معماری ساختمانها و فضاهای عمومی باید نشانه و نماد توسعه باشد: کتابخانه های عمومی

فهرست مطالب...

معماری ساختمانهای عمومی، از جمله کتابخانه ها (عمومی، ملی، دانشگاهی، آموزشگاهی) نشانه و نماد یک ملت برای توسعه علمی، فنی،فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. به همین خاطر باید عصاره شاخصهای زیباشناختی، فنی، کارکردی، اجتماعی، فرهنگی و همه آرزوهای این‌چنینی هر فرهنگ و کشور باشد. معماری و ساختمان هر فضایی را نباید جدا از کارکردهای آن دید یا آن را توسعه داد. بخصوص فضاهای عمومی‌ که آیینه نظام حکمرانی است و کارکردهای افزوده زیادی هم دارند. به همین دلیل، نمی توان انتظار داشت معماری کتابخانه، مهم‌ترین نماد توسعه علمی و فنی، شکوفا و شکوفاتر شود و به عرصه رقابت فنی معماران و مدیران شهری و نهادی تبدیل شود اما خود کتاب و کتابخانه در نگاه همان مدیران غایب باشد و یا راهبرد و عمل‌ سوگیرانه و حذفی را حاکم کنند. چنین سیاست و راهبردی به این می‌ماند که ستونی از ستون‌های یک ساختمان، فرهنگ، اقتصاد، نهاد، اجتماع، خانواده، ملت، اقوام، سنت‌ها، و کتابخانه حذف شود یا پایداری ان تضمین نشود، مثل وضعیت کتاب و کتابخانه و کتابخوانی در ایران. هر کدام اینها یکی از اضلاع معماری، و بلکه بقای هر ساختمانی اشت که قرار است کتابخانه باشد! حتا اینها یکی از ارکان و ساختمان هر فرهنگ و ملت توسعه یافته است.  

مقدمه کتاب معماری فضای کتابخانه‌های عمومی (از نظر بهداشت روانی) از شهناز جاودانی و محمدرضا وصفی، علاوه بر معرفی فشرده محتوای اثر، حاوی نکته هایی است که باید در سیاست‌ها و راهبردهای حاکمیت در همه بخشها، و در نگاه و عمل مدیران شهری و دیگر نهادها حاکم باشد. وگرنه همین ساختمان‌های موجود نیز تهی از کارکردها و روحی می‌شود که کتاب و مطالعه و فرهنگ در ذهن و جسم و کنش‌های فردی و نهادی هر جامعه ای می‌دمد؛ همان افراد و نهادهای تهی که قرار است با دیگری ارتباط بگیرد و خود ساخته شود و بسازد جامعه و کشورش را. نسل‌های آینده نیز باید در جستجوی رمرگشایی از دلایل وجودی چیزی موهوم شوند یا اهداف و کارکردهایی را برای آن جعل کنند که هر چه بیشتر به کا‌م‌شان باشد! چیزی شبیه وضعیت الان بسیاری از کتابخانه‌های خالی ایران که خواب و خیال مدیران را به بازی می‌گیرد! (حمید محسنی)

خوانایی با نشانه‌ها و علائم در فضای بیرونی کتابخانه

در ادامه آن را بخوانید:

