علم اطلاعات و اخلاق اطلاعات: گفتگوی بین‌رشته‌ای عبدالحسین طالعی و علیرضا ثقة‌الاسلامی 

فهرست مطالب...

علم اطلاعات و اخلاق موضوع نشست علمی و بین‌رشته‌ای عبدالحسین طالعی (با تخصص کتابداری و نیز اخلاق و الهیات) و  علیرضا ثقة‌الاسلامی  (از کامپیوتر و فلسفه علم) است که به کوشش دکتر مهرناز خراسانچی و مصطفی امینی برگزار شد. علم اطلاعات و اخلاق سومین نشست از مجموعه نشست‌هاي ششگانه درباره علم اطلاعات و دانش شناسي است. این نشست در ۱۷اردیبهشت ۱۳۹۴در كتابخانه عمومي حسينيه ارشاد برگزار شد و نشر کتابدار مجموعه آن را منتشر کرده است.

 درباره سخنرانان و مدیران نشست

دکتر عبدالحسین طالعی

عبدالحسین طالعی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم است. او تحصیل در دوره کارشناسی را در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، در سال ۱۳۵۸ آغاز کرد. سپس به تحصیل در رشتة کتابداری و اطلاع‌رسانی در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران پرداخت و در سال ۱۳۷۴ تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد این رشته را به پایان برد. وی در سال ۱۳۸۲ تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث را آغاز کرد. او اکنون دانشجوی دکتری الهیات در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران است (در زمان نگارش متن). حوزة مطالعات و پژوهش‌های ایشان، تصحیح و تحقیق در متون کهن فارسی و عربی، نسخه‌شناسی و نسخه‌پژوهشی، شرح‌حال‌نویسی، کتابشناسی علمای شیعه، علوم دینی و قرآن و حدیث است. «یادنامة خانبابا مشار»، «عطارد دانش (جشن‌نامه استاد عزیزالله عطاردی)»، «هدیه بهارستان (بزرگداشت مرحوم دکتر محدث ارموی)»، «راهنمای موضوعی كتاب مكيال المكارم»، و «درس‌هایی از خطبة غدیریه»، از آثار ایشان است.

 دکتر علیرضا ثقة‌الاسلامی

دکتر علیرضا ثقة‌الاسلامی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) است. او در سال ۱۳۸۳ مقطع کارشناسی رشته مهندسی کامپیوتر را در دانشگاه صنعتی سجاد (مشهد) به پایان برد. وی همچنین کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی را در رشته فلسفة علم در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران گذراند. حوزة مطالعات و پژوهش‌های ایشان فلسفه، اخلاق فناوری اطلاعات، مطالعات علم و فناوری، اخلاق کاربردی و فلسفة فناوری است و در این زمینه‌، کتاب‌ها و مقاله‌هایی منتشر کرده است که از جملة آن‌ها می‌توان به «درآمدی بر اخلاق اطلاعات»، «چالش‌های اخلاقی در عصر اطلاعات»، «واژه‌نامه تخصصی اخلاق اطلاعات و رایانش»، «اخلاق فناوری اطلاعات؛ نگاهی به گذشته و چشم‌اندازی به آینده» و «بررسی ماهیت مسائل اخلاقی پژوهش در فضای مجازی» اشاره کرد. او همچنین مجری طرح «بررسی و تبیین مفاهیم، مسائل، و رهنمودهای اخلاق پژوهش در فضای مجازی» در سال ۱۳۹۵ بوده است.

مهندس مصطفی امینی، دبیر نشست‌ها
مصطفی امینی، كارشناس ارشد مهندسي كامپيوتر (گرايش نرم‌افزار)، و دانشجوی سال آخر دکترای تخصصي علم اطلاعات و دانش‌شناسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران است. ايشان دوره مديريت كسب‌وكار را در مدارس آزاد كسب‌وكار گذرانده است و به‌صورت متمرکز در زمینۀ تحول دیجیتالی در صنایع، نوآوری و توسعه کسب‌وکارهای دیجیتالی فعاليت علمي و عملي دارد. بعضي از سوابق كاري ايشان عبارتند از: آينده‌پژوهي، مديريت نوآوري و دانش، و مسئول تجاري‌سازي مركز تحقيقات فناوري اطلاعات مبين،‌ مدیر کسب‌وکار شرکت خدمات ارتباطي و الكترونيكي ایرانیان‌نت (اولین اپراتور FTTx ایران)، مشاور نوآوري و كسب‌وكار ديجيتالي در بانكهاي مختلف، مدرس دانشگاه‌هاي سراسري و آزاد و همچنين دبیر نشستهای علم اطلاعات و دانش‌شناسي كتابخانه عمومي حسینیه ارشاد. از امینی بیش از ۵ عنوان کتاب و ۳۰ مقاله ملی و بین‌المللی در زمينه‌هاي مديريت اطلاعات، مديريت خدمات فناوري اطلاعات، مديريت پايگاه داده، مديريت كسب‌وكار و طراحي خدمات ارزش افزوده منتشر شده است. حوزه‌های فعاليت ایشان توسعه کسب‌وکارهاي دیجیتالی، تحول دیجیتالی، مديريت فرآيندهاي كسب‌وكار، سيستمهاي فيزيكي-سايبري، مدیریت داده و اطلاعات است.

وی هم اکنون پست دکترای علم اطلاعات و دانش شناسی از دانشگاه تربیت مدرس را دارد و تجربه مدیریت چند نهاد مهم در حوزه اطلاعات و ارتباطات را در کارنامه اش دارد.

دکتر مهرناز خراسانچی، رئیس کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد

مهرناز خراسانچی فردی اثرگذار و فعال در حوزه‌ کتاب و کتابخانه و کتابداری در ایران است. حضور فعال وی در انجمنها و رویدادهای مختلف شاهد این ادعاست.  خراسانچی تجربه مدیریت یکی از مهمترین و پیشگام‌ترین کتابخانه‌های عمومی کشور به نام کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد را دارد. خراسانچی تجربه عضویت در هیات مدیره انجمن کتابداری پزشکی و شرکت پارس آذرخش (و مدیر عامل همین شزکت) را دارد. او در چند نهاد دیگر مرتبط با ادبیات کودکان و نوجوانان و کتابخانه و کتابداری از جمله شورای کتاب کودک و خانه کتابدار کودک و نوجوان نیز حضوری برجسته دارد.

چندین تقدیرنامه و دریافت جوایز متعدد ملی رهاورد مشارکت وی در کمیته‌های علمی و اجرایی چندین همایش ملی و جهانی، سخنرانی‌های علمی و ترویجی متعدد و نیز فعالیتهای علمی، آموزشی و اجرایی دیگر بوده است: از جمله جایزه مدیر برتر فناوری اطلاعات در ۱۴۰۳، جایزه ترویج علم، مدیر برتر کشور و مروج خواندن.

اخلاق حرفه‌ای کتابداری

دکتر عبدالحسین طالعی

بخش اول

یکم. تاریخچه

ماجرای ما با قضیۀ اخلاق حرفه‌ای کتابداری به اسفند 1384 باز می‌گردد. ضرورت توجه به این مطلب که اخلاق حرفه‌ای در میان دروس پراکندۀ کتابداری گم شده است، احساس شده بود. در یکی از جلسات هیئت مدیرۀ انجمن کتابداری شاخۀ استان قم این ضرورت مطرح شد. به‌علاوه این نکته که در سایت سازمان ایفلا یک بخش به منشورهای اخلاقی کتابداران کشورهای مختلف اختصاص دارد، ولی هیچ اثری از منشور اخلاقی ایران دیده نمی‌شود.

این سخن دلسوزانه بر دوستان ما گران آمد. با توجه به سابقۀ چند صد سالۀ تمدن و تدین و ادب و میراث فرهنگی این دیار، چگونه به یک خروجی مناسب و قابل ارائه به جهان نیندیشیده‌ایم؟

البته می‌دانیم که تمام آن پیشینه عمدتاً به اخلاق نظری باز می‌گردد، در حالی که امروز در دنیا تکیه بر اخلاق عملی و حرفه‌ای است که آن را «اخلاق مضاف» نیز می‌نامند. اندیشمندان جهانی، اخلاق حرفه‌ای را به عنوان پناهگاهی می‌دانند در برابر امواجی که هویت و مبانی اخلاقی و فرهنگ را تهدید می‌کند. همچنین اخلاق حرفه‌ای یکی از نمادهای مطالعات میان‌رشته‌ای است که امروزه سکۀ رایج در مراکز علمی و پژوهشی است.

باری، دکتر علیرضا اسفندیاری مقدم، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد همدان، در آن زمان دانشجوی دکترای کتابداری و مقیم قم بود. پس از طرح بحث در جلسۀ انجمن، با یک بسته مطلب به جلسۀ بعدی آمد، شامل منشورهای اخلاقی کتابداری کشورهای مختلف که از سایت ایفلا گرفته بود. آن اوراق میان دوستان تقسیم شد و قرار بر این شد که هر یک از دوستان در ایام تعطیل نوروز 1385 بخشی از آن مطالب را ترجمه کند و در جلسۀ بعدی انجمن (اواخر فروردین 1385) تحویل دهد.

خوشبختانه همۀ دوستان خوش قول بودند. ترجمه‌ها جمع شد و برای ویرایش به آقای اسفندیاری داده شد. همزمان به این ضرورت رسیدیم که باید مطالبی در مورد تحول رویکرد اخلاقی از اخلاق نظری به اخلاق حرفه‌ای و تاریخچۀ اخلاق حرفه‌ای در جهان و مباحثی از این دست بیاوریم. تهیۀ این مطالب را همکارمان سرکار خانم نرگس خالقی به عهده گرفت. برای قدردانی از زحمات ایشان و ثبت در تاریخ می‌گویم که استاد خالقی تابستان گرم قم را بر سفر مشهد که امکان آن را داشت، ترجیح داد و خالصانه و پیگیر، چند گفتار استوار و نظام‌مند در این زمینه‌ها ارائه کرد. این مرحله تا اواخر تیر ماه طول کشید.

در این فاصله، به این بحث نیز پرداختیم که هدف اصلی ما از ورود در این کار، تدوین منشور اخلاقی پیشنهادی کتابداری بوده، و بقیۀ مباحث – با وجود اهمیتی که دارد – هدف فرعی به شمار می‌آمد. این منشور پیشنهادی به صورت کاری گروهی در چندین جلسه انجمن نوشته شد.

