زندگی و خاطرات پروفسور جعفر مهراد؛ چهره ماندگار علمی کشور، بنیانگذار آی اس سی و مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری
| مصاحبه کننده |
حمید محسنی |
|---|
این تصویر از مهراد، با همسر و کودک خردسالاش در فرودگاه سانفرانسیسکو، در حال بازگشت به ایران و در سال 1358 بهدلایلی چنان در ذهنم حک شد که گویی همۀ تصویرهای دیگر به آن چفت و بست میشود. تصویر فوق را در مرکز یک بافت بزرگ با پدیدهها و رخدادهای پیش و پس میبینم که دیگر متعلق به مهراد نیست؛ همان فرودگاه را تجسم کنید که همه استادان بخش کتابداری دانشگاه شیراز در کنار دیگر استادان این دانشگاه و بلکه دانشگاههای دیگر در مسیر عکس در حال پروازند؟! از بین پنج دانشجوی بورسیۀ دانشگاه شیراز تنها مهراد است که در مسیر مخالف در حال برگشت است؟! تقریبا همۀ خانوادۀ همسرش، پدر، مادر، برادر و خواهرش سالها مقیم آمریکا هستند و حالا باید در فرودگاه این دو جوان، و نوۀ عزیزشان را به جایی بدرقه کنند که مرکز تحول جهان شده است؟!
این تصویر را عمدا و از همان ابتدا در ذهن مهراد بارها برجسته کردم تا پاسخ وی را از این تصمیم تاریخی بشنوم! آیا از این تصمیم خود و نتیجۀ آن راضی است؟! و همسرش؟ و خانوادهاش؟! به هر حال، این تصویر و تصمیم دیگر شخصی نیست؛ به همۀ ما ایرانیان ربط دارد.
عجیب این که مهراد را بعد از نیم قرن همان جا، و این بار آن سوتر از سکوی پرواز میبینم؛ این بخشی از حس نقصان و ناخوشی است که دارم؛ شاید شما هم! چیزی کم است! در هر چیزی، هر جا، حتا در درونمان، در خودمان؛ و در کار و حرفهای که ما را به هم، به زندگی و به هستی پیوند داده است! در همه جا چیزی نیست یا چیزی را ندارد؛ در کنار همۀ آن چیزهایی که کل یک حرفه، هستی، انسان و خواستهها و ناخواستههایش را میسازد و ما را در کنار هم، و در تلاش با هم میسازد؛ و شاید گاهی در روبروی هم، و در دو مسیر مخالف که هر کدام پروازی است! و برای همان آرمانهایی که میخواهیم؟!
البته استاد مهراد را در آنجا نیز با کار و باری بر دوش میبینم که میخواهد به منزلی دیگر برساند؛ و نیز با خاطراتاش در اینجا، که خود باری است همیشه با آدم؛ حتا اگر به جایی منتقل شود و قرار یابد: چه در این کتاب یا در ذهن و اثر دیگر از او! ….
…. تصویر فوق را میتوان با صدها بافت یا اما/اگر تاریخی بسط و گسترش داد؛ از جمله این که اگر مهراد به ایران برنمیگشت؟! چه میشد اگر مهراد در کنار همۀ آنهایی قرار میگرفت که قرار بر بودنشان بود؟! اگر تعطیلی چند سالۀ دانشگاهها و به نام انقلاب فرهنگی رخ نمیداد؟ و صدها اما/ اگر یا احتمال عینی دیگر که در مطالعات تاریخی مرسوم است؛ مثلا در فلان نقطه تاریخی فلان رخداد را داشتیم یا نه؟! و یا شرایط اجتماعی فلان و چنان بود؟ و ….
همۀ اینها میتواند رویکردی در مطالعۀ تاریخ حرفه، نهادهای اجتماعی و نیز جامعۀ ایران، بهطور کل باشد. چندوچون تاثیر مهراد بر حرفه، تاثیرپذیری او از شرایط اجتماعی و تاریخی، ارزیابی کموکیف تعامل و همکنشی وی با دیگران در درون حرفه و بیرون آن، و دهها پرسش دیگر را نیز میتوان با رویکردهای گوناگون مطالعه کرد.
