توجه دارند تمام قصه میبایست درباره امور و مسائل محسوس باشد نه امور معقول و معنوی که از تصور آنها به دور است. قصه باید قادر باشد خاطرهها، افکار، اطلاعات و تجربههای مفید را به کودکان الهام کند و تجربههای تازهای در اختیار آنها قرار دهد و سرانجام این که قصه باید رنگ عاطفی داشته باشد و هیجانهای متعددی را در شنونده برانگیزاند (شعارینژاد، 1387).
فنون قصهدرمانی
برای استفاده از روش قصهدرمانی فنون متنوعی وجود دارد. یوسفی لویه و همکاران (1387) به برخی از آنها اشاره میکنند:
ایجاد تغییرات زبانی- نمادی
به این صورت است، که ابتدا از کودک خواسته میشود قصهای که آغاز، میانه و پایان داشته باشد بنویسد، سپس به گفتگو درباره احساسات و افکار قهرمان قصه هنگام استفاده از این نمادها پرداخته میشود و سپس از کودک خواسته میشود احساسها و افکار خود را هنگام استفاده از این نمادها بازگو کند. گام سوم، تلاش برای معنیسازی جدید با استفاده از ادبیات سازنده و مثبت است، به این صورت که از کودک خواسته میشود قصهای را با تغییر واژهها و جملهها بنویسد یا واژهها و جملههایی را که بار منفی دارند، تغییر دهد.
تغییر قصه زندگی خود
به این صورت که میتوان از کودک خواست، تا قصهای درباره زندگی خودشان بنویسند. قصهای که بیانگر تجربهها و احساسات و افکار و شیوههای زندگی خودشان باشد و پس از ارائه قصه توسط کودک، از او خواسته میشود، قصه جدیدی را با نقش تازهای بنویسد. نقشی که نشانگر رویارویی موثر او با موضوعات زندگی روزمرهاش باشد.
بازی نوشتنِ قصه دو جانبه
دراین شیوه درمانگر، قصهای را نیمه تمام ارائه میکند و از کودک میخواهد آن را تکمیل کند. یا قصه را شروع میکند و تکمیل بخشهایی از آن را به کودک واگذار میکند.
فن شخصیت خلاق
دراین فن از کودک خواسته میشود، چند شخصیت یا عنصری را که میخواهد در قصهاش استفاده کند، ابتدا نوشته و یک شخصیت عاقل را نیز در نظر بگیرد. سپس از او میخواهد قصهای را با استفاده از آن عناصر بنویسد. به طوری که این شخصیت عاقل بتواند افکار و احساسات شخصیتهای دیگر را بخواند.
موجزگویی
دراین فن، قصهگو از کودک میخواهد با طرح و شخصیتهای داستان، ارتباط برقرار کند تا سرانجام او را به سوی تغییر رفتار سوق دهد. در خلق قصه باید، مجموعه حوادثی آورده شوند که همانند یا مشابه شرایط واقعی کودک است و نباید جزئیات خاص آن را بیان کرد.
تعویض چارچوب یا تغییر شکل دادن
در این فن درمانگر، چارچوب عادات یا رفتارهای نامطلوب مشخصی را تغییر میدهد. درک این نکته، که بدرفتاری بچهها میتواند در زمینهای دیگر مفید واقع شود، چشمانداز وسیعتری در ارتباط با رفتار کودکانایجاد میکند.
مکث و نشانهگذاری
مکث در گفتگوهای روزمره، معنای خاصی دارد. نخست موجب جلب توجه شنونده میشود و دوم وقتی بین دو جمله یا کلمه مکث میکنیم، آنچه را که دقیقا پس از آن مکث میگوییم، از بقیه کلام خود جدا کردهایم و به آن معنای خاصی بخشیدهایم.