ساختمان و تجهیزات کتابخانه‌های عمومی را از جنبه‌های متعدد می‌توان مطالعه و بررسی کرد. کتاب‌های زیادی هم در این زمینه وجود دارد. آثاری نیز به زبان فارسی دربارۀ ساختمان و تجهیزات کتابخانه‌ها تالیف یا ترجمه شده‌اند. در برخی از آنها به مسائل کتابخانه‌های عمومی نیز اشارۀ مختصری شده است. اما دربارۀ جنبه‌های اجتماعی، و بهداشت و سلامت جسمی و روانی فضا و ساختمان کتابخانه‌های عمومی منابع زیادی شاید منتشر نشده باشد. حداقل چنین اثری را نویسندگان به زبان فارسی در ایران ندیده‌اند. با این حال دربارۀ جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی، و نه فنی ساختمان‌ها و فضاهای عمومی یا دولتی و حتا دربارۀ ساختمان‌ها و فضاهای خصوصی از منظر بیرونی و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی، کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری به زبان فارسی ترجمه یا تالیف شده است که فهرست برخی از آنها را در منابع پایان همین کتاب ملاحظه خواهید کرد. حساسیت عمومی و اجتماعی نیز در این زمینه وجود دارد. زیرا آحاد جامعه انتظار دارد میراث فرهنگی او در فضاهای فرهنگی، هنری، اجتماعی، بهداشتی، و غیره، و شاید در یک کلام، در زیست فردی و اجتماعی انعکاس یابد. حتا در این زمینه خاص دوست دارد از تجربه‌های علمی، فنی، فرهنگی و اجتماعی دیگر فرهنگ‌ها و جوامع نیز با رعایت نیازهای بومی و ملی استفاده کند. با چنین نگاهی کتابخانه‌های عمومی نه فقط دارای کارکردی اجتماعی در حوزۀ دسترسی به اطلاعات، دانش، فرهنگ، آموزش، تفریح، سرگرمی، و سایر اهداف و وظایفی است که جزو وظایف ذاتی این بخش از کتابخانه‌هاست بلکه شاید از آن مهم‌تر نمادی فرهنگی، اجتماعی و عصارۀ برخی از دستاوردهای فرهنگی یک قوم،  فرهنگ، ملت در بافت‌های متفاوت اجتماعی باشد. چنین نگاهی به کتابخانه‌های عمومی و همۀ فضاهای عمومی نشانۀ راهبردهای یک شهر، کشور، فرهنگ و ملت برای توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز می‌باشد. یک ملت برای نشان دادن مسیر و راهبرد خود برای توسعۀ فردی و اجتماعی، به طور ویژه از این فضاها و کارکرد فرهنگی و اجتماعی آن به صورت نمادین و با تمام وجود بهره می‌گیرد. حتا تمام تلاش خود را به خرج می‌دهد تا آن را به رخ دیگران بکشد و افراد و نهادهای اجتماعی را تهییج کند تا در این زمینۀ خاص از چیزی فروگذار نکنند. کوتاهی در این زمینه نشانۀ بی‌خردی و درک و فهم نادرست از رشد و توسعۀ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. بخصوص در این زمینه که پای کتاب و مطالعه و اطلاعات و دانش و آموزش و فرهنگ و یکی از مهم‌ترین نمادهای آن یعنی کتابخانه وسط است. جایگاه کتابخانۀ عمومی در این زمینه کم‌نظیر است و همۀ کشورهای پیشرفته آن را از ابعاد گوناگون نمادسازی می‌کنند. کتاب‌های خوب زیادی هم در زمینه ساختمان و معماری انواع کتابخانه‌ها به عنوان یک نماد فرهنگی منتشر شده است.

اولین کتابخانه عمومی ایران در شهر تبریز

البته وقتی از کتابخانه‌های عمومی صحبت می‌شود، بیش از هر چیز به کارکردهای اطلاعاتی، دانشی، محتوایی، آموزشی، فرهنگی، و امثال آن تاکید می‌شود. حتا تاکید بر معماری، ساختمان، و فضای درونی و بیرونی آن نیز حاوی همین پیامی است که از سنخ دانش و فرهنگ و اهمیت آن در همۀ ابعاد زیستی است. به عبارت دیگر، باید تجسم علم و دانش و فرهنگ در سطح محلی، ملی و حتا جهانی، و نشانۀ راهبردهای مدیریت شهری و ملی باشد. برای آشنا کردن ذهن‌ها به چنین راهبردهای ملی و فرهنگی به ساختمان‌هایی چون برج آزادی و برج میلاد اشاره می‌شود. چنین طرح‌هایی نشان قدرت علمی و فرهنگی یک ملت است و آن را با جان و دل و با استفاده از تمام توان ملی و حتا جهانی نمادسازی می‌کنند. حتا در درون همین فضاها با میلیاردها هزینه نیز عمدا و عمدتا فعالیت فرهنگی می‌شود تا تجاری. کتاب و کتابخانه‌های عمومی در این میان وجهۀ دیگری دارد؛ مردمی‌تر است؛ نمادین‌تر است؛ و حتا برای کسب وجهۀ سایر نمادهای فرهنگی نیز به درون آنها کوچانده می‌شود؛ از برج میلاد و آزادی، و هر ساختمان و مجتمع بزرگ دیگر تا پارک، فضای سبز، سینما، مدرسه، دانشگاه، و غیره و غیره. در این زمینۀ خاص هیچ نهاد و کشوری حساب پول و منافع معمول تجاری را نباید بکند، که اگر کرد بی‌خردی است و بی‌توجهی به پشتوانه‌های ملی، فرهنگی و علوم و فنون و دانش نهفته در آنها طی قرن‌ها و هزاره‌ها. دانشی مجسم (جسمانی‌شده) که یک سوی آن در نمادهای فرهنگی و فیزیکی مرتبط با آن است و سوی دیگرش در ذهن و جسم و روان انسان‌ها. و به همین دلیل است که اگر این سازه‌های فیزیکی و ذهن هدایت‌گر آنها ناساز باشد، روح آدم و جامعه را می‌خراشد؛ و برعکس آن نیز زیبا، نشاط‌آور، نوازش‌گر، حامی، باقی، انگیزه‌بخش و تحرک‌آفرین خواهد بود. و همۀ اینها حتا تا ناخودآگاه آدم و جامعه نیز رسوخ کرده است. آسان است که بفهمیم بسیاری از خوشی‌ها و ناخوشی‌های روزمره نیز به همین سازه‌ها، و از هر نوعی وابسته است که اغلب تاثیر بسیاری از آنها ناخودآگاه است؛ یعنی آگاهی جاری نسبت به آنها نداریم. اغلب زمانی به خود می‌آییم که خوشی و ناخوشی، سفره گسترده است. به همین دلیل است که در طراحی فضاها و سازه‌های فرهنگی و دولتی و حتا نمای بیرونی هر سازه‌ای و هر محیطی نهادهای شهری و دولتی مداخلۀ قانونی می‌کنند تا تاثیر آنها مثبت و انرژی‌بخش باشد و همیشه در همه جا آگاهانه و ناآگاهانه حاضر.

