فیلتر براساس قیمت
فیلتر موجودی
ردهبندی کتابخانه کنگره: نظریه، توسعه و کاربرد
کتابی آموزشی درباره یکی از پرکاربردترین نظام های رده بندی جهان است.
نویسندگان سال ها در این زمینه تدریس کرده اند و تلاش نمودند مسائل مربوط به رده بندی کتابخانه کنگره را همراه با گسترش ها و سایر نکته های اساسی، با کمک مثال و تمرین در فصل های مختلف ارائه کنند.
آرشیوهای دیداری شنیداری، مجموعه مقاله های کاربردی
حاوی مقاله های کاربردی در زمینه های مختلف و پایه آرشیو که توسط نویسندگان برجسته دنیا منتشر شده است. این اثر به سفارس یونسکو تدوین شد و تقریبا تمام جنبههای مرتبط با آرشیوهای دیداری شنیداری از انتخاب و مجموعهسازی تا سازماندهی، حفاظت، نگهداری، الکترونیکی کردن، حقوق نسخهبرداری و مانند رآن را پوشش میدهد. بیتردید این اثر یکی از بهتریم آثار متشر شده در حوزه آرشیو است. کیفیت ترجمه این اثر سبب شد تا برنده جایزه کتاب فصل ایران شود.
درآمدی بر اطلاع شناسی
کتابی نظری و خواندنی درباره اطلاعات و اطلاع شناسی است. مطالعه آن را به تمام کتابداران و اطلاع رسانان و متخصصان علوم اطلاعات و ارتباطات و نیز علاقمندان به مباحث علم و دانش توصیه می شود.
بخشی از مطالب کتاب:
علم اطلاعرساني , طبق تعريف, علمي است كه به بررسي مسائل مربوط به گردآوري, ذخيره و بازيابي, و توزيع و اشاعة اطلاعات ميپردازد. اين علم, نظير هر علم ديگري داراي درونمايه و موضوع مشخّصي است كه به دليل همين درونمايه از ساير علوم متمايز ميگردد و مرزها و داد و ستدهاي آن با حوزه¬هاي ديگر نيز روشن مي شود. اين درونمايه و موضوع در معناي عام آن «اطلاع» يا «اطلاعات» است؛ هم چنان كه «جامعه» موضوع علم جامعه¬شناسي و «روان» موضوع علم روان شناسي, و «زبان» موضوع علم زبانشناسي است. بديهي است كه هيچ يك از اين حوزهها نميتواند بدون شناخت و تعريف چارچوب موضوع و درونماية آن علم به توجيه روشها و رويّهها, اسباب و ابزارها, و اهداف و غايتهايي كه در آن علم مطمح نظر است بپردازد.
عنصري كه در فرايند گردآوري, ذخيره و بازيابي, و توزيع و اشاعة مورد اشاره در تعريف علم اطلاعرساني پيوسته حضور دارد «اطلاعات» است؛ و تا زماني كه اطلاعات به عنوان دستماية اين فرايند روشن نباشد, آنچه صورت ميگيرد از انضباط علمي لازم برخوردار نخواهد بود و كمّ و كيف كار هيچ يك از اين مراحل را نيز نميتوان ارزشيابي كرد.
بنابراين, لازم است كه اطلاعات هم از لحاظ ساختار و هم از نظر مفهوم شناخته و تبيين شود. مطالعه «اطلاعات» به منظور شناخت چارچوب و تشخيص ابعاد و وجوه آن(اينفورمولوژي , 2007) خود مبحث مستقّلي است كه,دراينجا,«اطلاعشناسي» (اينفورمولوژي) ناميده شده است و به نظر مي¬رسد كه مي¬توان از آن به عنوان مبحثي بنياني در علم اطلاع¬رساني ياد كرد. اطلاعشناسي نه با علم اطلاع¬رساني ترادف موضوعي دارد و نه با نظريه¬هاي مربوط به اطلاعات (حرّي, 1372), بلكه همگي جزو مفاهيم مورد مطالعه آن هستند.
موكي و ديگران (2000) مفهوم اطلاع¬شناسي را يكي از مفاهيم مربوط به رويكرد سيستمي عمومي مي¬دانند و معتقدند كه مسئله كلي اطلاع¬شناسي وحدت دانشي است كه در چارچوب جريان¬هاي علمي كسب مي¬شود و اصول ورويكردهاي متفاوتي را براي مطالعة محيط ما ارائه مي¬دهد. هدف كلي اطلاعشناسي, از نظر آنان, اين است كه انواع معرفت را معنايي واحد ببخشد.