مجموع مطالب توسط دکتر اسفندیاری ویراسته شد و برای بازنگری خدمت استاد دکتر فتاحی فرستادیم. ایشان ضمن تأیید کلّ کار، مقدمه‌ای بر کتاب نوشتند. به علاوه سرکار خانم دکتر پریرخ که در تدریس اخلاق حرفه‌ای کتابداری سابقه‌ای در خور داشت، بخشی در باب اخلاق کتابداری دانشگاهی بر کتاب افزود. عنایت این دو استاد راستین بر اعتبار کار افزود که جای تقدیر قلبی دارد. تمام مجموعه برای چاپ و نشر به جناب محسنی مدیر نشر کتابدار سپرده شد که ایشان با سرعت و دقت و سلیقه، چاپ و نشر آن را عهده‌دار شد.

انجام تمام این مراحل، از اسفند 1384 تا شهریور 1385 تجربه‌ای جالب از کار گروهی علمی در انجمن کتابداری قم رقم زد که از این تجربۀ جمعی بعدها نتایج دیگری به دست آمد.

دوم. نتایج

این کتاب، از بدو انتشار تا کنون، نتایج مفیدی داشته که به چند مورد اشاره می‌شود:

  1. تدریس کتاب در برخی از دانشگاه‌ها (قبل از گنجانده شدن واحدی درسی به این نام در برنامه درسی).
  2. گنجاندن دو واحد درسی در این مورد در برنامه بازنگری شدۀ دورۀ کارشناسی کتابداری.
  3. تدوین چند پایان‌نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه‌های تربیت مدرس، قم، پیام نور، آزاد همدان و غیره.
  4. چاپ و نشر چند عنوان کتاب در این زمینه؛ مانند:

ـ صدری فرد، عصمت. طاهری، شعبان. اخلاق حرفه‌ای در کتابداری. تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، 1389.

ـ فرامرز قراملکی، احد. درخشانی، لعبت. رضایی شریف آبادی، سعید. اخلاق حرفه‌ای در کتابداری و اطلاع‌رسانی. تهران: سمت، 1390.

ـ مرادزاده، حمیدرضا. پور احمد، علی. اسدی، سارا. شرح ویژگی‌های اخلاق حرفه‌ای کتابداری در آیینۀ اسلام. تهران: دبیزش، 1393.

ناگفته نگذارم که پیش از آن (سال 1382) این موضوع در حدّ یک مقاله در همایش کتابداران رشت ارائه شده بود:

ـ مجموعه مقالات هفتمین همایش کتابداران سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، رشت، 19 تا 21 اسفند 1382. چاپ توسط همان سازمان، 1383.

  1. ادامۀ این تلاش گروهی توسط انجمن کتابداری قم، اخلاق پژوهش و نگارش نیز در ده عنوان سامان گرفت. در این مجموعه، تلاش سرکار خانم خالقی به عنوان ناظر و ویراستار مجموعه چشمگیر است. این مجموعه نیز توسط نشر کتابدار منتشر شد.
  2. در ادامۀ این کارها، اخیراً بنده نخستین گام در جهت تدوین اخلاق حرفه‌ای نسخه‌های خطی (خرید و فروش، نگاهداری در مجموعه خصوصی، مدیریت مجموعه‌های عمومی، خدمات ارائه ، تحقیق و نشر متون و غیره) را برداشته که مقالاتی در این مورد در دست نشر است.
  3. داوری چندین مقاله علمی در این زمینه برای نشریات، و تدریس ماده درسی مربوط در دانشگاه قم و مرکز آموزش کتابخانه ملی، و چندین جلسه فشرده با کتابداران عمومی کشور.

به‌هر‌حال خوشنودیم که زمانی وارد این کار شدیم که چندان سخنی از آن نبود؛ ولی اکنون پس از گذشت ده سال، فرهنگ آن گسترش یافته است، گرچه تا رسیدن به سطح مطلوب، راهی دراز در پیش است.

سوم. رویکرد

رویکرد ما، در این کتاب، چند نکته است:

  1. تأکید بر جنبۀ کاربردی به جای جنبۀ تئوریک.
  2. تقدم اخلاق بر دین. اصول ثابت اخلاقی و مشترک میان همه انسان‌ها را، همگی بر اساس عقل خداداد پذیرفته‌اند و به حکم فطرت الهی بدان گردن نهاده‌اند؛ بلکه یکی از آزمون‌هایی که مدعیان نبوت را با آن می‌شود سنجید، تطبیق سیره و آموزه‌های آن مدعی با همین اصول ثابت و مشترک انسانی است.

از سوی دیگر، اشتراک همین اصول ثابت عقلی میان همۀ انسان‌ها، فرصتی سازنده برای ما فراهم می‌آورد که ما با تمام کتابداران جهان همزبان شویم و همصدا با آن‌ها در برابر نگره‌های جاهلانه و نگرش‌های افراطی بایستیم. ضمناً از همین طریق، اصول اسلامی و ایرانی خود را به دیگران انتقال دهیم.

  1. رعایت اختصار در بیان مطالب، به گونه‌ای که مخاطب خسته نشود. طبعاً برای هر جمله‌ای در این منشور، مستنداتی در فرهنگ اسلامی یا ایرانی یا هر دو وجود دارد که از نقل آن‌ها چشم پوشیدیم. در واقع، منشور اخلاقی را مانند گلاب یا عطر گل می‌دانیم که عصارۀ صدها گل است؛ بدین روی نیازی نیست که بر فراز هر قطره‌اش بنویسیم که این قطره از کدامین گل تهیه شده است.

آن کس که ز اهل آشنایی است

داند که متاع ما کجایی است

  1. محوریت کتابدار در تمام بندهای منشور. این نکته یکی از تفاوت‌های اساسی کار ما با برخی از کتاب‌های دیگر در زمینه اخلاق حرفه‌ایاست، و بر این اصل اساسی قرار دارد که کتابدار، محور اصلی فعالیت در کتابخانه است، نه مدیر و آیین‌نامه و ساختار سازمانی و غیره. لذا تمام مطالب باید بر این محور بگردد.
  2. تذکّر و تلنگری باشد به دانشجویان که روح کلی کتابداری یعنی خدمت به کاربران، نباید در میان درس‌های پراکنده ـ هر چند بسیار مهم ـ گم شود. بلکه این عطری است که در تمام گل‌های این بوستان حس می‌شود.

به عبارت دیگر، گاهی اشتغال به تک درخت‌ها ، ما را از عنایت به جنگل باز می‌دارد، که نباید چنین شود.

بخش دوم

مقدمه

کتاب اخلاق حرفه‌ای کتابداران در مهر 1385 منتشر شد و در زمان کوتاهی به چاپ دوم رسید. جامعۀ کتابداری دوست داشت که در این زمینه گامی به پیش بردارد و در آن مجموعه توقف نکند. لذا مباحث آن در مجامع مختلف مطرح شد، خصوصاً در میان دوستانی که سال‌ها کتابداری را تجربه کرده و زیسته‌اند و همچنان به این تجربه و زیستن ادامه می‌دهند. متأسفانه هرگز فرصتی دست نداده که همکاران ما در سطح کشور، تجربه‌های خود در این زمینه را با هم مبادله کنند. لذا برپایی یک همایش در سطح ملی ویژۀ اخلاق حرفه‌ای کتابداری ضرورت جدّی دارد. بدان هدف که گامی دیگر در راه بازنگری و اجرایی کردن سند فعلی برداریم.

فعلا در این مرحله مطالب خود را در دو بخش عرضه می‌کنم: چالش‌ها و راهکارها.

یکم. چالش‌ها

برخی از چالش‌های اجرای منشور اخلاق حرفه‌ای کتابداری که عمدتاً با بهره‌گیری از نظرات کتابداران کتابخانه‌های عمومی و تحلیل آنها به دست آمده، چنین است:

  1. مشکلات مالی و معیشتی کتابداران. توجه شود ما در فضایی به سر می‌بریم که چشم و هم‌چشمی‌ها و آرزوی مانند دیگران زیستن، فضای عمومی است و کیست که فاصلۀ میان اهل علم با اهالی ورزش و هنر را از این جنبه نبیند؟
  2. مشکلات اعتباری و جایگاه کتابداران در جامعه، به خصوص زمانی که پای مقایسه در میان می‌آید. در اینجا دیگر، کتابداران وقتی به لحاظ اعتباری به خود می‌نگرند، نه تنها در مقایسه با هنرمندان و ورزشکاران، بلکه حتی در مقایسه با دیگر اهالی دیار فرهنگ – مثلاً معلّمان- خود را پایین‌تر می‌بینند. از این واقعیت تلخ نمی‌توان و نباید چشم پوشید، وگرنه تمام مباحث اخلاقی ما، به سخن گفتن و حرکت در خلأ می مانَد.
  3. عدم توجه به اصل مهم «تقدم اخلاق بر دین و ملیت و دیگر هنجارهای فرهنگی» که گاه ایدئولوژیک شدن یا جناحی شدنِ برخی دیدگاه‌ها نیز به آن دامن می‌زند.
  4. برخوردهای «قانون محور» مدیران، و عدم توجه آن‌ها به چشم‌اندازهای فرهنگی رسمی کشور، و حتی سندهای چشم‌انداز مراکزی همچون نهاد کتابخانه‌های عمومی و اهداف بلند آن.
  5. ضرورت‌های توسعه (با معانی غلط آن) با عنایت به این که به‌هر‌حال، موتور توسعه در مسیر خود قربانیانی می‌گیرد که اخلاق یکی از آن‌ها است، اگر نگوییم که نخستین قربانی است.
  6. تفاوت‌های موجود میان فضای فرهنگی ما با جوامع دیگر در مورد برخی از هنجارها، که سبب می‌شود ترجمۀ برخی متون در این زمینه، کارآییِ لازم را در فضای ما نداشته باشد. فراموش نکنیم که برخی از تألیف‌نماها در وادی علمی، عملاً مونتاژ ترجمه‌ها است. پس این سخن در مورد آن‌ها نیز صادق است.
  7. نداشتن نگاه سیستمی و جامع که مانند یک پازل، هر بخش را در جای خود قرار دهد. مثلاً اگر چهار ضلعی متوازن «اخلاق – قانون – توسعه – عرف» را در همۀ موارد مبنا بگیریم، هر عنصر اخلاقی در کنار لوازم خود جایگاه مناسب می‌یابد.
  8. انگیزه اخلاقی را از دست دادن و همرنگ جماعت شدن. این بلیّۀ عام، به ویژه زمانی رخ می‌نماید که افرادی که عامل به اصول اخلاقی باشند، در میان کتابداران، اندک‌شمار گردند یا شهرت و جایگاه شایستۀ خود را نیابند.