کارکرد اجتماعیِ کتابخانه عمومی رنتون در واشنگتن به عنوان مکانی در کنار خانه

توجه به ساختمان، معماری و فضای کتابخانه‌های عمومی از منظر روانی در این اثر نیز آگاهانه و ناآگاهانه بر مدار فوق بوده است. به جرات می‌توان گفت چیزی به اندازۀ کتاب و کتابخانه‌های عمومی (از کودکان تا بزرگ‌سالان) توان انعکاس فرهنگ گذشته و چشم‌انداز آیندۀ یک ملت را ندارد؛ هم از نظر گستردگی و هم کارکردهای گوناگون زیستی (از فرهنگی تا سایر جنبه‌های اجتماعی و غیره).

ساختمان و معماری کتابخانه‌های عمومی باید بتواند احساسات، عواطف و انگیزه‌های روانی کاربران، استفاده‌کنندگان و حتا رهگذران را از جنبه‌های مختلفی که در عبارات فوق به آنها اشاره شده است، تحریک کند و به جنبش درآورد. معماری فضاهای عمومی از جمله، کتابخانه‌های عمومی آنگاه معنا دارد که پدیده‌ها بر مدار حسِ‌ تعلق در این فضاها بچرخند و فضای آن‌ها برای افراد استفاده‌کننده مورد احترام باشند.

نمای بیرونی و فضای ورودی کتابخانه ولی‌عصر در تهران

از جمله اهداف مهم نویسنده این بوده است که مدیران شهری و دولتی، نهادهای فرهنگی، کتابداران، استادان، پژوهش‌گران، مدیران طراحی و توسعۀ کتابخانه‌های عمومی، و نیز دانشجویان کتابداری و معماری را با ساختمان و معماری کتابخانه‌های عمومی از منظر بهداشت روانی و اجتماعی آشنا سازد.

کتابخانه عمومي عربي واقع در اسكاتسديلِ آريزونای آمريكا

منظورمان از معماری فضای کتابخانه‌های عمومی نیز لوکس بودن یا تجمل‌گرایی این فضاها نیست، بلکه توجه به الزامات و کارکردهای اجتماعی آنهاست تا هم محیط برای حضور و استفادۀ کاربران و کارکنان جذاب و دعوت‌کننده باشد و هم به سایر شاخص‌های مهم فرهنگی و اجتماعی توجه شده باشد.

ناسازی و ناهماوایی کتابخانه‌های عمومی با اهداف و شاخص‌ها، و مغفول ماندن روان‌شناسی محیطی در متون مرتبط با ساختمان و تجهیزات کتابخانه‌ها سبب شد تا نویسندگان مصمم‌تر به این موضوع بپردازد.