اوتن و دبونز (1374) اطلاع¬شناسي را (كه با برابرنهادة ديگري به كار برده¬اند), به عنوان يك فراعلم , “بررسي و مطالعه اصول بنياني ساخت و كاربرد اطلاعات” تعريف مي¬كنند (ص 18)؛ هر چند در جاي ديگر (ص 21) تأكيد ميكنند كه “براي اطلاع¬شناسي, اطلاعات به خودي خود, و نه كاربرد آن, مسئله اصلي است”. با اين همه, بنياني بودن و وحدت بخشي از نكات مهمّي است كه در بحث اين دو نويسنده نيز مطرح است.
آنچه شايان توجه است اين است كه جست و جو براي يافتن اصول بنياني و اساس مشترك, به عنوان رسالت اصلي اطلاع¬شناسي در هر سه نقطه نظر پيشگفته كاملاً مشهود است. امّا به منظور دست يافتن به اصول اوليه, خود اطلاعات به عنوان پديده¬اي بنياني مي¬بايست مورد بازشناسي قرار گيرد.
مفهوم “فضا” در اطلاع¬شناسي مورد نظر موكي نقشي كليدي دارد. از ديدگاه وي, هر شيء يا پديده, “فضا”ي خاصّي است و مي¬توان آن را مستقل و در كنار فضاهاي ديگر و با توجه به وضعيت چارچوبي كه بستر آن را تشكيل ميدهد باز شناخت. بنابراين, انواع گوناگون حوزه ها و نظام هاي مادّي, و نيز كلية فرايند هاي طبيعي يا ساختگي, تعامل ها, انديشه هاي مختلف, ونتايج آنها را مي توان با استفاده از منطقي واحد و در بستر معنايي واحد مطالعه كرد (موكي و ديگران,2000). بدين ترتيب, هرگاه هر شيء يا پديده را “فضا” تلقي كنيم و مجموعة عناصر و خصيصه هاي پيراموني و دروني آن را “وضعيت” آن فضا بدانيم, “اطلاعات” از ديدگاه اطلاعشناسي چيزي جز “وضعيت فضا” نيست.
از نظر وی, اين تعريف چند مزيت دارد: 1) هر نوع اطلاعات را مي توان با استفاده از “فضا”ي آن شناسايي كرد؛ از قبيل اطلاعات مبنايي, اطلاعات ساختاري, و اطلاعات كاركردي؛ 2) اطلاعات را مي توان به تناسب ميزان پيشرفتگي تقسيم كرد, مانند اطلاعات هنجارين (استاندارد) و اطلاعات واقعي؛ و 3) هر نوع اطلاعات را مي توان مدلي رياضي دانست و آن را با كمك فرمول هاي مربوط رمزگشايي كرد (موكي, 1994).
بدين¬ترتيب, مي توان مفهوم واحد اطلاعات را شامل دو شاخه دانست: مبناي نخستين شاخه آن است كه اطلاعات را چگونگي آرايش وضعيت فضا بدانيم. طبق اين تعريف, مي¬توان انواع گوناگون مدل¬هاي منطقي و رياضي را به عنوان ابزاري براي شناسايي اطلاعات و رمزگشايي آن به كار برد؛ در شاخة دوم, اطلاعات به چگونگي محتواي وضعيت فضا تعبير مي شود. اين تعبير اجازه ميدهد كه از مدل¬هاي منطقي و رياضي فراتر رفته به مدل¬هاي معناشناختي دست يابيم. جمع برخي عناصر اين دو شاخه سبب مي¬شود كه چنين تعريفي به دست آيد: اطلاعات كليتي از ويژگي¬هاي محتمل “فضا” و همبستگي دروني آنهاست. كلية تعاريف اطلاعات كه به ويژگي¬هاي ساختاري مربوط مي¬شود متعلق به شاخة نخست و تعاريفي كه به وجه محتوايي مي¬پردازد متعلق به شاخة دوم است (موكي و ديگران, 2000).
فرهنگ مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
عنوان کتاب گویای دامنه موضوعی اصلی این فرهنگ است: مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات. اما واژههای این حوزههای موضوعی مرتبط نیز که معمولا در چنین متونی به تکرار استفاده میشوند نیز مورد توجه قرار گرفتهاند: جهانیسازی، سازمانها و روابط بینالمللی، رسانهها، تبلیغات، تبادل فرهنگی، مسائل دنیای مجازی، آموزش الکترونیک، تجارت الکترونیک و در یک کلام هر چیز الکترونیکی.