دوم. راهکارهای پیشنهادی

با توجه به چالش‌ها و موانع گسترش اخلاق حرفه‌ای کتابداری، برای گسترش این فضا، راهکارهایی پیشنهاد می‌شود:

  1. همه دست‌اندرکاران این موضوع در مراکز مختلف به این نکته توجه کنند که هویت اصلی اخلاق حرفه‌ای، عملی بودنِ آن است. یعنی کار عملی است نه مباحث خشک نظری. به تعبیر دیگر، ده‌ها سال در سطح جهانی تلاش شده تا در این مطلب، رویکرد قیاسی به استقرایی تبدیل شود. پس مراقب باشیم که بار دیگر به رویکرد قیاسی برنگردیم.
  2. پدید آوردن یا گسترش دادن فرهنگ خاطره‌نویسی کتابداران. خاطرات کتابداران بهترین گنجینه‌اند برای پاسخ به این پرسش که اصول اخلاق حرفه‌ای کتابداری را ـ با توجه به مسائل واقعی که پیش می‌آید ـ چگونه می‌توان اجرایی کرد.

روشن است که هیچ کسی در «خوب بودن» اصول اخلاقی سخنی ندارد، چون فطری و عقلی است؛ ولی مشکل در مرحلۀ اجرا رخ می‌نماید که اصل اخلاقی با عامل دیگر (مثلاً مقرّرات و بخشنامه‌ها) تعارض پیدا کند. راهکارهای برون‌رفت از این‌گونه تعارض‌ها، در خاطرات کتابداران یافت می‌شود.

  1. خاطره گرفتن از پیشکسوت‌ها. این عنوان را می‌توان همان عنوان پیشین دانست، به گونه‌ای اخصّ و جزئی‌تر؛ ولی چون پیشکسوت‌ها شاخص‌تر از عموم کتابداران‌اند، برای بیان مستقل جایگاهی دارد.

نگارنده در این موضوع، چند نمونه ـ غالباً از مشاهدۀ شخصی و گاهی با یک واسطه نقل ـ می‌آورد، بدان امید که این نکات به دست اهل نظر بیشتر بیان شود.

ـ استاد عبدالحسین حائری بیش از پنجاه سال در کتابخانه مجلس حضور داشت و کوله‌باری از دانش، تجربه، حافظۀ شگفت و دقت نظر را با شور و شوق تمام، برای پاسخ به کاربران، در تمام سطوح، از ابتدایی تا عالی بذل می‌کرد، بی‌آنکه از این کار احساس خستگی کند.

ـ علامه امینی مؤلف کتاب جاودانۀ الغدیر، وقتی به ضرورت تأسیس کتابخانه‌ای عمومی در نجف رسید (حدود شصت سال پیش) دفاتر ثبت کتابخانه را به دست خود کامل می‌کرد. این دفاتر، هم اکنون در مکتبة الامام امیر‌المؤمنین «علیه‌السلام» موجود است و بنده آن‌ها را دیده‌ام. این کار را با همان انگیزه‌ای انجام می‌داد که استنساخ از کتاب‌های خطیِ دشوار‌خوان را در سفرهای هند و ترکیه و سوریه با سختیِ فراوان پی می‌گرفت و گاهی تا ده ساعت در روز را بدان اختصاص می‌داد.

دقت شود که در آن زمان دستگاه‌های تکثیر و عکس‌برداری یا به این زیادی نبود یا مالک نسخه اجازۀ آن را نمی‌داد یا امکانات مالی امینی به این کار نمی‌رسید. تمام این کتابخانه بدون حامی مالیِ خاصی، اعم از دولت‌ها یا حوزه علمیه یا سازمان و مرکزی، پیش رفته و اکنون که تجدید سازمان شده، هنوز به معنای واقعی، مردم نهاد است.

به‌هر‌حال، ثبت مشخصات کتاب‌ها، در زمانی انجام می‌شد که امینی می‌توانست در همان زمان، آثاری بهتر از آن‌ها پدید آورد؛ اما او به اهداف کتابخانه اولویت می‌داد.

ـ کتابشناس محقق، مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی، ربع قرن را با علامه امینی و شیخ آقا بزرگ تهرانی گذرانده و در کنار شاگردی آن دو بزرگ، دستیار آن‌ها نیز بود. طباطبایی تولیت مدرسۀ علمیۀ آیت‌الله سید محمد کاظم یزدی را در نجف (مشهور به مدرسۀ سید) عهده‌دار بود که از معتبرترین مدارس علمیۀ نجف بوده و همچنان هست. او قصد داشت کتابخانۀ مفصّلی در آن مدرسه دایر کند. ولی وقتی از تصمیم استادش، مرحوم امینی برای تأسیس کتابخانه خبردار شد، و فاصلۀ مکانیِ کوتاه مدرسه با کتابخانۀ امینی را در نظر گرفت، تمام نیرو و زمان و امکانات علمی و عملی خود را در خدمت آن کتابخانه نهاد، و از اسم و رسم خود چشم پوشید.

ـ بعضی از بزرگان دینی مانند آیات عظام سید شهاب‌الدین مرعشی (در قم)، سید محسن حکیم و شیخ آقا بزرگ تهرانی و علامه امینی (در نجف)، سید هبة‌الدین شهرستانی (در کاظمین) وصیت کردند که در کتابخانه‌هایشان دفن شوند. این در حالی بود که می‌توانستند مکان‌هایی مانند حرم‌ها را برای این کار برگزینند تا بیشتر مورد توجه قرار گیرند، و طبق عرف شهرهای زیارتی، اعتبار بیشتر داشته باشند.

ـ آیت‌الله سید احمد خوانساری (مرجع تقلید مقیم تهران) به عنوان کتابشناس شهرت ندارد، اما این قضیه از او شنیدنی است که روزی یکی از مهمانانش پس از اینکه چای می‌نوشد، قند اضافی را روی کتابی می‌گذارد که جلوی او بوده است. مرحوم خوانساری در وسط گفت‌و‌گو می‌گوید قند را از روی کتاب بردار. آن فرد می‌گوید: این کتاب است، قرآن نیست. آقای خوانساری پاسخ می‌دهد: این کتاب است، قندان نیست!

این‌گونه درس‌های عملی در حرمت نهادن به کتاب، جالب توجه است.

ـ حرمت نهادن به پیشکسوت‌ها، همزمان با تولید علم به طور مداوم و تکمیل پژوهش‌های اساتید، در سیره و رفتار این‌گونه بزرگان، اعجاب‌آور است.

نگارنده قضایایی را از اساتیدی مانند مرحوم استاد عزیز‌الله عطاردی، مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی و استاد عبدالحسین حائری دیده که بازگویی آن‌ها در این مقال نمی‌گنجد، ولی برای خودم و هر کسی که شنیده، بسیار درس‌آموز بوده است.

در این فرصت، به نقل دو مورد بسنده می‌کنم:

ـ شیخ آقا بزرگ تهرانی، پنجاه سال پس از رحلت استادش میرزا حسین نوری، شرح‌حال او را در کتاب «نقباء‌البشر» می‌نویسد، در زمانی که خود دانشوری است با دنیایی از تجربه و اعتبار و آثار مکتوب. با این همه شرح‌حال استاد را با این جملۀ صادقانه آغاز می‌کند: «قلم در دستم می‌لرزد وقتی که از این استاد یاد می‌کنم …»

یادم نمی‌رود که روزی از مرحوم شیخ محمود حلبی خراسانی دربارۀ استادش میرزا مهدی اصفهانی پرسیدم. قدری از عظمت او و جوانب کارهایش توضیح داد و به گریه‌ای شدید افتاد، گریه‌ای که امانش نمی‌داد و قطع نشد مگر زمانی که فردی وارد شد و مسیر بحث عوض شد. و این نزدیک به نیم قرن پس از وفات استادش بود، زمانی که خود نزدیک به نود سال داشت و استادی مسلّم بود. جالب اینکه روزی دیگر از آقای حلبی دربارۀ پدرش پرسیدم، زمانی که در کتابخانه‌اش دیوان خطی پدرش میرزا غلام‌رضا ذاکر تولایی را دیده بودم (این کتابخانه را با تمام کتاب‌های چاپی و خطی به آستان قدس رضوی وقف کرد). مرحوم حلبی قدری دربارۀ پدرش توضیح می‌داد و پیوسته می‌خندید. مقایسۀ این خنده و آن گریه برای من جالب و درس‌آموز بوده و هست، با اینکه به پدر و استادش، هر دو، حرمت می‌نهاد و هر دو را در پیشرفت خود مؤثر می‌دانست.

ـ استاد ابوالفضل عرب‌زاده (مدیر کتابخانۀ آیت‌الله گلپایگانی در قم) اعجوبه‌ای است در بهره‌وریِ بهینه از کمترین امکانات، و ادارۀ چنان کتابخانه‌ای بزرگ بدون تعطیلی‌های رایج در قم. شور و شوق او به امور کتابخانه و حل مشکلات علمیِ کاربران در کهنسالی، دیدنی است.

 هر کسی می‌تواند این فهرست را به مدد یافته‌های خود کامل کند. این قبیلۀ خدمت، مانند راهسازان هستند. رنج کشیده، از نام و نان گذشته، برای پیشرفت دیگران ایثار می‌کنند، به زحمت و تلاش فراوان راه را برای دیگران هموار می‌کنند؛ گرچه نیک می‌دانند که هرگز نامی از اینان در میان نخواهد بود، نان این راه را دیگران می‌خورند، و گنجی که در پیِ این رنج خواهد بود، به دیگران می‌رسد.

به نظر من و بر اساس تجربه‌های مختلف، نقل هر یک از خاطرات، به اندازۀ ده‌ها بحث نظری، شوق خدمت را در کتابداران صد‌چندان می‌کنم.

سوم گزارش پشت صحنۀ اقدامات و برنامه‌ها

هر کاری که به ثمر می‌نشیند، فرآیندی دارد و فرآورده‌ای. فرآورده، نتیجۀ عملیِ آن کار است که همگان می‌بینند. ولی فرآیند، مراحل اجرایی آن کار است؛ از طرح ذهنی آغازین تا مراحل بعدی، با تمام فراز و فرودهای آن، چالش‌ها و راهکارها، و دنیایی تجربه که در آن نهفته است و ارزش آن برای اهل نظر، کمتر از خروجیِ کار نیست.