نمای بیرونی کتابخانۀ شهدای کن در تهران

ابتدا با دیدی کلی موضوع معماری و ساختمان کتابخانه‌های عمومی دنبال شد، اما مطالعۀ آثار گوناگون و برجسته‌ای چون  “معماری و راز جاودانگی“ از الکساندر کریستوفر، معمار و روان‌شناس محیطی، “معماری شادمانی“ از آلن دو‌باتن، “زبان فضا“ از بریان لاسون و “معماری آرکی‌تایپی“ از پروفسور محمود گلابچی و همکاران، حسی را در من گشود که بیشتر و دقیق‌تر به ساختمان و تجهیزات کتابخانه‌ها بنگرم. هرچه بیشتر مطالعه و اندیشه کردم، جرات و جسارت مطالعه و پژوهش در این باره نیز بیشتر شد.

چند اثری دربارۀ معماری کتابخانه‌ها تالیف یا ترجمه شده‌اند، اما این کتاب تاکید بیشتری بر معماری فضای کتابخانه‌های عمومی، و جنبه‌های اجتماعی و روانی دارد. از قضا همین دعوت‌کنندگی، حس‌ مکان، تعلق ‌خاطر یا شخصی‌سازی، هماهنگی فضا و محیط با نیازهای روانی و اجتماعی کاربران، و توجه به سایر احساسات و عواطف در رفتارهای آموزشی و حرفه‌ای افراد و نهادهای مرتبط با کتاب، کتابخوانی، و یادگیری انواع مهارت‌های شناختی و حرفه‌ای از جملۀ مواردی است که مغفول مانده است.

 

نمای بیرونی و ورودی زیبا و جذاب کتابخانۀ عمومی سیدر راپیدز در اسپانیا و کتابخانه‌ی عمومی کانزاس در آمریکا

اندیشه “نگارش“ کتاب حاضر، زمانی به ذهنم رسید که حسی زیبا در پایان روزی خسته‌کننده و با دل‌مشغول‌های روزمره تمام وجودم را به تدریج و ناخودآگاه تسخیر کرد. انگار آبی نرم و روان بر تن تشنۀ خاک و گیاه هم‌زمان در من نیز رسوخ کند. به خانه که رسیدم آزادی وجودم را بیشتر حس ‌کردم؛ گل‌های رنگارنگ باغچۀ دو طرف حیاط، ابعاد بانشاط و پنهان شخصیتم را و ارزش مهربانی را ترغیب و تأیید می‌نمودند. در چنین شرایطی در اتاق، و روی میز کارم کتابی با عنوان «معماریِ شادمانی» نوشتۀ آلن ‌‌دو‌باتن، معمار برجستۀ سوئیسی نظرم را جلب کرد. و این جمله از او که مکان‌هایی هماهنگ با نغمۀ درونی‌مان حسِ خانه بودن را به ما القا می‌کنند. از نظر وی خانه صرفا همان جای همیشگی نیست که اغلب با جامه‌ای راحت اقامت داریم. کافی است فضایی با نغمۀ درونی‌مان هم‌سو باشد تا آن را خانه بنامیم. از این رو، حتی کتابخانه، فرودگاه، باغچه یا رستورانی کوچک نیز می‌توانند خانه باشند.‌

دو‌باتن در پیوند میان انسان و ساختمان‌ها نیز می‌نویسد: «یکی از مهم‌ترین دلایل شادمانی و اندوه، محیط اطراف‌مان است که معمولاً به آن توجهی نمی‌شود، زیرا اجزا و عناصر ساختمان‌ها و فضایی که در آن محاصره شده است، هویت ما را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند».

مرور کتاب معماری شادمانی، سخنان زنده یاد، دکتر عباس حرّی را در خاطرم زنده می‌کرد. دکتر حّری از اساتید گرانمایه حوزه علوم اطلاعات و دانش‌شناسی در روزنامه آفرینش سال‌ها پیش به این نکته اشاره کرد که «همه چیز برای نخواندن کتاب مهیاست». یکی از آنها از نظر ایشان، وضعیت نامناسب معماری ساختمان کتابخانه‌های عمومی بود.