امیدوارم محققان بیطرف و علاقمند به مطالعات کیفی بتوانند با استفاده از اطلاعات و دادههای این اثر، جشننامۀ مهراد، تاریخ شفاهی کتابداری ایران (از ابوالفضل نجاری) و سایر منابع و روشها چنین پژوهشهایی را انجام دهند. (بخشی از مقدمه )
مشاهده پروفایل و دیگر آثار نویسنده کتاب
این تصویر از مهراد، با همسر و کودک خردسالاش در فرودگاه سانفرانسیسکو، در حال بازگشت به ایران و در سال 1358 بهدلایلی چنان در ذهنم حک شد که گویی همۀ تصویرهای دیگر به آن چفت و بست میشود. تصویر فوق را در مرکز یک بافت بزرگ با پدیدهها و رخدادهای پیش و پس میبینم که دیگر متعلق به مهراد نیست؛ همان فرودگاه را تجسم کنید که همه استادان بخش کتابداری دانشگاه شیراز در کنار دیگر استادان این دانشگاه و بلکه دانشگاههای دیگر در مسیر عکس در حال پروازند؟! از بین پنج دانشجوی بورسیۀ دانشگاه شیراز تنها مهراد است که در مسیر مخالف در حال برگشت است؟! تقریبا همۀ خانوادۀ همسرش، پدر، مادر، برادر و خواهرش سالها مقیم آمریکا هستند و حالا باید در فرودگاه این دو جوان، و نوۀ عزیزشان را به جایی بدرقه کنند که مرکز تحول جهان شده است؟!
این تصویر را عمدا و از همان ابتدا در ذهن مهراد بارها برجسته کردم تا پاسخ وی را از این تصمیم تاریخی بشنوم! آیا از این تصمیم خود و نتیجۀ آن راضی است؟! و همسرش؟ و خانوادهاش؟! به هر حال، این تصویر و تصمیم دیگر شخصی نیست؛ به همۀ ما ایرانیان ربط دارد.
عجیب این که مهراد را بعد از نیم قرن همان جا، و این بار آن سوتر از سکوی پرواز میبینم؛ این بخشی از حس نقصان و ناخوشی است که دارم؛ شاید شما هم! چیزی کم است! در هر چیزی، هر جا، حتا در درونمان، در خودمان؛ و در کار و حرفهای که ما را به هم، به زندگی و به هستی پیوند داده است! در همه جا چیزی نیست یا چیزی را ندارد؛ در کنار همۀ آن چیزهایی که کل یک حرفه، هستی، انسان و خواستهها و ناخواستههایش را میسازد و ما را در کنار هم، و در تلاش با هم میسازد؛ و شاید گاهی در روبروی هم، و در دو مسیر مخالف که هر کدام پروازی است! و برای همان آرمانهایی که میخواهیم؟!
البته استاد مهراد را در آنجا نیز با کار و باری بر دوش میبینم که میخواهد به منزلی دیگر برساند؛ و نیز با خاطراتاش در اینجا، که خود باری است همیشه با آدم؛ حتا اگر به جایی منتقل شود و قرار یابد: چه در این کتاب یا در ذهن و اثر دیگر از او! ….
…. تصویر فوق را میتوان با صدها بافت یا اما/اگر تاریخی بسط و گسترش داد؛ از جمله این که اگر مهراد به ایران برنمیگشت؟! چه میشد اگر مهراد در کنار همۀ آنهایی قرار میگرفت که قرار بر بودنشان بود؟! اگر تعطیلی چند سالۀ دانشگاهها و به نام انقلاب فرهنگی رخ نمیداد؟ و صدها اما/ اگر یا احتمال عینی دیگر که در مطالعات تاریخی مرسوم است؛ مثلا در فلان نقطه تاریخی فلان رخداد را داشتیم یا نه؟! و یا شرایط اجتماعی فلان و چنان بود؟ و ….