متأسّفانه به ثبت این مراحل پشت صحنه کمتر توجّه داریم. افراد را به دو گروه تقسیم می‌کنیم: موفق و غیر‌موفق. فرد غیر‌موفق را الزاماً «کودن» می‌دانیم که «ذاتاً» نمی‌تواند به جایی برسد، و می‌گوییم که اقتضای طبیعتش این است. در برابر، فرد «موفق» را «ازلاً» موفق می‌دانیم، چنان که برای کودکیِ ابن‌سینا قصه‌ها می‌سازیم و …

در این ماجرا و این‌گونه تقسیم‌ها، از این اصل مهم غفلت می‌شود که بیشتر موفقیت‌های این بزرگان تجربه‌هایی است که از درونِ شکست‌ها سر بر آورده است. پس گزارش شکست‌های افراد موفق، کسر شأن آن‌ها نیست.

به یاد دارم که سال 1384 بر مجموعه مقالات دربارۀ استاد محقق، مرحوم علی اکبر غفاری (کتابشناس و مصحّح فقید متون حدیثی) نظارت می‌کردم. یکی از نویسندگان مقالات، اشاره کرده بود که پدر مرحوم غفاری، نجّار بوده و او خود سال‌ها شاگرد کارگاه پدر بود، آنگاه در برخورد با یکی از مشتریان اهل علم و تذکر او، به کار علمی روی می‌آورد. تذکر این نکته، اعتراض یکی از افراد را بر‌انگیخته بود که چرا استاد غفاری را نجار‌زاده و با سابقۀ نجاری معرفی کرده‌اید؟ گفتم: مگر شما در مقتل عاشورا توبۀ جناب حرّ را بیان نمی‌کنید که امیر لشکر اموی به سرباز فداکار امام حسین «علیه‌السلام» تحوّل یافت؟ امیر لشکر اموی بودن بدتر است یا شغل شریف نجاری؟ و فاصلۀ دو مرحله در کدام مورد بیشتر است؟

باری، تغییر این بینش – که ریشه در آداب و رسوم چند صد سالۀ ما دارد – کاری دشوار است؛ اما نتیجۀ دراز مدت آن، تغییر «فرآورده‌محوری» به «فرآیند‌محوری» است که تحوّلی مبارک است.

اجازه دهید که با ذکر چند مثال شخصی دریچه‌هایی در این بحث مهم بگشایم:

بنده در زمینۀ نگارش مقالات دانشنامه‌ای، یک تجربۀ خوب داشته‌ام‌، و آن نگارش مدخل «کنتوری» (کتابشناس هندیِ ایرانی تبار) در دائرة‌المعارف کتابداری، جلد دوم بوده است. همان تجربه، دشواری‌ها و بایسته‌های دانشنامه‌نگاری را به من نشان داد. نتیجه‌اش در یک کلام این که مدخلی دیگر را نپذیرفتم!

در پیِ آن تجربه، بارها به استاد فقید دکتر عباس حرّی و به دکتر افشار زنجانی و دیگر دست‌اندر‌کاران و نویسندگان مقالات آن پیشنهاد داده‌ام که تجربه‌های خود را در زمینۀ نگارش، ارزیابی، ویرایش و مدیریت این‌گونه مقالات بیان کنند و بنویسند و در اختیار دیگران بگذارند، تا آیندگان راه‌های خطا رفتۀ پیشینیان را تکرار نکنند.

همین پیشنهاد را در یکی از جلسات مجلۀ «کتاب ماه کلیات» در حضور شماری از دست‌اندر‌کاران آن نشریه گفتم.

این مهم در میان کارهای روزانه گم می‌شود، یا بر مبنای این تصوّر که نگاهی گذشته‌نگر است، جدّی گرفته نمی‌شود؛ در حالی که ساختن آینده بر اساس گذشته است.

امیدوارم به این مبحث، با این ملاحظه نظر شود که نوسفران، یک فرد موفق را مانند خود، بشری بدانند که به مدد عواملی همچون همت، تلاش، پشتکار، بازنگری، تأمّل، برنامه‌ریزی و جدیت به جایی رسیده و تا رسیدن به یک مقصد مهم، از معبر شکست‌ها و ناپختگی‌ها و فقر و دشواری و مانند آن گذشته است.

تأکید می‌کنم که شکست، اگر گذرگاه باشد، بسیار ارزشمند است و اگر اقامتگاه شد، فاجعه‌بار. گزارش پشت صحنه‌ها به فهم این نکته کمک می‌کند.

بدیهی است که برای حفظ حرمت‌ها، موارد مثبت باید به شکل شفّاف بیان شود، ولی در موارد منفی باید چهرۀ فرد – به اصطلاحِ رسانه‌ای – شطرنجی شود؛ یعنی اصل قضیه بیان شود که همان برای ما مهم است، نه اینکه چهرۀ فرد منفی برجسته شود.

  1. از دیرباز در مدارس سنّتی یک تقسیم مطرح بوده است و آن ادب درس و ادب نفس است. تمام دانش‌های رسمی – از حوزه‌های علمیه تا دانشگاه‌های ایران و جهان – در حوزۀ ادب درس مطرح می‌شود، ولی اخلاق حرفه‌ای کتابداری در این تقسیم، ضمن «ادب نفس» جای می‌گیرد، که به فرهنگ‌سازیِ درازمدت نیاز دارد، آن هم در روزگاری که یکی از پیامدهای گسترش فضای مجازی، سست شدن دیوارهای هویت و برخی مبانی اخلاقی است (با عواقب مثبت و منفی دیگری که پس از آن دارد).

به‌هر‌حال، برای این فرهنگ‌سازی، پیشنهاد می‌شود برنامه‌هایی مانند کارهای زیر پیگیری شود:

یک. پوشش خبری دادن به راهکارهای پیشنهادی، و فراخوان این راهکارها در زمینۀ اخلاق حرفه‌ای کتابداری؛ مثلاً یک بخش خاصّ در سایت لیزنا و دیگر پایگاه‌های اینترنتی کتابداری به تجربه‌های اخلاق کتابداری اختصاص یابد.

دو. مسابقه‌ها و جشنواره‌ها، عاملی مفید برای فرهنگ‌سازی است که نباید از آن غفلت شود.

سه. جایزۀ کتاب سال اخلاق حرفه‌ای کتابداری. البته شاید به دلیل کمبود کتاب در این حوزه، بهتر باشد که هر دو سال یک‌بار برگزار شود. ولی با کمترین هزینه قابل اجرا است، با برکات خاصّ خودش.

چهار. فعّال شدن کمیته‌های اخلاق حرفه‌ای کتابداری در تمام شاخه‌های انجمن کتابداری، یا تأسیس چنین کمیته‌هایی در شاخه‌هایی که وجود ندارد.

پنج. نهاد کتابخانه‌های عمومی بیشترین کتابداران را در اختیار دارد، و آن کتابداران بیشترین ارتباط را با مردم – با انواع سلیقه‌ها و گرایش‌ها – دارند. لذا ورود خوبی به این کار می‌تواند داشته باشد.

شش. تشویق پایان‌نامه‌ها در این حوزه. حتّی به هزینۀ بسیار جزئی مالی، که به فرهنگ‌سازی کمک جدّی می‌کند.

هفت. استفاده از زبان هنر و ادب، مانند گرافیک، کاریکاتور، داستانک، شعر، طنز، فیلم کوتاه و مانند آن، بسیار مؤثر و گیرا است.

هشت. همکاری و هماهنگی با دیگر کمیته‌ها و مجامع اخلاق حرفه‌ای. مثلاً شورای اطلاع‌رسانی، آثاری مفید در زمینۀ اخلاق فضای مجازی منتشر کرده است. هماهنگی این مراکز، ثمرات زیادی خواهد داشت.

آنچه تا اینجا بیان شد، گام‌های آغازین این کار به‌شمار می‌آید. فراموش نکنیم که در بعضی کشورها، از سال 1930، اخلاق حرفه‌ای کتابداری، جایی بسیار جدّی در برنامه‌ریزی‌هایشان گرفته است. دریغ است کشور عزیز ما با آن همه پیشینه و پشتوانۀ دیانت و فرهنگ و اخلاق و ادبیات، در این زمینه جایگاهی جهانی نیابد.

  1. ادامۀ این مطالعات با استفاده از منابع غیر‌فارسی. به‌عنوان نمونه به چند کتاب اشاره می‌شود که نسخۀ آن‌ها در کتابخانۀ ملی موجود است.

Buchanan, Elizabeth & Henderson, Kathrine. Case Studies in library and information science. Jeferson, 2009.

Besnoy, Amy. Ethics and Integrity in Libraries. Newyork: Routledge, 2009.

Samek, Toni. Librarianship and Human Rights: A Twenty – first Century Guide. Oxford, 2007.

The Ethics of Librarianship: an International Survey. Munchen: Saur, 2002.

 سپاسگزاری

آنچه در این گفتار نوشته آمد، بخشی از دغدغه‌ها و نکاتی است که من بارها در کلاس‌های درسی و مجال‌های دیگر گفته‌ام و همایش کتابخانۀ حسینیۀ ارشاد در شمار این‌ها است.

ولی نگارش آن به همت و پیگیری جناب دکتر مصطفی امینی سامان گرفت که ادای سپاس از ایشان، وظیفۀ این کمترین است. همچنین از جناب زرین، مدیریت حسینیۀ ارشاد و سرکار خانم دکتر خراسانچی، مدیر کتابخانه که مجالی دیگر برای بیان و نگارش مطالب فراهم آوردند، تشکر می‌کنم.

 اخلاق اطلاعات از دیدگاه فلوریدی

علیرضا ثقه‌الاسلامی

 مقدمه

اخلاق اطلاعات، یکی از مباحث اخلاقی مورد علاقة من و البته مرتبط به حوزة علوم اطلاعات است.  در اینجا به معرفی و تبیین مفاهیم و قلمرو اخلاق اطلاعات از دیدگاه فیلسوف تحلیلی معاصر «لوچیانو فلوریدی» می‌پردازم، فیلسوف ایتالیایی صاحب‌نظر در زمینة فلسفه و اخلاق اطلاعات.

بحث خود را با قطعه شعری زیبا از سهراب سپهری برگرفته از «صدای پای آب» آغاز می‌کنم، چرا که بحث اخلاق اطلاعات نیز به نوعی تفسیر همین قطعه شعر است: ‌

من نمی‌دانم که چرا می‌گویند اسب حیوان نجیبی است،

کبوتر زیباست

و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست

گل شبدر چه کم از لالة قرمز دارد

چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

چشم‌ها را برای رویت بهتر جهان باید شست و به کل هستی از منظری احترام‌آمیز باید نگریست.