بخش کودکان کتابخانه‌ عمومی لاس گاتس کالیفرنیا

به‌ نظر می‌رسدکه فضای کتابخانه برای کاربران، چه در کارکرد و چه وظایف، باید چیزی شبیه خانه باشد. زیرا محیط کتابخانه بین انسان و اندیشه‌هایش پیوند نامحسوس و ارزشمندی ایجاد می‌کند. این پیوند می‌تواند احساسات درونی ما را تحت تاثیر قرار دهد. و این راز پیوستگی کتابخانه و اجتماع است. اندیشه پرداختن به وضعیت معماری فضای کتابخانه‌های عمومی همواره یکی از دغدغه‌های ذهنی‌ام بود، و پرسش‌های زیادی در ذهنم مطرح بود: به‌راستی وظیفه و کارکرد اصلی فضای کتابخانه‌های عمومی چیست؟ نقطۀ وصل بین اهداف، وظایف، و کارکرد نهاد کتابخانه‌ها با محیط اجتماعی آنها چیست؟ شاید بهتر است این پرسش مطرح شود که چه چیزی سبب می‌شود کتابخانه‌ها نتوانند به اهداف، وظایف و کارکردهای اصلی‌شان برسند؟ چگونه همۀ اهداف، وظایف، و کارکردهای کتابخانه‌های عمومی در فضای فیزیکی و معماری آنها انعکاس می‌یابد؟ همین پرسش آخری است که اصل و اساس و یا به عبارت دیگر، چشم‌انداز نویسنده برای نگاه به اهداف، وظایف و کارکرد کتابخانه‌ها شده است. جنبه‌های روانی و اجتماعی معماری و ساختمان کتابخانه‌های عمومی بیش از بقیه مورد تاکید بوده است. به عبارت دیگر، انسان و نیازهای زیستی و اجتماعی‌اش اصل و اساس قرار گرفته است؛ یعنی هدف اصلی همۀ انواع کتابخانه‌ها و بلکه هر نهاد اجتماعی؛ و متاسفانه پاشنۀ آشیل سیاست‌ها و رویکردهای نهادهای مرتبط با مدیریت کتابخانه‌ها و دیگر نهادهای اجتماعی در کشور، و در این مورد خاص انواع کتابخانه‌های عمومی (کودکان و نوجوانان، بزرگسالان، زندان‌ها، بیمارستان‌ها، و غیره).

نمایی از بخش کودکان کتابخانه‌های عمومی Bonneuil sur Marne France با حضور والدین و نظارت کتابدار

برای پاسخ به این پرسش‌ها  متون زیادی را مطالعه کردم. با اساتید معماری و دیگران نیز مشورت کردم. در همۀ موارد دریافتم که توجه به فضای فیزیکی و معماری کتابخانه‌های عمومی از مهم‌ترین، و در عین حال بحثی بسیار مغفول در متون و کار و حرفۀ متخصصان علم اطلاعات و دانش‌شناسی در ایران است. از‌ این رو، بسیار علاقه‌مند شدم تا دربارۀ نقش معماری در بازطراحی فضای کتابخانه‌های عمومی و تامین بهداشتِ روانی و آسایش محیطی کاربران بیشتر بدانم، که از مولفه‌های اصلی در حوزۀ پاسخگویی فضای کتابخانه‌های عمومی نیز به‌شمار می‌رود. اندیشۀ جذاب‌سازی و داشتن تصویری نیکو از سیما، فیزیک، یا فضای فیزیکی کتابخانه‌های عمومی، و البته با توجه به انواع خدمات و کارکردهای آنها و نیز محیط یا فضای بزرگ‌تر فیزیکی و اجتماعی از منظر بهداشت روانی کاربران در چندین سرفصل در ذهنم ایجاد شد. و همین آغازی شد برای نوشتن این کتاب.

هر فصل به ترتیب به پرسش‌های زیر پاسخ می‌دهد:

فصل اول به سیر تاریخی معماری کتابخانه‌های عمومی در ایران و جهان می‌پردازد. در این فصل مشخصا به این پرسش پاسخ می‌دهدکه فلسفه پیدایش کتابخانه‌های عمومی در ایران و جهان چیست؟ چرا و در پاسخ به چه نیازی این فضاها به وجود آمدند و چگونه معماری در کتابخانه‌های عمومی پا گرفت؟

محتوای این فصل دیدگاه نسبتا جدیدی درباره چیستی، چرایی و کارکرد کتابخانه‌های عمومی در اختیار شما قرار می‌دهد؛ تصویر جدیدی از فضای کتابخانه‌های عمومی در ذهن شکل می‌گیرد؛ نگاه شما به فضای کتابخانه‌های عمومی را تغییر خواهد داد، و فاصله چشم‌گیر بین فضاهای فعلی کتابخانه‌های عمومی با آن‌چه که باید باشند را به وضوح حس خواهید کرد.