قصهگویی اسناد جانوری
این فن، مستلزم مشارکت اعضای خانواده است. دراین فن، به هر یک از اعضای خانواده، نقش یک جانور داده میشود، سپس از هر یک از اعضای خانواده خواسته میشود، قصه کوتاهی درباره شخصیت جانوری خودشان بگویند. به گونهای که قصه آنها دارای آغاز، میانه و پایانی باشد. در این فن؛ همه کودکان در سنین مختلف میتوانند شرکت کنند.
در ادامه فقط بخش کتابدرمانی و طلاق را برای نمونه میخوانید.
کتابدرمانی و طلاق
«غذا، دعا، عشق» اثر الیزابت گیلبرت (داستانی)
الیزابت گیلبرت در کتاب غذا، دعا، عشق خاطرات پس از طلاقش را در سفری به دور دنیا روایت میکند و نیز از آنچه به دست میآورد، سخن میگوید. الیزابت گیلبرت در 32 سالگی، خانه و همسر دارد و به عنوان یک نویسنده، روزگار موفقی میگذراند، اما او از زندگی مشترکش راضی نیست و کارش به جدایی میرسد. پس از طلاق تلاشهایی برای برقراری روابط جدید میکند که حاصلی به همراه ندارد.
در شرایطی که بسیاری از افراد گمان میکنند با وجود مشکلات زیادی که دارند، نمیتوانند برای خودشناسی قدم بردارند، او خود واقعیاش را در این سفر ملاقات و تلاش میکند تا با همه تعارضها و تضادهایش روبهرو شود.
«بازسازی زندگی پس از طلاق» اثر بروس فيشر و رابرت آلبرتی (غیرداستانی)
ناامیدی در زمان طلاق به میزان انتظارات ما از زندگی مشترک بستگی دارد. هر چه انتظار ما از زندگی بیشتر باشد و لزوم وجود فرد دیگری را برای معنادار کردن زندگی بیشتر احساس کنیم، تحقق نیافتن انتظاراتمان ما را مأیوستر میکند. در این دوره میتوان احساسات عمیق عاطفی مانند یأس، ناامیدی، انتقام، مقابله به مثل و درماندگی را تجربه کرد. این افراد، برای زندگی پس از طلاق باید جهت تازهای را در پیش گیرند و البته به زمانی نیاز دارند که برای آرزوهای بربادرفته خود به سوگ بنشینند و سرانجام به این حقیقت پی ببرند که باید از گذشته دل بکنند. اکثر کتابهایی که درباره طلاق نوشته شده است، تنها به بیان مشکلات برخاسته از جدایی میپردازند؛ مانند آسیب دیدن «خودِ» شخص، بیارزش دانستن خود و پرسشهای مکرر درباره علت طلاق و ترس از آینده. اما دکتر بروس فیشر با ارائه چهارچوب مشخصی این امکان را برای خواننده فراهم میسازد تا این دوره کوتاه را بررسی کند، جایگاه خود را تشخیص دهد و با استفاده از رهنمودهای عملی گام به گام، به سوی آیندهای سالم و پرنشاط پیش رود. در واقع با مطالعه این کتاب، فرد میتواند از گذشته درس بگیرد، خود را بهتر بشناسد و ابعادی از وجود خود را پرورش دهد که قبلاً برای او ناشناخته بوده است. بهترین تعبیری که میتوان از سازندگی این دوره کرد، نقاهت و بهبودی بعد از عمل جراحی است.