حوزة مطالعات اخلاق

نخست، مختصری درباب حوزة مطالعات اخلاق سخن می‌گویم: اخلاق‌شناسی[1] یا فلسفة اخلاق[2] انشعابی از فلسفه است که به بررسی مفاهیم و نظریه‌های معطوف به درست/نادرست و خیر/شرّ در نسبت با خود و در ارتباط با رفتار انسان می‌پردازد. حوزة مطالعات اخلاق را می‌توان به سه شاخه تقسیم کرد: فرااخلاق[3]، اخلاق هنجاری[4] و اخلاق کاربردی[5].

فرااخلاق

در قلمرو فرااخلاق، به ماهیت مفاهیم، داوری‌ها، گزاره‌ها و گرایشات اخلاقی پرداخته می‌شود. پرسش‌های مطرح در این قلمرو عبارتند از: منظور از درست یا نادرست اخلاقی چیست؟ گزاره‌های اخلاقی چه نوع گزاره‌هایی هستند؟ آیا داوری‌های اخلاقی از گستره‌ای جهان‌شمول برخوردارند یا گستره‌ای نسبی؟

اخلاق هنجاری

در قلمرو اخلاق هنجاری، به شناسايي و تبيين اساسي‌ترين معيارهاي درستي و نادرستي يا خوبي و بدي در احکام اخلاقي پرداخته می‌شود. به عبارتی دیگر، اخلاق هنجاری بر معیارهایی متمرکز است که بایستی برای تحقق رفتاری اخلاقی مبنا قرار بگیرد. نظریه‌های اخلاقِ هنجاری متعددی وجود دارند که برخی از معروف‌ترین آنها عبارتند از: اخلاق فضیلت[6]، فایده‌گرایی[7]، وظیفه‌گرایی[8] و پیامدگرایی [9].

اخلاق کاربردی

در قلمرو اخلاق کاربردی، به تجزیه و تحلیل موضوعات اخلاقی خاص و بحث‌برانگیزی هم‌چون سقط جنین، حقوق حیوانات، مرگِ آسان و مسائلی دیگر پرداخته می‌شود. اخلاق کاربردی به زیرگروه‌های متعددی تقسیم می‌شود، از قبیل: اخلاق پزشکی، اخلاق تجارت، اخلاق فناوری اطلاعات، اخلاق محیط زیست، اخلاق ورزش و زمینه‌هایی دیگر.

مروری بر تطوّر تاریخی اخلاق اطلاعات

در اینجا مروری بر تطوّر تاریخی اخلاق اطلاعات انجام می‌دهیم که این مبحث از کجا شروع شد و اکنون در کجای این سیر تاریخی هستیم. این روند تطوّری را می‌توان به پنج بازة تاریخی تقسیم‌بندی کرد و جدول ذیل به خوبی این تحولات تاریخی را نمایش می‌دهد.

 

1940-1950 سایبرنتیک و یادداشت‌های اولیه دربارة پیامدهای اخلاقی فناوری‌های خودکار؛ تمرکز بر مسائل اخلاقی ناشی از توسعة ابزارهای الکترومکانیکی و ماشین‌های خودکار توسط نوربرت وینر
1960-1980 احیای مجدد مسائل اخلاقی ناشی از رشد و گسترش فناوری رایانشی پس از یک دهه غفلت؛ تمرکز بر مسائل اخلاق حرفه‌ای برای متخصصان و کارورزان مرتبط با فناوری رایانشی
1980-1990 اخلاق رایانه و تمرکز بر موضوعات اخلاقی مرتبط با رایانه‌ها و سپس مرتبط با فناوری‌های شبکه؛ تمرکز بر مسائلی اخلاقی هم‌چون مسؤولیت‌پذیری حرفه‌ای، محرمانگی و ناشناختگی، مالکیت معنوی نرم‌افزارها، حریم اطلاعاتی، امنیت سامانه‌های شبکه‌ای
1990-2000 اخلاق فناوری اطلاعات در ساحت اخلاقی گسترده‌تری، بسط و گسترش می‌یابد؛ تمرکز بر مسائل اخلاقی ناشی از رشد و گسترش اینترنت و فضای مجازی و ارتباطات جهانی
2000-2010 اخلاق اطلاعات به عنوان رشتة مطالعاتی مستقلی رشد و توسعه می‌یابد؛ بازخوانی و یکپارچه‌سازی مسائل اخلاقی ناشی از رشد و گسترش فناوری‌های رایانشی، اطلاعاتی و ارتباطی

جدول شمارة ۱. سیر تاریخی اخلاق اطلاعات

اخلاق فناوری اطلاعات و اخلاق اطلاعات

همان‌گونه که در جدول شمارة ۱ ملاحظه می‌کنید در دهة 90 میلادی، با ورود اینترنت و گسترش فضای مجازی، مباحث مربوط به اخلاق کامپیوتر و اخلاق فناوری اطلاعات وارد حوزة فضای مجازی و اینترنت می‌شود و مسائل جدیدی مطرح یا باعث گسترش مباحث پیشین می‌شود، از جمله بحث از اخلاق جهانی. در بازة زمانی سال 2000 تا 2010، حوزة اخلاق اطلاعات مطرح می‌شود که موضوع بحث امروز ماست. از پیش‌تر، زمانی که ما از اخلاق رایانه یا اخلاق فناوری اطلاعات نام می‌بردیم، همیشه با یک سؤال اساسی مواجه بودیم که این سؤال در فلسفة اطلاعات فلوریدی، بار دیگر مطرح می‌شود.

اخلاق فناوری اطلاعات و مسئلة یکتایی

فلوریدی، هجده پرسش اساسی در گسترة فلسفة اطلاعات را ذیل پنج گروه تحلیل، معنی‌شناسی، هوش، طبیعت و ارزش‌ها فهرست می‌کند. پرسش هجدهم آن، دربارة اخلاق اطلاعات است. از این پرسش در اخلاق فناوری اطلاعات اصطلاحاً با عنوان «مسئلة منحصر به فرد بودن» یا «مسئلة یکتایی[10]» نام برده می‌شود. مسئله این است که آیا چالش‌ها و موضوعات اخلاقی مطرح در اخلاق فناوری اطلاعات، مسائلی کهن و قدیمی هستند یا مسائلی جدید و نوظهور؟ به تعبیر دیگر، آیا رشد و گسترش فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی باعث شده است مسائل اخلاقی جدید و نوظهوری مطرح شود یا این که این مسائل همان چالش‌های اخلاقی گذشته هستند که پیچ و تابی تازه یافته‌اند؟

در میان محققان اخلاق فناوری اطلاعات، سه نوع رویکرد در مواجهه با مسئلة یکتایی شکل می‌گیرد. در رویکرد اول، ضرورتاً هیچ مسئلة اخلاقی جدید و خاصی پدیدار نشده است؛ بنابراین، نظریه‌های اخلاقی کلاسیک و متعارف برای تجزیه و تحلیل این مسائل کفایت می‌کند. رویکرد دوم نشان می‌دهد که مسائل ناشی از رشد و گسترش فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، انواع جدیدی از مسائل عام اخلاقی است که پیچ و تابی تازه یافته‌اند؛ بنابراین، نظریه‌های اخلاقی کلاسیک و متعارف بایستی با تأملی بیشتر به این مسائل بپردازند. مثلاً مفهوم حریم خصوصی اطلاعاتی تفاوت خاصی با مفهوم حریم خصوصی که در گذشته مطرح بوده است ندارد، بلکه صرفاً با مصداق جدید و البته پیچیده‌تری از مفهوم حریم خصوصی مواجه شده‌ایم. این نظریه‌های اخلاقی کلاسیک هم‌چنان مفهوم حریم خصوصی را در گذشته تجزیه و تحلیل می‌کرد، امروز نیز همین نظریه‌ها می‌تواند مفهوم حریم خصوصی اطلاعاتی را با تأملاتی بیشتر و دقیق‌تر تجزیه و تحلیل کند. رویکرد سوم مطرح می‌کند که اخلاق فناروی اطلاعات برخوردار از مسائل اخلاقی جدید و یکتایی است که در صورت عدم پیدایش فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، چنین مسائلی فرصت ظهور نمی‌یافتند؛ بنابراین متأثر از رشد و گسترش این فناوری‌های جدید، نیازمند نظریه (یا نظریه‌های) اخلاقی جدیدی هستیم. مثلاً مفهوم حریم خصوصی اطلاعاتی که متأثر از گسترش فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی مطرح می‌شود، به لحاظ ماهوی نسبت به مفهوم حریم خصوصی تغییر کرده است، این تحول ماهوی باعث می‌شود که نظریه‌های اخلاقی کلاسیک در تجزیه و تحلیل این مفهوم نوظهور کارایی لازم را نداشته باشند. از این رو، نیازمند نظریة اخلاقی جدیدی برای تجزیه و تحلیل چنین مفاهیم نوظهوری هستیم. مسائل دیگری هم چون مالکیت معنوی دیجیتالی، محرمانگی، گمنامی در فضای مجازی و بسیاری مسائل اخلاقی دیگر نیز، این گونه‌اند. چرا که رشد و گسترش فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، زیرساخت‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را دستخوش تحولاتی اساسی نموده است و بر این اساس، انقلابی مفهومی در بسیاری از مفاهیم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و از جمله مسائل فوق رخ داده است. در اینجا به نظر می‌رسد موضع فلوریدی ذیل‌ رویکرد سوم قرار می‌گیرد. از این رو می‌توان گفت که اطلاعات و پردازش آن، محور اساسی این تحولات است که ابعاد اخلاقی قابل توجهی را در جامعه و محیط، به نحو بی‌سابقه‌ای ایجاد کرده است.

اخلاق فناوری اطلاعات و پاسخ‌های استعلاجی

نکتة دیگر این که نظریه‌های مطرح در اخلاق فناوری اطلاعات، نظریه‌هایی یکپارچه نیستند، این مسئله موجب شده است که پاسخ‌ها و راه‌حل‌هایی که برای مسائل مطرح در اخلاق فناوری اطلاعات ارائه می‌شود، پاسخ‌هایی موقتی و اصطلاحاً استعلاجی باشد. به تعبیری دیگر، دائما بایستی مترصد این موضوع باشیم که رشد و گسترش فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، چه مسائل و پیامدهای اخلاقی جدید را به بار می‌آورند، تا برای آنها راه‌حلی اتخاذ نماییم.