همۀ اینها میتواند رویکردی در مطالعۀ تاریخ حرفه، نهادهای اجتماعی و نیز جامعۀ ایران، بهطور کل باشد. چندوچون تاثیر مهراد بر حرفه، تاثیرپذیری او از شرایط اجتماعی و تاریخی، ارزیابی کموکیف تعامل و همکنشی وی با دیگران در درون حرفه و بیرون آن، و دهها پرسش دیگر را نیز میتوان با رویکردهای گوناگون مطالعه کرد.
امیدوارم محققان بیطرف و علاقمند به مطالعات کیفی بتوانند با استفاده از اطلاعات و دادههای این اثر، جشننامۀ مهراد، تاریخ شفاهی کتابداری ایران (از ابوالفضل نجاری) و سایر منابع و روشها چنین پژوهشهایی را انجام دهند. (بخشی از مقدمه )
مقدمه. 7 از کودکی تا دانشگاه تبریز. 17 ازدواج با خانم گیتی کاوسی.. 29عوامل موفقیت حرفهای (خانواده، تحصیل، …) 45 کارشناسی ارشد و گروه کتابداری دانشگاه تهران.. 61 پایاننامه ارشد و نمایهسازی پایاننامهها. 67 مدیریت بخش خدمات فنی دانشگاه ملی.. 69 همکاری در آموزشهای کوتاهمدت.. 75 همکاری با آموزشهای کوتاهمدت انجمن کتابداران ایران.. 75 همکاری آموزشی با سپاه فرهنگ و هنر دختر. 77 تاسیس کتابخانه وزارت رفاه اجتماعی.. 79 ادامۀ تحصیل در آمریکا 83 بازگشت به ایران و آغاز مسئولیت بخش کتابداری دانشگاه شیراز. 99 تدوین نمایه روزنامه اطلاعات… 113 آموزش کوتاهمدت کتابداری در شیراز. 115 رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی.. 117 نشریه علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز. 127 مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری.. 129 مرکز منطقهای و آیاسسی و فرصتها برای رشته. 140 مرکز منطقهای و آیاسسی و خرید متمرکز مجلات… 144 مرکز منطقهای؛ خرید خارجی و کپیرایت… 151 جذب و آموزش کارکنان در مرکز منطقهای و آیاسسی.. 152 الکترونیکی کردن فرایند نشر مجلات علمی در کشور. 164 جایگزینی نرمافزار پارسآذرخش با سامانۀ جامع.. 167 مرکز منطقهای و آیاسسی در بازخوردهای حرفهای.. 169 مرکز منطقهای و آیاسسی، نقد و ارزیابی.. 174 مرکز منطقهای، خاطره، رقابت… 182 آیاسسی (پایگاه استنادی علوم جهان اسلام) 185 طرح شناسایی اشیای دیجیتال.. 195 استعفا 197 راهاندازی دوره دکترای بازیابی اطلاعات.. 205 شورای پژوهشهای علمی کشور. 217 گروه ارزیابی خرد دانشگاهها 223 کمیسیون نشریات وزارت علوم. 229 آموزش کتابداری، کمیته برنامهریزی و تغییر نام. 233 چهره ماندگار علمی کشور و دیدگاههایی درباره برخی از چالشهای فردی و حرفهای.. 251 رئیس گروه کتابداری و علم اطلاعات و فناوری اطلاعات جشن واره فارابی.. 279 مجلۀ بینالمللی علوم و مدیریت اطلاعات و مجله علمسنجی.. 283 مجلۀ بینالمللی علوم و مدیریت اطلاعات… 283 مجله علم سنجی.. 287 وظایف اخلاقی و حرفهای نسبت به جامعه/ گروه پند 289

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.