کتابدرمانی و درمان خجالت
«بهترین خودت باش» اثر ایلین ولتروت (داستانی)
در کتاب بهترین خودت باش، نویسنده یادآوری میکند که ما به همان شکل که هستیم خوب و عالیایم، به ما یادآوری میکند که در مقابل بیعدالتیهایی که میبینیم بایستیم و نظرات خودمان را بیان کنیم، از مسخرهشدن، عدم پذیرش و متفاوتبودن نترسیم و در نهایت، به ما یادآوری میکند که متفاوت بودن چیز خوبی است و بدان معناست که میتوانی تفاوتیایجاد کنی!. ولتروت در این کتاب تاکید دارد که نباید اجازه دهیم انتظارات دیگران از ما، انتظارات خودمان از ما را شکل دهند. زمان را برای خودمان اولویتبندی کنیم و زمانی را به آرامش خودمان اختصاص دهیم، آرامشی که بتوانیم در آن به درونمان دسترسی پیدا کنیم. او در این کتاب داستان زنی به اسم ایلین (خود نویسنده) را تعریف کرده است که در طول مراحل زندگیاش میآموزد با بینش جدید به دنیا بنگرد و به این باور میرسد که چیزی به اسم اتفاق بد در زندگی وجود ندارد.
«چاره کمرویی، قدرت اراده، دقت» اثر ریموند دوسن لوران (غیرداستانی)
«چاره کمرویی، قدرت اراده، دقت» کتابی است با موضوع کمرویی و راههای مبارزه با آن. کمرویی که نوعی بیماری روانی است اساسا از طریق معالجات اخلاقی و روحی درمانپذیر است. افراد زودرنج، بیثبات و ضعیف فاقد اراده بوده و همانند سنگریزههای ته رودخانه خود را تسلیم حوادث میکنند و بدون هیچ ارادهای در جهت جریان آب حرکت میکنند. در برخورد با کمترین مشکل دلسرد شده در نوعی بیحالی و سکون فرو میروند. اراده انسان ابزار گرانبهایی است اگر کسی بخواهد حداکثر استفاده را از آن ببرد باید از ویژگیهای آن آگاه باشد. نباید فراموش کرد که انسان در هر وضع روانی که باشد حتی موقعی که در ناراحتی بسر میبرد، میتواند اراده خود را پرورش بدهد و با تقویت منش خود موجودی قوی و پر قدرتی باشد. در این کتاب سعی شده است با ارائه راهحلهای مناسب و منطقی با کمرویی، ضعف اراده و بیدقّتی که از بیماریهای قرن ماشین است مبارزه کرده، از عواقب شوم بیدقّتی جلوگیری کرده و ضرورت و امکانات افزایش تمرکز فکری و تربیت دقت را در اختیار خواننده قرارداده و او را با علل، عواقب و راه درمان کمرویی آشنا ساخت.
«صحبت در جمع به زبان ساده» اثر لوری روزاکیس (غیرداستانی)
این کتاب که یکی از کتابهای مجموعه «توصیههای جادویی برای زندگی بهتر» است به شش بخش تقسیم میشود، که شما را به فرایند نوشتن متن و ارائه سخنرانی میبرد. شما یاد خواهیدگرفت که سخنرانی متضمن کارهایی بسیار بیشتر از ایستادن پشت میز خطابه و حرف زدن است؛ در واقع، این بخش آسان کار است! شما خواهید فهمید که پیش از سخنرانی باید به برنامهریزی دقیق، تجزیه و تحلیل، تحقیقات، نوشتن متن، ویرایش و تمرین بپردازید و بعد از سخنرانی هم نوبت به جمع کردن یادداشتها، رفتن به طرف صندلی خودتان و جمعآوری بازخوردها میرسد و خواهید فهمید که چگونگی بیان مطلب به اندازه محتوای آن اهمیت دارد.
«غلبه بر کمرویی» اثر پل ژاگو (غیرداستانی)
بسیاری از افراد بدون آنکه بر رفتارها و حالات خود تسلطی داشته باشند، در مقابل جنس مخالف خود احساس ناتوانی و خجالت بیش از حد میکنند یا گروهی از افراد نمیتوانند به خاطر این خصیصه، شغلی مناسب برای خود بهدست آورند و صدها نمونه دیگر که حتما خودتان یا اطرافیانتان با آن درگیر بودهاید. پل ژاگو که خودش نیز در گذشته خجالتی بوده، در کتاب صوتی غلبه بر کمرویی براساس تجربیات و دانش علمیاش مجموعهای از آموزههای کاربردی و مفیدی را به شما معرفی میکند تا گام به گام به سمت داشتن اعتماد به نفسی بالا و شخصیتی استوار و مصمم قدم بردارید و از لحاظ عاطفی، اجتماعی و شغلی به درجههای بالاتر پیشرفت برسید.