از این رو، اخلاق فناوری اطلاعات به مثابه بافتی چهل‌تکه شده است که پیوسته و متأثر از مسائل اخلاقی جدید، آنها را تجزیه و تحلیل، و حل و فصل کرده‌ایم. پس بایستی به دنبال یک نظریة اخلاقی یکپارچه در اخلاق فناوری اطلاعات باشیم که فلوریدی از آن با عنوان «اخلاق اطلاعات» نام می‌برد. این نظریة اخلاقی یکپارچه بایستی بسیاری از حوزه‌های متکثر اخلاق کاربردی را که به نوعی درگیر اطلاعات و پردازش آن هستند زیر یک چتر قرار دهد؛ نظریه‌هایی مانند اخلاق تجارت، اخلاق پزشکی، اخلاق کتابداری، اخلاق رایانه و… . به تعبیر فلوریدی، در حوزة اخلاق اطلاعات نیازمند تحلیل‌هایی استراتژیک و نه صرفاً راه‌حل‌هایی تاکتیکی هستیم؛ روندِ تجزیه و تحلیل چنین مسائلی از بالا به پایین (به مثابه رویکردی کلان‌اخلاق) و نه از پایین به بالا با راه‌حل‌هایی استعلاجی و موقتی (به مثابه رویکردی خُردْاخلاق). اما منظور فلوریدی از نظریة کلان‌اخلاق[11] چیست؟ منظور نظریه‌ای اخلاقی است که هم سطح با نظریه‌های اخلاقی کلاسیک و متعارف است. نظریة کلان‌اخلاق ذیل اخلاق کاربردی قرار نمی‌گیرد که لازم باشد از نظریه‌های مطرح در اخلاق هنجاری استفاده کند، بلکه خود هم ردیف با نظریه‌های اخلاق هنجاری است. نظریة اخلاق اطلاعات به مثابه نظریه‌ای کلان‌اخلاق، راه‌حل‌هایی استعلاجی و تاکتیکی ارائه نمی‌دهد که از مصادیق به راه‌حل‌ها دست یابد، بلکه از نظریه‌ای کلان شروع می‌کند تا به مصادیق برسد، آن چنان که مصادیق ممکن و پیشامدهای آتی را نیز بایستی بتواند تجزیه و تحلیل کند.

از این رو، در چارچوب نگاهی یکپارچه به اخلاق اطلاعات، یک عامل اخلاقی در تعامل با محیط پیرامونی خود به سه وجه می‌تواند با اطلاعات و پردازش آن سروکار داشته باشد؛ عامل مذکور، برخی اطلاعات را به کار گیرد که از آن با عنوان «اطلاعات به مثابه منبع» نام می‌بریم، و به دنبال آن، اطلاعات دیگری را تولید کند که از آن با عنوان «اطلاعات به مثابه محصول» یاد می‌کنیم و در انجام این کار تحت تأثیر محیط اطلاعاتیِ خود قرار می‌گیرد که از آن با عنوان «اطلاعات به مثابه هدف» ذکر می‌کنیم. حال در مورد هر یک از وجوه تعاملی عامل اخلاقی با اطلاعات و پردازش آن (تعابیر فوق نسبت به اطلاعات) بیشتر توضیح می‌دهم و برای هر تعبیر سه مثال متفاوت را متذکر می‌شوم:

اطلاعات به مثابه منبع

در باب اطلاعات به مثابه منبع می‌توان گفت وقتی یک عامل، اطلاعاتی را به‌دست آورده و از آن برخوردار می‌شود به مثابه یک منبع در نظر گرفته می‌شود، فرآیندی که اغلب با تأملاتی اخلاقی همراه است. دریافت و برخورداری از اطلاعات همیشه منتج به انجام رفتاری اخلاقی نمی‌شود، بلکه گاهی اوقات برخلاف این موضوع است. مثال اول مسئلة شکاف دیجیتالی[12] است و فقر و غِنای اطلاعاتی، یا اعتمادپذیری منابع اطلاعاتی. بدین معنا که عامل‌هایی که از اطلاعات بیشتری بهره‌مند هستند یا به تعبیر دیگر، از منابع اطلاعاتی قابل اعتماد و خوبی برخوردارند، بالامکان قادرند تصمیم‌های رفتاری مناسب‌تری اتخاذ کنند. بنابراین یک عامل اخلاقی با اطلاعات بیشتر و قابل اعتمادتر، بالامکان می‌تواند رفتار اخلاقی مناسب‌تری را اتخاذ کند. مثال دوم دربارة اخلاق پزشکی و موضوع دریافت رضایت آگاهانه از بیمار (یا وابستگان بیمار) است. دریافت رضایت از بیمار، متکی بر ارائة اطلاعات کامل و قابل درک به بیمار یا وابستگان اوست. در اینجا یک پزشک نسبت به بیمار (یا وابستگانش) به مثابه منبعی اطلاعاتی عمل می‌کند، آن‌چنان که با ارائة اطلاعاتی موثق به بیمار، وی را برای تصمیم‌گیری و اعلام رضایت خود یاری می‌رساند. اما گاهی اوقات و به طور آگاهانه، فقدانِ آگاهی از منبع اطلاعات، تصمیم‌گیری مناسب را تسهیل می‌کند. مثال سوم ناظر به این موضوع است. در اخلاق قضایی، گاهی اوقات «حجابِ جهل» عامل مهمی در صدور رأی عادلانه است. فیلسوف معاصر جان رالز، فیلسوف آمریکایی معاصر و مبدع نظریه‌ای درباب عدالت، بحث از «حجاب جهل» یا فقدانِ آگاهی از منبع اطلاعات به طور آگاهانه را مطرح کرد. در قالب مثال سوم این موضوع را بیان می‌کنم؛ در اخلاق قضایی، وقتی دو نفر در مقابل یک قاضی قرار می‌گیرند تا حکمی را صادر کند، بهتر است که قاضی از مَناصب و موقعیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و… طرفین دعوی، به طور آگاهانه و در صورت عدم نیاز در فرآیند قضایی، مطلع نباشد، چرا؟ چون اگر از مَناصب یا موقعیت‌های خاص سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… آنان مطلع گردد، چه بسا بر قضاوت و صدور حکم قضایی وی تأثیر بگذارد. از این رو، این فقدان آگاهی از منبع اطلاعاتی به طور آگاهانه، خود می‌تواند مصداقی از اطلاعات به مثابه منبع اطلاعات باشد که برخوردار از بار اخلاقی است.

اطلاعات به مثابه محصول

در باب اطلاعات به مثابه محصول می‌توان گفت که وقتی یک عامل، اطلاعاتِ به‌دست آورده را به دقت تشریح، دستکاری، مدیریت و در نهایت به اشتراک می‌گذارد، چنین عمل تولید اطلاعاتی می‌تواند پیامدهایی اخلاقی به دنبال داشته باشد. در اینجا مثال اول خود را در باب اخلاق حرفه‌ای متخصصان علوم و فنون اطلاعاتی، مسؤولیت‌پذیری و پاسخگویی در فعالیت‌ها و خدمات حرفه‌ای مرتبط بیان می‌کنم. یک کتابدار یا متصدی خدماتی اطلاعاتی، در قبال خدماتی که ارائه می‌دهد و این خدمات، خود به مثابه محصولی اطلاعاتی تلقی می‌شود، از بار اخلاقی و ارزشی برخوردار است. مثال دوم در حوزة اخلاق تجارت است؛ شرکت‌های تجاری به هنگام تهیة ترازنامه‌هایی بی‌نقص برای نهادهای نظارتی، تعیین رتبه‌بندی و عموم سهام‌داران، به عنوان عامل‌های اخلاقی رفتار می‌کنند و ترازنامه‌های مالی و مالیاتی این شرکت‌ها به مثابه محصولی اطلاعاتی است که در چارچوب مقررات صنفی بایستی کامل و بی‌نقص باشد، از این رو این محصولات اطلاعاتی دارای بار اخلاقی است. مثال سوم در رابطه با اخلاق پژوهش است، به طوری که محققان برای تدوین و تالیف آثار پژوهشی اصیل به عنوان عامل‌های اخلاقی شناخته می‌شوند، چرا که محصولات پژوهشی آنان به مثابه محصولی اطلاعاتی بایستی در چارچوب ملاحظاتی اخلاقی گردآوری شود.

اطلاعات به مثابه‌ هدف

درباب اطلاعات به مثابه‌ هدف می‌توان گفت، وقتی که ارزیابی‌ها و کنش‌های اخلاقی عامل، محیط اطلاعاتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ این مفهوم از اطلاعات نیز می‌تواند مورد تحلیل اخلاقی قرار بگیرد. مثال اول مرتبط با اخلاق رایانه است، آن چنان که نفوذ کردن، فیلتر کردن، خرابکاری، یا نگهداری و حفظ آرشیو، تماماً موضوعاتی اخلاقی هستند و در چارچوب اطلاعات به مثابه هدف قرار می‌گیرند. مثال دوم به اخلاق محیط زیست مربوط است و نحوة تعامل افراد در حفظ شکوفایی و حیات محیط زیست که در چارچوب اخلاق به مثابه هدف قرار گرفته و از ملاحظاتی اخلاقی برخوردار است. مثال سوم نیز دربارة اخلاق فضای مجازی و محترم شمردن یا نقض حریم خصوصی یا محرمانگی افراد توسط متخصصان و کاربران فضای مجازی است که نیز در تعبیر اطلاعات به مثابه هدف می‌گنجد.