در فصل دوم به چیستی و چرایی معماری کتابخانه‌های عمومی، کارکرد اجتماعی و نقش این فضاها به عنوان فضایی در کنار خانه می‌پردازد. کلیاتی درباره مفهوم، نقش و کارکردهای معماری در فضای کتابخانه‌های عمومی نیز ارائه شده است. مطالب این فصل، بنیان نظری مورد نیاز برای مفاهیم و مصادیق معماری در فضای کتابخانه‌های عمومی را در اختیار شما قرار می‌دهد.

فصل سوم به مفهوم محیط و فضا، مولفه‌های محیطی و نقش فضاهای زیستی بر رفتار انسان و معیارهای موثر بر معماری و طراحی کتابخانه‌های عمومی پاسخ می‌دهد. هم‌چنین، چگونگی تاثیر ناخودآگاهانۀ ساختمان، اجزا و محیط فیزیکی کتابخانه‌های عمومی بر الگوهای رفتاری انسان بحث خواهد شد.‌

نمایی از بخش کودکان کتابخانه‌های عمومی لوس گاتس کالیفرنیا با حضور والدین و نظارت کتابدار

در فصل چهارم به مفهوم بهداشت روانی و تاثیر معماری و فضا بر آن پرداخته می‌شود. هم‌چنین، پاسخی به  این پرسش است که چه مشخصه‌ها و الگوهایی شخصیتِ محیطی فضای کتابخانه‌های عمومی را شکل می‌دهند.

فصل پنجم به ویژگی‌های معماری فضای بیرونی و فضای داخلی کتابخانه‌های عمومی از منظر روان‌شناختی محیطی می‌پردازد و دیدگاه‌های مرتبط با چیستی، چرایی و کارکرد این فضاها مطرح خواهد شد.

فصل ششم دربارۀ استانداردهای طراحی و معماری ساختمان کتابخانه‌های عمومی است. این استانداردها مجموعۀ دسته‌بندی شده از استانداردهای موسسه ملی علوم ساختمانی آمریکا، استانداردها و راهنماهای کتابخانه‌های عمومی استرالیا، نیوساوث ولز، استانداردهای ایفلا و الزامات تدوین شده توسط گروهی از مهندسان معماری و شهرسازیِ موسسۀ هسته طراحی و توسعه فضاهای فرهنگی تهران است که در قالب جدول در ابتدای هر ویژگی/ اِلمان ارائه شده است.

 همۀ این فصل‌ها به پرسش‌های زیر پاسخ می‌دهند:

  • – معماری داخلی و بیرونی یک کتابخانه عمومی ایده‌آل شامل چه ویژگی‌هایی است؟
  • – اگر بخواهیم معماری داخلی و بیرونی کتابخانه‌های عمومی را متحول کنیم چه متغیرها و عناصری را باید مد نظر قرار دهیم؟
  • – متغیرهای معماری چه نقشی در تامین بهداشت روانی کاربران کتابخانه‌های عمومی دارند؟
  • – این عوامل چگونه بر بهداشت روانی کاربران تاثیر می‌گذارند و برای بهره‌برداری از این عوامل چه نکاتی باید مدنظر قرار گیرد؟
  • – برای پیاده‌سازی موفق هر متغیر، چه استاندارد و عواملی باید مد نظر قرار گیرد؟

طراحی لبه دایره‌ای در ورودی کتابخانه عمومی نیویورک برای نشستن با چشم‌انداز زیبا

 پاسخ به پرسش‌های مرتبط با استاندارد به ناگزیر چیزهایی چون عناصر/ الِمان‌ها، چارچوب، و شاخص‌های ارزیابی و سنجش، به‌سازی معماری و فضاهای داخلی و بیرونی کتابخانه‌های عمومی را پیش می‌کشد. مباحث دست اولی درباره نقش معماری در تامین بهداشت روانی کاربران کتابخانه‌های عمومی را برجسته می‌سازد. و به طور مشخص آموزه‌هایی است درباره این که چگونه شاخص‌های معماری موجب ارتقای نقش دعوت‌کنندگی و پاسخ فضای کتابخانه‌های عمومی به نیازهای محیطی و تامین بهداشت روانی کاربران می‌شود.

نفوذپذیری بنای کتابخانه عمومی هلند در شب

معماری فضای کتابخانه‌های عمومی (از نظر بهداشت روانی) را نشر کتابدار با پشتیبانی مالی گروه پند منتشر کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات مرتبط با نویسنده