«از این رو تا آن رو» اثر هادی ارشاد حسینی (غیرداستانی)
در یک پژوهش میدانی نتایج جالبی بهدست آمد: افراد کمرو، ناسازگاریهای بیشتری را در خانواده تجربه میکنند، ارتباط مؤثر کمتری دارند، رابطه کمتری با خویشان همسر و دوستانشان دارند، روابط زناشویی ناموفق داشته و خودخواهی بیشتری دارند. اینها فقط گوشهای از آسیبهای کمرویی در خانواده و جامعه است. کسی تردیدی ندارد که کمرویی امری ناهنجار است و باید با آن مقابله کرد. نویسنده در این اثر، ضمن معرفی کامل کمرویی و بیان نشانههای آن، به بررسی پیامدها و عوامل آن پرداخته و در پایان، راهکارهای مقابله با کمرویی را با استفاده از منابع اسلامی و روانشناختی، بهخوبی ارائه داده است.
«تو خمیربازی دیگران نیستی» اثر کامران گنجی (غیرداستانی)
در این کتاب با 21 گام ساده آشنا میشوید که چطور رفتارهای قاطعانه و محترمانه داشته باشید .آیا تا به حال شده است فقط به دلیل خجالت و کمرویی نتوانسته باشید حقتان را بگیرید؟ یا حرفهای زیادی در ذهنتان داشته باشید ولی چون نتوانستید آنها را بر زبان بیاورید، خودتان را سرزنش کرده باشید؟ یا بخواهید جلوی جمع صحبت کنید ولی صدایتان بلرزد و صورتتان سرخ شود و نتوانید؟ این کتاب را کسی نوشته است که 25 سال تمام با خجالت و کمرویی دست و پنجه نرم کرده است و برای رهایی از این مسئله، تمام منابع داخلی و برخی منابع خارجی را مطالعه کرده تا توانسته با تمریناتی که در این کتاب آورده است، بر خجالت و کمرویی مهر باطل بزند.
پیشگفتار مولف
- من، مثل مرحوم حمیدرضا صدر که بارها تعریف کرده بود خاطرات زندگیاش را با اتفاقات مهم فوتبالی به یاد میآورد، خیلی از خاطراتم را با کتابها به ذهن سپردهام. در ذهن من، فوت پدر بزرگم با کتاب فلج کننده «طبل حلبی» عجین شده است؛ در چهل روزی که خانهشان پر و خالی میشد و همه بچهها و نوهها آنجا جمع بودند، لا به لای خرما و گردو درست کردنها و چای دم کردنها، توی اتاق عقبی که چیزی شبیه انباری بود میچپیدم و با ولع «ستارههای بینشان» را دنبال میکردم؛ انگار غمهایم در غصههای آن پنج خواهر گم میشدند.
تعطیلات عید نوروز را با «سفر آمریکا» اثر جلال آل احمد که از کتابخانه محله امانت گرفته بودم، کنکور را با «آدم، آدم است» برشت و دگردیسیام را از یک نوجوان درونگرای کم اعتماد به نفس به یک جوان پرشور و فعال با «جاناتان، مرغ دریایی» ریچارد باخ به یاد میآورم.
دوران دانشجوییام را با «کلیدر» به ذهن سپردهام، زمانی که اول خط سوار اتوبوس میشدم، روی آخرین صندلی کنار پنجره مینشستم و تا وقتی اتوبوس جلوی دانشگاه میایستاد و همه پیاده میشدند، سرم را از روی کتاب «زندانی قلعه قهقهه» برنمیداشتم.