فلوریدی با طرح سه‌گانة «اطلاعات به مثابه منبع-محصول-هدف» نشان می‌دهد که نظریه‌های متعدد اخلاقی تاکنون، صرفاً یکی از تعابیر سه‌گانة فوق را مد نظر قرار داده‌اند، حال آن که نظریة اخلاق اطلاعات با نگاهی چندوجهی به عامل اخلاقی، طرحی یکپارچه به اخلاق اطلاعات را در می‌افکند. این نگاه، نگاهی فراگیر به اطلاعات و چرخة حیات اطلاعات است، آن چنان که اگر به دنبال یک نظریة کلانِ اخلاقی هستیم، باید این تعابیر سه‌گانه از اطلاعات را به موازات هم ملاحظه کرده و نظریة خود را بر این اساس مطرح کنیم. در صورتی که تعریفمان از اطلاعات و چرخة آن فراگیر نباشد، نظریة اخلاقی مفروض نمی‌تواند بسیاری از مسائل اخلاقی مرتبط با مفهوم اطلاعات را صرفاً با یکی از این تعابیر (پیکان‌های اطلاعاتی) پوشش دهد. از این رو، به رهیافت فراگیرتری نسبت به اخلاق اطلاعات نیازمندیم تا (1) این سه «وجه اطلاعاتی» گرد هم آیند؛ (2) کل چرخة اطلاعات (شامل ایجاد، بسط، توزیع، ذخیره‌سازی، حفظ، استفاده و تخریب محتمل) بررسی شود؛ و (3) به لحاظ اطلاعاتی تمامی هستومندهای درگیر (شامل عامل اخلاقی A) و چالش‌ها، کنش‌ها و تعاملاتشان از طریق رفتار آنها نه به صورت مجزا، بلکه به عنوان بخشی از این محیط اطلاعاتی یا سپهر اطلاعات که خود متعلق به سیستم‌های اطلاعاتی هستند تجزیه و تحلیل شود. برای نمایشِ تعامل عامل اخلاقی با محیط پیرامونی خود، طرح اولیة فلوریدی با عنوان «مدل خارجی منبع ـ محصول ـ هدف» یا مدل خارجی PRT، به شکل زیر است:

شکل شمارة ۱. مدل خارجی منبع ـ محصول ـ هدف

اما از آنجا که عامل اخلاقی و وجوه اطلاعاتی سه‌گانة «اطلاعات به مثابه منبع-محصول-هدف»، خود نیز در محیطِ اطلاعاتیِ فراگیری قرار گرفته‌اند، فلوریدی طرح نهایی خود را با عنوان «مدل داخلی منبع-محصول-هدف» یا مدل داخلی PRT به صورت زیر ارائه می‌دهد:

شکل شمارة ۲. سپهر اطلاعات

نظریة اخلاق اطلاعات فلوریدی

در قسمت اول بحث خود، مفهوم اطلاعات را از سه وجه اخلاقی معرفی کردیم و در ادامه راجع به این مفاهیم بیشتر سخن می‌گوییم. شناخت ماهیت اخلاق اطلاعات به لحاظ هستی‌شناختی (و نه معرفت‌شناختی)، تفسیر ما از قلمرو اخلاق اطلاعات را اصلاح می‌کند. بر اساس مدلPRT ، می‌توان اخلاق اطلاعات را به مثابه نظریه‌ای کلان‌اخلاق تعریف کرد؛ نظریه‌ای اخلاقی که کل حوزة واقعیت را مورد توجه قرار دهد.

نظریة اخلاق اطلاعات فلوریدی مبتنی بر سه مفهوم بنیادی است: هستی‌شناسی اطلاعات[13]، زوج عامل/معلول[14] و سپهر اطلاعات[15].

هستی‌شناسی اطلاعات

در بحث هستی‌شناسی اطلاعات، «اطلاعات» به منزلة مبنایی‌ترین هستومندی تلقی می‌شود که (دست‌کم) دارای حداقلی‌ترین و اِشتراکی‌ترین ارزش اخلاقی است. تصور کنید کُل جهان را از چشم‌اندازی شیمیایی می‌نگرید. هر هستومند و فرآیندی با توصیف شیمیایی معیّنی توصیف می‌شود. مثلاً، بدن یک انسان بین 45 تا 75 درصد آب دارد. از چشم‌انداز هستی‌شناسانة اطلاعاتی به این موضوع بنگرید: همان انسان به مثابه خوشه‌ای از داده‌ها توصیف می‌شود، یعنی به مثابه یک هستومند اطلاعاتی. این صرفاً نحوه‌ای از نگریستن به هستومندها یا (صحیح‌تر آن که) انتخاب صریحی از یک سطح اِنتزاع[16] است.

زوج عامل/ معلول اطلاعاتی

مفهوم دوم، بحث از زوج عامل/ معلول اطلاعاتی است. هر هستومند اطلاعاتی یا اثراتی را بر محیط خود ایجاد کرده (به مثابه عامل) یا پذیرای تغییراتی است (به مثابه معلول). یک هستومند اطلاعاتی نیازی به برخورداری از حیات[17]، آگاهی[18] یا حتی تجسّدیافتگی[19] ندارد. در یک سطح مفروضی از اِنتزاع، هستومند اطلاعاتی (یا به عنوان عامل یا به عنوان معلول) می‌تواند شامل انسان، حیوان یا گیاه باشد، یا هر آنچه وجود دارد؛ از نقاشی و کتاب گرفته تا یک ستاره یا سنگ، هر آنچه ممکن است یا وجود خواهد داشت؛ هم‌چون نسل‌های آتی، هر آنچه که بوده و اکنون نیست؛ اجدادمان یا تمدنی قدیمی، یا حتی چیزی آرمانی، غیرملموس یا اندیشة محض، و هر آن چیزی که بتوان آن را از چشم‌اندازی اطلاعاتی توصیف کرد.

سپهر اطلاعات

مفهوم سوم سپهر اطلاعات است. سپهر اطلاعات، اصطلاحی است که فلوریدی آن را بر اساس «سپهر زیستی[20]» ابداع کرده است. سپهر اطلاعات بر کلّ یک محیط اطلاعاتی دلالت می‌کند که متشکّل از تمامی هستومندهای اطلاعاتی (شامل عامل‌ها و معلول‌های اطلاعاتی)، خصوصیات، تعاملات، فرآیندها و روابط متقابل آنها است. سپهر اطلاعات، قابل مقایسه (اما متفاوت!) با فضای سایبری (به عنوان تنها یکی از نواحی سپهر اطلاعات) است، چرا که این سپهر، فضاهای اطلاعاتی آفلاین و آنالوگ را نیز در بر می‌گیرد. به تعبیر دیگر، فضای آفلاین بخشی از فضای آنلاین است، یعنی یک حالت خاصی از فضای آنلاین را تشکیل می‌دهد.

تعریف اخلاق اطلاعات

اکنون می‌خواهیم بر اساس این مفاهیم، اخلاق اطلاعات را تعریف کنیم. اخلاق اطلاعات، یک نظریة کلان‌اخلاقِ هستی‌محور[21]، معلول‌گرا[22] و بوم‌شناختی[23] است. برای توضیح بیشتر دربارة این تعریف می‌توانیم اخلاق اطلاعات را با اخلاق زیستی قیاس کرده و بر اساس این قیاس، از تعریف مذکور رمزگشایی کنیم. اخلاق زیستی یا زیست‌محور معمولاً تحلیل خود را بر جایگاه اخلاقی هستومندهای زیستی و سیستم‌های بومی بر اساس ارزش‌های ذاتی «زندگی» و ارزش‌های ذاتاً منفی «رنج» بنا می‌کند. اخلاق زیستی به دنبال توسعة یک اخلاق معلول‌گرا یا به تعبیری محیط‌گرا است که در آن معلول نه تنها موجودی انسانی بلکه حتی ممکن است شکلی از زندگی (تحقق‌یافته در موجودات زنده) باشد؛ یعنی هر شکلی از تجربة زیستن و زندگی که شایسته و سزاوار احترام اخلاقی است. بنابراین، اخلاق زیستی یا زیست‌محور ادعا می‌کند که رفاه و سعادت هستومندهای زندة محیطی (به مثابه معلول‌های اخلاقی) باید به هدایت تصمیم‌های اخلاقی عامل و محدود کردن رفتار اخلاقی عامل کمک کند. به عنوان مثال، وقتی در باب اخلاق حیوانات سخن می‌گوییم، فرض انگاشته می‌شود که اخلاق حیوانات بر این اساس شکل گرفته است که حیوانات نیز موجوداتی زنده و دارای حق حیات همچون ما هستند، پس باید به حق حیات آن‌ها احترام بگذاریم. در باب حق حیات گیاهان نیز چنین است؛ گیاهان هم دارای جان هستند و زندگی می‌کنند، پس آن‌ها نیز قابل احترام هستند. از این رو، در اخلاق زیستی یا اخلاق زمین ادعا می‌شود که سعادت و رشد و شکوفایی انسان‌ها به عنوان عامل‌هایی اخلاقی، در گرو سعادت و رشد و شکوفایی موجودات زنده و زندگی آن‌ها است و انسان‌ها بایستی رفتارها و فعالیت‌های خود را با احترام گذاشتن به زندگی و حق حیات ‌موجودات زنده در عالم هستی، تنظیم و محدود نمایند.

اکنون جای «زندگی[24]» را با «هستی[25]» عوض کنید تا آنچه هم‌ارز اخلاق اطلاعات است، روشن شود. فلوریدی از ما سؤال می‌کند، چرا حق حیات و حقِ زیستن، ارزش مبنایی برای احترام گذاشتن به مخلوقات و موجودات باید باشد؟ ما نظریه‌های اخلاق کلاسیک را مبنای تحلیل‌های اخلاقی خود قرار می‌دهیم، مثلاً در نظریة اخلاق فایده‌گرایانه یا سودانگارانه، مبنای تحلیل فعل اخلاقی، فایده داشتن آن فعل برای اکثریت است. این اکثریت چه کسانی هستند؟ جز ما انسان‌ها؟ پس جایگاه دیگر موجودات یا به طور کلی جایگاه طبیعت چه می‌شود؟ ما به مرور زمان از قرائت‌های انسان‌محورانة صرف در نظریه‌های اخلاقی عبور کردیم و به مرحله‌ای رسیدیم که اذعان می‌کنیم باید به حق حیات حیوانات احترام بگذاریم، چون آن‌ها نیز مثل ما حق حیات دارند؛ و بعد به این نتیجه رسیدیم که گیاهان نیز حق حیات دارند، پس باید به حق حیات آن‌ها نیز احترام بگذاریم. اکنون از خود می‌پرسیم، چرا حق حیات و حق زیستن بایستی معیار احترام اخلاقی باشد؟ این معیار را از کجا آورده‌ایم؟ چرا ما این حق را نسبت به وجود سنگ‌ها قائل نمی‌شویم؟ یا نسبت به آب قائل نمی‌شویم؟ صرفاً به خاطر این که سنگ و آب، بی‌جان هستند و برخوردار از حق حیات نیستند. خیلی جالب است. اجازه دهید این مسئله را آشکارتر بیان کنم؛ به عنوان مثال، میراث فرهنگی ادعا می‌کند آثار ملی، باستانی و تاریخی، همچون مجسمه‌ها را نباید تخریب کرد و باید به حفظ و نگهداری از آنها احترام گذاشت. چرا ما به مجسمه‌ها احترام می‌گذاریم؟ چرا وقتی مجسمه‌های بودا در قندهار افغانستان توسط طالبان تخریب شدند، نهادهای بین‌المللی این کار را فاجعه‌آمیز برشمردند؟ چرا بسیار فریاد زدند که کاری غیراخلاقی صورت گرفته است؟ مگر این مجسمه‌ها جان داشتند که ما باید به آنها احترام می‌گذاشتیم؟ ولی بسیاری از ما در محکوم نمودن این ویرانگری نسبت به مجسمه‌های بودا همصدا گردیدیم. خاطرات تاریخی ما یا سرودهای ملّی از جان برخوردار نیستند، امّا ما به آن‌ها احترام می‌گذاریم. به این دلیل است که اخلاق اطلاعات مطرح می‌کند که چرا حق حیات و زیستن، بایستی تنها معیار برای احترام اخلاقی باشد. اخلاق اطلاعات، بینش‌مان را وسعت می‌بخشد و نشان می‌دهد که باید هستی داشتن و وجود داشتن را معیار احترام اخلاقی برشمریم.

اخلاق اطلاعات و اخلاق بوم‌شناختی

اخلاق اطلاعات، اخلاقی بوم‌شناختی است که هستی‌محوری را جایگزین زیست‌محوری کرده و بیان می‌کند که در اینجا چیزی بنیادی‌تر از زندگی وجود دارد به نام هستی؛ هستی و شکوفایی تمامی هستومندها و زیست‌محیط پیرامونی آن‌ها، و چیزی بنیادی‌تر از رنج وجود دارد به نام آنتروپی؛ آنتروپی بر هر نوعی از تخریب یا فساد شیئ اطلاعاتی دلالت می‌کند، یعنی هر شکلی از فقرِ هستی، از جمله نیستی یا عدم هستی. نظریة اخلاق اطلاعاتِ فلوریدی بیان می‌کند که هستی/اطلاعات برخوردار از شایستگی ذاتی است. اخلاق اطلاعات باید وظیفة هر عامل اخلاقی را از نظر میزان مشارکت در رشد سپهر اطلاعات و هر فرآیند، کنش، یا حتی پیامدهای منفی کُل سپهر اطلاعات (نه صرفاً یک هستومند اطلاعاتی) را به منظور میزان افزایش سطح آنتروپی آن و در نتیجه به عنوان نمونه‌ای از شرّ ارزیابی کند.

بر این اساس، از آنجا که هر هستومندی به عنوان تجلّی‌ای از هستیِ اطلاعاتی دارای کرامتی است که شایستة احترام توسط هر عامل در سپهر اطلاعات است، آنگاه پذیرفته می‌شود که اخلاق اطلاعات امری بی‌طرف و جهان‌شمول است. هر شکلی از واقعیت (هر نمونه از اطلاعات)، صرفاً به‌خاطرِ این واقعیت از وجود آن‌چنان که هست، حقِ حداقلی، ابتدایی، قابل‌تمییزگذاری و برابری برای هستی و شکوفایی در مسیری که مقتضای طبیعتش می‌باشد، برخوردار است؛ یعنی حقّی برای ارتقا دادن و غنا بخشیدن به هستی و ذات خود. شناخت آگاهانة اصل برابری هستی‌شناختی مستلزم داوری بی‌طرفانه‌ای از این موقعیت اخلاقی از چشم‌اندازی عینی است، یعنی امکانِ چشم‌اندازی غیرانسان‌محور. به‌کارگیری اصل برابری هستی‌شناختی وقتی حاصل می‌شود که کنش‌ها بی‌طرفانه، جهان‌شمول و مراقبتی باشد.

شناخت آگاهانة اصل برابری هستی‌شناختی مستلزم آن است تا حد امکان هستی‌‌محورانه به جهان بنگریم نه انسان‌محور؛ به بیانی ساده‌تر، نه جهان برای من، بلکه من نیز جزئی از جهان هستم، و بایستی مسئولیت‌پذیرتر نسبت به جهان و موجودات آن باشم.

ارزش افزودة‌‌‌ اخلاق اطلاعات

در بیان ارزش افزودة اخلاق اطلاعات نسبت با اخلاق زیستی می‌توان اشاره کرد که اخلاق زیستی تنها حیات و زنده بودن بودن را محور دعاوی اخلاقی بر می‌شمرد و جهان را در کلیّت خود مورد توجه قرار نمی‌دهد. اخلاق زیستی هم‌چنان در مقابل آنچه بی‌جان، مرده، ناملموس یا مجّرد است، جبهه‌گیری می‌کند؛ مثلاً در اخلاق زمین، در مقابل گسترش فناوری‌ها و مصنوعات فناورانه جبهه‌گیری می‌شود. این دقیقاً همان حصر بنیادی است که نظریة اخلاق اطلاعات بر آن غلبه می‌یابد و برخوردار از شرطی حداقلی است که می‌تواند محور ملاحظات اخلاقی به شمار آید؛ یعنی مؤلفه‌ای مشترک در میان تمامی هستومندها به نام وضعیت اطلاعاتی هستومندها. هر شکلی از «وجود» در هر صورت، بدنة منسجمی از «اطلاعات» است؛ از این رو، وقتی بیان می‌شود اخلاق اطلاعات، اطلاع‌محور[26] است، معادل تفسیر این نظریه به عنوان نظریه‌ای هستی‌محور است. اخلاق اطلاعات، اخلاق محیط زیست را به اصطلاحات سپهر اطلاعات و اشیاء اطلاعاتی از چشم‌اندازی هستی‌محور ترجمه می‌کند، چرا که زمینی که در آن سکنی گزیده‌ایم صرفاً این کرة خاکی نیست!

در اخلاق اطلاعات، آنتروپی جایگزین رنج یا درد می‌شود و بایدها و نبایدهای معطوف به عامل اخلاقی از دیدگاه فلوریدی با استفاده از چهار قانون اخلاقی پایه تأمین می‌شود: 0) در سپهر اطلاعات، آنتروپی نباید ایجاد شود (قانون صفر)، بدین معنا است که نقض این قانون، بدترین فعل اخلاقی است که صورت می‌گیرد؛ 1) در سپهر اطلاعات از آنتروپی باید اجتناب شود، به بیانی دیگر اگر نمی‌توانم باعث رشد سپهر اطلاعات بشوم، دست‌کم به افزایش آنتروپی در سپهر اطلاعات همت نگمارم، به قول نظامی، چو نتوان راستی را درج کردن/ دروغی را چه باید خرج کردن؛ 2) در سپهر اطلاعات، آنتروپی باید حذف شود؛ و 3) شکوفایی هستومندهای اطلاعاتی در کُل سپهر اطلاعات باید از طریق حفظ، پرورش، و غنی‌سازی ویژگی‌هایشان ترویج شود.

این قوانین، معیاری برای اخلاقی زیستنِ عاملی مسئول و مراقبت‌کننده از سپهر اطلاعات به شمار می‌رود. این قوانین، به ترتیب اهمیت آن‌ها از بالا به پایین فهرست شده‌اند؛ نقض قانون شمارة صفر (قانون صفر) غیراخلاقی‌ترین رفتاری است که یک عامل اطلاعاتی می‌تواند انجام دهد و مستحق بیشترین سرزنش است. بهترین کنش اخلاقی، کنشی است که در تحقق تمامی این چهار قانون به‌طور هم‌زمان توفیق یابد. اخلاق اطلاعات به این پرسش اخلاقی که «علی‌الاصول، چرا من باید مراقب باشم؟» پاسخ نمی‌دهد، بلکه به این پرسش که «علی‌الاصول، از چه چیزی باید مراقبت کرد؟» پاسخ می‌دهد.

جمع‌بندی

در پایان بحث خود اجازه دهید به طور خلاصه اشاره کنم که فلوریدی در بیان مسئولیت انسان آفرینشگر در سپهر اطلاعات بیان می‌کند که ما انسان‌ها هم‌چون جهان‌ْآفرین[27] از مسئولیت‌هایی «بوم‌آفرینشگرانه[28]» نسبت به کلّ سپهر اطلاعات برخورداریم. دِمی‌اورگ و در زبان یونانی دِمی‌اورگوس، اصطلاحی است که افلاطون آن را برای دلالت بر خدای صانع و جهان‌آفرین به کار می‌برد. مخاطبان اخلاق اطلاعات، صرفاً «کاربران» این جهان نیست، بلکه هم‌چنین تولیدکنندگانی است که در برابر آفرینش خود و سعادت آن «به‌نحوی خداگونه» مسؤول هستند. اصطلاح «بوم‌آفرینشگری» به تأملات آگاهانة اخلاقی نسبت به زیست‌محیط‌مان دلالت می‌کند. هر چه انسان آفرینشگر[29] به مثابه یک عامل، قدرمندتر می‌شود، وظایف و مسئولیت‌هایش به مثابه عاملی اخلاقی بیشتر می‌گردد تا نه تنها بر پرورش خصائص و عادات خود، بلکه هم‌چنین بر سعادت و شکوفایی هر یک از سپهرهای تحت نفوذ و پیوسته در حال گسترش خود نیز (برای پوشش کُل سپهر اطلاعات) نظارت کند. برای عزیمت از فضائل فردی به ارزش‌های جهانی، رویکردی بوم‌آفرینشگرانه لازم است تا مسئولیت‌های ما را نسبت به این زیست‌محیط (شامل ساکنان فعلی و آینده) به عنوان خلق‌کنندگان، سرپرستان یا ناظران روشنگر آن (و نه صرفاً به عنوان کاربران و مصرف‌کنندگان آن) شناسایی، تصدیق و اجرا کند. انسان آفرینشگر صرفاً بر نتیجة نهاییِ آفرینشش متمرکز نیست، بلکه بر دینامیک و فرآیند مستمرِ آن، برای دستیابی به نتیجة مورد نظر نیز تمرکز دارد. سخن خود را با پرسش مهم فلوریدی به پایان می‌برم؛ یکی از پرسش‌ها و چالش‌های جدّی در برابر انسان ‌آفرینشگر که در مواجهه با جهان و عالم هستی، نه به عنوان غلبه‌کننده بر آن، بلکه به عنوان میراث‌دار، امانت‌دار و مراقبت‌کننده از عالم هستی معرفی گردید، این است که آیا می‌توان میان فایسیس[30] (طبیعت، جهان) و تِخنه[31] (معرفت کاربردی، فناوری) آشتی و سازگاری برقرار کرد؟

 [1] . Ethics

[2] . Moral Philosophy

[3] . Metaethics

[4] . Normative Ethics

[5] . Applied Ethics

[6] . Virtue Ethics

[7] . Utilitarianism

[8] . Deontology

[9] . Consequentialism

[10] . unique problem

[11] . macroethics

[12] . Digital Divide

[13] . Information Ontology

[14] . Agent/Patient Pair

[15] . Infosphere

[16] . Abstract Level

[17] . Life

[18] . Consciousness

[19] . Embodiment

[20] . Biosphere

[21] . Onto-centric

[22] . Patient-oriented

[23] . Ecological

[24] . Life

[25] . Existence

[26] . Infocentric

[27] . Demiurge

[28] . Ecopoietic

[29] . Homo Poieticus

[30] . Physis

[31] . Techne

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط با نویسنده