اندوه گذرایی در زندگیم نبود که خواندن برگی از یک کتاب از شدت آن نکاهد، در برابر غمهای بزرگ زندگیم به زره ادبیات مسلح شدم و از خطر ابتلا به افسردگی در امان ماندم. ازآنجایی که حریصانه درصدد زندگی کردن به جای هزاران نفر در گوشه و کنار جهان بودم به کتاب پناه بردم. برایم هیچ خوشی بالاتر از بلند بلند حرف زدن راجع به کتابهایی که خواندهام، نیست. کتاب در پس زمینه تمام لحظاتم به نوعی حضور داشته است، حتی در گرفتن تصمیمات بزرگ زندگیم و حتی در موقعیتهای ناگهانی! من مثل شخصیت رویا در فیلم «شبهای روشن»، کنار کتابخانه احساس امنیت میکنم چون حس میکنم تمام نویسندهها مواظبم هستند.
آنچه که اکنون هستم (شاید کمی بهتر از دیروز)، مدیون همنشینی با کتابها هستم. ابتدا تصمیم گرفتم تجربه زیستهام را در قالب کار پژوهشی، برای کمک به نوجوانان آسیب دیده کانون اصلاح و تربیت شهر تهران به کار گیرم، نتایج خوب حاصل از این پژوهش از یک سو و درخواستهای مکرر افراد از من به عنوان یک کتابدار مبنی بر توصیه یک کتاب خوب از سوی دیگر، من را بر آن داشت تا با تکیه بر مبانی نظری پایاننامهام، به نگارش این کتاب بپردازم.
خواننده پس از مطالعه کتاب پیش رو دیدگاه جامعی نسبت به مبانی پایه و اولیه کتابدرمانی و مراحل اجرای آن در محیطهای مختلف به دست میآورد. همچنین در بخش پایانی کتاب، آثاری در حیطههای مختلف موضوعی معرفی میشوند که برای جلسات گروهی خواندن یا خودخوانی توسط فرد مفید خواهند بود.
در پایان سخن، از حمایتهای بیشائبه و بدون چشم داشت استاد عزیزم، سرکار خانم دکتر مریم صرافزاده قدردانی و تشکر میکنم؛ مکافات احسان ایشان از خَزائِنُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ باد؛ که إِنّهَ لَا يُضِيعُ أَجرَ ٱلمحسِنِينَ.
فهرست مطالب کتاب کتابدرمانی؛ حال خوب با یار مهربان را میتوانید در سایت نشر کتابدار بخوانید.
دستهبندی مقالات
- آموزش داستان نویسی (4)
- زندگی و خاطرات (8)
- مصاحبه و گفتگو (4)
- وبلاگ کتابدار (11)
نوشتههای تازه

قصهدرمانی و کتابدرمانی: حال خوب با یار خوب

از احساس و عاطفه تا حافظه و یادگیری

مقالات مرتبط با نویسنده
تعریف مفهوم اطلاعات و ارتباطات همیشه محل مناقشه بوده است. چنین اختلاف و گوناگونی در تعاریف تا حد زیادی به
پروفسور محمدحسین دیانی و پروفسور جعفر مهراد از اولینهای کتابداری ایران هستند. دوستی و همکاریشان دیرینه است و در کارها
از اجساس و عاطفه تا حافظه و یادگیری تاکید دارد که حس و عاطفه نه تنها برای یادگیری و تشکیل
هوش مصنوعی را شبیهسازیِ ماشینیِ فرایندهای هوش انسان میگویند. سیستمهای خبره، پردازش زبان طبیعی، تشخیص گفتار و بیناییِ رایانهای معمولترین
معماری ساختمانهای عمومی، از جمله کتابخانه ها (عمومی، ملی، دانشگاهی، آموزشگاهی) نشانه و نماد یک ملت برای توسعه علمی، فنی،فرهنگی،